|
|
||
هوو، ژانلوئي. "ايران در آينه جهان". ترجمه وتلخيص ازكيكاوس جهانداري. دوره 5-6، ش 69 (تير47): 21-23، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
معماري دوره
هخامنشيان: شرحي بربناهاي سلطنتي
در "پاسارگاد"، تخت
مادرسليمان، كاخ ستون از اواسط قرن ششم (ق.م)،
شرحي برمعماري
مشهد
مادرسليمان باقبر كوروش.
|
|
|
ايران
در آئينه جهان
كيكاوس جهانداري
از كتاب لوئي هوو
معماري دوره هخامنشيان
با در نظر گرفتن مباني سياسي و ديني كه بيش از دو قرن با استحكام و صلابت تمام موجب بقاي اين امپراطوري گرديد ميتوان گفت كه معماري هخامنشيان بيشتر متكي بر هدفهاي شاهنشاهي است . دين اهورا مزدا استفاده از معابد را ممنوع كرده است . پس چون معماري در خدمت دين و آئين نبوده است منحصراً هم خود را موقوف به اجلال و اكرام سلطنت كرده است . مهمترين بنايي كه از آن دوره به ما به يادگار رسيده است كاخ پادشاهي است . پاسارگاد اصولا به معني (( اردوي پارسيان )) است . در واقع نيز اين كاخ بيشتر به اردوگاهي ميماند تا به كاخي و در طول تقريبا 5ر2 كيلومتر گسترده شده است . هنگامي كه كوروش اقامتگاه خود را در آن ديار برپا داشت (( پاسارگاد )) فقط از چند بناي سلطنتي تشكيل ميشد در فضاي وسيعي كه بدور آن ديوار كشيده بودند با خيمههايي كم و بيش بزرگ و بر حسب فصل با گلههاي رمه1 . صفة مصنوعي كه اين حصار بر آن مسلط است از پيش وجود داشته است و بدون شك از آثار كمبوجيه اول است . به اين صفه امروز تخت مادر سليمان ميگويند . اين صفه از تودهاي از سنگهاي خرد و شكسته كه به صورت تخت سنگهاي جسيم ( ارتفاع بعضي از آنها از چهار متر متجاوز است ) در آمده آنهم بدون ملاط – ساخته شده است . در داخل ديوارها همانطور كه مرسوم پاركها و باغهاي بزرگ است آثار باشكوهي با فواصل نسبتاً زياد از يكديگر تعبيه كرده بودند . |
|
يونانيها گذشته از اين از باغي صحبت ميكنند كه گور كوروش در آن قرار داشته است . با حفريات سالهاي 1949 و 1950 2 مدخل اين بناي عظيم كه در زاويه جنوب شرقي ديوار قرار دارد از زير خاك آزاد شد . اين بنا عبارت است از يك تالار ستون دار و دو بناي ضميمه . دو رديف ستون هر يك مركب از چهار ستون سقف اين تالار بزرگ را نگاه ميداشته است . در هر طرف دروازه اصلي در داخل دو گاو بالدار و در خارج دو گاوي كه داراي سر انسان هستند تعبيه شده است ، اين چهار نقش حيوان كاملا بسبك آسوري است . از دهانة درها در قسمت طولي چيزي [21] به جا نمانده مگر يك جرز درگاه كه داراي حجاري است و به تبعيت از آن به تمام بنا نام ((كاخ ستون ))3 را دادهاند . اين جرز كه بايد متعلق به اواسط قرن ششم قبل از ميلاد باشد 75ر2 متر ارتفاع دارد . گفتهاند كه تصوير آن روح محافظ چهاربالي را نشان ميدهد كه جامه بلند ايلامي در بر دارد و به تاجي به سبك مصري مزين است . در قرن نوزدهم يك كتيبه سه زباني به زبانهاي بابلي جديد ، ايلامي جديد و فارسي باستان در آنجا وجود داشت با اين مضمون : ((من ، كوروش، شاه و هخامنش، (اين را بنا كردهام) )).امروز از اين متن خبري نيست اما صياحان رونوشتي از آنرا بدست دادهاند . |
|
|||
|
حجاري – نبرد شير
وگاو – تخت جمشيد |
كاخ خشايار شا –
تخت جمشيد |
|
دويست متر آنطرف تر تالار بزرگي است كه فقط يك ستون سياه بزرگ از آن بجا مانده است . اين تالار بناي مرتفع بزرگ ستونداري بوده كه از سه طرف به رواقي محدود ميگرديده است . در اينجا به قديميترين نمونههاي متعدد ستونهاي هخامنشي ميتوان برخورد : پاي ستون عبارت است از يك سنگ سياه چهارگوش كه ستون سفيد راهراهي بر فراض آنست و به روي آن نيز استوانه سفيد صيقلي قرار دارد . اين استوانه صفحهاي را نگاه داشته است كه سر دو حيوان ، شير [22] يا گاو را نشان ميدهد . اين رگة سر جرزها بدون شك ارائه و دنباله قطعات چنگال شكلي است از چوب كه شاه تيرها بروي آن قرار داشته است4 . در فاصلهي مختصر كاخ ديگري قرار
دارد كه بعضيها آنرا مقر كوروش و بعضي
ديگر تالار پذيرايي در جشنها و اعياد
ميدانند
5 . اين كاخ دوم كه با ساختن دو ايوان
به طول آن افزوده شده داراي چند اطاق كوچك
از خشت است كه معلوم نيست به چه كار
ميخورده است . |
|
|||
|
قطعه اي از سر ستون
– سر گاو تخت جمشيد |
سر ستون هخامنشي –
مرمت شده تخت جمشيد |
|
((مشهد مادر سليمان)) كه در واقع گور
كوروش كبير است در جنوب قرار دارد .
ساختمان زيبائي است كه از قطعات سنگ بنا
شده است . بر پايه شش گوش مدفني است كه در
جهت شمال آن در كوتاهي قرار دارد . قطعات
سنگ آهكي را به دقت تمام عمل آوردهاند و
بدون ملاط بطوري كه در درزي بر جاي نمانده
بهم متصل كردهاند و سقف سنگين موربي به
روي آن زدهاند . بنايي است با ابعادي بزرگ
ارتفاع 70ر10 متر كه پايه آن خود بيش از 5 متر
ارتفاع دارد . بارنت نماي كلي اين بنا را با
در نظر گرفتن فن سنگبري آن با بناهاي
اوراروتوئي شبيه ميداند و ميگويد ماديها
واسطه اين انتقال طرز معماري بودهاند6 .
امكان صحت فريضه بارنت بيشتر است تا فريضهأي
كه بر مبناي آن اين بنا را تحت تأثير
زيگورات چغازنبيل ميشمارند . پاورقيها:
1- A. Godard , L
`Art de L` Iran , Paris 1962 , P. 118.
2- E. Herzfeld Bericht Uber Die Ausgrabungen Von Pasargadae , 1928 ,
in Archaotogische Mitteitungen Aus Iran
I (1929).
3- Palace of the stele .
4
–
اين عقيده هرتسفلد است در صفحات
209 تا 211 كتاب ايران .
5
–
هرتسفلد ميپندارد كه اين كاخ
دوم مقر شخصي شاه بوده است . اما گيريشمن
عقيده دارد كه اينجا تالاري است براي
پذيرائي و محلي براي اطعام . رجوع شود به :
Ghirshman , Perse , P.134 , Paris 1963 .
6
– R. D. Barnett , Persepolis, in Irag XIX (1957) 74 . |