|
|
||
همايونفرخ، ركنالدين. "تاريخچه كتاب و كتابخانه درايران". دوره4-7، ش63 (دي46): 40-44، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
معرفي كتابخانههاي قرن نهم هجري
(جمعأ سي
كتابخانه
ازرديف 192تا221).
|
تاريخچه كتاب و كتابخانه در ايران
(15)
ركن
الدين
همايونفرخ
192 –
كتابخانه مدرسه و مسجد و خانقاه
گوهر شادبيكم:گوهرشاد آغابيكم همسر شاهرخ
بهادرخان و مادر بايسنقر و الغ بيك از
بانوان خير و مدبر و دانش دوست بود. دباره
درايت
و كفايت او همين بس كه مورخان نوشتهاند
شاهرخ در كليه امور كشورداري با او به
مشاوه ميپرداخت. اين بانوي نيك انديش در
جوار حرم مطهر حضرت رضا عليهالسلام مسجد
و مدرسه و خانقاهي بسيار با شكوه بنا نهاد
كه از نظر معماري و كاشيكاري از
شاهكارهاي بينظير جهان است. مدرسه
گوهرشادبيكم كتابخانهاي بزرگ داشت كه
هنگام تجاوز ازبكان به خراسان دستخوش
تاراج شد و پس از اينكه به فرمان شاه عباس
بزرگ شيخ بهاءالدين عاملي مجدداً به جمعآوري
كتابهاي تاراج شده پرداخت و كتابخانه
آستان قدس رضوي مجدداً داير گرديد
كتابخانه مدرسه گوهرشادآغا به صورت تعطيل
درآمد.
193 –
كتابخانه
مدرسه شاهرخيه:شاهرخ در هرات بسال 813 مدرسه
شاهرخيه را بنا كرد و دانشمنداني چون محييالدين
غزالي توسي و يوسف اوبهي و ناصرالدين لطفالله
در آن بتدريس گماشته شدند و رياست مدرسه و
كتابخانه عظيم آن با خواجه علاءالدين چشتي
بود.1
194 –
كتابخانه مدرسه غياثيه هرات:خواجه
غباثالدين پير احمد وزير شاهرخ بهادر
خان بود و او پدر خواجه مجدالدين محمد
خوافي معروف است اين دانشمند در خرگرد
خواف طرح مدرسهاي عالي افكند و كتابخانه
اين مدرسه يكي از كتابخانههاي معتبر و
معروف دوران شاهرخ است.2
195 –
كتابخانه مدرسه دودر –
مشهد:مدرسه
دودر را خواجه يوسف بسال 842 ساخت و اين
مدرسه همچنان دائر بود و زمان شاه سليمان
صفوي بر طبق كتيبهاي كه در مدرسه هست
تعمير اساسي شده است. كتابخانه اين مدرسه
نيز از كتابخانههاي معروف و مشتهر شهر
مشهد بوده است.
196 –
كتابخانه مدرسه پريزاد –
مشهد:باني
اين مدرسه و كتابخانه آن نجفقليخان
بيگلربيگي قندهار بوده و بر طبق كتيبه
موجود در مدرسه يكبار در زمان شاه سليمان
صفوي تعمير گرديده است. اين كتابخانه را
نجفقليخان بيگلربيگي هنگام اقامت در
مشهد در زمان شاهرخ ساخته و كتابهاي
بسياري بر كتابخانه آن وقف كرده بوده است.
197 –
كتابخانه مدرسه نصرآباد –
اصفهان:مدرسه
نصرآباد و خانقاه جنب آنرا صدرالدين علي
طبيب بسال 854 بنا كرده بود و چون مولانا
ابوالقاسم نصرآبادي شاعر و عارف دوران
صفويه را در آن مدفون ساختند بنام اين
عارف مشهور شد. کتابخانه مدرسه نصرآباد در دوران صفويه شهرتي داشته است. نكته:
هرات در زمان شاهرخ بار ديگر رونق و
اعتبار خود را از سر گرفت و مركز تجمع
دانشمندان
[40] و طالبعلمان خراسان شد و به همت
توجه شاهرخ و فرزندانش مدارس آن داير گشت و
دارالعلمهاي تازه نو بنيادي نيز ساخته شد،
بطوريكه شهر هرات تا سال 897 به نهايت درجه
ترقي و اعتلا رسيد. معينالدين اسفزاري در
روضات الجنات فياوصاف مدينه هات مينويسد:3 «….و
حالا شرف و مزيت اين شهر كه برهان او بر همه
عالم روشن است آنست كه منبع علوم دينيه و
محل ظهور و استكشاف قوانين يقينيه است،
چنانكه از تمامي روي زمين طلاب علوم و صياد
حقايق و فنون روي بدين نقطه پاكيزه
دارند و چندين هزاراند از اين طايفه در اين
بلده طيبه كه بميامن صدقات و مبرات ارباب
خيرات همه اسباب آماده دارند و شبانروزي
بجدوجهد و اجتهاد تمام بر سر مطالعه و
تكرارند و بمطلوب خود فايز گشته به اطراف
عالم ميروند و نشر قواعد و قوانين دين اسلام
ميكنند» از مهمترين مدارس زمان شاهرخ در
هرات دائر و طلبهنشين بوده و كتابخانه
داشتهاند ميتوان مدارس زير را ياد كرد:
198 –
كتابخانه مدارس خواجه كمالالدين
.199 – كتابخانه
مدرسه بديعيه .
200 –
كتابخانه مدرسه خواجه اسمعيل حصاري.201
– كتابخانه
مدرسه صحيه.
202 –
كتابخانه مدرسه نظاميه .
203 –
كتابخانه الغبيك در سمرقند:الغبيك
فرزند شاهرخ بهادرخان كه در ماوراء النهر
بحكومت رسيد و سمرقند را پايتخت خود قرار
داد همچون پدر و برادرش عشق و علاقهاي
وافر به هنر و ادب داشت و بخصوص در علوم
رياضي و هيأت از سرآمدان و نامداران اين
دانش بشمار است. الغبيك در تاريخ 823 هـ در سمرقند
مدرسه و رصدخانهاي ساخت كه بنام او
ناميده شده است.4
در اين رصد خانه با همكاري دانشمنداني چون
غياث الدين جمشيد كاشاني و مولانا معين الدين
كاشاني و صلاح الدين موسي معروف بقاضي
زاده روم و مولانا علاء الدين شاشي زيجالغبيكي
را طرح افكند و رصد بست كه بنام او به زيج
ايلخاني و الغبيك معروف است. اين رصدخانه كتابخانهاي بس معظم و
مهم داشت كه الغبيك كتابهاي آنرا از اقصي
نقاط ايران و جهان با بذل مال فراوان
گردآورد و مستغلات و ديههاي بسيار براي
اداره امور آن وقف كرد.5
از جمله كتابهاي ارزنده كه از كتابخانه او
امروز بدست است نسخهاي است از آثار خواجه
نصير توسي بخط خود در علم رياضي كه متعلق به
كتابخانه الغبيك بوده است.6نسخهاي
بسيار نفيس از ديوان نزاري قهستاني مورخ 714
كه متعلق به كتابخانه الغبيك بوده است در
كتابخانه آقاي فخرالدين نصيري اميني
موجود است.
204 –
كتابخانه پير محمدبن عمر شيخ .
شيراز :ميرزا پيرمحمد بن عمر شيخ فرزند
تيمور كه سالها در فارس حكومت داشت مانند
برادر و برادر زادگانش به جمعآوري كتاب و
استنساق آنها عشق ميورزيد. او در شيراز
كتابخانهاي فراهم آورد و خوشنويسان و
مصوران نامي را براي تهيه كتاب به گد خود
جمع آورد و به رقابت و هم چشمي با برادر و
برادرزادگانش پرداخت. همين رقابت و هم چشمي سبب گرديد كه
هنر نقاشي و كتابسازي شيراز هم ترقي كند و
مكتب هنري ديگري كه تلفيقي از نقاشي و
كتابسازي هرات و عراق بود بوجود آيد كه
بنام مكتب شيراز نامگذاري شد، آثار اين
مكتب امروز از نفايس كتابخانههاي مهم
جهان است، نويسنده را نسخهاي گرانقدر از
ليلي و مجنون اثر بختياري اهوازي است كه آن
را بسال 380 هـ . برشته نظم كشيده و اين نسخه
نفيس از جمله كتابهايي است كه در دوان پير
محمد بن عمر شيخ استنساخ گرديده و داراي 9
مجلس است كه نقاش آن نظام بن ابوتراب مرو
دشتي رقم كرده است. اين نسخه منحصر
[41]
به فرد و
نقاشيهاي آن نيز از لحاظ مكتب و سبك نقاشي
حايز اهميت و شايان توجه است.
205 –
كتابخانه سلطان خليل ميرزا .
تاشكند:يكي ديگر از شاهزادگان باذوق و هنر
دوست تيموري سلطان
خليل يا خليل سلطان است كه او نيز از علاقه
مندان به كتاب و هنرهاي آن بود و به سابقه
اين علاقه كتابخانه بزرگي در تاشكند فراهم
آورد و نسخههاي نفيسي براي كتابخانهاش
استنساخ كرد. نسخهاي در علم تشريح و طب در
كتابخانه نويسنده هست كه متعلق به
كتابخانه اين شاهزاده بوده است.
206 –
كتابخانه سلطان حسين ميرزا بايقرا:ابوالغازي
سلطان حسين ميزا بايقرا آخرين پادشاه
مقتدر تيموري است كه در خراسان و قسمتي از
ماورالنهر و گرگان سلطنت ميكرد. او مردي
هنردوست و دانش پرور بود، شعر ميگفت و
حسيني تخلص ميكرد. منظومه گل و مل از اوست.7
اين پادشاه ادب دوست، درباري بوجود
آورد كه دربار سلطان محمود غزنوي را از نظر
تجمع شعرا و نويسندگان خط بطلان كشيد،
وزير دانشمند و خردمندش امير عليشير نوائي
نيز خود از ادب پروان و هنردوستان نامي
جهان بوده است. اين پادشاه و وزير دانشمندش طي سي و
دو سال سلطنت و وزارت با ياري و ياوري يكديگر چنان محيطي در هرات و
خراسان براي رشد و نمو هنرمندان سخنوران و
نويسندگان فراهم آوردند كه در سراسر تاريخ
ادبي و هنري ايران جز دوران بايسنقر براي
آن نميتوان تالي و نظير يافت، به همين
سبب در طي مدت سلطنت آن پادشاه و صدارت آن
وزير بينظير، تأليفات و تصنيفات بسياري
در تاريخ، ادب، عرفان، طب، هيأت ، برشته
تحرير درآمد كه فهرست آنها خود كتابي بزرگ
را شامل ميگردد و
همين آثار بديع در غني ساختن فرهنگ و دانش
ايران نقش برجسته و موثري را ايفا ميكند. سلطان حسين ميرزا بايقرا گروهي از
خوشنويسان نامي ايران را كه بيشترشان دست
پرورده او و وزير با تدبيرش بودند گردآورده
بود كه در كتابخانه سلطنتي روز و شب به كار
استنساخ نسخههاي بديع اشتغال داشتند،
توجهي كه در زمان او به زيبائي خط فارسي
مبذول گشت موجب شد كه گروه كثيري از
خوشنويسان چيره دست ظهور كنند و خط فارسي
نستعليق و نسخ را به اعلاترين و زيباترين
صورتي جلوهگر سازند. غياث الدين بن همامالدين بن
ميرخوند دركتاب خلاصه الاخبار درباره
خوشنويساني كه در كتابخانه سلطان حسين
ميرزا بايقرا بكار تحرير و استنساخ كتاب
مشغول بودهاند مينويسد8
: «…..
ذكر بعضي از خوشنويسان كتابخانه معموره
عاليحضرت خداوندي ابدت ظلال هدايته كتابت
كرده و ميكنند :بر ضمير اكسير تاثير اهل
دانش و بينش پوشيده نماناد كه خاطر خجسته
مآثر بزيب و آرايش مصنفات بلاغت آيات و
فصاحت صفات چنان مشعوف و راغب است كه عقول
و اوهام در آن حيران و به تعجب است! بنابرآن ،
از مبدأ طلوع سعادت و اقبال الي يومنا هذا .
همگي همت عالي نهمت برتربيت خطاطان و
خوشنويسان مصروف داشتهاند و پيوسته نقش
فراغت و رفاهيت اين طبقه برلوح ضمير آفتاب
اشرار نگاشته و اين مختصر گنجايش ذكر جميل
كاتباني كه در كتابخانه معموره آن حضرت
كتابت كردهاند ندارد. لاجرم برتحرير
اسامي بعضي از ايشان كه حالا در قيد حياتند
اختصار نموده شود. |
|
حبيبالسير9
درباره سلطان علي مشهدي مينويسد: «در خط
نستعليق آن مقدار مهارت حاصل كرد كه خطوط
استادان متقدمين و متأخريتن را منسوخ ساخت
و در زمان خاقان مغفور همواره باشارت آن
حضرت و التماس امير علي شير بكتابت نسخههاي
شريفه ميپرداخت.» ديگر از خوشنويساني كه در كتابخانه
حسين ميرزا بايقرا بكار اشتغال داشتهاند
بايد از سلطان محمد نور، سلطان محمد خندان
، خواجه عبدالله مرواريد، عابد خطاط،
خواجه نصير خطاط ، ميرزا بايرام ، كمالالدين
حسين گازرگاهي، كمالالدين محمد رفيعي ،
حاج محمد نقاش نامبرد و از نقاشان و مذهبكاران در
تصويرسازي و تشعير و تذهيب كتابها
هنرنمائي ميكردهاند بايد از : جلال
الدين يوسف نقاش، شاه مظفر نقاش، حاج
محمدتقي نقاش، ملاياري نقاش، منصور مذهب و
ميرك ياد كرد . هنر كتاب سازي در اين دوره
پس از زمان بايسنقر ميرزا بحد كمال رسيد
و با توجهي كه سلطان حسين ميرزا بايقرا ،
بكتاب سازي معطوف ميداشت كتابهائيكه در
اين زمان بعرصه وجود آمده از نظر تجليد و
تذهيب ، و تشعير و تصوير ، بينظير و مانند
است. سلطان حسين
[43] ميرزا بايقرا براي آنكه
كتابهاي كتابخانه سلطاني با هنر نقاشي
آراسته گردد گروهي از نقاشان و مذهبان را
پروش داده بود تا براي كتابهائيكه همه
بخطوط خوشنويسان نوشته شده بود مجالسي
زيبا نقاشي كنند و كتابها را بصورت مجموعههائي
از هنر و زيبائي درآورند . سرآمد نقاشان
دربار او استاد هنرمندان جهان، خلاق خيال
انگيزترين صحنهها، فرمانرواي ملك رنگ
و قلم، مبدل ومبتكر سبك وروشي نو در چهرهنگاري
وصحنهارائي استاد كمال الدين بهزاد بوده
است. سلطان حسين ميرزا باقر با توجهي كه
به هنر داشت و عشقي كه بكتاب ميورزيد استاد
كمالالدين بهزاد را برياست سلطنتي
برگزيد تا گذشته از اينكه در پرداختن و
ساختن مجلسهاي نقاشي براي كتابهاي
كتابخانه سلطاني بذل همت ورزد بكار هنروران
و خوشنويسان و مجلدان و مذهبان نيز
سرپرستي كند. نوشتهاند گاه تا چهل تن
استاد در كارگاههاي كتابسازي كتابخانه
سلطاني تحت نظارت و سرپرستي استاد
كمالالدين بهزاد بكگار استغال داشتهاند10 فرمان كتابداري استاد كمالالدين
بهزاد را غياث الدين ميرخوند در كتاب نامه
نامي آورده كه در اينجا قسمتهائي از آن
نقل ميشود.
«……نشان
كلانتري كتابخانه هرات باسم استاد كمالالدين
بهزاد. چون ارادات مصور كارخانه ايجاد و
تكوين و مشيت محررنگارخانه آسمان و زمين ….. در اين ولا. نادره العصر والزامي .
قدوهالمصورين. استناد كمالالدين بهزاد..
حكم فرموديم که منصب استيفاي كلانتري مردم
كتابخانه همايون و كاتبان و نقاشان و
مذهبان و جدول كشان وحل كاران و زركوبان
و ساير جماعتي كه به امور مذكور منسوب
باشند در ممالك محروسه مفوض بدو باشد
تحريراًفيجمادي الااولي سنه 889».11 مير سلطان ابراهيم اميني صدرسلطان
حسين ميرزا بايقرا نيز كه از شاعران و
منشيان و مترسلان دوران اوست و تاريخ
دوران شاه اسمعيل صفوي را بنام فتوحات
شاهي بنظم كشيده است، در مرقعي كه از آثار
بهزاد براي سلطان ميرزا فراهم آورده بودند
ديباچهاي نوشته كه با قلمي دلپذير وصف
هنرمندي آن استاد يگانه را كرده است.12 از نسخههاي نفيس كتابخانه سلطان
حسين ميرزا نسخ بسياري در دست است كه
تعدادي از آنها در كتابخانه سلطنتي ايران
نگاهداري ميشود. دردوران سلطنت سلطان حسين ميرزا
باي
قرا شهر هرات و شهرهاي ديگر خراسان در
اوج عظمت سير ميكرد. مدارس بسياري معمور
و دائر بودند و بطوريكه بكرات متذكر شدهايم
اين مدارس كتابخانههائي داشتند كه مورد
استفاده طلاب علوم قرار ميگرفت و اينك
براي مزيد فايدت فهرستي از اينگونه
كتابخانههاي دوران سلطان حسن ميرزا ياد
ميكنيم
13:
207 –
كتابخانه مدرسه سلطان.208 – كتابخانه
مدرسه غياثيه ساخته و پرداخته ملك غياثالدين
كُرت.209 – كتابخانه
دارالحديث هات.210 - كتابخانه خواجه ملك
زرگر .211 - كتابخانه مدرسه حضرت مخدومي جامي.212
- كتابخانه مدرسه خواجه كمالالدين
گيرنگي.213 - كتابخانه مدرسه پيشبره از
مستحدثات مولانا جلال الدين قايني.214 -
كتابخانه مدرسه خواجه اسماعيل حصاري .215 -
كتابخانه مدرسه خواجه آفرين.216 - كتابخانه
مدرسه امير محمود.217 - كتابخانه مدرسه محله
طفلكان .218 - كتابخانه مدرسه سبزفيروز آباد.219
- كتابخانه مدرسه نظاميه (نظامالدين امير
عليشيرنوائي).220 - كتابخانه مدرسه فصيحيه
بنا كرده مولانا فصيحالدين بسطامي.221 -
كتابخانه مدرسه خواجه جلالالدين
فرنخودي
[44] |
|
|
|
1
– حبيبالسير
ج 2 ص 7 .
2
– روضات
الجنات ص 215 –
219 .
3
– ص
300.
4
– حبيب
السير ج 3 ص 622.
5
– حبيب
السير ج 2 ص 622.
6
– اين
نسخه بينظير قبلاً متعلق بكتابخانه
سلطان احمد جلاير بوده و اين پادشاه بر
پشت آن تملك خود را نوشته و پس از كشته شدن
سلطان احمد به تصرف و تملك الغبيك
درآمده است به همت آقاي دكتر خانلري مدير
عامل بنياد فرهنگ ايران مقرر است اين
نسخه نفيس بچاپ افست چاپ شود.
7
– در
كتابخانه آقاي دكتر مهدي بياني نسخهاي
از آن بخط سلطان عليمشهدي كه آنرا براي
كتابخانه سلطان حسين ميززا بايقرا نوشته
موجود است. 8 – نقل از نسخه خطي كتابخانه آقاي فخرالدين نصيري اميني.
9
–
حبيبالسير ج 4.
10
–
نامه نامي. بنقل از روضات
الجنات . نسخه منحصر كتابخانه ملي پاريس.
11
–
نامه نامي.
12
–
تذكر تحفه سامي به تصحيح اين
بنده نويسنده –
در نسخه مصحح مرحوم وحيد شرح
حال سلطان ابراهيم اميني نيامده است. 13 – به نقل از نسخه خلاصهالاخبار . |