برزين، پروين. "معرفي سه اسطرلاب موجود درموزه ايران باستان". دوره6، ش66 (فروردين47): 37-39، تصوير.

 

خلاصه:اسطرلاب، اختراع آن، معرفي اولين كساني كه آن را ساختند وانواع مختلفه اسطرلاب، اسامي اجزاء گوناگون آن، معرفي سه اسطرلابي كه در موزه ايران باستان موجود است: اسطرلاب برنجي ازسال 1106 هجري، 2- اسطرلاب برنجي بزرگ ازسال 1126، 3- اسطرلاب برنجي كوچك درسال 1052 ساخته شده.

معرفي سه اسطرلاب موجود در موزه ايران و باستان

خانم پروين برزين

اسطرلاب لفظ يوناني است يعني ترازوي آفتاب ( استر ترازو و لاب آفتاب ) ‌، برخي اين كلمه را فارسي ميدانند بمعناي ستاره‌ياب كه با آن اعمال نجومي از قبيل تعيين ارتفاع ستارگان ،‌آ‌فتاب ، تشخيص زمان، تقويم سيارات ، آشنايي بطالع انساني ، تقويم سيارات و قوس‌النهار كواكب و ساير امور فلكي را معين ميسازند .

اختراع اسطرلاب را به منجم بزرگ يوناني (( هيسپارك ))‌كه در قرون دوم پيش از ميلاد زندگي مي‌كرد نسبت ميدهند پس از ظهور دين مبين اسلام دانشمندان و منجمين بزرگ اسلام و ايراني در تكميل اسطرلاب كوشيدند . نخستين كسي كه از علماي اسلام بساختن اسطرلاب همت گماشت و آنرا بكار بست ابراهيم بن حبيب بن فزاري است (در حدود سالهاي 136 و 158 ) .

اسطرلاب داراي انواع مختلف است كه عبارتند از : زورقي ، سطري ، صليبي ، كري ، زيع‌العنكبوت ، رصدي ، مطبخ ، مطبل ، سده ، ثلث، قوسي ، طوماري ، هلالي ، عقربي ، صدفي ، ذات‌الحلق و غيره .

شكل1 جزئي از اسطرلاب كه حجره يا ام ناميده ميشود .

اسطرلاب داراي اجزاء مختلفي است كه اسامي خاصي دارند اينك ما بنقل آنچه در كتاب بيست باب اسطرلاب نصيرالدين طوسي در مورد اسامي اجزاء اسطرلاب آمده ميپردازيم : ((آنچه در دست گيرند و اسطرلاب را از آن آويزند آويز يا علاقه گويند و آنچه علاقه درآنست آنرا حلقه و آنچه حلقه در وي است عروه خوانند و بلندي كه عروه بر آن ميخ شده آنرا كرسي گويند و آنچه كرسي بدو بسته شده صفحه‌ها و عنكبوتها در اندرون وي جاي گرفته آنرا حجره يا ام گويند (شكل 1) . در روي تمام صفحات صفحه‌ايست مشبك كه آنرا عنكبوت شبكه مي‌خوانند (شكل 2). ميخي كه بر مركز عضاده و حجره و صفحه‌ها و عنكبوت بگذرد آنرا قطب خوانند و بر دو طرف عضاده دو قطعه قائم است آن دو را دفتان خوانند و هر يكي را بالانفرات لبسنه گويند و در هر يكي از آن دو لبسنه سوراخي است كه آنرا ثقبه ارتفاع نامند . آنچه قطب بر آن استوار گردد [37] فرس خواندند و حلقه‌اي كه در زير فرس بود تا فرس از سطح عنكبوت مرتفع شده باشد آنرا پشيزه و فلز خواندند و آنكه عنكبوت را بدان مي‌گردانند آنرا مدير يعني دوردهنده نامند . در حجره هفت يا پنج يا سه صفحه نهاده بود و آن جهت شهرهاي مختلف ميباشد در بعضي اسطرلابها صفحه‌ايست اضافي كه آنرا آفاقي خوانده‌اند)).

شكل 3 اسطرلاب برنجي قرن دوازدهم هجري .

شكل2 جزئي از اسطرلاب كه عنكبوت ناميده ميشود.

اينك به شرح سه اسطرلاب متعلق به موزه ايران باستان ميپردازيم :

1 اسطرلاب برنجي با 7 صفحه كه نام سازنده در پشت اسطرلاب در قسمت پائين درون ترنجي به ترتيب زير ذكر شده است (( علي‌بن حسن محمد خليل‌الفقرا الحقير ضعيفه )) در تاريخ ساخت اسطرلاب در قسمت بالا در پشت اسطرلاب به شرح زير ملاحظه ميشود (( واسع السماوات والارض في سنه 1106)) كرسي اسطرلاب بطور مشبك ساخته شده است (شكل3) .

2 اسطرلاب بزرگ برنجي كه روي كرسي آن عبارات زير كنده شده است : بموجب فرمان قضا جريان سلطان سلاطين سيد خواقين دوران پشت و پناه اهل ايمان ولينعمت عالم و عالميان مدار سپهر دولت و عدالت قطب فلك اعظم عظمت و جلالت اختر درخشان اوج گيتي ستاني مهر تابان واسط‌السماء جهان باني شده سلطان حسين صفوي موسوي حسيني مدالله [38] تعالي ظل معتدلته علي رو الا نام الليالي والايام اسطرلاب نام صورت انجام يافت في شهر رمضان 1126 .

در پشت اسطرلاب عبارات زير خوانده ميشود :

((بسم‌الله تعالي شأنه العزيز السلطان السلطان السلطان الخاقان الخاقان الخاقان ابوالمظفر السلطان فتح‌عليشاه قاجار خلد الله ملكه 1247 .

نام محرر داخل ترنجي در پائين عبارت فوق باين ترتيب ((مقه اقل الطلبه محمد باقر اخ الصانع )) ذكر گرديده است . عبارت ديگري كه نام سازنده اسطرلاب را مشخص مي‌سازد نيز بچشم مي‌خورد ((اقل الطلبه عبدالعلي بن محمد رفيع )) (شكل 3) .

3 اسطرلاب برنجي كوچك با 7 صفحه كه بر روي كرسي آن با عبارت عربي تزئين يافته است در پشت اسطرلاب كه عبارت بشرح زير خوانده مي‌شود :

صنعه محمد مقيم اليزدي في سنه 1052 هان .

و قد كان راقم و كتابته و نقاش ذالك كل العبد النصير محمد مهدي اليزدي در حد فاصل دو عبارت فوق كه نام سازنده و نويسنده ذكر شده يك بيت شعر

چيست اين سقف بلند ساد بسيار نقش

                                                   زن معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست

نيز مشاهده ميگردد (شكل 5) [39]

شكل5

شكل 4 اسطرلاب برنجي قرن دوازده هجري