|
|
||
رياحي، محمدامين. "هنرهاي
زيبادرايران امروز". دوره6، ش71 (شهريور47):
14-20.
|
||
|
|
||
خلاصه:(سخنراني)
دربارة هنرقاليبافي، خطاطي، معماري،نقاشي
و مجسمهسازي و
عكاسي درزمان معاصر، موسيقي ايراني از
گذشته تابحال، تاتر درايران از تعزيه و تاتر
روحوضي و تاتر به شيوه اروپائي، ايجاد
موسسات آموزشي تاتر و هنر سينما.
|
|
|
هنرهاي
زيبا در ايران امروز
دكتر رياحي
رايزن فرهنگي سفارت شاهنشاهي
در تركيه
روز دوشنبه 16 ارديبهشت ماه 47 آقاي
رياحي رايزن فرهنگي سفارت شاهنشاهي در
تركيه بنا بدعوت انجمن دوستي و فرهنگي
زنان ترك و ايران در تالار دانشكده زبان و
تاريخ و جغرافياي دانشگاه آنكارا پيرامون
هنرهاي زيبا سخناني ايراد كردند كه در زير
به نظر خوانندگان گرامي ميرسد : بطوري كه ميدانيد ايراني روحي
زيباپرست و عاشق و تشنه هنردارد ، شعر
ايران ، مينياتور ايران ، قالي ايران ،
كاشيهاي مساجد ايران ، خطوط خوش كتابهاي
ايران ، همه نمونههايي از شور و علاقه
ايرانيان بهنر و زيبايي است . اين روح سحر
آفرين در طي تاريخ دور و دراز ايران دوام
داشته و در هر عصري در يك زمينه هنري تجلي و
جهش بيشتري نشان داده و در همه حال آثاري
بوجود آورده كه معرف ملت ايران است . در قرون اخير در برخورد با تمدن
اروپايي نگراني اين بود كه هنر اصيل و ملي
ايراني در بعضي زمينهها به انحطاط گرايد
و زبون هنر جديد اروپائي گردد . در پارهاي
هنرهاي دستي نيز از قبيل مينياتور و تذهيب
و جلد سازي و خاتم سازي و ميناكاري و
قلمزني و نقره كاري و منبت كاري و زري بافي
و كاشي سازي و قالي بافي نيز حقيقتا در
ابتدا ركود و سكوني پيش آمد . اما بموقع
تدابير لازم اتخاذ شد . دولت استادان و
هنرمندان چيرهدست را از كنار و گوشه
مملكت گرد آورد و تشويق كرد و وسائل لازم
را در اختيار آنها گذاشت و بطوريكه امروز
در كارگاههاي وزارت فرهنگ و هنر اصيلترين
نمونههاي هنرهاي ملي از زير دست استادان
افسونكار بيرون ميآيد و حقيقتا روح
تازهاي در كالبد اين هنر دميده شده است
. درباره قالي ايران
حاجت ببحث زياد نيست
اين هنر در ايران گذشتهاي دور و
دراز دارد . قديمترين قالي ايران از دوره
هخامنشي مربوط بقرن پنجم قبل از ميلاد از
طبقات منجمد پازير يك در كوههاي آلتايي
كشف شده است . در دوره شاهنشاهي ساساني اين
صنعت بكمال رسيد و معروفترين شاهكارهاي آن
عصر فرش بهارستان و همچنين زمستان خسرو
فرشي ابريشمين با تارها و پودهاي زرين و
سيمين بود كه با جواهرات زينت يافته بود و
اندازههاي آن 24 × 36 متر بود . پرفسور
آتورپوپ ايرانشناس معروف بهاي آن را
بالغ بر صد ميليون دلار تخمين زده است . امروز قاليهايي كه از قرن شانزدهم و
هفدهم بيادگار مانده زينتبخش موزههاست
بقول پوپ طرح روشن و دقيق و بافت ظريف و
تخيلات شاعرانه طراحان و بافندگان آنها را
بصورت شاهكارهاي جاوداني درآورده و هريك
از آنها مثل يك قطعه موسيقي سمفوني همآهنگ
، و لذت بخش چشم و جان بينندگان است . در سالهاي اخير براي حفظ و پيشرفت
هنر قاليبافي و بكار بردن مصالح و نقشههاي
مرغوب كوشش بسياري بكار رفته و طراحان و
هنرمندان با راهنمائي دولت نقشههاي
جديدي برمبناي هنر اصيل ملي تهيه كردهاند
كه از لحاظ سرعت بافت و ارزاني قيمت تأثير
بسياري در كار فرش
[14] بخشيده است . اين قبيل
نقشهها بصورت قاليچه در كارگاه قاليبافي
وزارت فرهنگ و هنر تهيه و در موزه هنرهاي
ملي بنمايش نهاده ميشود و نقشه آنها مجانا
در اختيار خواستاران گذاشته ميشود . مقدمات تأسيس ((موزه قالي ايران))
نيز فراهم شده و اين موزه علاوه بر آنكه
جنبه هنري و تحقيقي خواهد داشت مركزي براي
راهنمائي قاليبافان خواهد بود . يكي ديگر از هنرهاي ظريف ايران
خوشنويسي است . اين هنر نيز ابتدا با رواج
چاپخانه و بعد با معمول شدن ماشين تحرير در
خطر نابودي قرار گرفت اما از كوشش در حفظ
اين هنر نيز مضايقه نميشود و كتبي كه از
آثار خوشنويسان معاصر بصورت افست بچاپ
رسيده و ميرسد نشانه ادامه اين هنر در
ايران است . آنچه باشاره برشمردم هنرهاي ملي و
محلي ايراني است كه طبعا نبايد توقع داشت
كه من بعد از اوج اعتلائي كه در طي قرون
بدان رسيده بوده بالاتر رود اينك درباره
هنرهاي ديگري كه در جهان امروزي اهميت
بيشتري دارد : از معماري و نقاشي و مجسمهسازي
و موسيقي و تئاتر و سينما و سير ترقيات اين
هنرها در ايران اندكي بتفضيل سخن ميگويم : هنر معماري در ايران سابقه اي ديرين
و درخشان دارد . كاخهاي هخامنشي وساساني و
كاخها و مساجد دوره اسلامي نمايشگر اصالت
خاص معماري ايران است . در ابتداي اين قرن
فريفتگي بهنر غرب خطر بزرگي براي معماري
ملي ايران پديد آورد ولي امروز اين خطر نيز
شناخته شده و با بينش و اراده هنرمندان و
استادان فن و راهنمائي دستگاههاي مسئول
برطرف شده است . در معماري جديد ايران كه مهندسين
فارغالتحصيل از دانشكدههاي فني و
هنرهاي زيباي دانشگاه تهران مدافع آن
هستند كوشش ميشود كه ضمن استفاده از فنون و
مصالح جديد و تأمين وسائل آسايش ساكنين
بنا سبكهاي اصيل ايراني رعايت شود . در
ساختمان هتل 37 طبقهاي كه در ونك از محلات
شمالي تهران ساخته ميشود آخرين اصول فني
رعايت گرديده و در عين حال تزئينات داخلي
آن رنگ خاص ايراني دارد . هتل شاه عباس كبير
در اصفهان بيننده را بسير جلال و شكوه
اعصار افسانهاي پيشين ميبرد و غرق ذوق و
حيرت ميسازد . موزه ايران باستان تهران
مشابه طاقها و ايوانهاي كاخهاي ساساني است
. اخيرا بموجب تصميم دولت شهرداري اصفهان
از صدور پروانه براي ساختمانهائي كه
بسبكهاي غير ايراني باشد خودداري ميكند
. نقاشي و مجسمهسازي هم سابقه 2500
ساله در ايران دارد . شايد بسياري از حضار
محترم نقش سربازان جاويدان هخامنشي را در
موزه لوور پاريس ديده باشند . اوراقي هم كه
از كتاب ماني در تورفان پيدا شده نمونههائي
از هنر نقاشي در پيش از اسلام و مؤيد
اعتلاي اين هنر در ايران باستان است . در دوره اسلامي بعلت منع مذهبي
مجسمهسازي در ايران منسوخ شد . نقاشي نيز
مورد طعن بعضي از متعصبين مذهبي بود . با
اينهمه مينياتور ايراني بحد اعلاي ظرافت و
دقت رسيد . در نيم قرن اخير در هنر نقاشي هم
پيشرفتهاي محسوسي نصيب هنرمندان ايران
شده است . مرحوم كمالالملك و همچنين حسين
بهزاد مينياتورساز معاصر ما جاي خود را در
تاريخ هنر ايران باز كردهاند و
امروز علاوه بر محبوبيت و احترام در ميان
هموطنان خود در محافل هنري جهان نيز از
شهرت دامنهداري برخوردارند . تشويقي كه در بيست سال اخير از
نقاشي و پيكرهسازي در ايران بعمل ميآيد
زمينه مساعدي براي پيشرفت سريع اين هنرها
فراهم آورده است . جالب آنكه نقاشان و
مجسمهسازان امروز ما در مكتبهاي مختلفي
كار ميكنند . از سبكهاي كهن تا نوينترين
شيوههاي هنري طرفداراني بين هنرمندان و
هنردوستان دارد و اين تنوع ذوقها و شيوهها
خود سرچشمه اميدي براي پيشرفت بيشتر اين
هنر در كشور ماست . همانطور كه ما چاپخانه و ماشينتحرير
را موجب بيرونقي بازار خوشنويسي شمرديم
شايد بعضيها هم عكاسي را رقيب نقاشي يا
لااقل رقيب بعضي سبكهاي آن بشمارند . در هر صورت اين هنر نيز جاي خود را
در دلهاي اهل ذوق و هنر در كشور ما باز كرده
[15]
و نمايشگاههايي كه همه ساله از آثار
هنرمندان عكاسي در ايران برگزار ميشود
ميزان علاقه مردم و هنرمندان و پيشرفت
محسوس اين هنر را نشان ميدهد . در نمايشگاه
عكاسي سنتو كه در سال 1966 در آنكارا داير
گرديد هنردوستان ترك با نمونههائي از
اين نوع هنر ايران آشنا شدند . يك هنرمند عكاس بنام دكتر هادي در 10
سال اخير 3000 عكس از آثار و اشياء تاريخي و
باستاني گرفته و 160 قطعه از آنها بنام ((رد
پاي اعصار)) در 1966 در موزه لوور پاريس
بنمايش گذاشته شد .
اكنون چند كلمه
باختصار درباره موسيقي ايراني بگويم :
نيازي نميبينيم كه از روايات
مربوط به رواج اين هنر در قديمترين اعصار
در ايران كه در آثار هرودوت گزنوفن مورخين
يوناني آمده ذكري بكنم . زيرا ناگفته
پيداست كه نزد هرملت موسيقي قديمترين
هنرهاست . اما اشاره باين نكته بجاست كه در
دوره شاهنشاهي ساساني كه روزگار اعتلاء
هنر ايران بود در درجه اول موسيقي و
بموازات آن شعر و رقص باوج ترقي رسيده بود
و داستانهاي زيادي از توجه بهرام گور و
خسرو پرويز به هنر موسيقي ورد زبانهاست . اما بعد از انتشار اسلام و ترديد
بعضي از فقها در جواز آن اين هنر ارزنده از
سير و پيشرفت شايسته بازماند . بعضي از
فقها استفاده از آواز خوش را فقط در اذان و
قرائت قرآن جايز ميشمردند و بكاربردن
سازها (آن هم فقط بعضي از انواع آن) را در
عروسيها اجازه ميدادند . با اين همه موسيقي در ايران اگر پيش
نرفت نابود هم نشد . اهل دل و ذوق عرفان دور
از چشم شيخ و محتسب بنواي ني و چنگ غم از دل
ميزدودند . شاعران بزرگي مثل رودكي با
افسون موسيقي دلهاي اميران را نرم ميكردند
و موسيقيشناسان بزرگي مثل صفيالدين
ارموي ، عبدالقادر مراغي و محمود شيرازي
اصول علمي موسيقي ايراني را تدوين كردند . در ورزشخانههاي ايران كه زورخانه
ناميده ميشود شاهنامهخواني هنوز
يادگاري از موسيقي قرون گذشته است . با اينهمه هنر موسيقي در نظر عوام
فن شريفي شمرده نميشد و هنرمندان اين فن را
((مطرب)) ميناميدند و دستههاي مطربان
فقط در عروسيها حضور مييافتند . براي
اجتماع مردان مطربان مرد و براي محافل
زنان ((زنان مطرب)) . در صد سال اخير با انتشار فرهنگ
جديد توجهي بموسيقي پديد آمد . ابتدا ((موزيك
نظام)) تشكيل شد و بعد اندك اندك موسيقي
بعنوان يك هنر ارزنده مورد قبول عامه قرار
گرفت . از سال 1312 (1933) تعليم موسيقي جزو
برنامه دبستانها و دوره اول دبيرستان قرار
گرفت . در سال 1327 (1948) ادارهاي بنام اداره
موسيقي كشور تشكيل شد كه هدف آن تشويق
موسيقيدانان و جمعآوري و ثبت و ضبط
آهنگهاي ملي و محلي و تنظيم آنها براي
اركستر و ترويج موسيقي جديد بود و تحت نظر
آن اداره يك هنرستان ملي در تهران و چند
هنرستان عالي موسيقي و يك هنرستان موسيقي
در مراكز استانها داير گرديد كه بنوبه خود
سر و سامان جديدي بموسيقي ايران داد . از 1318 (1939) با تأسيس راديو تهران و
اجراي برنامههاي موسيقي بطور منظم در
راديو موسيقي ايراني در سراسر ايران در هر
شهر و ده راه يافته است و شهرت و محبوبيتي
كه چند تن خوانندگان خوشآواز بدست آوردهاند
اصطلاح مطرب را منسوخ كرده است . امروز موسيقي ايران از توسعه و تنوع
فراواني برخوردار است انواع موسيقي غربي و
موسيقي ملي و كلاسيك ايران و موسيقي محلي
هر يك بجاي خود هنرمندان و طرفداراني دارد
. علاوه بر يك مجله ماهيانه علمي و
تحقيقي كه از طرف وزارت فرهنگ و هنر منتشر
ميشود و حاوي تتبعات علمي در زمينه موسيقي
كهن ايران و آخرين سبكهاي غربي است
روزنامه و نشريات هفتگي نيز باعلاقه خاصي
مسائل مربوط بموسيقي را مطرح و منتشر
ميكنند و مجموع
[16] اينها نشانه علاقه
خوانندگان نشريات و مردم ايران باين هنر
است . در 1340 (1961) با انتشار رديف موسيقي
ملي ايران از طرف هنرهاي زيباي كشور
نگراني از نابودي و فراموشي موسيقي اصيل
ايراني از ميان رفت . امروز آهنگسازان جديد با كسب الهام
از موسيقي اصيل ايران و استفاده از تكنيك
موسيقي غربي ميكوشند تا موسيقي جديد ايران
را بصورتي درآورند كه قابل فهم و درك ملل
مغرب زمين و مورد پسند و لذت آنان نيز باشد
.
اكنون چند كلمه
درباره تئاتر ايران بگوئيم :
تتاتر در ايران ريشة و سابقهاي
برابر با ساير هنرها ندارد و اگر در باره
مجسمهسازي و نقاشي و موسيقي نظرات و نفوذ
بعضي فقهاي قشري را از موانع پيشرفت آن
هنرها شمرديم اما در مورد تئاتر بر عكس است
و نخستين جوانههاي تئاتر در ايران تحت
تاثير احساسات مذهبي بميان آمده است . بطوريكه ميدانيد تئاتر كلاسيك
يونان هم كه در حدود 700 سال پيش از ميلاد
بظهور رسيد ابتدا رنگ مذهبي داشت و دويست
سال طول كشيد تا از صورت مذهبي در آمد و رنگ
و روي هنري گرفت . و باز ميدانيد كه در
اروپا نيز نخستين نمايش كه در قرن دهم
ميلادي پديد آمد ابتدا نمايشهاي مذهبي بود
و درست پنج قرن طول كشيد تا تئاتر از مذهب
جدا شد . در قرن دهم ميلادي در روزگار
ديلميان يك نوع نمايش مذهبي بنام (تعذيه)
در ايران معمول گرديد و رواج اين نمايش در
طي هزار سال در ايران بنا بمقتضيات عصر كم
و زياد ميشد . در اين مورد اطلاعات فراواني در
سفرنامههاي جهانگردان خارجي موجود است و
عدهاي از خاورشناسان نيز تحقيقات خاصي
در اين مورد به عمل آوردهاند و از آن جمله
تا كنون متجاوز از 50 تعزيه بزبانهاي
اروپايي ترجمه و چاپ شده است . در مجموعه (فهرست درامهاي مذهبي
ايران ) تأليف رسي و بمباچي چاپ 1961 واتيكان
نام و مشخصات 1055 تعزيه ايراني جمع آوري شده
است كه اكثر آنها جنبه مذهبي و تعدادي نيز
جنبه اخلاقي دارد . در اواخر قرن نوزدهم با احداث بنايي
باشكوه بيست هزار نفري تكيه دولت در تهران
زمينه ترقي تعزيه آماده شد و به شدت رواج گرفت اما بعدها به علت عدم تناسبي
كه با پيشرفت فرهنگ جديد داشت كم كم منسوخ شد و از
بين رفت و نسل امروزي فقط از راه مطالعه
كتاب آنرا بياد ميآورند . يك نوع تئاتر عاميانه محلي نيز در
قرن اخير در ايران معمول بود كه شباهت
بسياري به (كاراگوز) تركيه داشت و آن را (تئاتر
روحوضي) ميگفتند . اين تئاتر در مجالس
عروسي و سرور در خانهها در روي حوضي كه آن
را با تخته ميپوشاندند و گاهي در بعضي قهوهخانهها
بازي ميشد . قهرمان اصلي در اين بازي ((سياه))
نام داشت كه موجودي ساده لوح شوخ طبع و
آزاد منش بود كه با بزله گوييهاي خود
بينندگان را ميخندانيد ضمنا نارواييهاي
جامعه را انتقاد ميكرد . تئاتر جديد در ايران با آغاز آشنائي
با فرهنگ اروپائي بوجود آمد . از نيمه قرن
نوزدهم اندك اندك با مسافرت ايرانيان به
اروپا و آشنائي آنها با تئاتر اروپايي
ابتدا نمايشنامههايي از زبانهاي
اروپايي مخصوصا فرانسه ترجمه گرديد و
نخستين اين ترجمهها ميزانتروپ Missanthrope
از آثار موليير Moliereبود
كه در سال 1870 در استامبول در مطبعه ((تفسير
افكار)) تحت عنوان ((گزارش مردم گريز)) به
صورت منظوم چاپ و منتشر گرديد و اين ترجمه
از موليير بي اختيار مرا به ياد احمد
وفيق پاشا سياستمدار هنردوست ترك مياندازد
كه او هم نخستين بار نمايشنامههاي موليير
را به تركي ترجمه كرد . افتخار نگارش نخستين آثار به سبك
نمايشنامه در ادبيات فارسي نصيب ميرزا
ملكم خان
[17]
سفير ايران در لندن است كه با
نوشتن نمايشنامههاي سياسي و انتقادي
شهرت يافت و نام خود را بنام يكي از
پيشروان ادبيات جديد ايران جاويدان ساخت . اما نخستين تالاري كه به عنوان محل
نمايش در ايران ساخته شده تالاري بود كه
بعد از سال 1851 در دارالفنون تهران نخستين
مدرسه عالي به سبك اروپايي در ايران بنا
گرديد . در اين تالار ترجمه بعضي از
نمايشنامههاي فرانسوي بوسيله محصلين به
روي صحنه ميآمد . آغاز فعاليت محسوس در زمينه تئاتر
را بعد از انقلاب مشروطيت ايران در سال 1906
بايد دانست . در آن ايام كه فعاليتهاي ملي و
سياسي همه چيز را تحت تأثير قرار داده بوده
تئاتر به عنوان وسيلهاي براي بيدار كردن
روح ملي و آزاديخواهي در ميان مردم انتخاب
و مورد استفاده قرار گرفت . عدهاي از رجال روشنفكر جمعيتي
براي اين منظور تشكيل دادند و با ترجمه و
چاپ نمايشنامههاي خارجي قدمهايي در اين
راه برداشتند .بناهاي اين گروه بيشتر جنبه
ملي و انتقادي داشت و در هواي آزاد اجرا
ميشد اين گروه بعد از فعاليتهاي پراكنده
سرانجام تماشاخانهاي بنام ((تئاتر ملي))
تشكيل داد كه گنجايش 250 تماشاگر را داشت . علاقه مردم به تئاتر موجب شد كه
تماشاخانههاي ديگري در گوشه و كنار
تهران البته با وضعي محقرتر گشوده شد ولي
اشكالتراشي كهنه پرستان و متعصبين مانع
عمده كار بود . به اين معني به محض اينكه
تماشاخانهاي رونق ميگرفت عوام مردم
بساطش را در هم ميريختند . اما كارواني به
راه افتاده بود و بازگشت نداشت و با همه
شدت مخالفتها و محدوديت امكانات پيش ميرفت
. در آن زمان طبعا زن در صحنهها راهي نداشت و نقش زنان را هم
مردان و پسراني كه صداي نازك و قيافهاي متناسب داشتند بازي ميكردند . مقارن با همان ايام دستههاي
مطرب و بازيگران (روحوضي) هم مؤسساتي بنام (بنگاه
شادماني) تأسيس كردند كه در عروسيها مردم
را سرگرم ميكردند . البته اين بازيگران
دستههاي زنانه و مردانه جداگانه داشتند
، در محافل مردان مطربان مرد شركت ميكردند
و نقش زن با مردان بود و در مجالس زنان
مطربان زن شركت ميكردند و نقش مرد با زن
بود . در شهرستانها نيز فعاليتي محسوسي
بوجود آمده بود مخصوصا در دو شهر مهم رشت و
اصفهان كه تحت اشغال قواي خارجي بود وطن
پرستان تئاتر را وسيلهاي براي پيدا كردن
مردم و تقويت روحي آنان در برابر فشار
خارجي تشخيص داده بودند . در رشت نويسنده معروف يقيكيان با
نوشتن و اجراي نمايشنامههاي ((انوشيروان
عادل))، ((براي وطن )) ، ((داريوش سوم )) ، ((حق
باكيست )) ، ((ميدان دهشت )) و ((فاجعه ياراه
خونين )) شهرت و معروفيت بسزايي يافت . در اصفهان نيز نمايشنامههاي
متعددي بر روي صحنه آمد . معروفترين آنها
رستم و سهراب از شاهنامه فردوسي بود . اين
نمايش بوسيله نويسنده و فيلسوف معروف
ايراني كاظم زاده ايرانشهر از شاهنامه
فردوسي اقتباس و بسال 1923 در برلن چاپ شده
است . اين نمايش با عظمت و شكوه خاصي در
اصفهان اجرا گرديد كه هنوز خاطره پرشور آن
در دلهاي اصفهانيها زنده است . نخستين موسسه تئاتر كه هنوز در
تهران مشغول كار است به سال 1918 بنام (كمدي
ايران ) بوسيله سيد علي نصر تأسيس شد . سيد
علي نصر سالها در اروپا تحصيل كرده بود و
در زمينه تئاتر ديد علمي و فني داشت و با
همه مشكلاتي كه در آن آغاز كار در اين
زمينه موجود بود فعاليت صحيح خود را ادامه
ميداد . در اين باره نصر در خاطرات خود چنين
مينويسد : ((چون معدودي بتئاتر ميآمدند ماهي
دو نمايش زيادتر داده نميشد و هر دفعه
تئاتر جديدي بود آنقدر مقاومت و پايداري
كرديم تا رغبت مردم زياد شد)) . در همان روزها احمد خان كمال الوزاره با نوشتن نمايشنامههاي متعدد كه اكثر آنها چاپ [18] شده و بر روي صحنه آمده اين شيوه را هم در ادبيات فارسي رونق بخشيد و بحقيقت او را بايد نخستين نمايشنامه نويس ايراني دانست . فراموش نكنيم كه در همان روزها به
سال 1921 يك معجزه تاريخي در ايران به وقوع
پيوست . رضاشاه كبير آمد تحولي شديد و سريع
و ناگهاني در شيوه اجتماعي و فرهنگي ايران
آغاز گرديد همه چيز در مسير جديدي افتاد .
هنر نمايش هم ، پشت سر هم تئاترها باز ميشد
. در مراسم و جشنهاي دبيرستانها برنامههاي
تئاتر اجرا ميگرديد مردم ايران با اين هنر
آشنا ميشدند و بدان دل ميبستند . در 1927 نخستين موسسه آموزشي تئاتر ((كلاس
تئاتر)) از طرف شهرداران تهران افتتاح شد .
در 1940 ((هنرستان هنرپيشگي)) گشايش يافت . در
1941 يك تئاتر بزرگ به نام تئاتر دائمي تهران
بوجود آمد كه امروز به احترام موسس آن بنام
(تئاتر نصر) ناميده ميشود . در 1958 ادارهاي بنام ((اداره هنرهاي
دراماتيك)) در هنرهاي زيباي كشور تأسيس شد .
در 1959 هنرستان هنرهاي دراماتيك افتتاح
گرديد كه در آن فنون : (نمايشنامه نويسي –
كارگرداني- هنرپيشگي – تاريخ
تئاتر –
تاريخ ادبيات –
دكرسازي –
طراحي –
فن بيان –
نمايش عروسكي ) تدريس ميشود . در سايه طرحهايي كه اينك از طرف
وزارت فرهنگ و هنر در زمينه تئاتر به مرحله
اجرا در ميآيد ميتوان اميدوار شد كه اين
هنر به نحو سريعي پيشرفت نمايد . افتتاح فرستنده تلويزيون در سال 1956
نيز در جلب رقبت مردم به هنر تئاتر تأثير
فراوان داشت . اگر چه در آغاز كار صاحبان
تئاترهاي غير دولتي تلويزيون را رقيب خود
ميدانستند و از اين بابت اظهار نگراني
ميكردند در عمل مشاهده شد كه تئاترهاي
تلويزيوني كه اكثر آنها تك پردهايست نه
تنها بينندگان را از تئاتر بي نياز نميكند
بلكه با جلب رقبت مردم به هنر نمايش
مشتريان تازه بسياري براي تئاترها فراهم
ميكنند . ذكر اين نكته بجاست كه بموجب يك
آمار رسمي از سال 1958 تا كنون متجاوز از 500
نمايشنامه تك پردهاي بوسيله اداره
هنرهاي دراماتيك تهيه و در دو مركز
فرستنده تلويزيون در تهران اجرا شده است
كه از بين آنها 80 نمايشنامه بقلم
نويسندگان جوان و فارغ التحصيل هنرستان
هنرهاي دراماتيك بوده است و اين نمايشنامهها
چاپ و منتشر شده است . در پايان بحث مربوط به تئاتر اين
نكته را بايد گفت كه در اين يكصد سال كه از
تاريخ معرفي ((تئاتر نو)) و متجاوز از پنجاه
سالي كه از تاريخ شروع نمايشنامه نويسي در
ايران ميگذرد علاوه بر ترجمه و اجراي
شاهكارهاي جهاني در اين زمينه آنچه به قلم
نمايشنامه نويسان ايراني نوشته شده و به
روي صحنه آمده در سه زمينه زير بوده است : 1 –
نمايشنامههاي حماسي و تاريخي
كه عموما بر تاريخ باستاني ايران مبتني
است يا از داستانهاي منظوم فارسي اقتباس
گرديده و مشهورترين آنها (رستم و سهراب –
بهرام گور- رستاخيز سلاطين
ايران – مازيار)
بوده است . 2 –
نمايشنامههاي عشقي : نظير (خسرو
شيرين – شيرين
و فرهاد ) . 3 –
نمايشنامههاي انتقادي و
سياسي كه بهترين نمونه آنها (جيجك عليشاه)
و (جعفرخان از فرنگ آمده ) را بايد نام برد . در تحول ده ساله اخير نمايشنامههايي
بوسيله هنرمندان ايراني در صحنههاي خارج
از كشور نيز اجرا گرديده از آن جمله در
فستيوال جهاني تئاتر در پاريس بسال 1958 (بلبل
سرگشته) به روي صحنه آمد و مورد توجه و
تقدير ناقدان بين المللي قرار گرفت .
اينك در آخرين قسمت
سخن به هنر سينما ميپردازيم :
بطوريكه شنوندگان ايراني ميدانند
هنر سينما هنر جواني است كه آغاز آن از سال
1894
[19] است
كه به دنبال مقدمات قبلي يك دستگاه
فيلمبرداري بوسيله برادران لومير در
فرانسه ساخته شد . در همان اوايل كار در 1318
قمري (1899 ) يك دستگاه دوربين فيلمبرداري
بوسيله شخصي بنام ميرزا ابراهيم خان عكاس
باشي به ايران آورده شد اما سينما در آن
روزها هنوز در جهان به صورت هنري در نيامده
بود تا چه برسد به ايران . مقارن با قيام رضاشاه كبير سالنهاي
سينما در ايران ساخته شد . در آن روزها
فيلمها صامت بود در هر سينما شخصي در فواصل
پردهها و ضمن نمايش فيلم داستان آن را
تعريف ميكرد . در سالنهاي سينما جاي زنان و
مردان جدا بود . نخستين فيلم ايراني دو فيلم صامت (آبي
رابي) و (جوان بوالهوس) بود كه در 1311 (1932 )
در تهران ساخته شد . در سال 1312 شمسي (1933 ميلادي) نخستين
فيلم ناطق فارسي بنام دختر لر كه بدست
ايرانيان در بمبيي هندوستان ساخته شده بود
ابتدا در تهران و بعد در شهرستانها به روي
پرده آمد . اين فيلم مورد استقبال عظيم
قرار گرفت و سالها و بطور مكرر در شهرهاي
مختلف ايران نمايش يافت و توجه ايرانيان
را به هنر سينما جلب كرد حتي بسياري از
ايرانيان نوزادان خود را بنام ستاره آن
فيلم گلنار ناميدند . در سال 1326(1947 ميلادي) بعد از پايان
جنگ دوم جهاني دومين فيلم فارسي بنام
طوفان زندگي ببازار آمد . از آن سال به بعد
سينماي ايران نيز مثل ساير شئون فرهنگي و
اجتماعي ايران جهشي يافت و دهها
استوديوهاي فيلمبرداري در تهران دائر گشت
و فيلمهاي محصول ايران به رقابت با واردات
فيلم خارجي برخواست . امروز سينما در ايران يكي از رايج
ترين وسايل تفريح و سرگرمي عمومي است . نظر
به اهميتي كه اين صنعت از نظر آموزش عمومي
دارد دولت از سرمايه گذاري در اين راه
تشويق ميكند . از آن جمله سينماهاي نوساز در
شهرستانها تا پنج سال از پرداخت ماليات
معافند و علاوه بر آن پنجاه درصد سرمايه
لازم به عنوان وام دراز مدت در اختيار آنان
گذاشته ميشود . در حال حاضر تعداد سينماهاي تهران
از صد و شصت متجاوز است و در اين سينماها
علاوه بر فيلمهاي فارسي ، آخرين فيلمهاي
هنري جهان به صورت دوبله نمايش داده ميشود
. در اين بيست سال صنعت فيلم برداري
در ايران به سرعت پيشرفته و تعداد فيلمهاي
تهيه شده به فارسي از 1000 گذشته است . در سال
1346 (1967) تعداد 86 فيلم فارسي بوسيله 12
استديوي فيلمبرداري در تهران تهيه و نمايش
داده شد . از مجموع آنچه جداگانه درباره هر
هنري گفتم و به لطف و عنايت استماع فرموديد
وضع هنرهاي زيبا را در ايران جديد در چهار
مرحله خلاصه ميتوان كرد : اول –
دوره آشنايي با هنر جديد غربي
از اواسط قرن نوزدهم . دوم –
بيداري و احساس رغبت و نياز به
اخذ هنر جديد از انقلاب مشروطيت ايران در
1906 . سوم –
آغاز هنر جديد مقارن با انقلاب
رضاشاه كبير در 1920 . چهارم –
نهضت و جهش هنرهاي زيبا از دوره
سلطنت محمد رضا پهلوی مخصوصا مقارن با
انقلاب سپيد ايران . در اين مرحله اخير از بارزترين
نشانههاي اراده شاهنشاه و ملت ايران به
حفظ ميراث هنر ملي و تكميل توسعه و اعتلاي
آن بر اساس موازين علمي جهاني تأسيس يك
وزارتخانه مستقل براي امور هنري است كه
اينك با اينكه چهار سال بيشتر از عمر آن
نميگذرد هيجان و فعاليت عظيمي در زمينههاي
مختلف هنري ايران برانگيخته است . و تازهترين
اقدام اين وزارتخانه جديد تهيه لايحه
قانوني حفظ حقوق آفرينندگان آثار هنري است
كه همين امروز در مجلس شورايملي ايران
مطرح بوده است . |