|
|
||
فروغ، مهدي. "نمايش درقرون وسطي دركشورهاي اروپا ومقايسه آن با نمايشهاي مذهبي درايران". دوره6، ش66 (فروردين47): 15-18. |
||
|
|
||
خلاصه:
مقايسة "تعزيه
اسمعيل قرباني" بانمايشنامة موسوم به
" قرباني كردن ابراهيم" نوشتة "بزا"
نويسندة فرانسوي و نمايشنامة انگليسي "قرباني
شدن
اسحق" از مجموعه نمايشنامههاي مذهبي "بروم"،
مراسم اجراي اين نمايش درايران در
"عيدقربان"،
شرح نمايشنامة "قرباني كردن ابراهيم" به
تفصيل.
|
|
|
نمايش
در قرون وسطي در كشورهاي اروپا
و
مقايسه آن با نمايشهاي مذهبي در ايران
(14)
دكتر مهدي فروغ رئيس هنركده هنرهاي دراماتيك
((ملك راج آناند ))1 نيز خصوصيات هنري
و ادبي درامهاي مذهبي ايران را با
نمايشهاي مذهبي ((اوبرامرگو)) مقايسه كرده
و مبناي تجزيه و تحليل اين نمايشهاي مذهبي
را بر مقاله تحقيقي ((ماثيوآرنولد)) قرار
داده است . اين نويسنده مينويسد :
((چند لحظهاي من در جلو پنجره
ايستادم . به تپههاي عظيم گرداگرد خود
مينگريستم و اين احساس بر من مستولي شد كه
به ديوارهاي استوار يك حصار مينگرم .
حصار ! آخ (درست است ، حصاري در آن طرف مرزها
در خاك ايران ! و شهر ((اوبرامرگو)) چقدر به
ايران شبيه است ؟ چمنزارهاي طبيعي !
چوپانان و گوسفندانشان ! باغچههاي پشت
خانهها ! گلها! و البته نمايش مذهبي كه من
در ايران ديده بودم با نمايشهاي ((اوبرامرگو))
چندان شباهت نداشت ولي بي شباهت هم نبود .
نيم قرن پيش ((ما سيو ارنولد )) همين فكر را
كرده كه امروز به خاطر من رسيده است . او
نيز بمشاهده نمايشهاي مذهبي ((اوبرامرگو))
موفق شده و در آنجا درباره نمايشهاي مذهبي
ايران انديشيده و مطالبي به ذهنش خطور
كرده است . ((آرنولد ))اطلاعات درباره اين
نمايشها را از كتابهاي زمان نويس و فرهنگ
شناس معروف فرانسوي ((كنت دوگوبينو)) بدست
آورده و بنابر شرح و تفصيل نويسنده مزبور
مقاله خود را در تعريف و تمجيد و همايت از
مذهب ((ارتودوكس)) مسيحيت تدوين كرده است )) .
براي بحث در اين موضوع بهتر اينست
كه وجه شباهت بين مشرق و مغرب را بوسيله
مقايسه بين خود نمايشنامه مشخص سازيم . بين
شصت و يك نمايشنامه مذهبي ايران كه ترجمه
آنها فعلاً در دست است ((تجزيه اسمعيل
قرباني))2 تنها موضوعي است كه داستانش با
نمايشهاي مذهبي اروپا بيش از همه قابل
تطبيق است . بنابراين من اين تجزيه نامه را
با نمايشنامه مذهبي موسوم به ((قرباني كردن
ابراهيم )) نوشته ((بزا)) بزبان فرانسه و
همچنين نمايشنامه انگليسي
[15] ((قرباني نشدن
اسحاق ))3 از مجموعه نمايشنامههاي مذهبي ((بروم)) براي اين
مطالعه و مقايسه انتخاب كردهام4
با وجود اينكه اين موضوع در هر سه زبان به
يك طريقه پرورانده شده زيرا بين منابع
داستان در هر سه مورد شباهت تامي وجود
داشته است ولي نسخه فارسي بصورت مستقلي
طرح ريزي شده و ارتباطي با آن دو ندارد :
قصه قرباني شدن اسمعيل بدست
ابراهيم بر هر چهار دوره نمايشهاي مذهبي
انگليسي نيز بكار برده شده است ولي از بين
آنها نسخه اي كه به نام ((بروم))5 معروف است
و ((گاستر )) آن را در بين نمايشهاي جدي
انگليسي شاهكار معروفي ميكند6 از بقيه
جالبتر است . نمايشنامه قرباني كردن
ابراهيم بقلم ((تئودور بزا)) نخستين بار در
سال 1547 و در موقعي كه ((هانري)) دوم در
فرانسه به تخت سلطنت نشست نوشته شد و
نخستين بار در سال 1550 در شهر ژنو بچاپ رسيد
. نسخه چاپ شده
اين نمايشنامه هم در فرانسه و هم در كشور
سوييس بياندازه مورد توجه قرار گرفت و در
هر دو كشور با توفيق فراوان به موقع اجرا
در آمد و با شوق و شعف بيحد تماشاكنان
مواجه شد . در سده شانزدهم ده مرتبه به چاپ
رسيد و در سده هفدهم نيز متجاوز از هفده
بار چاپ و منتشر شد . قبل از به پايان رسيدن
قرن شانزدهم دو بار به زبان لاتين ترجمه شد
و يكبار به زبان ايتاليايي و يكبار هم
بزبان انگليسي و ترجمه انگليسي ((آرتور
گلدينگ )) 7 در اين مقايسه مورد استفاده قرار
گرفته است .
تعزيه ((قرباني شدن اسمعيل به دست
ابراهيم))در مجموع ((ليتن)) چاپ شده است
8 ما
هيچ اطلاعي مصنف و از تاريخ تصنيف آن
نداريم و ميدانيم كه هرگز در ايران چاپ
نشده است . ولي اين غفلتها نبايد دليل بر بي
توجهي عامه مردم به آن تلقي شود . به احتمال
بسيار قوي مصنفان اين نمايشهاي مذهبي مثل
درام نويسان دوره ملكه ((اليزابت )) اول
9
صلاح نميديدند كه نسخه نوشتههاي ايشان
بدست ناشران بيفتد و از آنجا كه مصنفان اين
آثار اغلب خودشان عامل و مباشر اجراي آن
بودند ترجيح ميدادند نسخ مزبور را
بمنظور حفظ منافع در اختيار خودشان داشته
باشند . همچنين بايد دانست كه شكوه و رواج
اين نمايشها تا حد بسيار زيادي به اجراي
آنها بستگي داشت و ارزش ادبي آنها چندان
زياد نبود . از اين رو هيچكس در صدد بر
نيامد كه قسمتهاي مختلف آنرا مرتب پشت سر
هم قرار دهد و يك مجموعه كامل از آنها
بسازد . شبيه خوانها قسمتهاي مربوط بخود را
روي ((فرد))10 يا نسخههاي انفرادي كه در آن
مطالب
[16] مربوط به خود آن شبيه در نوشته شده
بود ميخواندند . چند دقيقه قبل از شروع
تعزيه رئيس گروه با تعزيه گردان نسخهها
را بين شبيهخوانها تقسيم ميكرد و پس از
پايان تعزيه آنها را پس ميگرفت11 .
داستان قرباني كردن ابراهيم در
افسانههاي مذهبي اسلام يكي از قصههاي
بسيار جالب به حساب ميآيد . در روزي كه
مسلمانان معتقدند كه ذبح اسمعيل در آن
اتفاق افتاده –
و هنوز هم مسلمانان آن را يكي از
سه روز مهم سال هجري ميدانند –
در سرتاسر عالم اسلام مجالس
تذكره بپا ميكنند و آنروز را عيد قربان مينامند
.
در ايران رسم بر اين بود كه تشريفات
بسيار مفصلي در اين روز بر پا دارند و اين
روز را بسيار محترم ميداشتند ولي مراسم
مزبور فعلاً موقوف شده است .
شتر زيبائي را براي اين مراسم
انتخاب ميكردند و آن را با صفحات طلا و
نقره زينت مينمودند و با تشريفات مجلل
شتر مزبور را به خارج شهر ميبردند و در
آنجا نيزههايي به آن حيوان پرتاب ميكردند
و آنرا ميكشتند و گوشتش را بين نيازمندان
تقسيم ميكردند . هر كس چه زن و چه مرد موظف
بود مقداري مواد غذائي يا پول به عنوان
صدقه به اشخاص نيازمند بدهد . رجال و
بزرگان كشور و حتي پادشاه در آن روز در اين
تشريفات شركت ميجستند و اجراي تعزيه ((قرباني
كردن ابراهيم اسمعيل را)) از جمله تشريفات
آنروز بود .
اكنون خوبست داستان هر يك از سه
نمايشنامه مذهبي را در اينجا مشروحتر
توضيح دهيم .
در نمايشنامه ((بزا)) در آغاز
ابراهيم از خانه خود خارج ميشود و خداوند
را ميستايد و براي نعمتهاي زيادي كه
خداوند به وي عنايت فرموده است شكر گذاري
ميكند و توضيح ميدهد كه چگونه وطن خود را
ترك گفته و پدران و نياكانش را كه بت پرست
بودند رها كرده و در راه جستجوي حقيقت قدم
نهاده است . در همين حين كه ابراهيم مشغول
راز و نياز و دعا و ثنا به درگاه خداوند است
سارا از خانه خارج ميشود در حاليكه او نيز
به ستايش خداوند مشغول است زن و شوهر متوجه
يكديگر ميشوند و تصميم ميگيرند كه با هم
به درگاه پروردگار نيايش كنند پس از
مختصري گفتگو آواز مفصلي با هم در ستايش
پروردگار ميخوانند و پس از يك گفتگوي ديگر
هر دو از صحنه خارج ميشوند. در اين موقع
شيطان داخل مي شود و با شرحي مفصل خود را
معرفي ميكند : همچنانكه خداوند ذوالجلال را در
آسمانها پرستش ميكنند
من در روي زمين مورد ستايش مردم
هستم .
خداوند در آسمانها است و من نيز در
روي زمين .
خداوند مبشر صلح است و من فروزنده
آتش جنگ .
خداوند در آسمانها سلطنت ميكند و
من در روي زمين .
خداوند عشق و مهرباني را ترويج
ميكند و من تخم نفرت و انزجار در دل مردم ميپاشم
.[17]
من كار مهمتري كردهام چون من بتها
را خلق كردهام . . .
. .
. .
. .
.
. .
. .
. .
. .
. اما من از اينجا چنان بيدرنگ اراده
ميكنم و تصميم ميگيرم
كه مردم را در اختيار بگيرم و اگر
توفيق نيابم
فيالفور بتهاي بزرگ ايشان را
فريب ميدهم .
ابليس از صحنه خارج ميشود و
ابراهيم تنها تسبيح گويان به صحنه باز ميگردد
تا اينجا معارفه صورت گرفته و اشخاص عمده
بازي خود را به تماشا كنان معرفي كردهاند
.
در همان حين كه ابراهيم به درگاه
خداوند نماز ميگذارد فرشته داخل ميشود و
پيام ناميمون خود را ميدهد و به ابراهيم
ميگويد كه بايد پسر عزيزش اسحاق را در راه
خدا قرباني كند و سپس او را بر فراز تپهاي
بسوزاند ابراهيم از وحشت در جاي خود خشك
ميشود ولي تسليم ميشود و فرمان خداوند را
ميپذيرد مبادا موجب خشم وي گردد و از
درگاه خداوند طلب بخشش ميكند كه براي چند
لحظه دير تسليم شده و دستور او را اطاعت
نكرده است . مصمم ميشود كه براي تداركات
وسايل كار اقدام كند و خارج ميشود .
دو گروه چوپان كه از خانه ابراهيم
خارج و داخل ميشوند . صحبت از اين ميكنند كه
هر چه زودتر به سر كار خود روند . اسحاق كه
بدنبال ايشان است التماس ميكند كه او نيز
بهمراه خود ببرند . چوپان خواهش او را رد
ميكند مگر اينكه از پدر و يا از مادرش
اجازه بگيرد . اسحاق براي گرفتن اجازه به
داخل خانه ميرود . مدتي كه چوپانان در خارج
خانه انتظار او را ميكشيدند آوازي ميخواندند
كه مضمون آن شرحي است درباره احوال
ابراهيم . توضيح ميدهند كه چگونه ابراهيم
سرزمين آباء و اجدادي خود را ترك گفت و به
مصر رفت در آنجا با زنش سارا كه مورد ظلم و
ستم پادشاه مصر واقع شده بود برخورد كرد .
با كمك خداوند ابراهيم زنش را نجات داد و
بدون معطلي از مصر خارج شد . در راه با نه
پادشاه كه با يكديگر در جنگ بودند چهار
پادشاه در يك طرف و پنج پادشاه ديگر در طرف
ديگر –
برخورد كرد . پنج پادشاه در اين
پيكار شكست خوردند و از ميدان رزم گريختند
و فاتحان اموال و اثاث ايشان را بغنيمت
گرفتند و ((لوث)) پسر برادر ابراهيم را نيز
به اسيري بردند . ابراهيم و سيصد و هجده نفر
همراهانش آنها را دنبال كردند و چهار
پادشاه را در يك پيكار متواري ساختند و ((لوث))
را نجات دادند و با خاطري خشنود به خانه و
كاشانه خود بازگشتند ولي ابراهيم نه پسر
داشت نه دختر كه به پدر خود افتخار كنند و
سارا نازا بود و فرزندي نداشت12 نديمهاي
داشت به نام هاجر كه از مصر همراه ايشان
آمده بود . وي را به عقد ابراهيم در آورد .
هاجر پسري بدنيا آورد كه او را اسمعيل
ناميدند . . مضمون آواز جمعي چوپانان خلاصهاي
است از هشت فصل سفر آفرينش يعني از فصل
يازده تا هيجده .
وقتي چوپانان آواز جمعي خود را
تمام ميكنند اسحاق با خوشحالي فراوان به
صحنه داخل ميشود و معلوم است كه اجازه
گرفته كه چوپانان را همراهي كند . ابراهيم
و سارا به صحنه داخل ميشوند در حالي كه
درباره سفري كه اسحاق ميخواهد با
چوپانان و ابراهيم بكند با هم نزاع دارند .
بالاخره با وساطت خود اسحاق سارا تسليم ميشود
و به اسحاق دستور ميدهد كه از پدرش اطاعت
كند . اسحاق پيش از عظيمت به مادر خود
التماس ميكند كه از دوري او اندوه به خود
راه ندهد و در انتظار بازگشت وي باشد .
خداحافظي ميكنند و ابراهيم و اسحاق عازم
سفر ميشوند .
پاورقيها :
1-
–
Mulk Raj Anand تئاتر ايران
The
Persian Theatre اقتباس
و تجديد طبع از مجله
The
Sufi quarterly
سه
ماهه صوفي جلد هفتم ، شماره چهار ، ژنو 1932
،صفحه 4 .
2
–
به كتاب ((درام)) در ايران
Das
Dramam Persian چاپ
برلن و لايپزيك سال 1929 صفحه 251 و همچنين به
ضميمه شماره يك مراجعه شود . در اين كتاب از
پانزده نسخه تعزيه نامه عكسبرداري شده و
با مقدمهأي بچاپ رسيده است .
3_
Theador de Beza مصنف
((قرباني كردن ابراهيم ))
Abraham
Sacrifiant كه
توسط ((آرتور گلدينگ))
Asthur
Golding ترجمه
و به توسط ((ملكم و . واليس))
Malcom
W. Wollace تصحيح
شده و در سال 1906 در ((تورونتو))
Toronto
به چاپ رسيده است .
4
–
به كتاب
A
treasury of the theatre
جلد اول ، از انتشارات ((جان
گاسنر))
John
Gasner چاپ
نيويوك ، سال 1951 ، صفحات 189 تا 193 مراجعه شود
.
5
– Brome Version
6
–
بهمان كتاب سابقالذكر صفحه 187
مراجعه شود .
7
– Arthur Golding
8
–
در آن موقع كه اين رساله نوشته
شده يعني پانزده سال پيش فقط همين نسخه ((ليتن
))در دست نويسنده بود ولي فعلاً چهار نسخه
خطي كاملاً مختلف كه فقط از لحاظ مضمون به
يكديگر شبيهاند و هر يك متعلق بيكي از
شهرهاي معروف ايران است در اختيار اين
نويسنده است .
9
–
Elizabethan دوره درخشان تائتر
در تاريخ ادبيات انگليس كه شكسپير در آن
عهد ظهور كرده است .
10
–
نسخههاي انفرادي را در زبان
انگليسي ((سايدز))
Sides
ميگويند . در هر ((سايدز)) در
بيانات و دستور العمل بازي و آخرين قسمت
جمله مخاطب نوشته ميشود و هنر پيشه آنرا به
خاطر ميسپارد .
11
–
((جيمز موريه))
James Morier
در
كتابش بنام مسافرت در سرزمين ايران
A Jaurney through Persia
چاپ ((بستن))
Boston
، سال 1816 ،صفحه 197 ميگويد:
((شبيه خوانها هر يك نسخههاي خود
را در دست داشتند و با شوروحرارت فراوان و
توأم با حركات زياد آن را با صداي بلند ميخواندند
و حاضران را به هيجان ميآوردند .
12
–
سفر پيدايش ، نخستين كتاب توراه
فصل يازده بخش سي مراجعه شود . |