|
|
||
هوو، ژانلوئي. "ايران در آينه جهان". ترجمه وتلخيص ازكيكاوس جهانداري. دوره 5-6، ش 70 (مرداد 47): 20-27، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
تخت جمشيد:
گزينش اين محل جهت پايتختي، شرح
مراسم ويژه سال نودراينجا، شرحي بر
معماري سالنها، صفهها،كاخها، سردرها، پلهها
و نقوش هجاري شده ـ شرحي برمعماري
بناهاي واقع درقسمت جنوب شرقي صفه و غرب آن ـ
نقوش رستم: شرحي بر نماو حجاريهاي
چهارمغاك آن و معماري كعبه زرتشت و روايات
مختلف
درباره عملكرد اين بنا.
|
|
|
ايران
در آئينه جهان
از ژان لوئي هوو
ترجمه كيكاوس جهانداري
تخت جمشيد
هنگامي كه پاسارگاد ديگر به عنوان
پايتخت كوچك شده بود ، كوروش تصميم گرفت
پايتخت خود را به موزهاي مناسبتر منتقل
كند . بدين منظور وي تخت جمشيد را كه پايين
كوه رحمت قرار دارد انتخاب كرد . قسمتي از
صفهاي كه حصار بر فراز آن بنا گرديده
بصورت مصنوع فراهم آمده است ، قسمتي ديگر
از آن در دل كوه كنده شده و جمعأ سطحي را در
حدود سيزده هكتار فرا گرفته است اين شهر را
به كوروش منسوب ميدادند اما بناهاي آن
متعلق است به داريوش اول ، خشايارشاي اول و
اردشير اول . در اين جا جشنهاي با عظمت سال نو
برگزار ميگرديد . نمايندگي هايي از سراسر
مملكت روانه تخت جمشيد ميشدند و خيمه و
خرگاه هاي خود را دورتادور شهر بر
ميافراشتند . روز اول سال نو سران مملكت از
اين پلههاي عريض بالا ميرفتند . دو رشته
پله در جهت مخالف يكديگر پاگردي را دور
ميزد و باز به هم نزديك ميشد و به صفهاي
كه در بالا قرار داشت ميپيوست پلههاي
به جا مانده همه كوتاه و عريض است و سواران
به راحتي ميتوانستند با اسب از آن بالا
بروند . ميهمانان هنگامي كه به بالا
مي رسيدند مستقيما در برابر دروازه
خشايارشا قرار ميگرفتند كه در دو طرف آن
مجسمه دو گاو با سر انسان قرار داشت و از آن
محافظت ميكرد . ميهمانان ميبايستي از اين
دروازه بگذرند تا به صفه فوقاني برسند . در
اينجا محل اقامت و پذيرايي پادشاه هخامنشي
، خزانه و بناهاي نظامي قرار داشت . تالار
بار داريوش و خشايارشا يعني آپادانا بخصوص
جلال فراوان داشت و ابعاد آن بيش از بيست
متر ارتفاع و 5/6 متر طول بود . سنگ پي بناي اين كاخ كه فعلا در موزه
تهران نگهداري ميشود ايجاد آن را بوضوح به
هر دو پادشاه منسوب ميدارد . در چهار گوشه
تالار اصلي پلههايي به شكل برج به بام
راه داشت ، در عوض در شمال و مشرق دو پله با
عظمت ميهمانان را به داخل راهبر مي شد . فضاي خالي بين پلهها را با نقوش هجاري شده پر كردهاند خود نموداري از قسمتي از تشريفات سال نو بشمار ميرود . بر ديوار پلههاي شرقي آپادانا نقش دو گروه از پاسداران كه به سوي يكديگر روان هستند نقش شده هر كدام مركب از دو مادي و دو پارسي ، در حالي كه نيزهها را بر پاي خود تكيه دادهاند . در طرفين هر نقش تصوير شيري كه گاوي را ميدرد هجاري گرديده . بر ديوار پشت آپادانا ميتوان نقش((سربازان جاويد)) را تشخيص داد . سربازان جاويد به صورت سربازان ايراني كه جامههاي فراخ در بر دارند و از آنها گذشته با جگزاراني كه نماينده بيست و سه كشور تسخير شده به شمار ميروند و از ميان ميتوان ليديان ، سغديان،سيسيليان ، بابليان ، گنداريان ، باختريان و غيره را ذكر كرد تصوير شدهاند . بين هر گروه نمايندگي يك درخت به چشم ميخورد و شايد اينها يادآور درختاني باشند كه داريوش در صفه غرض كرده است . بزرگاني كه مي بايست به شاه عرض احترام كنند از پله شمالي به تالار بزرگ ميرفتند ولي شخص شاه از پله شرقي استفاده ميكرد و پس از عبور از آن به صفهاي كه در برابر تالار صد ستون تعبيه شده بود قدم ميگذاشت و از آنجا حركت دستهها را تماشا ميكرد سرانجام شاه و بزرگان [20] از آپادانا خارج ميشدند تا به كاخ كوچك سه دروازه بروند . قسمت داخل درهاي شمالي و جنوبي با حجاري تزئين شده كه شاه را در معيت مستخدمين نشان ميدهد ، يكي از آنها مگس پران و ديگري چتر آفتابي در دست دارد . |
|
ابعاد اين تالار عبارت بوده از 75
متر طول و نه متر ارتفاع . پس از خاتمه عمل
تقديم هدايا ، نمايندگان باز از همان راه
باز ميگشتند و از دروازه خشايارشا1 كاخ
آپادانا را ترك
[21] ميگفتند . در جنوب شرقي صفه مجموعهاي از بناهاست كه آنرا بدوأ حرمسرا ميناميدند و اين عبارت است از دو رديف تالار بسيار باشكوه كه همه به يك حياط مركزي منتهي ميشود و در پنجره ندارد . نگاهبانان از اين تالارها حراست مي كردهاند . اما شايد اين بنا مخصوص حرمسرا نبوده است و مجموعه خزائن شاه را تشكيل ميداده است . |
|||
|
تالار تخت در قسمت جلو ستونهاي آپادانا تخت جمشيد |
|
مسلم است كه وضع اين ستونها براي معماري ايران مشخص كننده است ، سندهاي موجود ، اتمام بناي اين ساختمان را كار اهالي يونان وليديه قلمداد ميكند : ((ستونهاي سنگي كه در اينجا كار گذاردهايم از قريهاي است در ايلام بنام ابيرادو . سنگتراشان اهل يوني و سارد بودهاند )). اما ستونهاي هخامنشي تقليدي محض از آثار يوناني نيست . پايه ستونها كه اغلب به شكل زنگ است و با نقش برگ يا گل آنها را مزين كردهاند به هيچ وجه يوناني محسوب نمي شود . تنه ستونها كه در دل آسمان افراشته شده بسيار درازتر از تنه ستونهاي يوناني است و ابعاد آن به طور كلي با ابعاد ستونهاي هلني تعارض دارد . از اينها گذشته بين تنه ستون و سر ستونها اشكال تزييني بسيار زيادي كه از حلقه گل و برگهاي آويخته تركيب شده به كار رفته است . [23] دو سر حيواني كه زينت بخش بعضي از ستونهاست كاملا از آثار هخامنشي محسوب ميگردد و همچنين است در تالار صدستون آپادانا سر گاوي كه ما را به ياد نقش گاو دروازة صفه مي اندازد .نقش گاوهائي با سر انسان كه ستونهاي كاخ سه دروازه بدان آراسته است نيز از اين قبيل است . از اينها گذشته سر جرزهائي مزين به گاو شاخدار و نقش دو سر شيردال3 كه آنها را بر سر جرزهاي ناتمامي تعبيه كردهاند و هيچگاه مورد استفاده قرار نگرفتهاند از اين شمار محسوب است |
|||
|
حجاري يك سرباز پارسي بين 6 سرباز مادي تخت جمشيد |
نقش رستم
تقريبا به فاصله پنج كيلومتري از
تخت جمشيد معبدي است كه تاريخ آن به قبل از
هخامنشيان راجع ميشود . ايلاميان در حدود هزار سال پيش حجاري در آن جا تعبيه كردهاند كه حاكي از مقدس بودن آن محل است . در زمان هخامنشيان نيز اين مكان مقدس بوده و آنها اموات خود را در آنجا دفن ميكردند . در دل صخرهاي كه چون ديوار قد برافراشته و بر نواحي مجاور مسلط است چهار مغاك تعبيه كردهاند كه گورهاي داريوش ، خشايار ، اردشير اول و داريوش دوم در آن جاي دارد . بناي اين چهار مدفن را درست مانند يكديگر طرح كردهاند : نمايي چليپا شكل با يك بازوي افقي كه چهار ستوني را كه چارچوب در مدخل را تشكيل ميدهد نگاه ميدارد . سر جرزهاي اين بنا كاملا تحت تأثير بناهاي تخت جمشيد است . قسمت بالاي بازوي عمودي داراي نقوش حجاري [24] است نمايندگان اقوام و ملل مغلوب اماري را نگاهداشتهاند كه شاه بر فراز آن دست راست را به سوي مظهر اهورا مزدا بلند كرده است . از اين چهار، گور داريوش قبل از سه گور ديگر ساخته شده است و آنرا ميتوان با يك كتيبه سه زباني كه دارد از سه گور ديگر باز شناخت . |
|
در برابر گور اردشير يك برج چهارگوش است بنام كعبه زردشت ، كه با برج فرو ريختة پاسارگاد شباهت دارد . اين كعبه بر فراز يك صفة سه طبقه بنا شده و در گوشهها با ستون تقويت شده و داراي پنجرههاي كوري از سنگ سياه است . اين برج را بر تخته سنگهاي آهكي كه روي هم قرار گرفته ساختهاند . در داخل برج ، تالار تقريبا كوچكي است كه با يكدر دولتي بسته ميشده است (تخته سنگهايي كه بر پايهاي ميچرخند هنوز موجود است ). شايد اين بنا كه محتملا [25] متعلق به دوره داريوش اول است بدوأ گوري موقتي بوده و بعدها به معبدي تبديل شده است . بعضي از محققين عقيده دارند كه اين بنا مخصوص حفظ و نگهداري اسناد بوده و از اين شمار است و . ب . هنينگ مستشرق انگليسي . |
|
ديگران گمان دارند كه اينجا
معبد آناهيتا ، الهه آبها و باوري بوده است
(رجوع شود به آثار س . وايكاندر ) رومن
گريشمن را عقيده بر اين است كه اينجا فقط
آتشكده5 سادهاي است . اين مسلم است كه معماري هخامنشيان هنري اصيل كه خاص خودشان باشد نيست . تا حال كوشيدهاند كه اجزايي را كه از مصريان ، بابليان ، ايلاميان ، آسوريان و ايواني ها گرفته شده روشن كنند . اما اصولا كدام هنر است كه مطلقا اصيل و متكي به خود باشد ؟ كدام هنر است كه مستقيما از عدم به وجود آمده باشد ؟ به هر تقدير معماري ايراني تركيبي است از اجزاي مختلف نه تقليدي از آنها و تركيب خود بالنفسه اصالت دارد و شاهدي است بر قريحه ايراني هم براي مطابقت دادن اجزاي با اوضاع و احوال و در هم آميختن آنها و هم براي ساختمان و ايجاد خلاقه . ايرانيان توانستهاند بين اجزاء شرقي قديمي وحدتي هماهنگ پديد آورند و آنرا به حد اعلاي ممكن خود رسانند .[26] |
|
||
حجاري گروه باجگزاران كه برپلة شمال آپادانا نقش شده اند |
|
|
معماري هخامنشي ديگر ادامه نيافت و
تحولي پيدا نكرد . زيرا پارتيان طاق قوس
دار را به عنوان عنصر اصلي بناهاي خود
انتخاب كردند نه تالارهاي ستوندار را . ذوق
تركيب خارقالعادهاي كه هخامنشيان در
بناهاي خود بكار بردهاند بي نظير است .
تماشاي اين بناها ما را تا اندازهاي به
ياد ذوق مفرط يونانيها براي هماهنگي و
نرمي وملايمت مياندازد اما غايت و
مقصودي كه از اين بناها در ميان بوده به
هيچ عنوان جنبه هلني ندارد . اين معماري
پرشكوه با عظمت و رسمي فقط با غايت و هدفي
كه از ساختن آن در مد نظر بوده مطابقت دارد
و بس . اين هنري است شاهانه و تنها منظور از
ساختن و پرداختن اين بناها آن بوده كه در
خور شاهنشاه باشد و بكار اجلال و اكرام وي
بيايد . آن تحرك ، آزادگي و سرزندگي يوناني
را در اينجا راهي و اعتباري نيست و از اين
ديدگاه است كه اين هنر را ميتوان كاملا
آسيايي وشرقي شمرد . آري ((هنگامي كه قدرت
سلطنتي متزلزل شد ، هنري هم كه اين قدرت
بوجود آورده بود به همراه آن نابود شد و از
بين رفت6)). |
|
||
تالار بار تخت جمشيد |
پاورقيها :
1
–
احتمال دارد كه تالار صد ستون ،
مستقل از تشريفات سال نو ، مركز گرد آمدن
لشكريان بوده است . اين تالار نبايد قاعده
يك تالار بار و پذيرايي باشد زيرا در اين
صورت از آن همان استفادهاي را ميكردهاند
كه از آپادانا . حجاريهاي تالار صد ستون با
حجاريهاي ساير بناها فرق دارد . مثلا تخت
پادشاه كه طبق سنن و آداب توسط قبايل و امم
مختلف مملكت حمل ميشد در نقش داخل دروازه
شمالي توسط گروهي از جنگ آوران حمل ميشود .
پس مي بينيم كه در اينجا لشكريان حامل تخت
شاه هستند . در اين صورت شايد حق باشد كه
اين تالار را محل اجتماع سربازان جاويد
بدانيم .
2
– "Urarte Du Palaisde Suse" (Darius I). In A. Godard , l, Artde l , Aran ,
p. 111.
3
– A. Godard in Illustrated London News , 2 . Jan. 1954, p . 18 .
4
–
كورت اردمان در اثر زير شرح
مفصلي از اين بنا به دست داده است :
Das Iranische Feuerheiligtum , Leipzig 1941 , p . 17 – 18 . 5 – R.Ghirshman , Perse, P.128 .
6
– Godard , A. L, Art de l, iran , P.137. |