|
|
||
فروغ، مهدي. "نمايش درقرون وسطي دركشورهاي اروپا ومقايسه آن با نمايشهاي مذهبي درايران". دوره6، ش64 (بهمن46): 20-24، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
خواندن
منظومههاي حماسي و افسانهها توسط خوانندگان دوره گرد، سرچشمه پيدايش
نمايشات مذهبي و نقش موسيقي دراين گونه
نمايشات،
نمايشهاي "ميستر" و "ميراكل"
كه مبداء درامهاي مذهبي قرون وسطي است ـ مبداء
نمايش
مذهبي
درايران، نهضت ملي ايران در مقابله با اعراب،
نمايشهاي مذهبي درانگليس.
|
|
|
نمايش
در قرون وسطي در كشورهاي اروپا
و
مقايسة آن با نمايشهاي مذهبي در ايران
(2)
دكتر
مهدي فروغ
رئيس هنركده
هنرهاي دراماتيك
در فرانسه خواندن ((شانسون دوژست))1 و
افسانههاي ((آرتور))2 توسط خوانندگان
دورهگرد حرفهاي رواج داشت و
اين اشخاص بدون شك مثل بعضي از مرثيه
خوانها و نوحه سرايان و نقالان ما ، صدا و
حركات و خصوصيات احوال اشخاص داستان خود
را ، ضمن خواندن اين اشعار حماسي ، تقليد
ميكردند3 . بايد دانست كه اين كار در
تاريخ تحول هنرهاي دراماتيك عمل بكر و بيسابقه
بوده و هيچ ارتباطي با درامهاي
كلاسيك نداشته است . با وجود اينكه آثار ((ترنس))4
در مدارس تدريس ميشد مردم تصور نميكردند
كه آثار مزبور بايد در روي صحنه و توسط
هنرپيشه بازي شود . حتي در سده دهم و بعد از
آن هم در سده دوازدهم ميلادي بعضي از
نويسندگان در صدد برآمدند كه كمديهائي
بنا به راه و رسم و شيوه ((پلوتوس))5 و ((ترنس))6
[20]
بنويسند ولي نمايش نامههاي غير
عملي7 كه به اينصورت به وجود آمد براي بازي
در روي صحنه نبود . دانته8 شاهكار ادبي خود را تحت عنوان
((كمدي)) معرفي كرده و ((چو سر))9 ((افسانه راهب))10
خود را تراژدي خوانده است . شايد اين اشخاص
نميدانستهاند كه اصطلاح ((تراژدي)) و ((كمدي))
به چه نوع از انواع ادب كلاسيك بايد اطلاق
شود . به هر حال تعبير كلاسيك تراژدي و كمدي
تا اواخر سده پانزدهم ، يعني تا موقعي كه
نفوذ نهضت رنسانس در ادبيات و هنر آغاز شد
بصورت صحيح بكار نميرفت . |
|
بنا بر آنچه گفته شد ما ميتوانيم با كمال اطمينان بگوئيم كه در آن هنگام كه درام مذهبي جديد در اروپا بظهور پيوست قرنها بود كه درام دورههاي قديم يونان و روم بكلي فراموش شده بود . حتي ثابت شده است كه نمايش نامه ((مصيبت حضرت مسيح))11 منصوب به ((گرگوري نازيانزن))12 (نويسنده معروفي از پيشوايان مذهبي كه در سده چهارم بعد از ميلاد ميزيسته است) و شش نمايش نامه كمدي كه توسط يك راهبه به نام ((هروسويتا))13 از اهالي ((گراندرشايم))14 واقع در ((ساكسوني))15 نوشته شده در نمايش نامههاي مذهبي اروپا هيچ اثر و نفوذي نداشته است 16. از آنچه تا حال دربارة مبداء پيدايش
نمايش نامههاي مذهبي در ايران بيان
داشتهايم17 ميتوانيم مشابهتي بين
نمايشهاي مذهبي ايران و نمايشهاي مذهبي
اروپا مشاهده كنيم هر دو از نفوذ كلاسيك يا
هر نفوذ ديگر به دور هستند . مقصود و هدف هر
دو نمايش يكي است و همچنين مبداء پيدايش
آنها مقبول نظر عامه مردم بوده است . موضوع
هر دو درباره حوادثي است كه
[21]
منحصرا يا
مربوط به تاريخ روحاني است و يا منصوب به
افسانههاي مذهبي . |
|
||
دسته عزاداري كه مقدمه اي بر پيدايش
تعزيه بوده است
|
|
نمايشهاي مذهبي ايران هم مثل
نمايشنامههاي قرون وسطي در اروپا –
و به تحقيق مثل هر درام ديگر –
در نتيجه تمايل عمومي به شبيه
سازي يا تقليد حركات اشخاص داستان ضمن نقل
مطالب و وقايع بوجود آمده است . اين تمايل
عمومي به شبيه سازي ضمن نقل داستان رنج و
مصيبت حضرت مسيح در اروپا مخصوصا در
فرانسه منشاء پيدايش نمايشهائي تحت عنوان
ميستر
18 گرديد و همين انگيزه همگاني در
انگلستان و در نقاط ديگر ضمن بيان حوادث
زندگي قدسيان نمايشهاي مذهبي(( ميراكل))19 را
پديد آورد و ملازمت آن با تذكار وقايع
دلخراش كربلا در ايران موجب پيدايش تعزيه
شد . مخصوصا در اين مرحله است كه نمايشهاي
مذهبي ايران و نمايشهاي مذهبي قرون وسطي
بياندازه به يكديگر شباهت دارد . با وجود اينكه نمايشنامههاي
مذهبي قرون وسطي ، همانطور كه قبلا هم
اشاره شد ، تحت نفوذ درام كلاسيك يونان و
روم واقع نبود و نمايشهاي مذهبي ايران نيز
به نوبة خود تحت تأثير هيچ كدام قرار
نگرفته است ولي هر سه نوع درام داراي مطالب
مشترك و مشابهي هستند سرچشمة پيدايش هر سه
درام احساسات شديدي بوده كه در نتيجه
اجراي مراسم و مناسك مذهبي ايجاد شده است .
در هر سه موسيقي نقش مؤثري داشته و در هر سه
وسيله بيان شعر بوده است . مبداء پيدايش تئاتر يونان قديم
آوازهائي بوده كه در جشنهاي مذهبي
ميخواندند20 و مبداء درام قرون وسطي عبارت
بود از سؤال و جوابهائي كه بصورت تلحين ضمن
نيايش به درگاه خداوند بين كشيشان رد و بدل
ميشد21
. مبداء پيدايش نمايشهاي مذهبي ايران
نيز اشعار پر شوري بوده كه به صورت سؤال و
جواب به عنوان قسمتي از مراسم سالانه
مذهبي در رثاء و بمنظور تذكار مصائل
خاندان علي و فرزندانش حسن و حسين خوانده
ميشده است
22. سابقا توضيح دادهايم كه
چگونه تشريفات ماه محرم كه نمايشهاي مذهبي
از آن ناشي شده به عنوان قسمتي از نهضت ملي
ايرانيان براي مبارزه با تسلط اعراب داير
و برقرار شد. همين عامل احساسات نيرومند
ملي است كه ما نه در درام كلاسيك يونان
مييابيم و نه در درام مذهبي اروپا . با وجود
خطوط مرزي و جغرافيائي كه بين كشورهاي اين
قاره وجود داشته و زد و خوردها و اختلافات
سياسي كه بين مردم آن موجود بوده همه از
لحاظ مذهب روحاً و معناً يك دل و يك جهت بودهاند.
حتي فرقههاي مختلفي كه در
عالم مسيحيت به وجود آمده موجب تغييرات
كلي و اساسي معتقدات ايشان نگرديده است . در انگلستان مهاجمان بودند كه درام
را با خود به آن كشور بردند . تقريباً محقق
شده است كه تا پيش از تسلط ((نورمان)) ها بر
انگلستان در سال 1066 هيچ نوع نمايش در آن
كشور وجود نداشته است . اجراي نخستين نمايش
ميراكل منسوب بيك ((نورمان)) بنام ((جفري))23
[23]
است كه راهب دير ((سنت البنز))24 بوده و
باحتمال قوي اجراي اين نمايش در پايان سدة
يازدهم صورت گرفته است25
. نمايشنامههاي مذهبي در
انگلستان ابتدا به زبان لاتن يا به زبان ((نرمان))
نوشته ميشد و قديميترين نمايشنامه اي
كه دربارة خلقت حضرت آدم و سقوط او در دست
است بزمان ((نرمان )) خالص است . نخستين
نمايشنامه مذهبي كه بزبان انگليسي موجود
است توسط مردي بنام ((راندولف هيگدن)) ((راهب
ديرچستر))26 نوشته شده است . ولي با وجود
اينكه نوشتن نمايشنامههاي ميراكل در
انگلستان بزبان اصلي از اين تاريخ محقق
است درام در آن سرزمين مبداء و منشاء
مستقلي نداشته است . حتي احتمال ميرود كه
تا دهه دوازدهم و سيزدهم نيز نمايشنامههاي
مذهبي در آن كشور همچنان بزبان فرانسه
نوشته و بازي ميشد . در صورتيكه نمايشنامههاي
مذهبي در ايران بجهت اينكه بيشتر بمنظور
برانگيختن احساسات ملي نوشته ميشده هميشه
بزبان فارسي يعني زبان مردم خود اين كشور
بوده است در صورتيكه اگر بزبان پيامبر
اسلام هم نوشته ميشد چندان بيمورد نبود27 . نمايشهاي ((ميراكل)) درانگليس مثل
نمايشهاي مذهبي ايران بياندازه مورد
علاقه و رغبت عامه مردم بوده است . تقريبا
يك قرن بعد از اينكه ((نورمان)) Norman
ها خاك انگليس را تصرف كردند
اجراي اين نمايشها تقريبا در هر شهر و
دهكدهاي رواج يافت و در قرنهاي چهاردهم و
پانزدهم و شانزدهم در نقاط ديگر آن سرزمين
نيز متداول گرديد28 و بعلت اينكه بيش از حد
مورد علاقه مردم بود مجبور شدند آنها را در
خارج از كليسا بمعرض نمايش بگذارند تا
جمعيت بيشتري از ديدن آنها برخوردار شوند .
صرف نظر از شهر ((چستر)) لااقل در سه مركز
عمده و تعداد زيادي از مراكز كوچكتر اين
نمايشها بياندازه مورد رغبت و علاقه
مردم بوده و نحوه اجراي آنها نيز بياندازه
مشهور بوده است . سه مركز عمده ديگر
عبارتست از ((يورك))29 و ((ويك فيلد))30 و ((كاونتري))31
پاورقيها
:
1 – ((ژست))Geste
كلمهايست ((لاتن)) يعني كار و
عمل و بمعني تاريخ و افسانههاي پر حادثه
نيز آمده است و مقصود از ((شانسون دو ژست)) Les
Chansons منظومههاي حماسي
فرانسه است كه توسط شاعران يا خوانندگان
دورهگرد خوانده ميشد . اين اشعار كه
عموما ده يا دوازده هجائي بود سه دوره دارد
كه مهمترين آنها ((ژستهاي شارلماني)) Les Gestes de Charlemaagne
و ((ژستهاي گيوم)) Les
Gestes de Guillaume ناميده ميشود .آغاز
پيدايش اين نوع شعر روشن نيست ولي از سده
يازده تا پانزده معمول بوده است و به
احتمال قوي ابتدا توسط زائريني كه ضمن
مسافرت به زيارتگاهها اين اشعار را براي
سرگرمي ميخواندند ساخته شده است .
2 –
Arthurian Contes
يكي از حماسههاي فرانسه بنام
((شانسون دو رولان)) Chansons
de Rolan در سده دوازدهم توسط ((نورمان
)) Norman
ها به انگليس برده شد و در ميدان
جنگ ((هيستينگز))
Hastings در زمان هانري اول ،
خوانده ميشد و كم كم رواج گرفت و بقرينه آن
، داستانهاي ((آرتور)) Arthur
كه قهرمان معروفي نزد اقوام ((برتون))
Breton
يعني ساكنان بومي نواحي جنوب
غربي و مغرب انگليس بود ساخته شد ولي واقعا
مسلم نيست كه آيا چنين قهرماني وجود داشته
است يا نه .
3 –
براي اطلاع بيشتر رجوع شود به ((تاريخ
سه هزار ساله تئاتر )) The Theatre, Three Thousand yers of derama
تاليف ((شلدون چني )) Cheldon
Cheney صفحه 138 .
4 - Terence
به توضيح مقاله سابق مراجعه شود
.
5 –
Plautus
(184 – 254 ؟ ق.م ) كمدي نويس معروف روم ابتدا به
تجارت چوب و الوار و ساختن صحنه نمايش
اشتغال داشت . پس مدتي ورشكسته شد و مجبور
گشت براي امرار معاش به كارهاي دستي مختلف
بپردازد. نيمه دوم عمر خود را به نوشتن
نمايشنامه صرف كرد و موضوع بعضي از
نمايشنامههاي او را ((موليير )) اقتباس
كرده است كه از جمله آنها يكي نمايشنامه
خسيس است . كمديهاي ((پلوتوس)) تحت عنوان ((پالياتها))
Paliata
ناميده ميشود چون صحنه واقعه در
يونان است و هنرپيشهها شنل يوناني يعني ((پاليوم))
Pallium
به تن ميكردند بيست نمايشنامه
از صد نمايشنامهأي كه نوشته در دست است .
شكسپير نيز كمدي اشتباهات The
comedy of errors را از او اقتباس
كرده است .
6 –
Terence
به توضيح مقاله سابق مراجعه شود
.
7 –
نمايشنامههاي عملي كه به زبان
انگليسي آنها را ميخوانند Closet drrama
مينامند به نمايشنامههايي
اطلاق ميشود كه از لحاظ ادبيات ارزش دارد
ولي قابل بازي در روي صحنه نيست . مثل ((فاوست))
گوته شاعر آلماني . بعضي از نقادان اين
تعبير را نميپسندند كه هر گاه شاعر به فنون
درام نويسي كاملا آگاه نباشد نمايشنامههايي
مينويسد كه قابل بازي در روي صحنه نيست و
لذا آنها را در رديف ادبيات معرفي ميكنند
.
8 - –
Dante
((1321 – 1265 )) شاعر ايتاليايي كه كتاب معروف او به
نام ((كمدي الهي )) La Divinak
Commedia در سراسر جهان مشهور
است .
9 - –
Geoftrey Chausser
(1400 – 1340 ؟) شاعر معروف انگليسي كه كتابش به نام
((افسانههاي كانتربري)) Canter bury Tales
شهرت جهاني دارد .
10 –
به مقدمه ((افسانه راهب)) در
مجموعه آثار ((جفري چوسر)) Geofirey Chaucer
توسط ((ف . ن . رابينسون)) چاپ ((بستن))
، 1933 صفحه 226 مراجعه شود . در اين مقدمه چوسر
ميگويد : ((تراژدي عبارت از سرودن افسانهايست
درباره كسي كه در ناز و نعمت بوده ولي
اقبال از او برگشته و با بدبختي و بيچارگي
دست به گريبان باشد )) .
براي كسب اطلاعات بيشتر به
كتاب ((فلسفه درام اروپايي)) European
Theories of the drama تاليف ((بارت ه .
كلارك )) Barrett H. Clark
. چاپ نيويورك ، سال 1945 ، صفحههاي 41 و 45 و 47
مراجعه شد.
11 - Christ
Suffering
12 - –
St. Gregory Nazianzen بنا
به روايت ((كلارك)) در كتاب سابقالذكر
صفحه 203 و 204 داخل ((جان ميلتون)) John-
Milton (1674 –
1608 ) شاعر معروف حماسهسراي انگليسي و
مصنف ((بهشت گمشده)) Paradise
Lost در مقدمه تراژدي ((سامسون
اگونيست )) Samson Agonistes
نقل ميكند كه ((گرگوري نازيانزن))
نوشتن يك تراژدي بنام ((مصيبت حضرت مسيح ))
را با مقام قدس و ورعي كه داشت نامناسب
تشخيص نداد .
13 –
Hroswitha
14 –
Grandeasheim
15-
–
Saxony
16 – ((جان گاسنر)) John
Gassner در
كتاب ((استادان درام)) Masters
of the Drama چاپ نيويورك ، 1945 در
پاورقي مينويسد كه ((هروسويتا )) را ميتوان
((ژرژ ساند )) George
Sand قدسي
مآبي تلقي كرد.
17 –
اين مطلب در فصل قبل از اين
توضيح داده شد كه اميدواريم بعدا به همين
ترتيب ترجمه و چاپ شود .
18 –
Mystery
در اصل يوناني است به صورت ((ميستريون))
Myeterion
كه در زمان لاتن به ((ميستيريوم)) Mysterium
تبديل شده و به معني مناسك سري
مذهبي است يعني تشريفاتي كه شركت در آن
منحصر به اخصاء پيروان آيين است . كساني كه
دهانشان براي بازگو كردن آن مراسم بسته
باشد و راز آن را بر آنان كه اهل آن آيين
نيستند فاش نسازند . اين كلمه در اصل در
مورد مناسك مذهبي كه سالي يكبار در شهر ((اليوسيس
)) Eleusis واقع
در چهارده كيلومتري شهر آتن به افتخار ((دي
ميتر)) Demeter
خداي زمين به صورت سري صورت
ميگرفت به كار برده ميشد و در قرون وسطي در
مورد نمايشنامههاي مذهبي كه به منظور
تهذيب اخلاق و تجسم دادن به داستانهاي
كتاب انجيل اجرا ميشد به كار برده شده است .
19 –
Miracle
نوع ديگر از نمايشهاي مذهبي
قرون وسطي كه موضوع آن بيشتر مربوط و
درباره معجزات و كرامات قدسيان بوده است
در انگلستان اين كلمه در مورد هر دو نوع
نمايش به كار ميرفته است .
20 – ((دوره كامل درام يوناني قديم )) The
Complete Greek Drama تاليف ((ويتني اوتز)) Whitney J. Oates
ويوجين اونيل پسر درام نويس
معروف آمريكايي چاپ نيويورك در 1938 صفحه XIX.
21 – ((به استادان درام)) Mosters
of the Drama تاليف ((جان گاسنر)) Gassner
صفحه 141 مراجعه شود .
22
–
ساموئل جي . ويليام بنجامين
s.g.w. benjamin در كتاب خود بنام ((ايران و
ايرانيان))،لندن،1887،در صفحه373 مينويسد((هر مسافر اروپايي كه نخستين بار
در ماههاي عزاداري محرم و صفر در خيابانهاي تهران پرسه ميزند از هياهوي
شگفتي بخشي كه در آن شهر بالنسبه ساكت قديمي به گوش ميرسد دچار حيرت
ميگردد: اين صداي كودكان است كه بريدههاي آوازي را كه هرگز نظير آن در جاي ديگر
شنيده نشده با آهنگي نافذ و مؤثر ميخوانند.
آنچه ميخوانند آهنگي غريب و غير عادي و غمافزا
و گلهآميز است و به صورتي توصيف ناپذير
حالت تهليلي را كه هنگام خواندن سرود ((استابات
ماتر))Stabat Mater
به ما دست ميدهد در شنونده ايجاد ميكند .ولي
حالت آن لحن منحصر به خود آنست بعبارت ديگر
نواي موسيقي بخصوصي است كه توجه را فوري
جلب ميكند ، ودر تارهاي پر احساس دل آدمي
نفوذ ميكند .( ((استابات ماتر)) نام سرود
مشهوري است مربوط بقرون وسطي درباره مصلوب
ساختن حضرت مسيح كه در سرتاسر تاريخ
مسيحيت مورد علاقه و توجه بوده است . اين
سرود در قرن سيزدهم ساخته شده و از همان
ابتدا جزء تشريفات مذهبي در آمده است .
مصنفان بزرگي براي اين سرود آهنگ ساختهاند
كه از جمله معروفترين آنها نام ((ژوسكن
دپره )) Josquin des Pres و
((پالسترنيا)) palestrina
و((پارگولزي))
Pargolesi وهايدن ،و روسيني ،
و وردي و ((دووژاك))Dvorsk
را
ميتوان ذكر كرد ).
23 –
Geoffrey
24 –
St. Albans
شهر و منطقهاي در انگليس واقع
در سي كيلومتري شمال لندن كه تاريخ ايجاد
آن از سال 303 ميلادي يعني بلافاصله پس از
شهيدشدن يكي از پيشوايان مسيحي به همين
نام ،با بناي نمازخانهأي در آن محل شروع
شده و در سال 793 كه بقاياي جسد اين شهيد را
در آنجا يافتند به افتخار وي صومعهأي در
آن شهر بنا نهادند كه غنيترين و مهمترين
صومعههاي آن جزيره محسوب ميشد و هنوز
هم محل مزبور با كليساي اعظمي كه دارد از
نقاط معروف حومه شهر لندن است . ((سنت آلبنز
)) نخستين شهيدي است كه در انگلستان در راه
ترويج مذهب مسيح كشته شده است . تولدش در
همين شهر اتفاق افتاده و پس از هفت سال
خدمت در روم و بازگشت به انگليس به گناه
مسيحي بودن ظاهرا به دستور امپراطور روم
او را كشتند .
25 –
به كتاب سابقالذكر ((چيمبرز))Chambers
از صفحه 64 به بعد مراجعه شود .
26 –
Randolf Higden
((1363؟-1299 ؟)) يكي از راهبان ((ديرچستر )) . در
انگلستان كه 63 سال عمر خود را در اين صومعه
به سر برده و وقايع ايام را تا سال 1327 نوشته
است .
27 –
به كتاب ((گاسنر)) Gassner
سابقالذكر صفحات 146 و 152
مراجعه شود .
28 –
براي اطلاع بيشتر به كتاب آلفرد
و . پولارد Alfred
W. Pollard بنام نمايشنامه هاي
ميراكل در انگلستان English Miracle Plays
چاپ لندن ، سال 1950 صفحه 22 مراجعه
شود .
29 –
York
شهري در منطقهأي به همين نام
در شمال انگليس كه داراي كليساها و كاخها و
بناهاي تاريخي مهمي است .
30 –
Wakeifield
31 –
Coventry |