|
|
||
كامبخش،
سيفالله. "سخني درباره پنجمين كنگره
باستانشناسي و هنرايران". دوره 6،ش )70 مرداد
47): 2-4.
|
||
|
|
||
خلاصه:تارخچه مختصري از مراحل مختلف
شناسايي هنر ايران توسط بيگانگان تا تشكيل
اولين كنگره درسال 1926 در
فيلادلفيا، شرحي بر مطالب و تاريخ و افراد
برگزاركننده و
محل كنگرههاي سابق. فعاليت حفاري
گروه دكتر نگهبان در تپه مارليك، فهرستي از
اسامل
متخصصيني
كه در كنگره پنجم شركت داشتهاند.
|
|
|
سخني
دربارة پنجمين كنگرة باستانشناسي و هنر
ايراني
كامبخش فرد
پنجمين كنگره باستانشناسي و هنر
ايران روز بيست و دوم فروردين ماه سال جاري
در تالار رودكي كه قبلا براي اين منظور
آماده گرديده بود با بيانات محمد رضا پهلوی افتتاح گرديد .
محمد رضا پهلوی در نطق افتتاحيه فرمودند : ((ما
بميراث گرانبهاو تمدن ارزنده كهنسال خود
افتخار ميكنيم و ميل وافر داريم كه كاوشها
و بررسيهاي فرهنگي توسعه يابد)) . اهميت تمدن و فرهنگ ايران و لزوم
تبادل نظر بين دانشمندان سراسر گيتي در
اين زمينه موجب شد كه اولين كنگره
باستانشناسي در 1926 ميلادي تشكيل شود . در
مقدمه كاتولوگي كه از طرف دفتر مركزي
كنگره پنجم در تهران منتشر گرديد اينطور
آمده است : ((از چند قرن پيش فرهنگ كهن و هنر
والاي دنياي باستان يعني منطقه خاورميانه
و نزديك مورد توجه دانشمندان و سياحان
جهان قرار گرفت . جهانگردان و علاقمندان ،
داستان مسافرتهاي خود را همراه با تصاوير
شاهكارهاي معماري و هنري اين منطقه از
جهان برشته تحرير درآوردند . آثار باستاني
و شاهكارهاي هنري كه معرف فرهنگ و تمدن
ارزنده گذشته اين سرزمينها بود بتدريج به
قاره اروپا راه يافت و در موزهها قرار
گرفت و انگيزه مطالعه و تحقيق راجع بدانها
را بوجود آورد . سپس هيئتهائي براي جمعآوري
بيشتر اين آثار و همچنين بمنظور بررسي و
تحقيق در مورد شناسائي اقوام باستاني
بخاور نزديك و ميانه اعزام گرديدند . حاصل
دو يا سه قرن بررسي و حفاري ، تحقيق و
مطالعه و كوشش مداوم باستانشناسان
بالاخره نتيجهأي نيكو ببار آورد و از
اوائل قرن بيستم بتدريج باستانشناسي در
چهارچوب يك نظام صحيح قرار گرفت و بعنوان
يك رشته علمي جاي خود را در دانشگاههاي
جهان بازنمود . بمنظور عرضه بررسيها و
تحقيقات باستانشناسي و هنر زيباي باستان و
تبادل نظر بين دانشمندان هرچند سال يكبار
كنگرههاي بينالمللي تشكيل گرديد .
ايران كه در پيشرفت و سير تكامل تمدن بشري
سهم بسزائي داشت يكي از مراكز مهم بررسيها
و حفريات باستانشناسي و تحقيقات هنري
گرديد . بقاياي باستاني كه در پهنه كشور ما
بصورت هزاران هزار تپههاي باستاني ،
بناهاي تاريخي و شاهكارهاي هنري وجود داشت
يكي پس از ديگري كشف گرديد و بزودي ثابت شد
كه در دل خاك سرزمين گهرپرور ما مدارك
ارزنده و گرانبهائي درباره سير تكامل تمدن
جهان و ميراث عظيم يك فرهنگ كهن و والاي
بشري نهفته است . وجود چنين گنجينه عظيم
تمدن و فرهنگ انساني كه از نياكان ما در
فراخناي اين سرزمين باقي مانده است بزودي
مقام و موقعيت خاص و والائي در اين زمينه
به كشور ما داد و بررسيها و تحقيقات
باستانشناسي و هنر ايران مكتب خاصي را
بوجود آورد)) . بهمين جهت لزوم تشكيل كنگرههاي
جهاني راجع بايران احساس گرديد تا بدانجا
كه پيشقدمان اين راه كه امروز دوتن از آنها
پروفسور (آرتور اپهام پوپ) و پروفسور (جان
شاپلي) كه در اين كنگره نيز شركت مؤثر
داشتند پايهگذار اولين كنگره جهاني
باستانشناسي و هنر ايران نيز بودند . اين كنگره كه براي نخستين بار در
سال 1926 ميلادي در فيلادلفيا تشكيل گرديد
در حقيقت اولين گام را نيز در ارائه فرهنگ
و هنر ايران و اشاعه و شناسائي هرچه بيشتر
آن برداشت . در اين هنگام علم باستانشناسي و هنر
منحصرا در چهارچوب دانشگاهها و موزهها
و مراكز فرهنگ غربي مورد بررسي و تحقيق
قرار ميگرفت ، بعضي از نمايندگان گروههاي
فرهنگي و باستانشناسي امثال (سركنت لفتوس)انگليسي
و پس از او (ديولافوا) فرانسوي در اواخر قرن
نوزدهم و اوائل قرن بيستم مسافرت طولاني
بايران نمود و در شوش به حفرياتي دست زد و
هنگام
[2]
مراجعت بفرانسه مقامات فرهنگي
فرانسه را بعزمت آثار مدفون در شوش آگاه
نمود و دولت فرانسه هيئتي را تحت سرپرستي
خود او براي كاوش و تحقيقات بيشتري بشوش
گسيل داشت . بعد از ديولافوا هيئت ديگري
بسرپرستي (ژاك دومورگان ) از 1897 تا 1911
متناوبا در نقاط مختلف ايران از جمله شوش –
تالش –
مازندران و آذربايجان بكاوش و بررسي
پرداخت و حاصل تحقيقات خود را در پنج كتاب
منتشر كرد . و بالاخره (سراورل استين) كه از
طرف مراكز فرهنگي انگليس در فارس –
بلوچستان و سيستان بتحقيقات و گمانهزني
پرداخت و اينكار را تا اوائل قرن بيستم
ادامه داد . نتايجي كه در زمينه
باستانشناسي و هنر ايران وسيله اين
دانشمندان و ساير محققان مراكز فرهنگ غربي
در ايران بعمل آمد موجب بحث و تبادل نظر در
اولين كنگره باستانشناسي و هنر ايران در
فيلادلفيا گرديد . ميراث باستاني ايران در
اينزمان آنچنان مورد توجه قرار گرفته بود
كه اين كشور بصورت مركز حفريات و كاوشهاي
باستانشناسي درآمد و ضرورت تفكيك هنر و
آثار باستاني ايران از ساير هنرهاي آسيا
كاملا مشهود گرديد و اين كنگره در خصوص هنر
ايران تشكيل گرديد . ايرانيان در اين زمان
هنوز با علم باستانشناسي آشنا نشده و فقط
از راه مقالات و كتب منابع غربي از سرنوشت
تمدن مملكت خود مطلع شده بودند و بنا بر
اين در كنگره فيلادلفيا هيچ ايراني شركت
نداشت . دومين كنگره در سال 1931 ميلادي در
لندن تشكيل شد ، اين هنگام مصادف بود با
انجام حفريات عظيم و علمي بسيار جالبي كه
در تختجمشيد و اطراف آن وسيله پروفسور (هرتسفلد)
وسپس (اريخ اشميت) از مؤسسه شرقي شيكاگو
انجام ميگرديد . هيئت علمي فرانسوي به
سرپرستي پروفسور (گيرشمن) و دكتر (كنتنو)
مقدمات حفرياتي را براي اولين بار در تپه
كيان نهاوند و تپه سيلك كاشان فراهم آورده
بود –
هيئت فرانسوي ديگري در شوش آثار ذيقيمتي
از تمدن قديم ايران را بدست آورده بود –
تپه حصار دامغان و چشمه علي ري بسرپرستي (اريخ
اشميت) در مسير اين حفريات قرار گرفته
بودند . گسترش اين حفريات و فعاليتهاي
ثمربخش و كشف ميراث شكوهمند باستاني اين
سرزمين موجب شده بود كه مراكز علمي ايران
جنبش بيشتري از خود نشان داده و وزير فرهنگ
وقت و محسن مقدم و دولتآبادي و مرحوم
دكتر بهرامي از طرف ايران باين كنگره
اعزام شوند و ايران نيز سهمي در مباحثات
سودبخش فرهنگ و تمدن خود بدست آورده و از
نزديك با نتايج حفريات و بررسيهاي
دانشمندان مراكز غربي در ايران آشنا شود . سومين كنگره در سال 1935 ميلادي در
لنينگراد و مسكو برگزار شد و دانشمندان
شركت كننده از نتايج حفريات عظيمي كه در
ايران بعمل آمده و اشياء و آثار ذيقيمتي كه
در خلال اين حفريات بدست آمده بود اطلاع
حاصل كرده و راجع به پارهأي از آنها بحث و
تبادل نظر كردند و قسمتي اعظم از تاريخ پر
افتخار گذشته ايران روشن شده و نتايج
سودمندي ببار آورده بود . تركيب هيئت ايراني در اين كنگره
بهتر از سابق بود و مرحوم دكتر بهرامي و
محسن مقدم و محمدتقي مصطوفي كه راجع
بباستانشناسي و هنر ايران صاحب نظر بودند
بهمراه آقاي دكتر اصغر حكمت و دكتر علياكبر
سياسي و دكتر صديق و چند نفر ايراني ديگر
در اين كنگره شركت داشتند . در اثر وقفه
كاوشها و بررسيهاي باستاني ايران بجهت
اوضاع ناآرام جهان و جنگ جهاني تشكيل
كنگره چهارم مدتي دچار تعطيل شد تا اينكه
در سال 1961 ميلادي چهارمين كنگره در
نيويورك –
فيلادلفيا و واشنگتن مجددا تشكيل گرديد . كنگره چهارم مصادف بود با
فعاليتهاي حفاري و بررسي كه در نقاط مختلف
مملكت وسيله باستانشناسان ايران بعمل
آمده و يا در حال انجام بود . اداره كل
باستانشناسي در اين زمان چندين گروه از
باستانشناسان ورزيده را بنقاط مختلف
مملكت اعزام كرده بود . هيئتي برياست محسن
مقدم كه در دو كنگره قبلي شركت كرده بود
رحمتآباد رودبار را تا املش گيلان در
نورديده و حفرياتي در گورستانهاي ماقبل
تاريخ تا دورة ساساني انجام داده و به
نتايج ارزندهأي نائل آمده بود –
هيئت ديگري بسرپرستي دكتر نگهبان بهمراه
نگارنده در مارليگ (چراغعلي تپه) مشغول
[3]
كاوش گرديده و آثار زرين و سيمين بيشماري
را در اين ناحيه كشف نموده بود قبل از اين
حفريات اداره باستانشناسي كاوشهائي در
تپه حسنلو آذربايجان و فرمشگان فارس و
اسمعيل آباد ساوجبلاغ بسرپرستي مهندس علي
حاكمي انجام داده بود و مجموع اين كاوشها و
بررسيها داراي نتايج بسيار سودبخشي در
زمينه حفريات علمي محسوب شده و روشن كننده
قسمتهاي مهمي از تاريخ گذشته اين مملكت
بوده است . اين حفريات نشان داد كه
باستانشناسان ايراني در زمينه فرهنگ و
تمدن مملكت خود كوششهاي پيگيري انجام دادهاند
. در اين كنگره دكتر نگهبان –
محسن مقدم –
مصطوفي –
دكتر صديق و دكتر فروغ و مرحوم مهدي بياني
شركت داشتند و هر كدام راجع بهنر و
باستانشناسي ايران مطالبي بصورت كنفرانس
ايراد نمودند و در همين كنگره بود كه بكوشش
هيئت ايراني قرار پنجمين كنگره و ملاقات و
تبادل نظر دانشمندان بسال 1968 ميلادي در
ايران گذارده شد و مورد موافقت قرار گرفت . پنجمين كنگره بكوشش وزارت فرهنگ
وهنر و كمك مراكز فرهنگي ايران و شركت نفت
از بعد از ظهر روز 22 فروردين ماه سال جاري
در ساختمان جديد موزه ايران باستان تشكيل
گرديد و دانشمندان شركتكننده بايراد
سخنراني در موضوعات مختلف مربوط بايران
پرداختند . ايراد سخنرانيها در چهار بخش انجام
گرديد . بخش اول مربوط بآلات و ابزار و هنر
دورههاي حجر و انسان غارنشين و
باستانشناسي و هنر قبل از تاريخ تا آغاز
شاهنشاهي هخامنشي ايران بود . بخش دوم ، شامل معماري و نقاشي و
ساير اختصاصات هنري شاهنشاهي هخامنشي
پارت و ساساني بود . بخش سوم ، مربوط بتمدن دوره اسلامي
ايران ، معماري –
نقاشي –
قاليبافي و غيره از سلطه اعراب ببعد . بخش چهارم ، اختصاص به روابط هنري
شرق و غرب و مقايسه هنر ايران در زمينههاي
معماري –
نقاشي و مجسمهسازي و ساير ساختهها هنري
بطور كلي با غرب و كشورهاي همجوار داشت . شركت كنندگان در اين كنگره 290 نفر
دانشمند از دانشگاهها و مؤسسات فرهنگي و
موزههاي 27 كشور جهان بودند و از اين عدد 87
نفر دانشمند ايراني شركت داشتند كه متجاوز
از 25 نفر آنها كنفرانسهائي در زمينة
باستانشناسي و هنر ايران ايراد نمودند . از دانشمندان و باستانشناسان
ورزيده خارجي كه اخيرا در ايران حفرياتي
انجام داده و هم اكنون نيز كار آنها دنبال
ميشود بطور اختصار اشخاص زير بودند كه
راجع بتحقيقات خود سخنراني نمودند : 1 –
پروفسور (والتر هينس) راجع به نوشته ايلامي
جام مكشوفه در جلالآباد مرودشت 2 –
پروفسور (روبرت دايسن) راجع بحرفيات حسنلو
آذربايجان 3 –
پروفسور (رابرت بريدوود) راجع بحرفيات
سراب كرمانشاه 4 –
دكتر (ژوزف كالدول) راجع بحرفيات تل ابليس
كرمان 5 –
دكتر (كالير يونگ) راجع بحرفيات در گودين
تپه كنگاور 6 –
دكتر (فرانك هول) راجع بحرفيات ماقبل تاريخ
در دهلران خوزستان 7 –
دكتر (لوشاي) راجع بحرفيات بيستون
كرمانشاه 8 –
دكتر (رودلف نومن) راجع بحرفيات تختسليمان
آذربايجان 9 –
پروفسور (گيرشمن) راجع به تمدن ايلام . در زمينه كاوشهاي باستانشناسي و
فرهنگ و هنر ايران گروهي از باستانشناسان
ايراني كه دستاندركار كاوش و تحقيق
بودند نيز در اين كنگره نتايج كار خود را
كنفرانس دادند كه از جمله گزارش حفريات
مارليك –
هفت –
ديلمان گيلان –
رودبار –
آذربايجان و غيره ميباشد . از شماره آينده مجله سعي خواهد شد
راجع به باستانشناسان خارجي و ايراني و
مطالبي كه در كنگره ايراد كردهاند بطور
اجمال گزارشاتي جهت اطلاع خوانندگان
محترم درج شود . |