فروغ، مهدي. "نمايش درقرون وسطي دركشورهاي اروپا ومقايسه آن با نمايشهاي مذهبي درايران". دوره6، ش65 (اسفند46): 6-10، تصوير.

 

خلاصه: دليل رونق نمايشهاي مذهبي دراروپا، تكامل نمايشهاي "ميستر" و "ميراكل"، نمايش مذهبي درايران، نظرپيشايان مذهبي مسلمان و مسيحي دربارة نمايشهاي مذهبي، مقايسه تعزيه بادرامهاي يونان قديم و نمايشهاي مذهبي "اوپرامرگو".

نمايش در قرون وسطي در كشورهاي اروپا

و مقايسه آن با نمايشهاي مذهبي در ايران

                     (3)

دكتر مهدي فروغ     رئيس هنركده هنرهاي دراماتيك

نبايد تصور شود كه نسخ نمايشنامه‌هاي مذهبي كه در اين نقاط به معرض تماشا در آمده همه از لحاظ شكل و نحوه پرورانيدن موضوع كاملاً يكسان و يا اينكه در هر منطقه نتيجه ذوق و محصول فكر يك شاعر بوده است . البته بعيد نيست در هر يك از دوره‌هاي مزبور يك نفر در تصنيف چندين نمايشنامه دست داشته چنانكه ((استاد ويكفيلد ))1 داشته است .

دربارة رابطة بين دوره‌هاي مختلف نمايشنامه‌هاي ميراكل در انگليس تاكنون مطالعه دقيق و كافي بعمل نيامده و به ارتباط قسمتهاي مختلف آن با دوره‌هاي كامل اين نمايشها نيز توجه چنداني نشده است . متأسفانه نمايشهاي مذهبي ايران بمراتب كمتر از اين مورد توجه قرار گرفته و آنچنانكه بايد و شايد دربارة آنها تحقيق و تتبع بعمل نيامده است .

((سر ادموند چيمبرز ))2 فهرست بسيار جالبي از تعداد نمايشنامه‌هاي ميراكل انگلستان را در هر يك از اين پنج دوره در اختيار ما گذاشته و رابطة بين آنها را به ما نشان داده است . مجموع اين نمايشها بر روي هم هشتاد و نه نمايشنامه يا حادثه است3 . اين بنده نيز از نمايشنامه‌هاي مذهبي ايران كه بزبانهاي خارجي ترجمه شده فهرستي تدارك كرده و در پايان اين رساله گنجانيده است .

براي مطالعة آثار دراماتيك هر دوره از ادوار تاريخ بشر ما بايد شرايطي را كه تحت آن درام بوجود آمده بررسي كنيم . در مورد ترويج نمايشهاي مذهبي قرون وسطي بايد گفت كه كليسا يك عامل مهم و مؤثري بحساب مي‌آمد و اين همان كليسائي بود كه چند قرن پيش از آن نمايشهاي انحطاط يافته روميان را تقبيح و طرد كرد ولي در اين موقع با كمال دقت و احتياط نمايش مربوط به آئين پرستش را چون كودكي نوزاد پرورش ميداد . نمايشهاي مربوط به آئين پرستش همه در اصل در حول و حوش اراضي مقدس و توسط پيشوايان مذهبي آغاز شده است . قصد كلي ايشان از اين كار اين بود كه بنيان عقيده و ايمان كساني را كه به آئين مسيح گرويده بودند محكمتر و مسلم‌تر سازند . ارتباط كليسا حتي در موقعي كه درام تا حدي از مذهب دور شد و مسائل غير مذهبي در آن مطرح گرديد نيز همچنان محفوظ مانده بود . در سده سيزدهم (( ويليام وادينگتون )) مينويسد [6] كه پيشوايان مذهبي ((مجازند يك نمايش بدهند بشرط اينكه نمايش آنها بنابر اصول عفت و تقوي و در خدمت كليساي مقدس يعني جاييكه مردم خداوند را پرستش و عبادت مي‌كنند باشد و نشان دهند كه چگونه حضرت مسيح در گور گذاشته شد و چگونه به آسمانها عروج كرد تا به اين وسيله صداقت و تقوي را در پيروان خود افزايش دهند))4 .

شبيه حضرت مريم مِحدليه

شبيه حضرت پتروس در سمت چپ و شبيه حضرت يوحنا در سمت راست

ولي اين نمايشهاي (( مير اكل )) و ((ميستر)) بتدريج رو بكمال رفت و طولاني تر و مفصل‌تر و از حيثيت زيبائي كاملتر شد و لذا ديگر مناسب نبود آنها را در كليسا بمعرض تماشا بگذارند . اما تعزيه در عوض رابطه‌اش با مذهب هرگز قطع نبود و تا روزي كه از رونق افتاد و اجراي آن ممنوع گشت در محيط مذهب باقي ماند .

با وجود اينكه تشريفات عزاداري ماه محرم و صفر و نمايشهاي مذهبي بطور كلي مورد حمايت و تشويق اوليا‌ی مذهب شيعه بود – مخصوصاً از موقعي كه دولت صفوي در سال 1502 ميلادي5 استقرار يافت و بنياد سلطنت ايران بر اصول عقايد شيعه بعنوان مذهب رسمي مملكت تثبيت شد –هميشه مورد اعتراض تند و مخالفت زياد پيروان اهل سنت و جماعت كه نيروي قوي بود قرار داشت . به اين جهت حتي علما و پيشوايان جدي و متعصب مذهب شيعه اجراي نمايشهاي مذهبي [7] و اقدامات مربوطه بآن را هميشه تشويق و ترغيب نميكردند . نظر و عقيده كشيشان مسيحي در قرون وسطي در بارة نمايشهاي ((ميراكل ))بكلي تفاوت داشت و در عين حالي كه بعضي از آنها آن نمايشها را كاملاً محكوم ميساختند عده اي ديگر از روسا‌ي امور ديني  اجراي آنها را منطقي ميدانستند و معتقد بودند كه چون مردم بهر صورت هميشه نياز به تفريح و سرگرمي دارند بهتر اينست كه بتماشاي اين نمايشها سرگرم باشند تا به تفريحاتي كه موجب انحراف اخلاق است . عده اخير فكر ميكردند كه تجسم بخشيدن به موضوعهاي مذهبي از نقاشي‌كردن آنها بدتر نيست و ما ميدانيم كه نقاشي تصاوير مذهبي در كليسا در قرون وسطي بي‌اندازه رايج و معمول بوده است .

شبيه حضرت مسيح

ولي حتي نقاشي هم به عقيده عده كثيري از معتقدان به مذهب اسلام كار مجازي نبود و تقريباً تمام هنرهاي زيبا به نظر اين عده حرام تلقي مي‌شد موسيقي و نقاشي و مجسمه سازي به اعتقاد مفتيان مسلمان نوعي اعتلاف وقت تلقي ميشد . ولي اين فقط يكي از اصول مذهب اسلام است كه ملت ايران كه روحاً و ذاتاً طبعي هنرمند دارد آن را جدي نگرفت . اما اين تحريم هنرهاي زيبا فقط يك مشكل بزرگ ديگر بر سر راه اين ملت براي ايجاد يك درام ملي بوجود آورد .

به هر حال با وجود اينكه عده‌اي از متعصبان پيشوايان مذهبي اسلامي در ايران به مراسم و تشريفات ماه محرم و نمايشهاي مذهبي با جبيني در هم و قيافه‌اي معترض مي‌نگريستند و آنرا نوعي بت پرستي تلقي مي‌كردند و معتقد بودند كه در اين مراسم ائمه اطهار به صورت ارباب انواع در مي‌آيند و لذا حاضر نبودند در اين قبيل فعاليتها سهيم و شريك باشند با اين وصف هرگز عملاً در صدد جلوگيري از آن بر نيامدند تا اين اواخر كه اين نمايشهاي مذهبي موقوف شد و از اين بابت ميتوان گفت كه كشور ايران از دو كشور فرانسه و انگلستان خوشبخت تر بوده است زيرا مجلس [8] شوراي ملي فرانسه در پاريس6 و پوريتان ها7 در انگليس هر يك به نوبه خود اجراي اين نمايشهاي مذهبي را براي مدتي بس طولاني تحريم كردند .

شبيه حضرت مسيح

شبيه حضرت مريم

آغاز نمايشهاي مذهبي ايران را ميتوان به روضه خوانها و دوستداران شبيه‌خاني ، [9] منصوب دانست نظير دسته اخير را ميتوان با نمايشهاي شور انگيزي كه در اروپا در شهر ((اوبرامرگو))8 توسط علاقمندان به اين تشريفات هر ده سال يكبار بازي ميشود مقايسه كرد . البته در دوره‌هاي بعد بود كه شبيه‌خانهاي حرفه اي بتدريج جاي دوستداران اين مراسم را گرفتند . در كشورهاي اروپا نيز درامهاي مذهبي ابتدا توسط كشيشان نوشته و بازي ميشد و هواداران ايشان هم با آنها همراهي مي‌كردند ولي بتدريج هنرپيشه‌هاي حرفه اي جاي ايشان را گرفتند9 .

هم ((گوبينو))10 و هم ((خودسكو))11 چنانكه قبلاً هم اشاره كرده‌ايم12 نمايشهاي مذهبي ايران را با درامهاي يونان قديم مقايسه كرده و نكات مشابهي در آنها جستجو كرده‌اند .((ماثيو آرنولد ))13 با اين مقايسه گوبينو موافق نيست و احساس مي‌كند كه نمايش مذهبي ((ابرامرگو)) شباهت بيشتري به تعزيه‌هاي ايران دارد . بحث درباره اين مسئله بتفصيل از حوصله اين رساله البته خارج خواهد بود ولي خواندن نظر ((آرنولد )) در اين مورد بسيار جالب و آگاه كننده است .

بايد در نظر داشت كه ((ماثيو آرنولد )) هرگز توفيق تماشاي تعزيه‌هاي ايران را نيافته و از عهده قرائت آنها هم بزبان اصلي يعني فارسي بر نمي‌آمده و بنابراين نمي‌توانسته‌اند لطف شعر و كلام فارسي و و نكات ادبي و فني را كه توسط شعراي ايراني به تنظيم اين تعزيه‌نامه‌ها به كار ميرفته دريابد و به رقت احساسي كه تعزيه گردانها ، براي ايجاد ترس و ترحم بكار ميبردند عنايت كند .

با اين وصف در رساله اي كه تحت عنوان نمايشهاي مذهبي ايران14 نوشته ماجراي دلخراش كربلا را بصورتي روشن تشريح كرده و داستان هر واقعه را با زيبائي و قدرت كافي مورد مطالعه قرار داده است15 . [10]

پاورقي‌ها :

1 Wakefield Master براي اطلاع بيشتر مراجعه شود بكتاب سابق‌الذكر چيمبرز Chambers صفحه 145 . دوره يا مجموعه نمايشنامه‌هاي ((ويكفيلد)) كه بنام Towneley Plays يا Wakefield Mysteries معروف است كه شامل 32 نمايشنامه يا واقعه ميشود كه توسط كشيشان Friars تنظيم شده و از لحاظ قوت و استحكام و طعن و طنز دراماتيك از نمونه‌هاي ديگر بهتر است . مجموعه‌هاي ديگر نمايشهاي مذهبي انگليسي عبارت است از دورة ((يورك)) York Corpus Chisti plays شامل چهل و هشت واقعه و ((چستر )) Chester plays شامل بيست و پنچ نمايشنامه كه بيشتر آنها تقليدي است از نمايشهاي مذهبي فرانسه تحت عنوان ((نمايشهاي ميستر مربوط به عهد عتيق )) Les Mysteres du Vieil Testament و دوره نمايشهاي ((كاونتري)) Coventry plays  شامل چهل و دو واقعه .

2 Sir Edmond Chambers

3 – در كتاب سابق‌الذكر ، به ضميمه ، ت ، صفحات 321 تا 323 مراجعه شود .

4 William Waddington به رسالة ((ته شه )) ها Tanuel des Teches  كه ((چيمبرز)) در صفحه 100 كتاب خود نقل كرده است مراجعه شود .

5 – مطابق با 907 هجري شمسي كه تاريخي است كه شاه اسمعيل صفوي رقيبان خود را سركوب كرده و پس از آن در تبريز تاج پادشاهي ايران را بسر نهاده است .

6 – مجلس شوراي ملي پاريس در سال 1548 اجراي نمايشهاي ميستر Mystere  را ممنوع كرد . ولي اين ممنوعيت شامل نمايشهاي اخلاقي و نمايشهاي مضحك ((فرس))Farce كه تا سالياني دراز در ((هتل دوبورگوني)) Hotel de Bourgonge  بازي ميشد نگرديد . هتل ((دوبورگوني)) تنها تماشاخانه مجهز شهر پاريس بود كه امتياز و اجازه اجراي نمايش داشت . البته نبايد تصور شود كه فعاليت تئاتري آن شهر منحصر به اين تالار بود بلكه در مركز شهر و حومه پاريس در تالار اجتماعات دارالعلمها و خانه اعيان و اشراف نمايشهاي ((فرس )) و نظائر آن براي تفريح و تفنن اجرا ميشد . علت تحريم تئاترهاي مذهبي اين بود كه بصورتي قبيح درآمده و با كلماتي ركيك و حركاتي زشت توأم شده بود .

7 Puritan نام فرقه‌أي بود از پروتستانهاي انگليس كه در دوره سلطنت ملكه اليزابت اول (1603 – 1533 ) از شخصي بنام ((ژان كالون )) (1509_ 1564)   John Calvin پيروي ميكردند . ((كالون )) يكي از اصلاح طلبان بنام پروتستان در سده شانزدهم بود كه در ((پيكاردي)) Picardy در فرانسه بدنيا آمده بود و يكي از خطيبان معروف شهر پاريس شد . او را از فرانسه تبعيد كردند و مدتي در ژنو به تبليغ افكار و عقايد مذهبي خود مشغول بود و باين وسيله فرقة ((كالوانيست)) Calvanist را تشكيل داد و معتقدات آنها با معتقدان پيروان ((لوتر))Luther كه آنها را Lutherian ميناميدند تفاوت فاحش داشت . پيروان ((كالوان)) در انگليس در اصل خود را ((پوريتان)) ميناميدند ولي بتدريج اين كلمه در مورد همة فرقه‌هاي معتزله اطلاق ميشد و مخصوصاً كساني كه در دوره جنگهاي داخلي در اواخر دوران سلطنت شارل اول در انگليس به طرفداري مجلس شوراي ملي و بضد شارل و كليساي كاتوليك برخاسته بودند پوريتان ميناميدند . پوريتان‌ها در يازده سالة بين 1649 تا 1660 كه كشور انگليس بصورت ممالك مشترك‌المنافع تحت حكومت ((كرامول)) Cromwell اداره ميشد قدرت و نفوذ زيادي يافتند ولي نفوذ ايشان از سالها پيش شروع شده بود و تئاتر را مخالف مصالح ديني و اخلاقي عامه ميدانستند و آنرا در سال 1642 ممنوع ساخته و تمام تماشاخانه‌هاي شهر را تعطيل كردند .

8 Oberammergau نام دهكدة كوچكي در جنوب آلمان در نزديكي مونيخ و در منطقه ((باواريا)) و در كنار رودخانه و درياچه‌اي بنام ((امر))‌Ammer كه مردم آن با خلوص نيت و صفا و صداقت هر چند سال يك بار حوادث دلخراش زندگي حضرت مسيح را با شكوهي هر چه تمامتر بمعرض نمايش ميگذارند . كمال و عظمت و زيبائي اين نمايشها بحدي است كه مردم از اطراف و اكناف عالم بتماشاي آن ميروند . هنرپيشگان اين نمايش‌ها هيچكدام حرفه‌أي نيستند و از موقع تولد بنا بر ساختمان چهره و شكل صورت و اندام براي اجراي نقشي نامزد ميشوند و هيئت و قيافه‌بازي خود را در تمام عمر و در موقع كار روزانه همچنان حفظ ميكنند .

9 – صورت اجرتي كه در مقابل بازي بهر شبيه‌خوان در ايران داده ميشد بسيار جالب و مقايسه آن با آنچه در انگليس به بازيكنان نمايشهاي ميراكل ميپرداختند بي‌فايده نيست .

به فاوستون Fawston كه يهودا را به دار آويخت                       ده پنس

براي بازي كردن نقش خدا                                               سه شيلينگ و چهار پنس

به سه ارواح سفيد                                                      پنج پنس

به دو كرم وجدان                                                      شانزده پنس *

 *- هر شيلينگ معادل 9 ريال و مساوي با دوازده پنس است .

در حاشيه يكي از تعزيه‌هاي مجموعة ((ليتن)) Litten  بنام عاق والدين صورتي نظير آنچه در بالا شرح داده شد دربارة حق‌الزحمه شبيه‌‌خوانهاي ايراني در مقابل بازي كه كرده‌اند يافت ميشود كه ذكر آن در اينجا بيمورد نيست . از اينقرار :

بزرگ                     چهار ريال                     علي حاجي                     چهار ريال

صفر                      پنج ريال                       علي شمر                        يك ريال

شالفروش                هشت ريال                    قفقاز                             يك ريال و نيم

طبال                      هشت ريال                    جو براي اسبها                  يك ريال 

صفر                      دو ريال                        مخارج متفرقه                   دو ريال

شبيه‌خوانها اغلب نام شخص بازي را بنام خود ضميمه ميكردند مثل علي شمر در اينجا .

10 Gobineau                                          

11 Chodzko

12 – توضيحات كافي دربارة اين دو نويسنده در فصلهاي قبل اين رساله داده شده كه انشاءالله بعداً بنظر علاقمندان ميرسد .

13 Matthew  Arnold                                  

14 The Persian Passion Plays

15 – به كتاب ((مقالات انتقادي))‌Essays in Criticism نوشتة ((ماثيو آرنولد)) چاپ سوم ، لندن 1875 ، فصل مربوط به نمايشهاي مذهبي ايران مراجعه شود .