|
|
||
هوو، ژانلوئي. "ايران در آينه جهان". ترجمه وتلخيص ازكيكاوس جهانداري. دوره 5-6، ش 65 (اسفند 46): 25-29، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
گورستان
B در
سيلك هزاره اول (ق.م): بررسي
دويست گور و آنچه كه درآن محلها
بدست آمده ـ حسنلو: حصارحسنلو، قوم مانا و
سرزمين
آنها، شرحي برجام طلاي حسنلو و
پيالهاي ازنقره، سفالهاي خاكستري و سياه
اين محل و
قدمت
آن.
|
|
|
ايران
در آئينة جهان
(9)
ترجمه كيكاوس
جهانداري
از كتاب لوئي هوو
گورستان B در سيلك
بر اثر حفاري در سيلك دو گورستان
بدست آمد در دويست و پنجا متري جنوب تپه كه
آنرا بنام B , A
نامگذاري كردهاند . در اولين گورستان
يعني B
با تقريباً
15 گور ، از اشياء مورد مصرف و
تزييني قطعاتي كشف شده از سفال يك رنگ آن
هم با خاكستري تند كه ميتوان آنها را متعلق
به اواخر دوره مفرغ دانست . هيچ مجوزي در
دست نيست كه اين كشفيات را متعلق به دورة
قبل از آن يعني سيلك چهارم بشماريم . از
اينها گذشته بين اين دو مرحله شكاف و فاصله
عميقي است كه تا كنون نتوانستهاند آنرا
به نحوي رضايت بخش توجيه كنند . بهمين
ترتيب رابطة بين اين سفال خاكستري تيره
رنگ و سفال ديگري از همين نوع كه متعلق به
مرحله سوم تپه حصار C
است هنوز روشن نشده است . گورستان دوم يعني B
به هيچ وجه ارتباطي با گورستان اول نداشته
است از حفاريها چنان برآمده ((كه هيچ
ارتباطي بين تمدن گورستان B
با تمدن گورستان A موجود نيست))1 . نحوة تدفين در
قياس با گورستان A به نحوي بارز تغيير كرده است و
اين خود مبين آن است كه ساكنين اين دوره
اهالي قبلي نبودهاند . در گورستان B
كه در كنار شهر قرار دارد تقريباً دويست گور
مورد مطالعه قرار گرفته است . در ابتداي
امر اين گورها در سطح زمين قرار داشته اما
در طول قرون با فرونشستن خاك پايينتر
رفته است ديوارهاي قبور را برعكس قبور
لرستان سنگچين نكردهاند و اين معيار
خوبي است براي تعيين تاريخ اين قبور .
اجساد را با اشياء بسيار بخاك ميسپردهاند
و آنگاه روي آنها خاك ميريختهاند . در
روي هر گور تودهاي از خاك ميانباشتهاند
و بعد سنگ روي آن ميگذاردهاند به
صورتي كه داراي نوكي تيز ميشده است .
اين خود ما را به ياد خانههائي در شمال مياندازد
كه بامهائي دوپوشه و نوكتيز دارد2 .
گيرشمن دويست و هجده گور را نبش كرد و از آن
ميان فقط هفتاد و يك گور دست نخورده بود . از گورستان B بيش از هر چيز سفال بهدست آمد . مثلا گزارش حفاري از گور شمارة 15 چنين حاكي است : ((27 كوزه ، جام ، بشقاب ، مشربه كه از ميان هفت كاسه با لولههائي به شكل منقار بوده است . مسؤول حفاري از اين گزارش چنين نتيجه ميگيرد : خيلي امكان دارد كه اين سفالهاي زياد فقط متعلق به جسد نبوده است . شايد اعضاي خانواده و دوستان كه در جريان تدفين شركت ميكردند به سهم خود ظروفي به همراه ميآوردند كه آنها ار نيز پهلوي جسد ميگذاردهاند .مراسم عزاداري محتملاً عبارت بوده است از [25] باده گساري و صرف غذاي دستهجمعي . در جوار اشياء گرانبهائي كه خيلي خوب مانده است و بدون شك داراي ارزش هنري بسيار است مقداري اشياء پستتر و مستعمل نيز هست و اين گويابه همان علت تشريفات خاص عزاداري باشد كه ذكر شد)) . |
|
گورستان B سيلك را متعلق به ابتداي هزارة اول ميدانند و آنرا با ورود طوايف ايراني كه در اين هنگام در نجدها مقيم ميشدند مرتبط ميشمارند . گيرشمن تاريخ اين گورستان را بين قرن نهم و دهم قبل از ميلاد مسيح يا ابتداي قرن هشتم ميداند3 و بر اين ادعا مطالعات خود را كه از جمجمهها كرده دليل ميگيرد . آنها كه در موضع گورستان B ساكن بودهاند بطور اساسي از اسلاف خود تفاوت داشتهاند و اين ادعا با تفاوتي كه در طرز تدفين مشاهده ميشود به صورت غير مستقيم تأييد ميگردد . در جنوبيترين قسمت صفهأي به سطح تقريبي 2500 متر مربع يافته شد . بر اين تپة مصنوعي مسلما خانة فرمانروا قرار داشته و بر ناحية دامنة [26] كوه مسلط بوده است . از اين حقيقت ميتوان به شرايط اجتماعي تازه اي پيبرد و موقف كساني را كه از خارج آمده بودند حدس زد . شهري كه در مجاورت اين گورستان قرار داشته دفعةً ويران شده و علايم حيات از اين ناحيه محو گرديده است . احتمال دارد كه اين سرزميندر قرن هشتم به دست سپاهيان آسوري بر افتاده شده باشد . |
|||
|
ظرف
نقش دار از گورستان ب سيلك قرن دهم تا نهم
قبل از ميلاد مسيح ـ موزه لوور |
حسنلو
ناحية حسنلو در آذربايجان در درة
سلدوز يعني در جنوبغربي درياي اروميه
قراردارد . در سال 1936 به حفاري در آنجا آغاز
كردند و آنگاه كه از طرف هيأت علمي
امريكائي موزة فيلادلفيا زير نظر ر . ديسون
(R
. Dyson
) باز از سر گرفته شد . حصار حسنلو را به قوم
مانائي كه از مراجع آسوري به وجود آنها پيبردهايم
منسوب ميدانند . مانائيها اخلاف خوريهاي
هزارة دوم بودند . آسوريها در وقايعنامههاي
خود نام سرزمين مانا را ذكر كردهاند .
همچنين در كتيبههاي اورارتوئي مربوط به
اوايل قرن هشتم نام مانائيها ذكر شده است
. احتمال دارد كه در اين زمان حصار حسنلو
ويران شده باشد4 . حسنلو شهر كوچكي است كه
حصاري بر آن مسلط است . اين حصار داراي
ديوارهاي مستحكمي بوده كه پناهگاه اهالي
محسوب ميشده است . خانههاي مسكوني
همچنين گورستان در خارج حصار كه ديوارهايش
سخت با مهابت است قرار دارند . ديوار حصار
نه متر ارتفاع و سه متر قطر دارد و در آن
دروازههائي براي حمله كردن به محاصره
كنندگان تعبيه كردهاند.
دو ساختمان از زير خاك بيرون آورده شده
است .در اين بنا تالارهاي ستونداري است
كه فقط پايه ستونهاي آنها بر جا مانده است .
|
|
اين
صحنه با صحنة بالا مربوط است و آنهم توسط
آبي كه از دهان گاو بروي هيولا فرو ميريزد
. در طرف چپ صحنة پيكار ، يك نفر كودكي را به
ربالنوع نشسته اي نشان ميدهد . در
فاصله اي كم يك الهةسوري روپوش خود را باز
ميكند تا خود را برهنه بنماياند . احتمال
دارد كه اين يك افسانه تجسم يافته خوري
باشد . مضمون اين افسانه به صورت حتي به دست
ما رسيده است و اين مطلب نبايد موجب حيرت
شود زيرا آيين مذهبي حتيان و خوريان در هم
آميخته است . بدين طريق امكان دارد كه
بسياري از متون حتي فقط صورت تغيير يافته
صحنههاي خوري باشد . پس ابن جام حسنلو ميتواند
ما را به ياد افسانة كوماربي بيندازد .
كوماربي كه پدر خدايان است از جانب چوب ،
ربالنوع باد و توفان مورد تهديد قرار
گرفت . كوماربي براي دفاع از خود صخره اي
را باردار كرد و پهلواني بنام اوليكومي
بوجود آمد . ارباب انواع مادر به فارغ شدن
صخره ياري كردند و كودك را بر زانوي پدر
نشاندند . حال ديگر كوماربي اميدوار است كه
اين پسر صخره ، ربالنوع باد و توفان را
سركوب كند . اين كودك هيولا به شتاب تمام
رشد ميكند ، از دريا سر بر ميآورد و
خداي باد و توفان را به پيكار ميطلبد . |
|
در بدو امر خداي باد و توفان منكوب ميشود . اما آنگاه ا آ (E a ) خداي سومري آب شيرين و جادو به كمك او ميشتابد و در يك جنگ دوم پيروزي نصيب وي ميگردد5 . چنين به نظر ميآيد كه صحنهاي كه بر جام حسنلو نقش شده صورت خوري افسانه كرونوس6 را توصيف ميكند . كوشيدهاند كه اين اثر عظيم هنري را با جامهاي طلايي كه اين اواخر در استانهاي ساحلي درياي خزر و بخصوص مارليك7 كشف شده و از آن گذشته با جام قديمتر كلاردشت (مازندران) كه در سال 1934 تصادفا يافته شد مربوط كنند . همانطور كه قبلا گفته شد جام مخلوط نقره و سيم و زري هم از حسنلو به دست آمده است . جالب توجهترين منظره اي كه بر آن نقش است داستان يك پيروزي را بازگو ميكند . بر ارابهاي دو نفر نمايانده شدهاند ، يكي از آنها اسبها را مهار ميكند در حالي كه ديگري با كمان به پشت رو [28] كرده و دشمن را هدف قرار داده است . اين صحنه و همچنين تركيب اجزاء آن درست مانند آثاري است كه از آسور به دست آمده است . ساير اشيائي كه به دست آمده عبارت است از كاشيهاي لعابدار . يكي از آنها داراي نقش حيواني است كه سري شبيه انسان دارد . از آن گذشته دستة چاقوئي با طلاكاري و ساير چيزهاي ديگر به دست آمده است . |
|
|||
|
كاسه اي با نقش پلنگ
وگياهان ـ تپه سيلك ـ هزارة چهارم قبل از
ميلاد |
زاويه ديگر از شكل
قبلي |
|
سفالها خاكستري است با تغييراتي به
رنگ قرمز و سياه چنانكه آنها را با سفالهاي
خوروين ميتوان مقايسه كرد . رابطة اين
سفالها با سفالهاي خاكستري قديمتر شمال
ايران هنوز حل نشده است . شايد اين سفالها
تحت تأثير نمونههاي خيلي قديمتر فلزي
تهيه شده باشند . نوع سفالهاي سياه خيلي
نازك است و تاكنون فقط از انواع آن در خانهها
يافت شده است در حالي كه سفالهاي خاكستري
تنها در گورها به دست آمده است . اين
سفالهاي خاكستري از نظر زيبايي چندان مهم
نيست و جدار ضخيمتري هم دارد . مراحل مختلف سفال حسنلو را به كمك
كربن چهارده معلوم ساختهاند . دورة
سفالهاي خاكستري تقريبا از اوايل هزارة
قبل از ميلاد آغاز ميگردد اما تاريخ
پايان دورة آنرا به دقت نتوانستهاند
معلوم كنند و احتمال دارد كه قرن هشتم قبل
از ميلاد ساختن اين سفال پايان يافته باشد
. [29] پاورقيها
:
1
–
براي وصف قبور رجوع شود به :
Ghirshman
, Fouilles de Sialk , vol . II , PP . 26 – 27 .
2
–
براي وصف قبور رجوع شود به اثر فوق ، جلد
دوم ، صفحة 29 .
3
–
براي وصف قبور رجوع شود به اثر فوق ، جلد
دوم ، صفحة 95 .
4
–
تاريخ تقريبي انهدام حصار در مجله زير
منتشر شده است .
Arcdaeology
XIII (1960) , 129 .
5
–
افسانة كوماربي توسط هانس گوستاو گوتربك (Hans
Gustav Guterbock )
منتشر شده است تحت عنوان :
Kumarbi
, Mythen vom churritischen Kronos aus den hethitischen Fragmenten
zusammen
gestellt , ubersetzt und erklart 1964 (Istanbuler Schriften , 16) , Zurich
-
New York , Europa erlag , 1946 .
6
–
Kronos
در افسانههاي يوناني كوچكترين پسر
اورانوس و گهآ بوده . چون پيشگوئي كرده
بودند كه فرزندش او را بركنار خواهد كرد
تمام فرزندان خود را باستثناي زئوس بلعيد .
ولي همين زئوس بود كه سرانجام پادشاهي را
از او گرفت . (مترجم)
7-
E . O . Nagahban , The wonderful Gold Treasure of
Marlik : Illustrated London News , April 28 , 1962 . |