نراقي ،  حسن. "نطنز". دوره6 ،  ش 67و68 (ارديبهشت وخرداد 47): 52-67 ،  تصوير.

خلاصه:سابقه تاريخي شهر بنا به اسناد تاريخي نزهت القلوب ،  معجم‌البلدان ،  آثار البلاد و اخبارالعباد ، اسامي مشاهير تاريخي اين شهر ،  تفرجگاههاي سلطنتي درعهد سلاجقه و صفويه ، وضع فعلي شهرستان نطنز: 1- بناي ساساني آتشكده ،  2- مسجد جمعه شهر از قرن هشتم هجري كه شامل بقعه شيخ عبدالصمد ،  ايوان جلوخان خانقاه و مناره است ،  شرح معماري بناي مسجد: ورودي‌ها ،  صحن ،  ايوانها ،  شبستانها ،  مصالح بكاررفته ،  شرحي بركتيبه‌ها و درهاي قديمي و الواح سنگنبشته مسجد و ملحقات آن ،  3- مسجد كوچه ميرنطنز و شرحي مختصر بر معماري آن ـ شرحي برآثار تاريخي قريه افوشته و ابيانه و ساير بناهاي تاريخي واقع دراطراف شهر مزبور.

 

نطنز

حسن نراقي

آثار و ابنيه مهم تاريخي  ،  مردان بزرگ و نامور و نمونه‌هاي زنده‌اي از آداب و سنن و لباسهاي باستاني ايران .

سابقه تاريخي :

حمدالله مستوفي در كتاب نزهت‌القلوب گويد :

(نطنز از اقليم چهارم است . شهري وسط و قريب سي پاره ديه از توابع آن . حقوق ديواني آن ده تومان و دوهزار و پانصد دينار است .)

ناگفته نماند كه يك تومان مغولي زر برابر با ده هزار عدد مسكوك دينار طلا بوده است .

از بقاياي آثار و علائم تاريخي نطنز معلوم ميشود كه اين ناحيه در ادوار مهم تاريخ ايران مانند زمان ساسانيان واجد اهميت و مورد توجه بوده است .

در قرون اوليه اسلامي كه كليه روستاهاي حدود نطنز و كاشان تا قريه راوند تابع حوزه امير نشين اصفهان بوده جغرافي نويسان آن عهد مجموع قراء و آباديهاي اين منطقه وسيع را بدو بخش سردسير و گرمسير تقسيم و نامگذاري كرده‌اند . چنانكه ابن رسته اصفهاني در كتاب (( اعلاق‌النفيسه)) تأليف سال 290 هجري در ضمن شرح روستاهاي اصفهان مي‌نويسد :

((و لها من الرساتيق . . . . روستاقا سردقاسان و جرم قاسان . فيهما اشراف مي‌الدهاقين و قوم من العرب من اهل اليمن من حمدان و هما الحدبين علي اصبهان و قم . . . . )

يعني از جمله روستاهاي اصفهان دو بخش سردسير و گرمسير است كه جايگاه آزادمردان والاگهر و خداوندان دانش و هنر مي‌باشد و نيز قبيله‌اي تازي نژاد از قوم همدان اهل يمن در آن نواحي جاي دارند . و اين دو بخش به منزله حديست ميان حوزه‌هاي عمال قم و اصفهان .

و نويسندگان ديگر قديم هم مانند سمعاني در كتاب انساب و ياقوت در معجم‌البلدان نطنز را بعنوان (بليده) يعني شهري كوچك از نواحي يا اعمال اصفهان خوانده‌اند و فيروزآبادي نيز در كتاب قاموس مينويسد : نطنز شهري است بين قم و اصفهان . بطور كلي در اين مآخذ هر كجا راجع به يكي از دهات و قراءكاشان يا نطنز گفتگويي به ميان آمده بدون تفاوت آنها را جزء توابع اصفهان مي شمارند مانند آنكه ياقوت فين را هم گويد :

(قريه‌ايست از قراء كاشان از نواحي اصفهان ) ‌. همچنين درباره طرق نيز كه از توابع مهم نطنز است گويد ( قريه من اعمال اصبهان قرب نطنز شبه بلده ).

در برخي از مآخذ جغرافيايي قديم نيز به مناسبت همجوار بودن كوه كركس با قصبه نطنز نام آن برده شده چنانكه مقدسي كركس كوه را بلندترين كوههاي كوير لوت شمرده و اصطخري گويد : كركس كوه و سياه كوه پناهگاه راهزنان بوده و در يكي از دره‌هاي كركس كوه چشمه آبي موسوم به ( آب بنده) بوده كه از شكاف سنگي در ميان صخره‌ها بيرون آمده است . و حمدالله مستوفي درباره كركس كوه مينويسد :

(كوهي است به حدود شهر نطنز و به هيچ كوه پيوسته نيست . دورش ده فرسنگ است . كوهي سخت بلند است و از [52] بلندي كركس بفرازش نميرود و بدين سبب بدين نام مشهور است .)

بقاياي آتشكده يا چهار طا قي عصر سا سا ني در نطنز ـ ( نقل از آثار ايران گدار )

منظره عمومي شهر نطنز و افوشته از ايوان بقعه بي بي رقيه

اما زكرياي قزويني (درگذشته به سال 642 ه.) در كتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد نظير همان اوصافي را كه از كاشي‌سازان شهر كاشان و كمال مهارت و شهرت آنها را در اين فن بيان كرده عينا در وصف منبت كاري روي چوب براي اهالي طرق كه از توابع نطنز است نموده و ميگويد :

طرق آبادي معتبريست نزديك به اصفهان كه اهالي آنجا در ساختن آلات و ادوات ظريفه از عاج و آبنوس كمال مهارت را دارند  ،  بطوريكه مصنوعات و آثار هنري آنها كه در هيچ نقطه ديگر نظيرش ساخته نمي شود براي فروش بولايات دور و نزديك هم حمل ميگردد1.

بزرگ مردان و مشاهير تاريخي :

در قرون اسلامي نطنز مهد پرورش مردان بزرگ و مشاهير تاريخي در علوم و فنون گوناگوني بوده است از آنجمله : اديب نطنزي ، ابو عبدالله حسين بن ابراهيم بن احمد ملقب به بديع‌الزمان ( درگذشته سال 497 هجري ) مؤلف كتابهاي دستوراللغه و كتاب‌الخلاص در لغت عربي به فارسي و حفيداو ابوالفتح محمد بن علي نطنزي (در گذشته در سال 497 ) در ادبيات عربي و فارسي . و شيخ نورالدين عبدالصمد نظري (درگذشته 569) از مشايخ نام آور و اقطاب مشهور تصوف . مرشد و استاد شيخ عزالدين محمود نطنزي كاشاني (در گذشته 735 ) عارف و محقق و مؤلف كتابهاي مصباح‌الهدايه و شرح عارفانه بر قصيده ابن فارض و غيره و محمد بن احمد نطنزي ا زمحدثين مشهور . سيد حسن بن حسين الحسيني مشهور به سيد واقف (درگذشته 859 ) از عرفاي اواسط قرن نهم هجري .

و از پيشوايان بزرگ روحاني : مانند حاج ملا احمد نطنزي و فرزندان وي ميرزا ابوتراب (كه در فنون معقول و رياضيات استادي مسلم بود ، و حاج محمد ملا حسين معروف به حجه‌الاسلام نطنزي كاشاني و فرزند ديگر وي حاج ملا محمد حسن از اقطاب سلسله دراويش شاه نعمت‌الهي .

 از جمله وزراء و مستوفيان : خواجه قاسم . مستوفي ديوان شاه طهماسب صفوي . خواجه امير بيك از امراي دربار شاه طهماسب كه در علم ترسل و شيوه نويسندگي و حسن خط نظير نداشته است . ميرابوالمعالي برزرودي نطنزي ، وزير حضور و مجلس نويس شاه عباس اول . [53]

محمود بن هدايت‌الله افوشته‌اي نطنزي مؤلف كتاب تفاوت‌الاثار في ذكرالاخبار در وقايع دوره سلطنت شاه عباس اول .

هنرمند و ذوفنون . ميرزا سلمان حسابي نطنزي معاصر شاه عباس اول و شاگرد هنرمند او مولانا افضل دوتاري ( اهل قريه اوره ) كه در فن موسيقي و ادوار سرآمد سازنده‌هاي آفاق بود .

ايوان بزرگ جنوبي مسجد جامع نطنز

تفرجگاه سلاطين صفويه :

قصبه نطنز و مزارع آن تا قبل از خشكسالي اخير از 25 رشته قنات و چشمه سارها مشروب ميشده ولي به قراري كه پاره‌اي از مآخذ متذكر شده‌اند نطنز در قديم الايام داراي چهارصد رشته قنات بوده است .

در عهد سلاجقه و صفويه خطه نطنز يكي از دو شاهراه مهم پايتخت و در مسير آمد و رفت هاي بسيار قرار گرفته و نيز بواسطه آب وهواي مطبوع و وضع جغرافيائي آن از جمله تفرجگاههاي پادشاهان و شكارگاه آنان بوده است .

بدين جهات علاوه بر كاروانسراهاي بزرگ عمومي كه در فواصل اين راه براي توقف و آسايش كاروانيان آماده بود در نقاط متعدد و خوش منظر آن نيز كاخهاي شاهانه و باغ و بستاني با صفا ساخته و پرداخته بودند . چنانكه اسكندر بيك منشي مؤلف عالم آراي عباسي در ذكر ( آثار خير و انشاء و احداث عمارات شاه عباس ) مينويسد :

( در نطنز . باغ تاجابادمع عمارات در كاه و بالاخانها و حمام و غيره و باغ عباس آباد مابين نطنز و كاشان .) و همچنين ملا جلال يزدي منجم مخصوص شاه عباس اول در بيان وقايع سال 1016 و هنگام عزيمت شاه از كاشان بسوي اصفهان در روزنامه يا تاريخ عباسي خود مينويسد :

(صباحش روانه اصفهان شدند و چون بباغ تاج آباد كه از مبدعات كلب آستان عليست و در آن عمارت عاليست مشتمل بر انهار و آبشارها و درختان سر به فلك بر كشيده و حوض بس عالي و نفيس رسيدند و با زنان مطربه خوب صورت كه با تحف و هدايا و اسباب طرب چند روز بود انتظار مقدم مي كشيدند نشسته و به ساز و صحبت مشغول شدند .)

همان نويسنده بار ديگر در سال 1018 هنگام رفتن شاه عباس به سوي كاشان گويد .

(چون نزول به تاج آباد نطنز فرمودند در تاج آباد چشم رئيس شكرالله طرقي را كور كردند بسبب زيادتي و ظلمي كه برعيت كرده بود و توقف سه روز به جهت سير و شكار بود و بديدن كان سنگ مرمر جديد رفتند . . . . )

وضع كنوني :

اكنون نطنز يكي از شهرستانهاي تابع استانهاي مركزي و اصفهان بشمار ميرود كه داراي 55 قريه و دو نوع آب و هواي مختلف ميباشد . بدينگونه كه 21 قريه سمت مغرب و جنوب كه در دره‌هاي كوه كركس واقع گشته هواي آنها كوهستاني و سردسير است 2. بقيه قرائيكه در همواريهاي طرف شرق و شمال واقع است داراي هوائي معتدل ميباشد . جمعيت [54] كل نطنز در حدود 28791 نفر در 7173 خانوار3 .

قصبه كه مركز و حكومت نشين نطنز است در دامنه شرقي كوه كركس و جمعيت آن 4348 نفر در 1094 خانوار ميباشد .

و طول جغرافيائي آن 51 درجه و 54 دقيقه و 30 ثانيه است .

و عرض 33 درجه و 31 دقيقه و 30 ثانيه .

ارتفاع آن نسبت به سطح دريا معادل 1372 متر است در نطنز معادن ذغال سنگ ، مس و نقره نيز يافت ميشود .

مردم آنجا از حيث روحيه بواسطه پرورش در آب و هواي خوش و معتدل عموما كاركن و فعال ، خوشرو و ملايم و با محيط خود سازگارند .

مشاغل عمومي و صنايع محلي

خطه نطنز با آباديهاي متعدد آن كه يكي از مناطق ييلاقي مهم و از نواحي سرسبز و خوش آب وهواي مركز ايران بشمار ميرفت اكنون بر اثر خشكسالي و عدم بارندگي در سالهاي اخير نه تنها طراوت و سرسبزي خود را از دست داده بلكه بواسطه خشك شدن قنوات و چشمه‌سارها باغات و اشجار ميوه‌دار آن از بين رفته است . و اگر مختصر زراعت و آبادي هم در پاره‌اي از نقاط آن بچشم ميخورد به وسيله حفر چاههاي عميق و نيم عميق است كه آب آنها نيز سال بسال پايين تر ميرود .از اين جهت برزگران  و دهقانان هم باغ و زمينهاي باير خود را رها كرده و اغلب به تهران روي آورده و متواري گشته‌اند و كساني هم كه در محل خود مانده‌اند از راه قالي بافي كه يگانه كسب و كار عموم اهالي است اعاشه ميكنند . 

ولي خوشبختانه يك صنعت مهم محلي آنجا در حال نشو و نمو و پيشرفت ميباشد و آن كارخانه چيني سازي است كه آينده درخشاني را نويد مي‌دهد 4  

چون سابق بر اين قصبه نطنز در يكي از راههاي فرعي كاشان با اصفهان واقع شده بود مسافرين و جهانگردان اين حدود از جاده كوهستاني قهرودوسوه كه تا هنگام احداث جاده‌هاي عرابه‌رو بمنزله شاهراه جنوب ايران بود آمد و شد مي‌نمودند . از اين رو در سفرنامه‌هاي آنها از نطنز و آثار ابنيه تاريخي آن چندان گفتگوي سودمندي بميان نيامده است . تا آنكه در سال 1893 ميلادي ( برابر با سال 1311 قمري ) سرپرسايكس انگليسي پس از بازديد ابنيه تاريخي آنجا مينويسد :

(مسجد نطنز از ابنيه اسلامي است و تصور ميرود بعضي از كاشيهاي زيبائي كه فعلا زينت بخش موزه سوت كنيسنتن مي‌باشد متعلق به اين مسجد بوده كه در سال 715 هجري بنا شده .

چند تن از سياحان قديم كه از نطنز عبور كرده‌اند و يكي از آنها امبروزيو كنتاريني كه 1474 ميلادي (879قمري) از آنجا گذشته است ميگويد . (نطنز در جلگه واقع شده كه تاكستان زياد دارد).

نماي مناره و گنبد مقبره شيخ عبد الصمد

آتشكده نطنز           شماره ثبت 187  

يا بنائي از عهد ساساني . در حوالي مسجد جمعه ميان باغ و ملك شخصي بنام امام سكوئي به ارتفاع دو متر از سطح زمين آثار عمارات مختصر ولي جالب توجهي ديده ميشود كه از جهت ظرافت و تناسب ستونها شباهت كاملي به ابنيه دوره ساساني دارد . چهار ستون از هفت ستون اوليه و يك طاق از چهار طاق آن برپا و به جا مانده و بقيه فرو ريخته و خراب شده است . و نيز دو طاقچه از چهار طاقچه‌اي كه سطح مربع بنا را به طاق [55] فوقاني گنبد اتصال ميدهد باقي ميباشد .

ابعاد هر يك از اضلاع خارجي بنا 35/11 متر و ضلع داخل بنا 7 متر طول دارد . دهانه هر طاق 69/5 متر است .

اصل بنا با سنگ لاشه كه روي آن گچ ماليده‌اند ساخته شده5 .

مسجد جمعه

شماره ثبت قانوني 188

در اين مكان مجموعه‌اي است از چند ساختمان كه بناي اوليه آن را در زمان الجايتو خدابنده و پسرش ابوسعيد بهادر خان بدينگونه احداث نموده‌اند .

1 مسجدي كه قسمتهاي مختلف آن از سال 704 تا 709 هجري به پايان رسيده است .

2 بقعه شيخ عبدالصمد بتاريخ 707 هجري .

3 ايوان جلوخان خانقاه در سال 716 و 717 (ولي اصل خانقاه ويران گشته و اثري از آن باقي نمانده ).

4 مناره‌اي كه تاريخ اتمام آن سال 725 هجري ميباشد . مسيو گدار درباره بناي مسجد پس از بررسيهاي دقيق خود چنين گويد :

1 مسجدي كه نسبتاً از خرابي محفوظ‌تر مانده مركب است از شبستان هشت ضلعي گنبدداري كه مشرف بر صحني است كه چهار ايوان دارد اضلاع صحن را دهليزها و نمازخانه‌هايي مختلف به هم متصل مي‌سازد . اين مسجد از سمت شمال و مشرق و جنوب محدود است : به كوچه باريكي كه چون به مدخل بزرگ مسجد و مقابل مناره و درگاه خانقاه ميرسد وسعت يافته مبدل بميدان كوچكي ميگردد در سمت غرب ويرانه خانقاه ديده ميشود كه محدود به راهي ميگردد .

مسجد سه مدخل دارد كه يكي جنوبي و دو شمالي مدخلهاي سمت شمال با سطح حياط برابر است ولي معبر جنوبي عبارت از دهليز وسيع با دوازده پله بلند است . ارتفاع اين دوازده پله حاكي از اختلاف سطح صحن و سطح كوچه است كه در جلو مدخل جنوبي واقع است . به همين جهت قسمتي از شبستان مثمن مذكور در خاك كنده شده است . صحن مسجد فضاي مربعي است به طول 06/14 متر . عرض هر يك از ايوانها به نسبت اهميت موقع آن در طرح بنا متفاوت است . ايوان جنوبي كه در جلوي شبستان است 50/6 متر دهنه دارد و ايواني كه در برابر آن يعني در سمت شمال افتاده داراي 88/5 متر عرض است و دو ايوان ديگر 28/5 متر دهانه دارد و پهناي شبستان هشت ضلعي يعني فاصله هر دو ضلع متقابل آن 46/8 متر است .

گوشه هائي از كتيبه و طاق مقرنس كاري بقعه شيخ عبد الصمد نطنزي

از جمله نكات معماري كم نظير اين بنا آنستكه شبستان بر روي محور صحن و ايوانهاي شمالي و جنوبي واقع نگشته است و در قسمت وسط ديوار عقب ايوان جنوبي نيز از نظر نما سازي محراب ديگري ساخته‌اند  . بعقيده آندره گدار چون علاقه و احترام معماران ايراني به محور ساختماني چه در قديم و چه در زمان حاضر مسلم است بنابراين محور انحراف محراب مقبره شيخ عبدالصمد كه در جنب آن ساخته شده دليل برآنست كه مجموعه اين ساختمان در يك زمان و روي طرح [56] و نقشه جامع و واحدي انجام نگرفته است .

در ميان صحن مسجد پله‌هاي وسيعي است كه به كنار قنات ميرسد .

اصل بناي مسجد با آجر ساخته و با آهك پوشيده شده است .

در ايوان شمالي زير پايه طاق پاره‌اي خطوط رنگي بنظر ميآيد كه از بقاياي خطوط نسخي كتيبه قديمي بوده است .

كتيبه ، درهاي قديمي و الواح سنگنبشته مسجد :

1 بر كتيبه سر در جنوبي مسجد با حروف مينائي فيروزه رنگي بر زمينه آجري و بطرز زيبائي چنين كنده شده است :

قسمت بالاي محراب آرامگاه شيخ عبد الصمد ـ موزة ويكتوريا و آلبرت لندن

غرفه سمت چپ مدخل خانقاه و بقعه شيخ عبد الصمد كه قرينة آن نيز عيناً در طرف راست و مقابل آن ساخته شده است

(بسم‌اله الرحمن الرحيم امر بعماراه المستجده في المسجد المولي المعظم و الصاحب الاعظم دستور ممالك العالم الممهد قواعدالخير والكرم خواجه زين الدنيا و الدين خليفه بن الحسين الماستري بمساعي الصدر المعظم شمس‌الدين محمد بن علي النطنزي في سنه اربع و سبعمائه) .

2 در ايوان شمالي مسجد كتيبه گچي قرآني است كه بخط ثلث سفيد بر متن لاجوردي نقاشي كرده‌اند و پس از آياتي چند از قرآن6 چنين نوشته شده :

(قال النبي صلي اله عليه و آله يا علي‌الائمه بعدي اثني عشر اولهم انت و اخر هم القائم الذي يفتح‌الله علي يديه مشارق‌الارض و مغاربها قال من كان القران حديثه و المسجد بيته بني الله لهو بيتا في‌الجنه .

                                                                             كتبه محمد رضا الامامي )

3 بر كتيبه گچي هلال ايوان شمالي مسجد بخط ثلث سفيد بر متن لاجوردي اين آيات قرآن نوشته شدن (انما يعمر مساجدالله من آمن بالله واليوم الاخر و اقام الصلوه و آتي الزكوه و لم يخش الي الله فعسي اولئك ان يكونوا آمن بالله و اليوم الاخر و جاهد في سبيل‌الله لايستون عندالله والله لايهدي القوم الظالمين7 . في سنه سبع و سبعمائه (707 هجري )

از مفهوم آيات اين كتيبه چنين بر مي‌آيد كه تاريخ آن متعلق به تعمير و نقاشي ايوان بوده است .

4 بالاي يكي از درگاههاي ايوان شمالي اين اشعار بخط نستعليق سفيد بر متن قهوه‌اي رنگ گچ بري شده است :

صفحه روح فزائي كه هر آنكس ديدش

                                                 دل ز كيفيت آن صافي و نوراني شد

كرده گچ كاري اين ديوان غضنفر مهدي

                                                 آنكه توفيق حقش ارزاني شد [57]

همتش كرد سفيد از ره اخلاص چنان

                                                 كه نجاتش دو جهان رحمت سبحاني شد

تا ز ابر كف دستش گهر فيض چكيد

                                                 قدر و قيمت ز در و گوهر عماني شد

فكرت و ذهن امامي پي سال تاريخ

                                                 چون گدايان به در موسي عمراني شد

پنج پنجه بفكند از يد و بيضا و بگفت

                                                 روسفيدي وي از مهدي كاشاني شد

و بر كاشيهاي كف ايوان نيز نوشته شده :

(كارخانه حسن اسلامي نطنزي 1326 ).

ساعي و باني كاشيكاري اين مسجد حضرت آقاي حاج سيد نعمت‌الله مرتضوي امام جماعت نطنز

                                                         (رقم كريم پور نطنزي 1326ش _ 1366 ق)

5 مسجد داراي در قديمي كنده كاريست كه برخي از خطوط كتيبه آن از بين رفته و آنچه باقي مانده بدين قرار خوانده ميشود .

( بن يحي النطنزي تقبل‌الله عمل استاد  . الاصفهاني في الرمضان سنه خمس و عشرين و ثمانمائه ) .

6 بر در ورودي به مسجد كتيبه‌هاي زير بخط نستعليق كنده شده :

(الهم صلي علي النبي و البتول و السبطين و زين‌العابدين و الباقر و الصادق و الكاظم و الرضا و التقي و النقي و العسكري و المهدي صلوات‌الله و سلامه علي نبينا و عليهم اجمعين ).

(اتمام اين در تاريخ سنه اثني و سبعين و تسعمائه شد و نصب اين در تاريخ شهر ذي‌الحجه الحرام سنه اثني عشر و الف).

در قسمت پائين در بخط ثلث برجسته نوشته است .

(وقف كرد استاد علي بن استاد حسين نجار نطنزي به سعي و عمل خود اين در را مع چهار حبَّه از جمله سي وشش حبه عصار خانه واقعه در جنب چهار سوق جنب بلده مزبوره بر مسجد جامع بلده كه اجاره آن صرف روشنائي مسجد )

7 بر ستون سمت چپ ايوان جنوبي مسجد سنگنبشته‌أي بطول 50 و عرض 25 سانتيمتر نصب شده كه بخط نستعليق اين مضمون روي آن حجاري شده است .

سر در خانقاه و بقعه شيخ عبد الصمد و پايه مناره

(بناي تعمير و سفيد نمودن مسجد جامع بسعي عاليحضرت فضيلت و افادت پناه مولانا محمد باقر دماوندي و سلاله السادات و النجبائي حاجي مير ابراهيم الحسيني النطنزي باتمام رسيد . بتاريخ شهر ذي‌القعده الحرام سنه 1178 كتبه محمد علي بن محمد سعيد الحسيني النطنزي )

8 لوحه سنگي ديگري نيز بر همين ستون نصب گشته مبني بر وقف بودن دو روز آب قناتين دستجرده نطنز به مصارف لازمه مسجد با تاريخ 1259 ق .

9 و بر ستون سمت راست ايوان جنوبي لوح سنگي به خط نستعليق و مضمون ذيل نصب نموده‌اند :

(بسم الله الرحمن الرحيم . بتوفيق حضرت جبار استاد حيدر [58] نجار ولد مظفر نطنزي بشرح وقفنامچه عليحده تمامت سه طاق از ممر قناتين دستجرده نطنز و باغ و ملك تابعه آنرا وقف مسجد جامع نطنز نمود كه متولي آن هر ساله حاصل آنها را بعد از وضع موضوعات در وقفنامچه مزبوره صرف تعمير و بوريا و روشنائي مسجد مذكور نمايد و خلاف كنند بلعنت خدا گرفتار گردد و كان ذلك في ثامن شهر رجب سنه ثلاث و مائه و الف كتبه العبد الراجي اسكندر ابراهيم آبادي النطنزي ) 1103 .

بقعه شيخ عبدالصمد نطنزي

بناي اين بقعه با مسجد جمعه چنان مربوط و متصل مي‌باشد كه بنظر مي‌آيد مقارن يكديگر يعني در سال 707 هجري ساخته شده ولي محور اصلي بقعه و محراب آن كه با محور مسجد قريب به ده درجه انحراف دارد و همچنين راهرو مقبره بدهليز مسجد كه بسيار كج و معوج ميباشد دليل ديگري است بر آنكه هر دو بنا در يك زمان ساخته شده . گنبد كاشي كاري شده آن هرمي شكل هشت ضلعي است بناي مقبره مربع شكل و هر ضلع آن 90/5 متر ميباشد و داراي گنبد مقرنس كاري است كه در كتيبه آن پس از آياتي از قرآن نام مدفون و باني بقعه و تاريخ بنا بخط ثلث زيبائي چنين گچ بري شده است .

(بسم الله الرحمن الرحيم . قل فادرو اعن انفسكم الموت ان كنتم صادقين و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتابل احياء عند ربهم يرزقون فرحين بما آتاهم الله من فضله 8  هذه القبه المشرفه مزار الشيخ الرباني نورالمله و الدين عبدالصمد ابن الاصفهاني المقيم بنطنز امر ببنائها الصاحب الاعظم زين الدنيا والدين خليفه الماستري في سبع و سبعمائه ).

كتيبه مثلث كاشي كاري زير مناره

گنبد بقعه شيخ عبدالصمد هرمي شكل هشت ضلعي است كه بر يك بدنه آن بخط نسخ داخل تزئينات كاشي كاري گنبد نوشته است :

(ساخت اين اسپر بتوفيق خدا

                                                 شيخ اسمعيل كلب مرتضي ) [59]

و در لوحه ديگر گنبد .

                                                     (عمل ابراهيم بن اسمعيل بناء اصفهاني )

سر در خانقاه

در مدخل مشترك مسجد و مقبره شيخ عبدالصمد سر در مخصوصي براي خانقاهي ساخته شد كه كتيبه زيباي آجري آن بخط ثلث برجسته بر متن كاشي هاي فيروزه‌اي بر سه طرف درگاه بدين مضمون خوانده ميشود .

(بسم الله الرحمن الرحيم . امر بعماره هذه البقعه الميمونه المباركه الصاحب المعظم وزير ممالك العالم مشيد مباني الخيرات المتوسل الي الله بانواع القربات اضعف عبادالله المتفقر الي رحمته و رضوانه خواجه زين الدنيا و الدين شرف الاسلام و المسلمين خليفه بن الحسين بن علي الماستري تقبل الله خيراته و افاض السعاده و الرحمه و المغفره علي اسلافه و ذرياته ثم وقفها خانقاها علي الفقرا الصوفيه تقربا الي الله القديم و تبرعا لوجه الكريم بمساعي شمس الدين محمد بن علي النطنزي في سنه خمس و عشرين و سبعمائه ).

محراب گچ بري مسجد كوچه مير نطنز

در كنار كتيبه بزرگ و جلي سر در خانقاه حاشيه نازك فيروزه‌اي با خط كوفي بر زمينه سرمه‌اي رنگ بر سه طرف درگاه سر در جملات شهادتين بدين مضمون تكرار شده است .

(لا الله الا الله . محمد رسول الله . علي ولي الله ).

بر ستونهاي دو طرف درگاه و در ميان دو كتيبه كاشي چهار لوح سنگ مرمر هر يك به طول و عرض پنجاه سانتيمتر نصب شده كه بر سه قطعه آنها صلوات چهارده معصوم بخط ثلث جلي حجاري شده و بر قطعه زرين طرف چپ نيز نام واقف چنين نقر شده است .

(وقف ذلك خواجه نجم الدين ابن عماد في سنه 921 )

(عمل استاد حسين خراساني كتيبه الفقير اسدالله الحسيني )

در قسمت داخلي درگاه بزرگ سر در كتيبه آجري ديگريست كه به خط كوفي فيروزه‌اي آياتي از قرآن (273 و 274 از سوره سوم ) بر آن نوشته شده است .

و همچنين كتيبه‌هاي دو صفحه داخلي سر در كه قرينه يكديگر واقع گشته‌اند با خط كوفي فيروزه رنگ برجسته روي آجر ساده پس از سوره اخلاص جمله (صدق الله العظيم و صدق رسوله الكريم) نوشته شده است .

و بر ضريح چوبي روي قبر كتيبه‌اي به خط ثلث بدين مضمون كنده شده است :

(عمل استاد حسين ابن استاد اسمعيل سرشگي النطنزي في تاريخ سنه اربع و ستين و الف سنه 1064 كتبه عبداللطيف)

و بر لوح سنگي روي قبر شيخ چنين نقر شده :

(هو الغفور الرحيم الرحمن اللهم صل علي النبي والولي و الحسن و الحسين و العباد و الباقر و الصادق و الجعفر و الكاظم و الموسي الرضا و التقي و النقي و العسكري و الحجه القائم محمد المهدي الهادي الغازي صاحب الزمان .

همت مصروف داشت عصمت پناه صالحه خديجه سلطان بنت شمس طلا در سنه 1045 و اين آثار خير از او باقي ماند .)

روي قبر با كاشيهاي معمولي و متوسطي پوشيده شده است .

روي ديوار جنوبي بقعه محاذي صندوق قبر سابقاً محراب بزرگ كاشي مينائي از نوع محرابهاي معروف كاشان در قرن هجري بوده است (مانند محرابهاي علي بن جعفر در قم و بقعه حبيب بن موسي كاشان كه اكنون در موزه ايران باستان است ) كه از محل و مكان خود كنده و ربوده شده و جاي آن بطور وضوح نمودار ميباشد9 .

مناره مسجد و خانقاه

مناره بلند اين مسجد و خانقاه كه از زيباترين [60] مناره‌هاي موجود در ايران ميباشد

 بواسطه اسلوب دلپذير بنا و تزئينات كاشي كاري‌هايش و بخصوص طرح كتيبه پهن كاشي فيروزه‌اي در ساقه آن بسيار جالب و در نوع خود منحصر بفرد واقع گشته است .

جاي مناره در فاصله ميان در مسجد و سر در خانقاه ميباشد .

در بالاترين قسمتهاي بدنه اين عبارت ( العظمه لله) بخط كوفي آجري بر زمينه كاشي فيروزه‌اي تكرار شده . و در كتيبه پائين مناره جمله ( الملك لله ) چندين بار تكرار شده است . و پائين تر آن كتيبه تاريخي به خط ثلث برجسته بر قطعه‌اي از كاشي فيروزه‌اي بدين شرح نوشته شده :

(امر ببناء هذه‌المناره العاليه و الغرف الرفيعه الملك الاعظم الصاحب المعظم اعدل ملوك العجم باني قواعد الخيرات منبع السعادت باسط الامن و الامان ناشر العدل و الاحسان شمس الدوله و الدين ناصر الاسلام و عون المسلمين محمد بن ابي علي تقبل الله حسناته في شهور سنه خمس و عشرين و سبعمائه) .

آخرين كتيبه پائين مناره در دو لوحه مجزا از يكديگر بخط آجري روي كاشي فيروزه‌اي نوشته است .

(امير كبير جلال الدين عبدالله )

(بمساعي الصمد الاصفهاني المعظم كمال الدين محمد جزاء الله خيرا ).

سمت چپ قسمت بالاي سر در بيت السياده و السعاده

كتيبه جديد مناره

بالاي كتيبه كاشي پهن فوقاني مذكور و انتهاي بدنه متصل بطاق هلالي پاي مناره كتيبه جديد مثلثي شكلي بخط نستعليق بر زمينه كاشي سفيد بدين مضمون نصب شده است10  .

ستايش يزدان پاكي را سزاست كه انسان را بقوه عقل و علم بمعرفت خود نائل فرمود و در پرتو اين يكي از تكاليف اوليه ما را خدمات نوعيه مقرر داشته چنانچه باسناد ثابته تاريخي مراجعه كنيم مشاهده مينمائيم كه سابقين ما بعد از غلبه اسلام و پراكندگي ايرانيان محض تجمع دادن آن با يك عالم روحانيت حقيقي به نام تصوف در زمان حضرت ثامن الائمه عليه السلام تقيه اتخاذ و براي پيشرفت مقصود تأثيرات مهمي در اعماق قلوب طالبان وادي عشق و محبت داده و در اثر آن مردان بزرگ نامي با يك برجستگي فوق‌العاده توآم با روحانيت تجلي نمودند . از آن قبيل حضرت شيخ عبدالصمد رباني نورالله مرقده الشريف است كه در عصر خويش بي همتا و مثل بوده و گروه انبوهي در گرد آن حضرت پروانه وار از آن قبيل خليفه حسين ماستري كه در آن زمان از هر جهت حتي از جهت تمول و ثروت هم بر همه برتري داشته و بناي اين خانقاه كه بزرگترين دليل بر قوت قلب و وسعت صدر اوست و در زمان حضرت شيخ بمناسبت ارادتي كه داشته است نموده و مسجد جامع فعلي را در سنه 704 هجري بنا كرده است و بعد از خاتمه مسجد حضرت شيخ جهان فاني را وداع و در سنه 707 مقبره را بنا [61] نموده است

 و در طول هيجده سال مشغول تعمير خانقاه گرديد كه سر درب آن دلالت بر عظمت كل بنا مي‌نمايد و در سنه 725 بنا دو خورشيد موجود است ثابت ميدارد كه دولت هفت قرن زيادي داشته است متأسفانه در اثر لاقيدي و سهل انگاري و بدبختي هاي متراكمه اين ملت واژگون بخت و غفلتهاي زمامداران سابق موقوفات در شكمها فرو رفته و چنين بنا و آثار تاريخي كه مزاياي آنرا ذيلاً براي اطلاع عموم ثبت مينمايد در هم ريخته و حاليه تنها سر درب آن باقيست .

من بنده خدا عبد مولا ميرزا غلام حسين خان نوري صديق اكرم ايران دوست كه در هفتم شهر رمضان 1341 هجري قمري مطابق سوم شهريور 1302 مأمور وارد نطنز شدم . بمجرد مشاهده اين سر درب گرانبها در بحر حيرت فرو رفتم با تأسف زياد از گذشته بفكر آينده افتاده همت گماردم و به تعمير آن قيام و اقدام نمودم كه اين سر درب در آن واحد چندين موضوع مهم را نشان ميدهد براي اخلاف وطن پرست ايران دوست خود بيادگار نگاه بدارم كه آيندگان قدر و قيمت علمي و عملي گذشتگان و نياكان پاك خود را همواره منظور نظر قرار دهند اولاً در پيشاني بنا دو خورشيد موجود است ثابت ميدارد كه دولت هفت قرن قبل ايران مثل دولتهاي قبل از اسلام تنها علامت دولتي كه خورشيد بوده است استعمال ميكردند دوم خط نسخ هفت قرن قبل را در عين كمال بخوبي در كتيبه اول نشان ميدهد .

سوم در دو كتيبه خط كوفي اولي و بعد در دو كتيبه داخلي خط كوفي گلداني را به خوبي ميتوان مشاهده كرد . چهارم اصول مهندسي و ترسيمات و صنايع مستظرفه و كاشي‌سازي آن زمان را در نهايت كمال نشان ميدهد پنجم در خاتمه از عموم فرزندان خلف وطن تمني دارد كه در حفظ اين سر درب خرابه كه هزاران مزاياي ديگر دارد مراقبت فرمايند كه علما تاريخي و صنعتي از اين بنا بهره مند گردند صديق اكرم حاكم نطنز . كتبه ميرزا عباس خلف مرحوم حاجي ميرزا حسين نطنزي 1342 عمل استاد حسين قصاع خلف مرحوم علي محمد نطنزي 1342 .

سمت راست قسمت بالاي سر در بيت السياده و السعاده

مسجد كوچه مير نطنز

شماره ثبت 209                                          ثبت تاريخي تير ماه 1313

از بناهاي قديم اين مسجد كوچك اثر تاريخي مهمي باقي مانده است فقط محراب گچبري گرانبهائي است كه با وجود خرابيها و تغيير و تصرفاتيكه به عنوان مرمت در آن بعمل آمده باز هم نمونه اصيلي از محرابهاي گچ بري دوره سلجوقي و مغول بشمار ميرود .

آقاي گدار در كتاب آثار ايران درباره خصوصيات فني و تاريخي اين محراب چنين مينويسد :

(اين محراب بر روي هم [62] و بطور كلي مثل ساير محرابهاي دوره سلجوقي و مغول ميباشد .

 يعني داراي دو طاقچه روي هم و يك كتيبه است كه قاب مانند آنرا احاطه كرده است . نقوش گل برگي كه بر آن ساخته‌اند همچنين با كارهاي دوره سلجوقي و مغول تفاوت زيادي ندارد . آنچه موجب امتياز او است ظرافت و خشكي و لاغري ساخت است . بعبارت آخري محرابهاي دوره مغول پهن و گشاد است و اين محراب باريك‌تر و دقيق تر است و از اين جهت نزديكتر بسبك محراب پير حمزه ابرقوست كه در فاصله سالهاي 510 و 519 هجري ساخته شده است تا سبك مسجد جمعه اصفهان (710 هجري) يا ايوان مزار پير بكران كه در 307 هجري بنا گشته است . نقوش حاشيه هم كه نهايت دقت هندسي در آن بكار رفته بيشتر ببرش مقراض شبيه است تا بكنده كاري گچ بري و به همين لحاظ مناسب تر با دوره سلاجقه است تا در زمان سلطه مغول .

بنابراين علي العجاله اگر اين شاهكار را منسوب بعهد سلجوقيان كنيم چندان اشتباه نكرده‌ايم .)11

آثار تاريخي قريه افوشته

دهكده كوچك و زيباي افوشته به فاصله دو كيلومتري قصبه نطنز چون از قديم الايام بواسطه موقعيت طبيعي آب و هوا و حسن صفا و منظرش منزل و ماواي گروهي مردان متمكن و مرفه آن ديار بوده و از اين رو ابنيه عالي فراوان و آثار مختلف تاريخي در آنجا احداث نموده‌اند ولي بر اثر گيرو دار و تاخت و تازهاي بعد از دوره صفويه و همچنين از جهت تغيير پايتخت از اصفهان به تهران صفحه نطنز و بخصوص قريه افوشته كه اعيان نشين اين ناحيه بوده اهميت و آباداني خود را از دست داده . تا آنكه در آغاز مشروطيت كه تمامي اين ناحيه تحت تسلط راهزنان و گردن كشان قرار گرفت خاندانهاي بزرگ و قديمي افوشته ناچار به مهاجرت و وداع نمودن زندگي و سامان خود گرديدند آنگاه بناهاي عالي شخصي قديم يكباره رو بويراني نهاد و آثار بناهاي عمومي هم كه در آنجا باقي مانده از جمله ساختمانهاي دوره تيموري است كه به شرح ذيل متعلق بيك خاندان محلي بوده است :

1 سر در بيت السعادت و السياده .

2 خانقاه سيد واقف .

3 بقعه سيد واقف .

4 درهاي منبت مسجد جامع افوشته .

5 گنبد مقبره فرزند سيد واقف .

سر در دارلسياده

از اين سر در مجلل اكنون كاشي كاريهاي زيبا و پر جلوه سه جبهه داخلي جلوخان باقي مانده ولي سقف آن فرو ريخته كه با چوب تخته بندي كرده‌اند . از آثار دوره تيموريان بوده و بر كتيبه كاشي سه طرف جلو خان بخط ثلث سفيد بر ضمينه لاجوردي مضامين ذيل نوشته شده است :

(بفيض فضل حضرت الهي و امداد كرم نامتناهي در ايام خلافت و دولت حضرت خاقان بن الخاقان ظل الله في العالمين المؤيد بتأييد الملك المنان معين السلطنه و الخلافه و الدنيا و الدين شاهرخ بهادر خان خلدالله تعالي خلافته و ايد علي العالمين رأفته كه ولايه از ممالك مخصوصه بود بسيط آن خطه نور حدقه السلطنه نور حديقه المعدله السلطان ابن السلطان ابن السلطان المخصوص بعنايت الملك الرحمن علاءالدوله و السلطنه و الدنيا بهادر خان خلدالله تعالي ملكه بناء اين بيت السعادته و السياده كه هميشه قواعوش بروابط دوائم احكام مربوط باو از خاص المال بنده محتاج الفقير الي رحمته الله الغني حسن بن حسين الحسيني باتمام رسيد في شهر محرم الحرام سنه تسع و اربعين و ثمانمائه عمل الفقير شيخ حسن بن نظام الدين بناء اصفهاني .)

بقعه سيد واقف در ابتداي قرية افوشته ( نطنز )

خانقاه سيد واقف

در داخل باغ و خانه واقع در پشت اين سر در كه ملكي اشخاص مي‌باشد خانقاهي بوده است كه بر اثر مرور زمان به نوعي در زير توده‌هاي خاك و خاشاك انباشته شده بود كه فقط قسمتي [63] از گچ بريهاي بسيار ظريف سقف آن پيدا بود اما اخيراً كه خاك و خاشاك آنجا برداشته شده آثار پر ارزش ديگري از اين قرار نمودار گشته است .

از اره‌هاي اطراف اين چهار طاقي با كاشيهاي شش پر كوچك رنگارنگي ساخته شده كه حاشيه‌هاي بالا و پائين آن با كتيبه‌هاي نازكي از كاشي معرق خوش آب و رنگ بسيار ظريف و كم نظيري تزئين يافته است . و نيز متصل به اين خانقاه چهار طاقي كوچكتر ديگري با همان طرح و نقشه و كاشي كاري و گچ بريها كه گويا خلوت و نمازخانه خانقاه بزرگتر بوده از زير خاك بيرون آمده است .

مقبره سيد واقف

اين بناي آجري هشت ضلعي با گنبد فيروزه رنگ و كتيبه بخط كوفي ساقه گنبد كه بر فراز تپه‌اي مشرف به آبادي افوشته ساخته شده از دور جلب نظر ميكند .

ايوان مدخل مقبره داري در چوبي منبت كاري گرانبهائي است كه بر لوح حلالي شكل بالاي در اين مضامين كنده شده .

منظره اي از قريه برز

يك جفت از درهاي مسجد جامع افوشته

بعون خالق بيچون هر دو جهان

                                                 بعهد شاه جهان شاه رخ بهادر خان

بيمن همت عالي تاج دولت و دين

                                                 حسين منبع جود است و معدن احسان

بسال ثمان عشرين از ثمانمائه

                                                 بسعي صاحب اين روضه مرتضي زمان

تمام شد به سعادت بناي اين مرقد

                                                 كه روضه‌ايست منور از او تمام جهان

سواد قصر بهشت است زانكه دربانش

                                                 درختهاي گرانست و آبهاي روان

در اين مزار كه هيچ قبر در نمي‌يابد

                                                 بغير بانگ نماز و تلاوت قرآن

و بر هر دو لنگه در نيز به خط ثلث اين ابيات كنده شده .

بده مرا تو خدايا در اين خجسته سير

                                                 هزار مايه شادي و فتح نور و ظفر

به حرمت سه محمد به حق چهار علي

                                                 بدو حسن بحسين و بموسي و جعفر

                           انه هوالباقي

بزرگوار خدايا به آب روي نبي

                                                 كه جرم مابعلي در گذر و درگذران

جميع زبده آل محمدي يا رب

                                                 بفضل خويش بدار السلامشان برسان

بيمن همت ايشان ببخش آنكس را

                                                 كه يار و چاكر آل عباست از دل و جان

كتيبه حسين بن بايزيد

تاريخ كتيبه قرآني صندوق منبت كاري

بقعه داراي تاريخ 859 هجري است . [64]

مسجد جامعه افوشته

اين مسجد كه در نيمه اول قرن نهم هجري ساخته شده از آثار قديمه آن دو درگاه در چوبي منبت كاري باقيمانده كه در گراور نمودار گرديده . مضامين كتيبه‌هاي كنده كاري آنها نيز از اين قرار است :

(لصاحبه السعاده و السلامه)

(و طول العمر ما ناحت حمامه )

( خداوند اين در مبارك مرتضي اعظم سيد حسين الحسيني )

(عمل استاد حسين ابن علي نجارنقار قريه العبادي )

و بر در ديگر نيز چنين كنده شده :

چو در بسته گردد گشانيده اوست

                                                 چو ره ياوه گردد نماينده اوست

اين در بشادكامي دائم خجسته باد

                                                 بر دوستان گشوده و بر خصم بسته باد

صاحبه و مالكه السيد جسن

                                                 في رمضان السنه احدي و ثلاثين و ثمان مائه

گنبد مقبره فرزند سيد واقف

باندك فاصله از سر در دارالسياده در زمين مسطحي بقعه آجري با گنبد كاشي‌كاري مانند مقبره سيد واقف ساخته شده كه ميگويند يكي از اولاد سيد واقف آنرا براي مدفن خود ساخته و چون او در عتبات رحلت نموده در اين بقعه كسي مدفون نشده است .

بقاع امامزادگان

در برخي از قراء و آباديهاي نطنز بقاعي چند از امامزادگان نيز موجود و مأمور ميباشد كه هر يك داراي گنبد و بارگاه و صحن و سرا و ايوان و صندوقهاي چوبي مشبك روي قبر و آثاري از عهد صفويه هستند . مانند عون بن علي و امامزاده عبدالله كه سنگ مرمر روي قبر آن مورخ بسال 972 هجري است و مزار بي بي رقيه برفراز يكي از تپه‌هاي مرتفع غربي مشرف بآبادي قصبه و بقاع امام زادگان ابيانه و برز و غيره .

بقعه امامزاده قريه برز

دهكده برز (بروزن طرز) در سه كيلومتري ابيانه و دوازده كيلومتري پل هنجن واقع گشته از دهستان برز رود در منطقه كوهستاني نطنز ميباشد .

در اين آبادي بقعه قديم امامزاده‌ايست بنام شاهزاده اسماعيل داراي گنبد كاشي كاري مخروطي شكلي است . سقف و ستونهاي آن نيز مانندمسجد جامع ابيانه با چوب گردو ساخته شده و روي يكي از ستونها اين اشعار را به خط نستعليق كنده‌كاري كرده‌اند .[65]

نجار چو كرد كشته فيض درو

                                                 من هم پي تاريخ نمودم يك و دو

زاستاد محب حساب جستم گفتا

                                                 كردم آباد فرش مسجد از نو

 1023

بر يكي از كتيبه هاي باقيمانده از منبر منبت كاري نفيس مسجد كه بر اثر سيلاب از هم پاشيده شده است اين عبارت خوانده ميشود :

(امر هذالمنبر العبد الضعيف محمدبن ابوالقاسم بن عيسي غفرالله له بتاريخ شهر ربيع‌الاخر سنه ثلاث و اربعين و خمسائه) 543 .

منبر مسجد جامع ابيانه ـ مورخ به سال 466

محراب چوبي در مسجد جامع ابيانه ـ مورخ به سال 477 هجري

مسجد جامع ابيانه

دهستان ابيانه در دامنه شمال غربي كوه كركس از آباديهاي معروف خوش آب وهواي 38 كيلومتري نطنز ميباشد . خصوصيات زندگاني و اخلاقي مردم آن بويژه علاقه شديدي كه به حفظ آداب و رسوم و سنن ملي و قديمي خود دارند از جمله مباحث سودمند تاريخي است كه درخور بررسي دقيق و تحقيقات مفصل تري ميباشد . چنانكه اين راه و روش موروثي و ديرينه آنان از وضع ساختمانها و ابنيه عمومي تا طرز لباس مرد و زن و نگهداري و محافظت آثار تاريخي آنجا بخوبي نمودار ميگردد . مهمترين بنا و اثر تاريخي اين قريه مسجد جامع آنجا است كه از تاريخهاي مختلف آن معلوم ميشود مكرر تعمير شده است .

محراب بزرگ مسجد كه از چوب گردوي قهوه‌اي رنگ ساخته و منبت كاري شده داراي كتيبه‌هاي قرآني برجسته با نام باني آن (مولانا عزالدين فرزند مولانا بهاء الدين محمد ) و تاريخ 776 هجري است . ولي قديمترين اثر تاريخي اين مسجد منبر چوبي منبت كاري آنست كه در سال 466 هجري ساخته شده و با خط كوفي در كتيبه آن نوشته است .

(في المحرم سنه ست و ستين و اربع مائه رحم الله من قراء و نظره) .

و تاريخ آخرين تعميرات آن سال 1311 قمري ميباشد كه توسط استاد صفر علي بيگدلي بعمل آمده است ) در سقف مسجد نيز همچنان تخته‌هايي از چوب گردو و با نقشه منظم هندسي مربع شكل و بطرح زيبائي قاب بندي و بكار برده شده و در كتيبه آن بخط نستعليق چنين نوشته است .( اين دو كلمه در اعوان عهد سلطان جم خدم و خاقان فرشته حشم السلطان العادل نادر شاه الملقب بولي النعمه سمت تحرير پذيرفت و مشاراليه در هندوستان با عساكر منصوره تشريف داشتند و پادشاهي عراق و نيابت خود را بفرزند ارجمند خود رضا قلي ميرزا مفوض و شاه طهماسب ابن شاه سلطان حسين نورالله مرقده در بلده سبزوار نزول اجلال ارزاني داشت بلكه مقيد بود في تاريخ غره محرم الحرام 1152 ).

از آثار قديمي ديگر ابيانه يكي بناي معصوم زاده و ديگر قلعه آنست .

بقعه شاهزادگان اسحق و ايوب نيز داراي صحن و ايوان و رواق و صندوق مشبك چوبي است و بر فراز بقعه نيز گنبد كاشي مخروطي شكلي ساخته شده است .

عباس آباد شكارگاه

در كنار راه اسفالته كاشان و نطنز (پنج كيلومتري پل هنجن بطرف قصبه) بقاياي كاخ و باغ عباس آباد از آثار و ابنيه شاه عباس بزرگ بطوري كه عكس و گراور آن ملاحظه ميشود هنوز استخوانبندي اوليه آن بر جا و باقي مانده است .

اين كاخ و بستانسراي ييلاقي كه زماني تفرجگاه و محل سير و گردش و شكارگاه پادشاهان صفوي و شاهد بزم و محافل طرب و شادي آنان بوده اكنون سالها است كه بصورت مزرعه و ملك اشخاص درآمده .

موقعيت طبيعي و افق دل‌انگيز اين كوشك منفر د محصور به باغ و بستاني انبوه و سر سبز و در پيچ و خم دامنه‌هاي كوهساري واقع گشته كه از سمت باختر به قلعه‌هاي بلند پر برف كركس كوه تكيه دارد و از سوي خاور مشرف به پست و بنلدي تپه ماهورهائي است كه اندك اندك فرونشسته تا چشم اندازي به مراتع و چراگاههاي جلگه پهناور افكنده و فضاي بيكران را زير نظر ميآورد . و اين خود حسن سليقه و ذوق سرشار پادشاهان آن سلسله را در احداث آثار و ابنيه خود بخوبي نمودار و جلوه‌گر ميسازد چنانكه كروسه خاورشناي فرانسوي در كتاب تمدنهاي خاور ميانه بدينگونه اظهار عقيده مينمايد كه :

(زيبائي و شكوه كاخهاي صفوي تنها در صنعت معماري و يا در تزئينات ماهرانه آنها نيست بلكه بايد حسن انتخاب مكان و نقشه ساختماني و طرز اداره آنها را مورد دقت قرار داد .)

گنبد باز

در رأس يكي از قله‌هاي سلسله كركس كوه و مشرف بجاده شوسه كاشان و نطنز گنبد آجري بزرگي از عهد صفويه باقي مانده كه هنگام عبور از اين راه به خوبي پيداست . ولي راه رفتن ببالاي آن بسيار سخت و ناهموار ميباشد .

محمود بن هدايت الله نطنزي يكي از مورخان عهد صفوي درباره علت وجودي اين گنبد و وجه تسميه آن مينويسد :

(در سال 1001 هنگاميكه شاه عباس از اصفهان به پايتخت خود قزوين مراجعت مي‌نمود شكاركنان از اردستان به نطنز آمد . يكي از بازهاي شكاري كه مورد علاقه وي بود پس از شكار نمودن چند كبك يكي از آنها را تعقيب نمود .

 آن كبك [66] از ترس جان به چاهي فرو رفت . باز هم در عقب وي بچاه فرو شد و كبك را بر روي آب گرفت اما چون بال و پر بازتر شد نتوانست ببالا پرواز كند ناچار شخصي به چاه رفته باز را نجات داد اما بر اثر سردي هوا كه در آن سال بحد اعلا رسيده بود باز تلف گشت و شاه از اين پيشامد متأثر شده بطرف كاشان عزيمت نمود و به نجم‌الدين محمود بيك (نبيره امير نجم ثاني ) كه در آن ايام بحكومت نطنز منصوب شده بود امر داد كه باز را در محل بلندي دفن و عمارتي بر مدفن وي بسازد حاكم مزبور گنبدي عالي بر مدفن بازساخت و اين گنبد هنوز در نطنز برفراز كوهي باقي است) .

قلعه و شاق نطنز

در يكي از ارتفاعات كوه كركس آثار قلعه خرابه‌‌‌‌ايست كه حاكي از سوابق ممتد تاريخي آن ميباشد . اين قلعه در سده هشتم هجري از قلاع مسكون و معمور نطنز بوده است كه حمدالله مستوفي عنوان مستقلي براي آن قائل گرديده و گويد :

(و شاق : قلعه‌ايست در ولايت نطنز . . . . . و چون و شاق بر آنجا حاكم شد بوشاق معروف گشت) .

(چو سركشي كه بهر صبحدم بگاه طلوع

                                                                در آيد از كمرت پاي آفتاب به سنگ)    

در زمان آبادي اين قلعه كه بر قله كوهي سرسخت ساخته شده همه گونه لوازم زندگي فراهم آورده بودند چنانچه آثار و علائم برخي از آنها مانند آسياي بادي آن تا بحال باقي مانده است . اطراف آن كوه بنوعي بريده شده كه راه بالا رفتن و رسيدن بقلعه بوسيله ميخهاي كلفت آهنين كه بر بدنه كوه كوبيده شد امكان پذير بوده است .

باغ و بناي قديمي كاخ عباس آباد شكارگاه در كناره جاده اسفالته كاشان ـ نطنز

برخي از مآخذ مراجع اين مقاله

علاوه بر معاينه و بررسي‌‌هاي محلي و ضبط نمودن كتيبه‌‌ها مآخذ و كتابهاي ذيل نيز مورد استفاده نگارنده قرار گرفته است :

آثار‌‌البلاد و اخبارالعباد زكرياي قزويني .

اعلاق‌‌‌النفيسه ابن رسته ج 7 .

كتاب‌الانساب سمعاني .

المسالك و الممالك اصطخري .

معجم البلدان ياقوت حموي .

قاموس اللغه فيروزآبادي .

آثار ايران ( بزبان فرانسه) آندره گدار ج1‌.

آثار ايران ترجمه آقاي مصطفوي مدير كل پيشين باستان‌شناسي .

تاريخ اجتماعي كاشان تأليف نگارنده .

تاريخ قم 

تمدنهاي خاورميانه تأليف كروسه فرانسوي .

الذريعه ج 8 ‌.

لغت نامه دهخدا ج ( اختيار) .

ديوان سيد ابوالرضا راوندي .

ج3 ‌فرهنگ جغرافيايي .

المآثر والآثار .

مرآت قاسان سهيل ضرابي

تذكره هفت اقليم .

سفرنامه سرپرستي سايكس .

ريحانه الادب ج4 ‌‌.

نزهت‌القلوب .

 شاهكارهاي هنر ايران .

گنجينه آثار تاريخي اصفهان .

محاسن اصفهان .

صنايع ايران ظروف سفالين دكتر بهرامي .

بستان‌السياحه و طرائق‌الحقايق .

اطلاعات ماهانه ش39 ‌س 8 ‌بقلم آقاي سيد محمد تقي مصطوفي .

مجله يادگار ش4 ‌س5 ‌نگارش پرتو بيضائي .

 نسخ خطي

تاريخ عباسي ملا جلال منجم شاه عباس اول .

ج2 ‌تاريخ نقاده‌الاثار محمود نطنزي .

خلاصه الاشعار تقي‌الدين كاشاني . [67]

پاورقي‌ها :

1 (طرق . مدينه بقرب اصبهان لاهلهايد باسطه في آلات المستظرفه من العلاج والابنوس يحمل منها الي ساير البلاد كل آله ظريفه يعجز عن مثلها صناع غيرها من البلاد .) (صفحه 273 كتاب آثارالبلاد اخبارالعباد)

2- كوه كركس مرتفع‌ترين قله سلسله جبال مركزي (يا كوه رود) ميباشد كه ارتفاع آن 3595 متر است .

3 مطابق آخرين سرشماري عمومي سال 1345 .

4 نمونه مصنوعات نفيس كارخانه چيني‌‌‌‌سازي آقاي علي قصائي نطنزي در نمايشگاه صنايع دستي وزارت اقتصاد در تهران ميباشد .

5 ر . ش . به ص‌و36 ج‌كتاب آثار ايران .

6 آيه 9 و 10 از سوره جمعه مبني بر لزوم اجابت دعوت براي نماز جمعه و آيه 114 سوره هود .

7 آيات 18 و 19 از سوره دهم (توبه) .

8 آيه‌هاي 2 و 16 و 163 و 164 سوره (آل عمران) .

9 محراب بزرگ و برجسته مقبره شيخ عبدالصمد و كاشي‌هاي گرانبها قديمي از راه‌‌هاي بقعه كه داراي تاريخ 707 هجري و در نوع خود بسيار عالي و ممتاز ميباشد در اواخر قرن گذشته بسرقت رفته و در تهران بفروش رسيده است ولي در حال حاضر اين محراب و كاشي‌ها از نفايس موزه ويكتوريا و آلبرت لندن بشمار ميرود . ر . ش . به ص 22 ش 57 مجله هنر و مردم بقلم نگارنده .

10 اين كتيبه كه پس از تعميرات سال 1342 باحتمام صديق اكرم حكمران نطنز كه از آزاديخواهان روشنفكر و مجاهدين صدر مشروطيت بود انجام گرفته چون حاوي اطلاعاتي از چگونگي اين ابنيه ميباشد عينا در اينجا منعكس ميگردد .

11 ص 36 و 37 ج 1 كتاب آثار ايران از نشريات اداره كل عتيقات .