هوو، ژان‌لوئي. "ايران در آينه جهان". ترجمه وتلخيص ازكيكاوس جهانداري. دوره 5-6،‌ ش 66 (فروردين 47): 28.

 

خلاصه:  گنجينه زيويه: محل اين گنجينه، شرحي براشياء بدست آمده ازاين محل.

ايران درآينه جهان

        (10 )

ترجمه كيكاوس جهانداري    از كتاب لوئي هوو

گنجيه زيويه

متجاوز از پانزده سال قبل در شمال كردستان نزديك روستاي كوچك زيويه گنجي از اشياء ساخته شده از طلا و عاج كشف شد1 . اين اشياء در يك تابوت مفرغي قرار داشت و مسلماً آنها را همراه جسد دفن كرده‌اند . اين سرزمين در قرن هفتم پيش از ميلاد متعلق به مانائي‌ها بود كه در آن زمان از متفقين مادي‌ها و آسوري ها بودند . پس از زوال مانائي‌ها ‌سكائيها در آنجا مقيم شدند . در ظاهر امر گنجينه زيويه از گوريكي از شاهزادگان سكائي بدست آمده و مركب است از اشيائي با سبكهاي بسيار متنوع آسوري ، اورارتي ، مادي ، سكائي و غيره .

به خصوص الواح زينتي آسوري كه از طلا و عاج ساخته شده قابل توجه است . ساير لوحه‌هاي عاج كه تقليدي از اشياء‌آسوري دوره سلطنت اسار هادون بشمار مي‌رود در كارگاه هاي محلي ساخته شده است . مهمترين قطعات اين گنجينه از آثار اورارتوئي است . اين امپراطوري در نيمة دوم قرن نهم قبل از ميلاد در اطراف درياچه وان ايجاد شد و بعدها از جنوب درياچه اروميه تا ساحل درياي سياه توسعه يافت . در اوايل قرن ششم سرانجام مدي‌ها آنرا به قلمرو خود منظم ساختند . لوحه‌ها و مجسمه‌هائي مرصع و همچنين سپرهائي كه حافظ و زينت سينه است از جمله اين اشياء بدست آمده هستند . هر چند جزئيات اين سپرها آسوري است باز خود سپر را بيشتر ميتوان اورارتوئي دانست تا آشوري . سرهاي عقاب و شيرواني كه از جملة تزئينات ديگچه‌اي است كاملأ جنبة اورارتوئي دارد .

اشيائي كه كاملأ سكائي هستند شايسته دقت و تحمل بسيارند . مشهورتر از همه اينها يك بشقاب بزرگ نقره است كه روكش طلا دارد كه با نقوش خاص سكائي واقع در دوايري متحدالمركز مزين است . تاريخ اين بشقاب را نزديك به قرن هفتم قبل از ميلاد دانسته‌اند . به طور كلي تركيب نقوش اين ظرف بيننده را به ياد سپر ((توپراك كاله))2 ‌مي‌اندازد.

بسياري از اشياء زينتي از طلا از قبيل دستبندها ، طوق‌ها (كه مسدود هستند )‌- زنجيرها و گوشواره‌ها گواهي بر آنست كه مردمي تجمل پرست آنها را ساخته‌اند . اين زينتها گواه‌اند كه در اين دوره تجارت رونق بسيار داشته و بخصوص اين ميل و رغبت در مردم آن روزگار بوده كه از اشياء متفرق و متفاوت يك واحد كامل و موزون بسازند . اما بايد گفت كه هرگز اين تمايل تحقق نپذيرفته است . گيرشمن از ((خصوصيات هنر سكائي)) صحبت ميكند ، و اين خصوصيات در اشياء و لوازم زيادي كه متعلق به اقوام و قبائل غير سكائي است به خوبي مشاهده مي‌شود . گيرشمن بدون ترديد و تزلزل مي‌گويد يك كارگاه سلطنتي سكائي وجود داشته كه زرگران محلي مي‌كوشيده‌اند در حدود تقاضاي موجود در بازار كالا عرضه كنند3  .

مستوره اين پيشه‌وران تصاويري بوده است از قرون هشتم و هفتم قبل از ميلاد بدون اينكه درست از آنها چيزي بفهمند تا بتوانند آنها را به صورتي مطلوب با يكديگر تلفيق و هماهنگ كنند . [28]

پاورقي‌ها :

1 – A. Godard , Le Tre’sor de Ziwiye’ (Kurdistan) , Publications du service archeologique de l, Iran , haarlem , 1950 .

2 توپراك كاله (Toprak Kale) قلعه‌أي است اورارتي نزديك درياچه وان .

3 – Ghirshman . Perse , p . 124 .