|
|
||
ستاري،
جلال. "نقاشيهاي كاخ عاليقاپو".
دوره 6، ش 64 (بهمن 46): 63-65، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه:ارتباط ايران با جهان غرب، فرستادن
هنرمندان ايراني به رم، احياي هنرها درعهد
صفويه درايران، بررسي ريشههاي
تاريخي هنر صفويه بخصوص در زمينه نقاشي.
|
|
|
نقاشيهاي
كاخ عالي قاپو
جلال ستاري
S . Stelling – Michaud , J . Daridan
كه اكنون استاد دانشگاه ژنو است
پس از ديدار آثار تاريخي و هنري اصفهان
كتابي بنام نقاشيهاي صفوي كاخ عالي
قاپوي اصفهان La
peinture Sefevide d, Ispahan, Le Palais d, Ala Qapy
نوشتند كه بسال 1930 در پاريس به
چاپ رسيد . اين كتاب ظاهرا در ايران
ناشناخته مانده است . آنچه در زير ميآيد
خلاصة نظرات قابل عنايتي است كه اين دو
دانشمند در كتاب خويش بيان داشتهاند . ايران پس از سلطة اعراب و تركان
سلجوقي و مغول استقلال خود را با ظهور
خاندان ايراني در آغاز قرن شانزدهم ميلادي
بازيافت اما در اين دوران هزار ساله با
وجود تغييرات سياسي و مذهبي و نفوذ
فرهنگهاي گوناگون خارجي ، اصالت و قدرت و
استقلال نبوغ ايراني در عين انعطافپذيري
محفوظ ماند . شاهان صفوي وحدت كشور را
ايجاد كردند ، در آباداني آن كوشيدند و
چنان به حمايت از هنر و صنايع برخاستند كه
دو قرن اول دورة صفوي را عصر شكوفائي هنر
است دوران ((كلاسيك)) خواندهاند . شاه عباس
ارتباط ميان ايران و غرب را برقرار ساخت و
در نتيجه نظرات جديدي كه از لحاظ هنري نيز
بسيار مهم بود به ايران راه يافت . بدنبال
كوچ دادن صدهزار ارمني در سال 1604 از جلفاي
قفقاز به اصفهان ، ايران نه تنها يكي از
قدرتهاي اقتصادي و تجاري جهان گرديد بلكه
بسبب مسيحي بودن ارامنه كليساهاي خود را
با پردههاي نقاشي ايتاليائي تزئين
ميكردند ، ديد و اشكال هنري اروپا به
اهتمام آنان به ايران آورده شد . بسياري از
هنرمندان خارجي خاصه ايتاليائي و آلماني و
هلندي به دربار شاهان صفوي آمدند و شاه
عباس نيز هنرمندان ايراني را براي تحصيل
به رم اعزام داشت . تا سال 1930 خاصه معماري و
مينياتورسازي و نساجي دورة صفوي نيك
شناخته بود لكن تا آن روزگار باستثناي G
. Migeon كسي
به نقاشيهاي ديواري اصفهان توجهي خاص
مبذول نداشته بود و حال آنكه اين نقاشي كه
به نظر اول ظاهرا فقط در ريزهكاري و
جزئيات به حد اعلاي كمال رسيده است از جهات
ديگر نيز توفيق هنري شگفت آوري است . بايد دانست كه احياي هنر ايران در
دورة صفوي تجديد صور و سنن گذشته بوده است
يا محصول تأثير و نفوذ خارجي و يا اينكه
اين هر دو عامل در رستاخيز هنري دورة صفوي
دخالت داشتهاند . آنچه مسلم و قطعي است
اين است كه رسيدن به چنين كمالي در فن و
صنعت ، بيمقدمه و زمينهسازي و پژوهش
آمادگي قبلي امكانپذير نيست . اما به
نگاه اول چنين مينمايد كه تعبيرهاي چيني
در اين هنر قلبه دارند و اين نظري است كه
سكه قبول يافته است چون تاكنون هميشه نقش
تأثير و نفوذ چين در نضج و تكوين هنر ايران
مهم و برجسته جلوه داده و بر آن تأكيد خاص
كردهاند . بزعم طرفداران اين نظريه ، نفوذ چين
در حدود سال 1500 به اوج خود رسيد و بر اثر آن
تعبيرهاي هنر چين از قبيل جانوران و
آدميان و درختان پر شكوفه و گل با مرغابي
كه بر شاخسارهاي آن نشستهاند با تعبير Tschi
، در هنر ايراني راه يافته سنت
كهنسال و اصيل هنر تزئيني را بياعتبار
ساختند ، ولي نبوغ ايراني سرانجام بر اين
نفوذ بيگانه غلبه كرد و به نظر Hopf
در اواخر قرن شانزدهم و طي قرن
هفدهم تقليد از موضوعهاي نقاشي و در نقش و
نگار قالي متروك شده و بكار بردن تزئينات
اوليه رونق گرفت تا آنكه اين شيوه نيز كمكم
به خشكي و بيروحي گرائيد يعني جانوران
اندك اندك روح و حيات و حالت طبيعي خود را
در نقاشي از دست دادند . اما گمان نميرود
كه بتوان از وجود تضادي ميان دو قريحه و
طبع ايراني و چيني در زمينه هنر سخن گفت
چون از ديرباز يعني از آغاز قرن چهاردهم ،
هنري ((چيني و ايراني)) پديد آمد كه در آن
تعبيرهاي ايراني كه قبلا درياچههاي
ابريشمي دوره ساساني ديده شده بود با
عناصر چيني در ميآميزد . |
|
تصاوير غارهاي مانويان ثابت
ميدارد كه در قرن هشتم تعبير درخت گلدار و
شكوفان بكار ميرفته و بنابراين هنر
ايراني از آغاز اين تعبير را كه از شرق دور
آمده پذيرفته و بهتحليل برده است . نمونههاي
ديگر نيز مؤيد همين معني است مثلا در
مينياتور يك كتاب مانوي دو شاخه گل تابدار
پر چين و شكن ميبينيم و اين تعبير در عالي
قاپو فراوان به چشم ميخورد . همچنين
گلهائي كه چون ستارگان ميان اشخاص افشانده
شده تعبيري است كه به گواهي نقاشي غارهاي Kutsha يك سنت كهن ايراني است . بعلاوه در مينياتور مانوي گل كوچكي (Rosette) وجود دارد كه قبلا در تزئينات ساساني به كار رفته و تعبير برگ مو نيز كه به اشكال مختلف ظاهر ميشود يك تعبير كهن ايراني بشمار است . بنابراين بطور قطع و يقين ميتوان گفت كه سنت تزئيني ايران در سراسر قرون وسطي زنده و پر رونق مانده است . بدين معني كه اشكال قديم پيوسته تجديد شده و بسط و توسعه و تكامل يافتهاند و تاثير و نفوذ خارجي نقشي جز نوسان دادن به تعبيرهايي كه در ايران از روزگار بسيار كهن رايج بوده نداشته است .
R . F. Martin
در بحثي مربوط به قاليهاي دوران
صفوي اين نظر را تأييد ميكند، آنجا كه مينويسد
: ((ايرانيان كوشيدند تا نشان و اثر خود را
بر تعبيرهاي خارجي بنهند و در راه حصول اين
مقصود توانستند به كمك سنن كهن خويش هنري
بيافرينند كه هر چند مشحون از عناصر
بيگانه است لكن داراي چنان خصيصه برجستهاي
است كه آنرا از هنرهاي همسايگانش يعني
تركان و مغولهاي هند بروشني ممتاز ميدارد
)). اگر وجود برخي از تعبيرهاي شكوفه و
گل در عالي قاپو دال بر دوام و بقاي پارهاي
از مضامين ايراني است وفور همين تعبيرها
در عاليقاپو علت و سبب ديگري دارد . در
واقع در قرن پانزدهم موجي از تعبيرهاي
شكوفه و گل قاليهاي مغولي سراسر هنر
تزئيني را فرا ميگيرد و شكفتگي شگفت انگيز
تعبيرهاي تزئيني آغاز ميشود تا آنكه در
قرن هيجدهم هنرمندان ايراني در ظرافتي
مصنوع ميافتند و رفته رفته با خشك شدن سر
چشمه زايندة نبوغ و آفرينش هنري ، دوران
تقليد از كارهاي
[64] اروپائيان پديدار ميگردد
. مقايسه تزئينات ديواري اصفهان با قاليهاي
قرن شانزدهم آموزنده است . بسياري از
قاليها همان تعبيرهايي را دارند كه در
نقاشيهاي ديواري ميبينيم . اما آنچه در
نقش و نگار اين قاليها مييابيم توزيع
مصنوع و غير طبيعي تعبيرهاي تزئيني است كه
هر چند مطابق اصل قرينهسازي طراحي شده
بازگويي هيچ نظم و نسق و ترتيب استواري در
توزيع و چگونگي پراكندگي آنها بكار نرفته
است . بدين معني كه تعبيرهاي شكوفه و گل
گويا بر حسب تصادف و اتفاق ، بدون منظور
داشتن هدف و غايتي و يا ارتباط و پيوندي
ميان آنها پخش و پراكنده شدهاند و از
اينرو جدا از متن زمينه بنظر ميرسند و
چون برگ گل بر روي آب شناور مينمايند .
اما در نقاشي ديواري بينده بيدرنگ متوجه
طرح و نظامي روشن ميشود و از راه تمام
خطوطي كه به اين نقطه خاتمه مييابند به
همان نقطه منتقل ميگردد . به عبارت ديگر
تزئين در اينجا از روي نقشه و حسابي صورت
گرفته است . همان نقوش پرشكوه شكوفه و گلي
كه در مينياتور و قالي بكار رفته و
ايرانيان آنرا از چينيان بعاريت نگرفتهاند
چون خود در آراستن باغ و گلستان استاداني
مسلم بشمار ميآمدند ، با جلال و مايه و
غنائي بيشتر در نقاشيهاي ديواري تكرار
شده است . مرغ در اين نقاشي همان Fong
– Hoang چيني
است كه بسبب طرح بسيار ساده و وضع بغايت
خيالي و انتزاعي آن ، با جانوران سنت
ايراني كه بسيار زنده و طبيعي نقاشي ميشوند
تفاوتي آشكار دارد . |
|
نكته جالب توجه در اينجاست كه اين مرغ چيني قرنها پيش از اين دوران نيز به دست هنرمندان ايراني نقاشي شده و منجمله در روي يك چيني سلطانآباد نقش بسته است . بهرحال ماهيت تأليفي و تلفيقي اين نقاشي كه در آن تأثيرات خارجي با سنن ملي در آميخته است هنري ظريف پديد آورده كه بيشتر عالمانه و كمتر طبيعي است . مايه و شيوة ايراني خاصه در طراحي جانوران كه خيلي زنده و طبيعي ترسيم شدهاند آشكار ميشود . اصلوب مينياتور سازي در طراحي جانوران بر روي ديوارهاي عالي قاپو محسوس و نمايان است . نرمي حركات اين حيوانات و ظرافت خطوط بدن آن ها نمودار قدرت و مهارت شگرف نقاش در ترسيم حيوانات است و اين چنين قدرت و مهارتي خاص هنر ايراني است . ولي مقايسه اين نقاشيهاي ديواري داراي تزئينات حيواني بتمام و كمال ايراني ، با نقوش قاليهاي آن عصر كه داراي همان تعبيرهاي نقاشي ديواري است آشكار ميسازد كه صنعت و پرداخت نقاشيهاي ديواري با طرح و ساخت نقوش قالي فرق دارد و آندو دقيقا همسان نيستند و شايد در نقاشي ديواري تأثير هنر قرن را تشخيص بتوان داد . اين تأثير كه ظاهرا به صورت استحكام و استواري تعبير ، پيوستگي و انسجام و يكپارچگي تمامي نقوش ، قدرت و صلابت طرح و بصيرت از موازين تناسب و اعتدال پديدار ميگردد در نقاشيهاي ديواري همان دوره كه داراي اشكال انساني است بوضوح ديده ميشود و در اين مورد اخير نفوذ غرب را در وضع و حالت و اطوار و سكنات و نيز آرايش لباس آدمهاي فرنگي نقاشيهاي ديواري باز ميتوان يافت . [65] |
|||
|
نقشي بر ديوار عالي قاپو |