فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 65 (اسفند46): 56-63، تصوير.

 

خلاصه:‌"تربين‌" مايعي براي تهيه ورني ـ‌"تئوري رنگها" ، رنگ مكمل و رنگ متباين ـ "تيمول" مادة ضدعفوني كننده ـ "جستجوي سرب در ظروف شيشه‌اي وچيني" ـ "جستجوي فسفاتها درچيني" ـ "جستجوي نقره در آلياژها" ـ "جستجوي كلرورها درآب" ـ "چرخ‌پرداخت" ـ "چرخ خراطي يا چرخ تراش" ـ "چرخ سمباده" ـ "چرم" ـ "چسب"، انواع آن، شيوه چسباندن و مرمت اشياء چوبي، سنگي، شيشه‌اي، چيني ـ "سريشم" ـ "سليكات سديم" ، دستورتهيه چندنوع چسب و اقدامات لازم هنگام چسباندن تكه‌هاي مختلف ـ "چسب نشاسته"،

فرمول تهيه چسب ظريفتر براي چسباندن اوراق كاغذي.

فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و ترميم آثار هنري

                                             (11)

دكتر جاويد فيوضات

تربين (Terbene) مايعي است برنگ زرد روشن كه در تهيه ورني و رنگهاي نقاشي بكار ميرود آنرا از اثر آسيد سولفوريك بر اسانس تربانتين بدست ميآورند .

تئوري رنگها (Colours Theory يا Theories Des Couleurs ) امواج نور چنانچه قبلاً نيز در مورد اشعه ايكس و مادون قرمز و ماوراء بنفش ذكر شد از انواع امواج الكترومانتيك (Electro – Magnetic Waves ) بشمار ميآيد اختلاف رنگها مربوط به يكسان نبودن طول موج آنهاست كه از حدود (4/0) تا (8/0) ميكرون براي رنگهاي مختلف اعم از تابش يا بازتاب (اشعه منعكس) تغيير ميكند (يك ميكرون Micron طولي است معادل يكهزارم ميليمتر و مساوي با ده هزارم آنگستروم Angstrom و در مباحث علمي طول موج اشعه نوراني را غالباً با اين واحد بيان ميكنند)احساس رنگهاي مختلف امري است ذهني (Subjective  ) و بچگونگي ادراك و و تفسير مغز و همچنين نسبت باثر امواج نور بر انتهاي عصب باصره (در شبكيه چشم) مربوط ميباشد رنگهاي ساده‌اي كه از تجزيه نور سفيد بوسيله قطعه بلور منشوري شكل بدست ميآيند بترتيب صعودي طول موج عبارتند از : بنفش ، نيلي ،‌آبي ، سبز ، زرد ، نارنجي و قرمز اين رنگها در رنگين‌كمان (قوس قزح) نيز مشاهده مي‌شوند اين پديده در اثر تجزيه نور خورشيد (اشعه سفيد) بوسيله قطرات باران كه نقش منشور را دارند بظهور ميرسد .

رنگهاي اوليه يا اصلي كه در نقاشي و رنگرزي بكار ميروند عبارتند از قرمز ، زرد و آبي ساير رنگها را كه برنگهاي ثانوي يا فرعي موسومند از اختلاط رنگهاي مزبور بدست ميآورند مثلاً از آميختن قرمز و آبي رنگ بنفش يا ارغواني بدست ميآيد (شدت رنگ حاصل به نسبت اختلاط بستگي دارد) رنگ سبز از اختلاط زرد و آبي و بالاخره رنگ نارنجي از آميختن قرمز و زرد حاصل ميشود براي تهيه بعضي رنگها مانند خاكستري يا قهوه اي بايد هر سه رنگ اصلي را به نسبتهاي مختلف با يكديگر مخلوط كرد از نقطه نظر فيزيكي اجسام سياه رنگ اجسامي هستند كه هيچ يك از اشعه رنگي را منعكس نميكنند و به عبارت ديگر تمام اشعه را با هر طول موجي كه باشند جذب مينمايند .

رنگهاي مختلفي كه در تجارت براي امور و آثار هنري عرضه ميشود غالباً از رنگهاي مخلوط بشمار ميآيند و هيچيك مانند رنگهاي قوس قزح خالص نميباشند رنگ مكمل (Complementary ) يا متباين (Contrast ) هر رنگ به رنگي اطلاق ميشود كه مجموعاً سياه جلوه‌گر شوند باين ترتيب مكمل رنگ آبي رنگ نارنجي ميشود كه مخلوطي است از دو رنگ اصلي ديگر يعني زرد و قرمز اگر مدتي با دقت زياد به رنگ خاصي چشم دوخته و بلافاصله بصفحه كاغذ سفيد رنگي ((خيره)) شويم ، اشكال رنگي صفحه قبلي مانند يك شبح بطور مبهم ولي با رنگ مكمل آن بنظر ميرسند مثلاً اگر شكل اولي برنگ قرمز باشد شبح آن برنگ سبز (مخلوط آبي و زرد) جلوه‌گر ميشود .

از اشعه ايكس (X – Ray ) و اشعه ماوراء بنفش (Ultra – Violet Radiation ) و اشعه مادون قرمز (Infra – Red Rays )كه همگي از اشعه غير قابل رؤيت بشمار ميآيند (طول موج دو نوع اول كمتر از (4/0) ميكرن يعني كمتر از حداقل اشعه قابل رؤيت است و طول موج اشعه [56] مادون قرمز بيشتر از (8/0)ميكرن ميباشد بنا بر اين سبب تحريك عصب باصره انسان نميشوند و به بهمين جهت غير مرئي يا اشعه سياه ناميده ميشوند) نيز در امور هنري مخصوصاً براي تعيين اصالت رنگها و نقاشيهاي اصيل از آثار تقليد شده استفاده ميكنند (در شماره‌هاي قبلي توضيح بيشتري در اينمورد داده شده است ) .

چند نمونه از اشياء زينتي كه از طلا و نقره با عيارهاي مختلف ساخته شده اند

تيمول (Thymol ) جسمي است سفيد رنگ و بلوري كه در (5/51) درجه ذوب ميشود و در حرارت معمولي بتدريج بخار ميگردد ، اين دارو را از تقطير روغن آويشن (Thyme ) تهيه ميكنند بهمين جهت بوي آويشن ميدهد در الكل واتر محلول است . ماده‌اي است ضدعفوني كننده و بعنوان داروي ضد قارچ يا كفك براي محافظت اشياء عتيقه و آثار هنري بكار ميرود .

جستجوي سرب در ظروف شيشه‌أي و چيني (Test for the Presence of Lead Recherche de la Presence du Plomb ) يا يك قطره از محلول آسيد فلوريدريك (Hydrofluoric Acid ) رقيق را روي گوشه‌اي از جسم شيشه‌اي ميگذارند بعد از سي ثانيه يك قطره از محلول ئيدروژن سولفوره (Sulphuretted Hydrogen ) بر آن ميافزايند

آشكار شدن لكه سياه رنگ وجود سرب را در خمير شيشه ثابت مينمايد (آسيد فلوريدريك جسمي است بسيار [57] خطرناك و ظروف شيشه‌اي و ابزار فلزي را فاسد ميكند از اين جهت آنرا در ظروف مخصوصي كه از سفال لعاب‌دار تهيه ميشود نگاهداري ميكنند .

 در هنگام استعمال بهتر است قطرهاي از محلول آنرا بوسيله ميلهاي از پارافين جامد روي شيشه مورد آزمايش بگذارند ئيدروژن سولفوره يا آسيد سولفوريك گازي است كه بمقدار زياد در آب حل ميشود و بوي تخم مرغ گنديده از آن به مشام ميرسد . براي تهيه آن جوهر نمك را بر سولفور آهن كه جسمي است سياه رنگ و پيريت آهن ناميده ميشود تآثير ميدهند) ممكنست قبل از بكار بردن ئيدرژن سولفوره قطره آسيد فلوريدريك را بوسيله كاغذ خشك‌كن جذب كنند گاهي بجاي ئيدروژن سولفوره كه بوي نامطبوعي دارد مخلوطي با نسبت مساوي از جوهر سركه (آسيد استيك (Acetic Acid ) ويدوردوپتاسيم (Potassium Iodide ) را بكار ميبرند (براي تهيه اين محلول بلافاصله قبل از آزمايش ده گرم يدوردوپتاسيم را در ده گرم آب حل ميكنند و همين مقدار آسيد را بملايمت بر آن ميافزايند) اگر سرب در شيشه وجود داشته باشد لكه درخشاني برنگ زرد در محل آزمايش ظاهر ميشود .

چرخ تراش با موتور الكترونيكي

براي اثبات وجود سرب در چيني گوشه اي از ظرف چيني را با سمباده ميسايند تا جلاي آن از بين برود سپس مانند حالت قبل قطره‌اي از محلول آسيد فلوريدريك بر محل سائيده شده ميگذارند و پنج دقيقه صبر ميكنند تا آسيد بر خاك چيني تأثير نمايد سپس وجود سرب را بكمك محلول يدورپتاسيم در آسيد استيك تعيين مينمايند (يدور پتاسيم را بايد در شيشه‌هاي رنگين و در محل تاريك نگهداري نمود زيرا در اثر نور فاسد ميشود ) .

جستجوي سولفاتها در آب يا قشرهاي رسوبي (Test for the Presence of  Sulphate ) يا (Recherche de la  Presence des Sulfates ) مقداري از قشر مورد نظر را در آب مقطر حل مينمايند و در لوله امتحاني ميريزند (اگر منظور تجزيه آب باشد چند سانتيمتر مكعب از آنرا مستقيما در لوله آزمايش ميريزند) و چند قطره محلول كلرورباريم (Barium Chloride )‌بدان ميفزايند اگر رسوب سفيد رنگي توليد شود دو يا سه قطره جوهر نمك آسيد كلريدريك (Hydrochloric Acid ) اضافه كرده و لوله امتحان را تكان ميدهند اگر رسوب حل شده حل نشود ، محلول مورد آزمايش [58] سولفات دارد .

جستجوي فسفاتها در در چيني (Test  for the Presence of  Phosphate – Recherche de la Presence des Phosphates) گوشه‌اي از ظرف چيني را با كمك سمباده ميسايند تا جلاي آن از ميان برود سپس به كمك ميله‌اي از پارافين جامد قطره‌‌اي از محلول آسيد فلوريدريك بر آن ميگذارند و پنج دقيقه صبر ميكنند ، سپس بوسيله سرنگي اين قطره را وارد لوله امتحاني ميكنند ، كه در آن محلول گرم موليبدات آمونياك (Ammonium Molybdate ) در جوهر شوره آسيد نيتريك (Nitric Acid ) وجود دارد اگر رسوب زردرنگي در لوله امتحان مشاهده شود دليلي است بر وجود فسفات در چيني (آثار آسيد فلوريدريك را بايد بلافاصله بعد از خاتمه آزمايش از روي اشياء پاك نمايند) .

جستجوي نقره در آلياژها (Verification de L,existance de L,argent –Test for Silver) گوشه‌ناپيدايي از جسم مورد آزمايش را با سوهان پاك مي‌كنند تا لايه سطحي كاملا از بين برود (اين لايه ممكن است آب طلا يا فلز ديگري باشد و يا مربوط به تركيبات شيميائي يكي از فلزات موجود در آلياژ مورد آزمايش باشد ) سپس قطرة كوچكي از محلول جوهر شوره بر محل سوهان شده مي‌گذارند ، اگر عيار نقره بيشتر از ميزان استاندارد باشد (عيار نقره استاندارد نهصد و بيست و پنج در هزار است ) رسوب خاكستري كمرنگي (كرم رنگ ) ظاهر مي‌شود و هر چه مقدار نقره در آلياژ كمتر از ميزان استاندارد باشد رسوب حاصل شده تيره‌تر به نظر مي‌رسد فلزات غير قيمتي (مانند مس) رنگ سبزي توليد مي‌نمايند كه با ((كف)) توأم مي‌باشد . (حالتي نظير جوشيدن Effervescence) بعد از خاتمه آزمايش بايد بلافاصله شيئي مورد نظر را بشويند تا آثار آسيد كاملا پاك شود (براي تشخيص آلياژهاي نقره از طلا و همچنين از اجسامي كه از فولاد زنگ نزن (Stainless Steel) ساخته ميشوند در شماره‌هاي قبلي به ((آزمايش طلا )) رجوع فرماييد ) .

جستجوي كلرورها در آب (Recherche de la Presence des Chlorurd – Test for the presence of Chloride) معمولا در تمام آبهاي طبيعي حتي آبهائيكه خوب تقطير نشده باشند مقداري نمك طعام كلرورسديم (Sodium Chloride) وجود دارد براي تعيين وجود كلرور در آب يا جسم مورد نظر مقداري از آب يا محلول ماده مورد نظر را در لوله امتحان ميريزند (كمي از جسم مورد آزمايش را در آب مقطر مورد اطمينان حل مي‌كنند ) و چند قطره از محلول سنگ جهنم نيترات نقره (Silver Nitrate يا Nitrate D,argent ) در آن ميچكانند اگر رسوب سفيد شير مانندي در لوله امتحان ديده شد چند قطره جوهر شوره آسيد نيتريك بدان ميفزايند . در صورتيكه رسوب سفيد توليد شده حل نگردد وجود كلرور در ماده مورد آزمايش تأييد مي‌شود (سنگ جهنم را بايد در آب مقطر حل نمايند و محلول آن پوست بدن را سياهرنگ مي‌كند ).

چرخ پرداخت (Buffing Wheel) چرخي است نظير چرخ سمباده كه روي آنرا پارچه پيچيده‌اند يا اساسا چرخ را از پارچه تهيه كرده‌اند و براي پرداخت كردن از آن استفاده مي‌كنند معمولا قبل از استعمال مقداري گرد از يك مادة سايندة نرم مانند گرد گل سفيد بر روي چرخ مي‌پاشند .

چرخ خراطي يا چرخ تراش (Le Tour – Lathe) امروزه انواع چرخهاي خراطي را از فلز يا چوب تهيه مي‌نمايند و در صنايع دستي از آنها استفاده مي‌كنند چرخ را بكمك موتور الكتريكي و گاهي بوسيله اهرمهاي مكانيكي مانند ركاب (Taeadle) بحركت در مي‌آورند اين وسيله در اكثر كارگاهها يكي از لوازم بشمار مي‌آيد .

چرخ سمباده (Abrasive Wheel) صفحه مدوري است كه از سنگ سمباده تهيه مي‌شود و بكمك موتور يا اهرمهاي مخصوصي مي‌توان آنرا به سرعت چرخانيد براي بريدن اشياء يا تيز كردن ابزار و گاهي پرداخت كردن از آن استفاده مي‌كنند .

چرم (Cuir – Leather) چرم را از پوست حيوانات تهيه مي‌كنند . براي اين منظور بيشتر پوست گاو يا گوسفند را بكار ميبرند ولي گاهي نيز از پوست حيواناتي نظير اسب، خوك، بز، بزغاله و آهو استفاده مي‌كنند در ازمنه قديم پوست بدن انسانرا مخصوصا در كشورهاي اروپائي [59] براي صحافي بكار مي‌بردند در مناطق حاره پوست سوسمار را بچرم تبديل مي‌نمايند .

چرم يكي از مواد آلي است بهمين جهت به آساني فاسد مي‌شود و اگر در نگاهداري آن سهل‌انگاري شود مي‌گندد براي جلوگيري از گنديدن ، لازمست گاهگاهي آنرا با ماده چربي مانند وازلين ، روغن كرچك، لانولين (Lanoline يا روغن پشم گوسفند ) يا روغن بالن چرب كرده و پرداخت نمايند اگر مواد روغني را گرم نمايند بهتر جذب چرم مي‌گردد .

در كتبي كه جلد چرمي دارند طرفين عطف (لولاها) و شيرازه آن سريعتر از ساير قسمتها آسيب مي‌بيند و بهتر است آنها را با مخلوطي بفرمان زير پرداخت نمايند :

موم زرد (Bees – Wax) پانزده گرم ، روغن سدر (Gedar wood Oil) سي گرم ، لانولين (Anhydrous Lanoline) دويست گرم ، بنزين هواپيما يا هگزان (Hexane) سيصد گرم اين محلول بسيار مورد اشتعال است و در موقع استعمال آن بايد احتياط كامل مراعات گردد چند روز وقت لازم است تا كتابهائي كه باين ترتيب پرداخت مي‌شوند خشك گردند .

براي ترميم اشياء چرمي فاسد شده از مخلوط روغن كرچك در الكل كه به نسبت شصت گرم روغن در چهل گرم الكل تهيه ميشود استفاده مي‌كنند و بعد از بيست و چهار ساعت به روغن كرچك خالص آغشته مينمايند .

براي معالجه چرمهائي كه شروع به گنديدن كرده‌اند ، جلوگيري از پيشرفت فساد ضروري ميباشد و براي اين منظور آنها را در الكل رقيق كه مقداري فنل (Phenol يا Carbolic Acid) بدان اضافه كرده‌اند فرو ميبرند سپس در وازلين مذاب غوطه‌ور مي‌نمايند گاهي اعمال مزبور را با فرو بردن در پارافين مذاب تكميل مي‌كنند (اين عمل از گنديدگي مجدد جلوگيري مي‌نمايد ) .

براي دوختن و وصله كردن قطعات چرمي از نخي كه به موم آغشته شده است استفاده مي‌كنند براي محافظت اشياء چرمي از هجوم و آفت حشرات آنها را با محلولي از سوبليمه (Corrosive Sublimate) در الكل سمپاشي مي‌نمايند (اين محلول بسيار سمي و خطرناك است ).

چسب (Colles – Cements , Ad hesives) اين اسم بتمام موادي كه قدرت الصاق و چسبانيدن دارند مانند صمغ (Gomme – Gum) سريشم (Glue) يا چسب (Colle – Paste) اطلاق ميگردد و انواع آنرا براي ترميم اشياء مختلف بكار ميبرند البته در هر مورد از نوع خاصي استفاده مي‌كنند .

تشريح علل و چگونگي چسبيدن دو جسم بيكديگر به آساني مقدور نيست ولي در هر حال لازم است سطوح مورد نظر كاملا با يكديگر مجاور شوند و تماس كافي ميان آنها برقرار گردد ، غالبا مشاهده مي‌شود كه اگر دو صفحه شيشه اي را بدون بكار بردن چسب روي هم بگذارند بطوري بيكديگر جذب مي‌شوند كه گاهي در موقع جدا كردن مي‌شكنند (در اين موارد براي جلوگيري از شكستن كافي است دو صفحه شيشه اي را به آرامي و بموازات سطح مشترك روي يكديگر بلغزانند) در حقيقت هنگام چسبانيدن دو جسمي كه سطوح آنها كاملا با يكديگر مماس نمي‌شوند ماده چسبناك اين وظيفه را بعهده مي‌گيرد و با پر كردن پست و بلندي‌ها سطوح كاملا همواري بوجود مي‌آورد (اگر سطوح متقابل دو صفحه فلزي را با دقت كافي تراشيده و صيقل دهند ، سپس بدون چسب روي يكديگر بگذارند طوري بهمديگر متصل مي‌شوند كه جدا كردن آنها به آساني مقدر و مقدور نميگردد ) به همين جهت لازم است چسب را بحداقل لازم و بصورت يك لايه بسيار نازك و غير منفصل روي سطوح مورد نظر بكشند تا نتيجه حاصل رضايتبخش گردد استعمال بيش از اندازه چسب سبب مي‌شود كه فاصله زيادي ميان سطوح باقي بماند و اتصالي كه به اين طريق به وجود مي‌آيد معمولا سبب مي‌شود كه فاصله زيادي ميان سطوح باقي بماند و اتصالي كه به اين طريق بوجود مي‌آيد معمولا سست و ضعيف مي‌باشد بعد از اينكه دو سطح چسب دار را روي هم قرار دادند بايد آنها را براي مدت كافي تحت فشار قرار دهند تا چسب كاملا ((سفت و سخت ))شود البته در اثر فشار مقداري از چسب كه غير ضروري است از محل اتصال خارج ميگردد ، براي چسبانيدن اشياء بايد با حوصله تمام اقدام شود و هرگز قبل از سفت شدن چسب، نبايد جسم را حركت دهند تا اتصال سست نگردد .

بهتر است چسب بحد كافي روان و سيال باشد مثلا اگر سريشمي تهيه نمايند كه در موقع استعمال بسيار غليظ و چسبنده باشد بر خلاف انتظار نتيجه رضايتبخشي عايد نمي‌گردد معمولاً [60] در هر مورد جسمي كه متناسب با مشخصات جسم مورد نظر مي‌باشد بكار مي‌برند ولي در تمام موارد بنكته‌اي كه در زير بيان مي‌شود بايد توجه نمايند تا نتيجه بهتري عايد شود .

سطوح مورد نظر را بايد قبلا كاملا تميز و پاك نمايند و اگر آثاري از چسب خشكيده بر آن ديده شود بكلي بزدايند و اين منظور نيز به آساني با استفاده از حلالهاي مناسب ميسر مي‌گردد مثلا آثار سريشمهاي ژلاتيني را با آب گرم يا بخار آب ميزدايند و چسبهاي رزيني را بوسيله الكل و اكثر چسبهاي جديد را كه منشاء سلولوئيدي دارند به وسيله آستن (Acetone) يا آستات آميل (Amyl Acetate) پاك مي‌كنند (مشخصات اين دو ماده در شماره‌هاي گذشته به تفصيل ذكر شده‌اند ).

امروزه در اكثر موارد از چسبهايي استفاده مي‌كنند كه در لوله‌هائي (Tubes) شبيه لوله‌هاي خمير دندان پر شده‌اند و انواع آن بنامهاي مختلف در بازار يافت مي‌شوند مثلا براي چسبانيدن قطعات سفالي ، چيني، چوبي و نظائر آنها از چسبهايي به نام (Duco)، (Durofix) و غيره استفاده مي‌كنند چسبهاي مزبور از انحلال سلولوئيد در آستن يا آستات‌آميل تهيه مي‌شوند و مانند تمام چسبهاي سلولوئيدي شفاف (حاكي ماوراء Transparent) مي‌باشند و بهمين جهت آنها را غالبا براي چسبانيدن اشياء شيشه‌أي شكسته بكار ميبرند ، در اين مورد بهتر است قبلا لبه‌هاي قطعات شيشه را با كاغذ سمباده يا سنگ سمباده (سنگ سخت تيره‌رنگي است كه از كربورسيلسيم (Carborundum) تهيه مي‌شود و چون درجه سختي اين ماده در حدود الماس مي‌باشد لذا آنرا براي سائيدن مواد سخت مانند شيشه بكار ميبرند ) بسايند .

اگر در هنگام شكستن ظرف شيشه‌أي قطعات كوچكي از آن مفقود شده باشد جاهاي خالي را ميتوان با چسبهاي نامبرده در بالا پر كرد ولي غالبا استحكام محل متصل شده باندازه حالت اصلي نمي‌شود به همين جهت اين قبيل اشياء را بعد از چسبانيدن نبايد زياد دستكاري يا جابجا نمايند براي تهيه چسب خوب ميتوان مقداري سلولوئيد در مايعي كه به نسبت مساوي از آستن و آستات آميل تشكيل يافته است حل نمايند تا بغلظت شربت برسد ، اگر با افزودن مقدار بيشتري از حلال مخلوط را روانتر و سيالتر نمايند ورني شفافي بدست مي‌آيد كه ممكن است آنرا بكمك دستگاهي شبيه عطر پاش (Pulverisateur – Atomiser) بر سطوح اشياء مورد نظر مي‌پاشند .

در هنگام استعمال فقط حاشيه‌هاي سطوح مورد نظر را بمقدار نسبتا زيادي از اين چسب آغشته ميكنند و با فشار كافي زيادي چسب را از محل اتصال خارج مي‌نمايند و دو قطعه را از يكديگر جدا كرده مي‌گذارند كه چسب روي آنها كاملا خشك شود ، سپس حاشيه‌ها را مجددا چسب زده و تحت فشار قرار مي‌دهند تا خوب به هم متصل شوند آب اثري بر اين قبيل اتصالها ندارد و در آنها نفوذ نميكند (Waterproof) ولي بوسيله مقدار كمي آستن يا آستات آميل از هم گسيخته مي‌شوند .

چسبهائيكه به نامهاي (Seccotine) يا (Croid) ببازار عرضه مي‌شوند از ژلاتين تهيه مي‌شوند و براي چسباندن اشياء چوبي و قطعات سفالي بسيار مناسب مي‌باشند ولي بسبب محلول بودن ژلاتين در آب اتصالها ضد آب يا (Waterproof) بشمار نمي‌آيند بعلاوه محل اتصال نيز نمايانتر از مواردي  است كه چسبهاي سلولوئيدي مانند (Durofix) استفاده كرده باشند در هنگام استعمال اين چسبها بهتر است قبلا سطوح مورد نظر را بقدر كافي گرم نمايند تا چسب به مقدار بيشتري در خلل و فرج جسم نفوذ نمايد و در ضمن خاصيت چسبندگي آن نيز افزايش يابد .

چسبي كه بنام (Fortafix) در بازار يافت مي‌شود براي چسبانيدن قطعات سفالي و چيني بسيار مناسب است لكن لازم است دستورالعمل كارخانه سازنده را بدقت مراعات نمايند تا نتيجه مطلوب به دست آيد .

غير از چسبهائيكه در بالا ذكر شدند و موارد استعمال وسيعي دارند ، مواد ديگري نيز وجود دارند كه موارد استعمال آنها نسبتا محدود است و در موارد خاص بكار ميروند از جمله رزيني بنام (Canada Balsam) يا (Baume de Canada) از درختان كاج و صنوبر قاره آمريكا بدست مي‌آورند كه بعد از خشك شدن بسيار شفاف است ، به همين جهت آنرا براي چسبانيدن اشياء شيشه‌اي بكار ميبرند ولي اين رزين اگر مدتي در مجاورت هوا بماند ترك برداشته و كمي كدر [61] ميشود ، بهمين جهت توصيه ميشود به جاي آن از چسبهاي سلولوئيدي كه سريعتر خشك مي‌شوند استفاده شود .

سريشم (Glue) را كه خود نوعي ژلاتين مي‌باشد بمقدار زياد براي چسبانيدن قطعات چوبي، چرمي و كاغذ بكار ميبرند (طرز تهيه و خواص سريشم و ژلاتين در فصول بعد ذكر خواهد شد ) اگر بسريشم گرم شده مقداري روغن دانه كتان استفاده كنند چسبي (Waterproof) بدست ميآيد و براي اين منظور يك قسمت روغن به هشت قسمت سريشم ميفزايند و اگر به هركيلو گرم سيريشم در حدود سي گرم جوهر شوره (آسيد نيتريك ) مخلوط كنند چسبي كه حاصل ميشود به حالت مايع باقي مي‌ماند.

چسبي به فرمول زير را ميتوان به خوبي براي چسبانيدن كاغذ بكار برد . كلرال ئيدراته (Chloral Hydrate) پنج قسمت ، ژلاتين سفيد هشت قسمت ، صمغ عربي دو قسمت و آب سي قسمت ابتدا مواد جامد را در ظرفي چيني كاملا با يكديگر مخلوط كرده سپس آب جوش را به آن ميفزايند و در مدت بيست و چهار ساعت گاهگاهي آنرا تكان ميدهند .

چسب نشاسته يا (Dextrine) براي چسبانيدن عكس و نقشه بسيار مناسب مي‌باشد و مانند اكثر چسبهاي ديگر كاغذ را جمع نكرده و چين دار نمي‌كند (طرز تهيه اين چسب جداگانه بيان ميشود).

اشياء مرمري شكسته را ممكنست با خميري كه از اختلاط چهار قسمت گچ سولفات كلسيم (Sulfate of Lime) و يك قسمت صمغ عربي بدست مي‌آيد مرمت نمود (اين دو ماده را قبلا در هاوني ساييده و با محلول براكس (Borax) مي‌آميزند ) سطوح شكسته را به اين مخلوط آغشته كرده و چند روز بدون حركت ميگذارند تا كاملا خشك شوند .

سيليكات سديم (Sodium Silicate) را ميتوان براي چسبانيدن قطعات چيني يا شيشه اي بكار برد ولي محلول رقيق آن كه در تجارت با سم شيشه محلول (Water – Glass) عرضه مي‌شود براي اين منظور مناسب نمي‌باشد (ازاين ماده براي نگاهداري و محافظت تخم مرغ استفاده مي‌كنند ) هنگام استعمال ، لبه‌هاي قطعات شيشه‌اي را قدري گرم كرده و به سيليكات سديم مي‌آميزند و بلافاصله روي يكديگر قرار داده و مي‌فشارند و بكمك حرارت كافي بيكديگر جوش مي‌دهند .

غير از اين جسم مواد ديگري نيز در تجارت يافت مي‌شوند كه با استفاده از آنها ميتوان قطعات شيشه اي يا چيني و سفالي شكسته را به كمك حرارت بيكديگر جوش داد ولي بايد توجه داشت كه لعاب اشياء چيني و سفالي حتي در درجات حرارت كم نيز صدمه مي‌بينند به همين جهت استفاده از چسبهاييكه به حرارت نيازمند مي‌باشند مخصوصا در مورد مرمت اشياء لعابدار پر ارزش و منحصر به فرد بايد توسط كارشناس آزموده انجام گيرد ، در غير اينصورت به احتمال خيلي زياد لعابها در اثر ناموزون بودن حرارت بيرنگ ميشوند .

چسبي كه از اختلاط كازئين (Casein يا شير دلمه شده ) و (Water – Glass يا شيشه محلول) بدست ميآيد براي چسبانيدن قطعات شيشه‌أي بسيار مناسب است .

براي چسبانيدن قطعات بلوري و كريستال و همچنين اشياء عاجي يا سنگهاي پربهاء ميتوان چسبهاي مخصوصي ساخت ليكن چون تهيه مواد خام آنها از قبيل كائوچوي خام (Rubber Latex) و گوتاپركا (Gutta Perca) بآساني ميسر نيست لذا از ذكر فرمول آنها صرفنظر ميشود و در اين قبيل موارد در هنگام ضرورت ميتوان از چسبهاي موجود در بازار كه نام بعضي از آنها قبلا ذكر شده استفاده كرد .

فرمولهاي مختلفي را ميتوان براي تهيه انواع چسب ذكر نمود مثلا از اختلاط سفيده تخم مرغ (يا ماده آلبوميني ديگر ) با آهك آب ديده چسب محكمي بدست مي‌آيد (صدف گرد شده را نيز ممكن است بجاي آهك بكار برد .

براي چسبانيدن اشياء چرمي به چوب خميري با فرمول زيرين بسيار مناسب است . يك كيلوگرم آرد گندم ، سي گرم صمغ عربي و سي گرم زاج سفيد با مقدار كافي آب مخلوط كرده و در روي آتش بهم مي‌زنند تا هيچ نوع دلمه‌اي در آن باقي نماند سپس مخلوط را كه بشكل خمير [62] غليظي است در ظرف سرپوش‌داري ميريزند و مي‌گذارند سرد شود.

براي چسبانيدن نقشه بمقوا خميري به فرمول ذيل ميتوان تهيه نمود . يكصد و بيست گرم صمغ عربي را در سيصد و شصت گرم آب جوش حل كرده و سي گرم گليسيرين بدان ميفزايند و خوب بهم مي‌زنند تا مخلوط يكنواختي بدست آيد .

در هنگام چسبانيدن اشياء لازم است وسايلي در دسترس باشد كه بتوانند محل اتصال را بيحركت كرده و در ضمن تحت فشار نگاهدارند براي ايجاد فشار ميتوان از نوارهاي لاستيكي يا نوارهاي پلاستيكي كه به نام (Scotch Tape) يا (Selotape) مشهورند و همچنين از سيم ، نخ، سنجاق و نظائر آنها استفاده كرد در مورد مبلها و صندليها انواع گيره‌هاي فلزي يا وزنه‌هاي نسبتا سنگين را بكار ميبرند براي بيحركت نگاه داشتن قطعات مورد نظر در هنگام ترميم ممكن است از جعبه اي پر از شن يا از گچ قالبگيري و يا بالشتكهاي پارچه‌اي و يا از (Plasticine) استفاده كنند .

در هنگام ترميم اشياء شكسته معمولا در يك وهله بيش از دو يا سه قطعه را بيكديگر نمي‌چسبانند و اگر تعداد قطعات بيشتر باشد پس از چسبانيدن دو قطعه صبر مي‌كنند تا محل اتصال كاملا خشك شود سپس عمل را ادامه مي‌دهند .

در موقع جفت كردن قطعات شكسته بايد منتهاي دقت مبذول گردد كه بريدگيها و لبه‌ها كاملا با يكديگر ((جور))‌و ((درگير)) شوند زيرا خطائي در حدود يكدهم حتي يك بيستم ميليمتر در اول كار منجر به ظهور اختلاف نسبتا فاحش و زشتي شيئي مرمت شده ميگردد.

مقدار چسب بايد به اندازه اي باشد كه كاملا در خلل و فرج سطوح مورد نظر ظهور كند و زيادي آنرا بايد پس از سفت شدن محل اتصال بدين طريق پاك كرد : قطعه‌اي از پنبه را با حلال مناسبي فقط بطور مختصر نم ميزنند (مثلا در مورد چسبهاي سلولوئيدي از آستن يا آستات آميل استفاده مي‌كنند ) و زيادي چسب را كه روي محل اتصال جمع شده و خشكيده است به آرامي پاك ميكنند (اگر پنبه را در حلال خيس كنند ، مقداري از حلال در ضمن عمل بداخل اتصال نفوذ كرده و آنرا سست مي‌كند ).

اتصالي كه بكمك چسب حاصل مي‌شود براي اشيائي كه جنبه نمايشي و زينتي دارند كافي است ولي در مورد اجسام سنگين و مخصوصا اشيائي كه مورد احتياج روزانه مي‌باشند بهتر است به چسبانيدن قناعت نكرد ، بلكه در صورت امكان بكمك سيم يا گيره ، سنجاق دوخت و نظائر آنها باشياء مرمت شده استحكام بيشتري بدهند .

چسب نشاسته (Gomme Indigene – Starch Gum – Flour Paste) اين ماده كه به نام كلي ((چسب)) در همه جا يافت ميشود براي چسبانيدن اوراق كاغذي بسيار مناسب است معمولا براي تهيه آن مخلوطي از يك كيلوگرم آرد گندم و بيست و پنج گرم زاج را در مقدار كافي آب جوش ريخته و بهم مي‌زنند تا غلظت لازم بدست آيد بهتر است كمي هم سوبليمه بخمير مزبور بيفزايند تا از گنديدن آن جلوگيري نمايد .

براي كارهاي ظريفتر از فرمول زيرين استفاده مي‌كنند : نشاسته يا آرد گندم نيم كيلوگرم ، زاج هفت گرم ، فرمالين (Formalin) هفت گرم و در حدود دوليتر و نيم آب در يك ظرف دو جداره ريخته و مي‌جوشانند و مرتبا بهم ميزنند تا صورت خمير به خود بگيرد فرمالين را براي جلوگيري از گنديدن بدان ميفزايند . [63]