|
|
||
بهنام،
عيسي. "پدران ما كه بودند و ازكجا به اين
سرزمين آمدهاند". دوره 6، ش 70 (مرداد
47): 8-13، تصوير، نقشه.
|
||
|
|
||
خلاصه:نتيجه كاوشهاي خانم"دوكاردي"
درسال 1966 "بمپور"، مقايسه آثار مكشوفه
ازاين
محل
با آثار باقيمانده از حفاريهاي ناحيه شهداد،
شرحي برحفاريهاي جنوب سسيستان و
قرابت
همه اين آثار، شرح جزئيات اشياء مكشوف
درحفاريهاي خانم "دوكاردي" دربمپور.
|
|
|
پدران
ما كه بودند و از كجا به اين سرزمين آمدند
دكتر عيسي بهنام استاد دانشگاه
تهران
خانم بئاتريس دوكاردي باستان شناس
انگليسي در سال 1966 در بمپور كاوشهايي
انجام دادند كه خلاصه آنرا در مجلد ششم
مجله ايران بزبان انگليسي چاپ كردهاند و
چون نتايج كاوشهايشان بنظر نگارنده بسيار
جالب آمد خلاصهأي از آن را براي
خوانندگان اين مجله ميرسانم . كاوش در سال 1966 شروع شد و آثاري بدست
آمد كه با مقايسة اشياء مكشوف در
افغانستان و عمان بين ربع دوم هزاره سوم
پيش از ميلاد (مثلا در حدود 2750 سال پيش از
ميلاد ) تا 1900 پيش از ميلاد قرار داده شد .
بنابراين خواننده محترم متوجه ميشود كه
مردمي كه در اين ناحيه زندگي ميكردهاند
در حدود 800 تا 850 سال بزندگي خود در آن مكان
ادامه دادهاند .(فرض كنيم از 2750 تا 1900 پيش
از ميلاد ) خانم بئاتريس اين دوران تقريبا
هشتصد ساله را به شش طبقه تقسيم نموده است : 1 –
در طبقه اول ظروف سفالين شير و
قهوهأي رنگ يا قرمز و خاكستري پيدا كرده . 2 –
در طبقه دوم از پائين به بالا
علاوه بر اشياء فوق آثار ساختمانهاي محقري
را نيز بدست آورده است . 3 –
در طبقه سوم سفالي شبيه به سفال
مكشوف در شمال سيستان و سفال دوران چهارم
منديكك در افغانستان پيدا كرده است . 4 –
در طبقه چهارم آثار ساختمانها
ادامه مييابد و به ساختمانهاي سيستان
شباهت دارد . در آخرين قسمت اين دوران
اقوام ديگري وارد بمپور ميشوند و اين مطلب
از سفال آنها و از طرز به خاك سپردن مردههايشان
(مثلا در خوراب واقع در سيزده كيلومتري شرق
بمپور ) استنباط ميشود . 5 –
در طبقه پنجم سفال و اشياء
ديگري نظير آنچه كه در ناحيه فارس و مكران
بدست آمده مشهود ميگردد و وجود صدفهاي
دريايي نشان ميدهد كه در اين دوران مردمان
اين ناحيه با مردمان مكران رفت و آمدهايي
داشتهاند . 6 –
اينطور بنظر ميرسد كه طبقه ششم
به دوراني منتهي ميگردد كه مردم اين ناحيه
مورد حملة شديدي قرار ميگيرند و همين مطلب
درامالنار واقع در عمان نيز صدق مينمايد
. خوانندگان محترم توجه فرمايند
اشيايي كه در سال جاري بوسيله هيات طرح
تحقيقاتي دانشگاه تهران در اطراف كوير لوت
انجام گرفت و نماينده وزارت فرهنگ و هنر
نيز در آن هيئت بود در ناحيه شهداد در كنار
كوير لوت آثار شهري را بدست آورد كه ابتداي
آن بر همان حدود ربع دوم هزاره سوم پيش از
ميلاد يعني 2700 پ م و انتهاي آن در حدود 1900
پيش از ميلاد قرار داده شده ، با اين
اختلاف كه شهر مزبور بوسيله سيل بكلي
ويران شده و وجود آثار قبايل خارجي را در
آن نميتوان تشخيص داد . نخستين كسي كه اين مطلب را روشن كرد قسمت مهم ايران جنوب شرقي پوشيده از سفال قديمي است آقاي اورل استين بود.1 مشاراليه در سال 1932 اولين مسافرت
تحقيقاتي خود را در اين نواحي شروع كرد و
تقريبا در عرض مدت چهار هفته در حدود 12
ناحيه پيش از تاريخي را در طول رودخانه
بمپور كشف نمود .(نقشه –
شماره1) تعداد و تنوع سفال بقدري زياد بود
كه مطالعه آن ميتوانست موضوع تدوين كتابي
شود . |
|
آقاي اورل استين در يك قبر در خوراب
انگشتري از مس پيدا كرد كه يك طرف آن سر
شتري را نشان ميداد .2 سفالهاي مكشوف در اين
ناحيه در سال 1937 وارد موزه ايران باستان
گرديد و حق اين بود كه از تمام آنها
عكسبرداري ميشد و بچاپ ميرسيد چون نقوش
روي آن بقدري متنوع بود كه مطالب بسياري را
براي ما ميتوانست روشن كند . متأسفانه اين
كار انجام نگرفت و باز متأسفانه نسخهأي
از كتاب آقاي اورل استين در دست بنده نيست
كه عكسهاي آن را در اين مقاله ارائه دهم و
امروز اگر بخواهيم تحقيقاتي در اين نقاط
بنماييم ناچاريم مجددا به جستجوي آن در
محل بپردازيم . |
|
شكل 3 –
سفالهاي اين شكل در طبقه دوم
بمپور بدست آمده . خانم بئاتريس تاريخي
براي آنها معين نكرده و فقط آنها را از
طبقه دوم معرفي كرده است و اگر ما طبقه اول
را مثلا به حدود 2750 پيش از ميلاد نسبت دهيم
سفال طبقه دوم به 2500 يا 2600 پيش از ميلاد
ميخورند . اين مطلب براي ما روشن است كه ظروف
سفالين نقاط مختلف ايران خصوصا در شوش و
تپه سيلك و تپه كيان در ابتدا بصورت مصنوعي
نقش ميشد و از طبيعت تقليد نميشد و تدريجا
در حدود 2500 پيش از ميلاد نقوش صورت طبيعي
به خود گرفت و حيواناتي كه در اين نقش نشان
داده شده (نقش شماره 5و 7 ) نيز همين خصوصيات
را شامل است . ولي در عين حال نقوش هندسي هنوز
وجود دارد (نقش 2 و 4 ) و اين نقوش به نقوش
سفال مكشوف در شهداد بوسيله هيئت دانشگاهي
طرح تحقيقاتي ناحيه كوير شباهت دارد . |
|
نتيجه ديگري كه گرفته ميشود اين است
كه اين اقوام در مشرق با مردمي كه در ناحيه
بلوچستان تا حدود دره پنجاب (موهنجو دارو و
اروپا – شكل
6) مسكن داشتهاند رفت و آمدهايي داشتهاند
و از طرف مغرب از طرز سفال سازي مردم شوش و
تپه موسيان و تلبكون و غيره نيز بي خبر
نبودهاند . بنابراين از دره پنجاب تا رود
دجله و فرات مردمي سكونت داشتهاند كه طرز
زندگي و تمدن و هنرشان يكي است . از چه زماني اين مردم در اين نواحي
مسكن داشتهاند ؟ در تپه سيلك آقاي پروفسور گيرشمن
ادعا ميكند كه قديمترين آثار اين مردم را
كه در حدود 4200 سال پيش از ميلاد در آن ناحيه
سكونت داشتهاند پيدا كرده است . آقاي
دكتر اشميدت نيز ادعا ميكند كه آثار مردم
شهر ري نيز متعلق به همان زمان است آقاي
پومپلي نيز اظهار مينمايد كه در ناحيهأي
بنام ((آنو)) در تركستان ظروفي شبيه به
قديمترين ظروف سفالين حاشيه سيلك و ري
بدست آمده است . بنابر مطالب فوق بايد چنين تصور
كنيم پس حدود 4200 سال پيش از ميلاد ، ايران
مورد سكونت اقوامي بوده است كه يك نوع تمدن
و يك نوع طرز زندگي و يك نوع عقايد مذهبي
داشتهاند . ولي آقاي كارلتون كون در غار ((هوتو))
در مازندران آثاري بدست آورده است كه آنرا
به هفتاد هزار سال پيش نسبت داده است . آمريكائيها نيز چند سال پيش در
كرمانشاه آثاري از همين دورانها بدست
آوردهاند . بين هفتاد هزار سال و هفت هزار
سال فاصله زيادي است بنابر كاوشهاي روسها
در سيبريه وجود انسان تا حدود دو ميليارد
سال پيش نيز حدس زده شده است . شكي نيست كه تمدني كه ما آثار آنرا
امروز در شهداد كنار كوير لوت و در بمپور و
نقاط ديگر ايران پيدا كردهايم آثار
نخستين مردم روي كره زمين نيست . اين آثار
متعلق به مردمي است كه سابقه تمدني داشتهاند
و از كوزههاي گلي خوش شكلي كه با چرخ ميساختند
و در كوره ميپختند استفاده ميكردند و در
روي اين ظروف تصويرهاي زيبائي نقش ميكردهاند
كه بيشتر مركب از خطوط هندسي بوده و گاهي
نيز كوشش كردهاند مرغها با حيوانات و
موجودات ديگري از طبيعت را در نقش خود
تقليد كنند . احتمال دارد كه بسياري از اين
نقوش هندسي نيز مفهومي مذهبي يا غير مذهبي
داشته كه بر ما پوشيده است . اين مردم از كجا به اين سرزمين
آمدند و يكباره تمام فلات ايران از
تركستان تا دره پنجاب از مشرق و تا بينالنهرين
و آسياي كوچك از طرف مغرب را مورد سكونت
خود قرار دادهاند ؟ اين مطلبي است که بايد در برابرش نقطه
سوالي قرار دارد زيرا نميتوان تصور كرد كه
در هر يك از اين نقاط در ايام بسيار قديمي
كه از چند ميليارد سال تجاوز مينمايد
شرايطي بوجود آمده كه انساني خلق شد و در
همان جا زيست كرده و با انسانهاي ديگري در
نقاط مجاور دور يا نزديكش ، كه در تحت همان
شرايط بوجود آمده بودند آميزش نموده و
عادات و رسومي از آنها گرفته و عادات و
رسومي به آنها داده است چون تمام سنتهاي
قديم ما انسانها اين طور ميپندارند كه در
ابتدا يك آدم و يك حوا خلق شد و فرزندان آدم
و حوا به نقاط ديگر كره زمين رفتند و سطح
روي كره زمين را مسكون كردند . تا اين تاريخ بيشتر كاوشها بدلايل
متعدد كه يكي از آنها سهولت كار بوده است ،
در ناحيه بين النهرين به عمل آمده و
دانشمندان اعتقاد پيدا كردند كه آدم و حوا
در ميان دو نهر دجله و فرات بدنيا آمدند و از
آنجا به نقاط ديگر رفتند ولي كاوشهاي
بمپور و شهداد در كنار كوير لوت نشان ميدهد
كه در همان زماني كه چنين انسانهائي در بين
النهرين و آسياي كوچك ميزيستند در
شرقي ترين نقاط فلات ايران و حتي در كنار
كوير لوت نيز مردماني به زندگي خود ادامه
ميدادند و داراي تمدن شبيه به تمدن مردم
بين دجله و فرات بودند . در واقع آثاري كه در شهداد در كنار
لوت و در بمپور بدست آمده حاكي از اين است
كه اين مردم با مردم شوش از يكطرف و با
ساكنان دره پنجاب و مردم بلوچستان از سوي
ديگر رفت و آمدي داشتهاند . بنا بر اين سوال پيش ميآيد كه آيا
ممكن نيست كه حركت ساكنان مردم پيش از
تاريخ ايران بجاي اينكه از غرب به شرق
انجام گرفته باشد ( آنطوري كه دانشمندان
اظهار كردهاند ) از شرق به غرب تحقق
پذيرفته باشد ؟ |
|
اصولا وقتي ما ميگوييم ايرانيها
مانند اين است كه بخواهيم آن كساني را كه از
7000 سال پيش در اين سرزمين زندگي كردهاند
از خود جدا بدانيم . در واقع مقصود ما از
ايراني ها در جملات بالا مادها و پارسها
است كه ابتداي دوران تاريخي ماست و ما آنها
راخوب ميشناسيم ولي نسبت آنها با صاحبان
ظروف سفالين منقوش هزاره سوم پيش از ميلاد
تا حدود 1200 پيش از ميلاد بر ما كاملا روشن
نيست .[13] پاورقيها
1- A. S tein
A rchaeological reconnaissances in
North – Western India and
South Eastern
Iran ( 1937 ) pp. 104 .
2- K.R. MAXWELL HYSLOP . N ote on
a Shaf t H
ole Axe-Pick
Irag Vil
XVII 1955
P. 162 – 163 Pl XXVI |