بهنام، عيسي. “روابط هنري ايران و يونان، يعني شرق و غرب دراوايل هزاره اول پيش ازميلاد“. دوره 6، ش 72 (مهر 47): 18-22، تصوير.

خلاصه : روابط تجاري مابين يوناني‌ها ومادها،‌كشف دست ساختهاي لرستان در پرستشگاه الهه “هرا“ و با مقبره‌هاي يوناني،‌ مقايسه نقشو بر روي سفالهاي يوناين و سفالهاي سيلك، مقايسه بين نقوش برروي اشياء‌ يافته شده از لرستان و يونان.

راست : ظرف فلزي و آويز برنزي لرستان از قرن هفتم تا هشتم پيش از ميلاد كه در يونان كشف گرديد و اكنون در موزة ساموس نگهداري ميشود

چپ : ظرف نوك دراز از گل پخته متعلق به قرن نهم يا هشتم پيش از ميلاد مكشوف در فوروين نزديك قزوين كه اكنون در موزة ايران باستان حفظ ميشود

 

روابط هنري ايران و يونان ((يعني شرق و غرب))

در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد

عيسي بهنام   استاد دانشگاه تهران

وقتي دانشجويان ما از اروپا و آمريكا پس از تكميل تحصيلاتشان به ايران باز ميگردند افكارشان كاملا غرق در مطالبي است كه استادانشان به گوش آنها فرو كردند و واقعابه آنها ايرادي نيست چون كسي كه مدت هفت يا هشت سال در كلاس درس استادان مشهوري حضور يافته و به كتابهاي متعددي كه آنان تأليف كرده‌اند مراجعه كرده تبعا  چاره‌ اي جز تعقيب همان راهي را ندارد كه استادشان به او نشان داده‌اند .

خوب به خاطر دارم در كلاس دوم مدرسه علوم سياسي قديم بودم . خاطرم نيست چند سال قبل چون اين مربوط به دوران جواني من است و من حالا خيلي پيرم سيد مصطفي خان كاظمي به ما تاريخ ايران در عهد هخامنشيان را تدريس ميكرد و تبعا صحبت از فرار داريوش سوم و آمدن اسكندر به ايران به ميان آمد . آقاي كاظمي خوب صحبت ميكرد و ما را بسيار خوب تحت تأثير گفته‌‌هاي خود قرار ميداد به طوري كه پس از پايان توضيح مربوط به مرگ داريوش سوم و ((اسكندر كبير)) اشك در چشم تقريبا تمام همكلاسيهاي ما پر شده بود چند روز بعد ، از همان درس امتحاني به عمل آمد و ما تمام مطالبي را كه آقاي كاظمي براي ما گفته بود و به صورت ((جزوه))  اي درآورده بوديم خوب حفظ كرده بوديم و اميد داشتيم نمره‌هاي خوبي بگيريم . ولي از ميان ما فقط يك نفر نمره خوب گرفت و آن كسي بود كه در ورقه امتحاني نوشته شده بود اسكندر مرد بدي بود و صلح و آرامش ايران را به هم زد و بر خلاف گفته‌هاي استادش جواب جالبي تهيه كرده بود .

ولي تنها يكنفر بود كه برخلاف گفته‌هاي استاد و برخلاف نظر ديگران فكر كرده بود والا پس از برافتادن دودمان هخامنشي نويسندگان ايراني تقريبا به اتفاق اسكندر را پادشاه قانوني ايران خواندند و حتي تا قرن هفتم و هشتم در در صفحات نقاشي و در نوشته‌هايشان به او خصايص فوق‌العاده و دروغين دادند .

اگر نويسندگان خارجي براي تمدن يونان اهميت فوق‌العاده قائل‌اند جاي گله از آنها نيست چون ما هم به تمدن يونان و خصوصا به هنر قديم يونان اعتقاد كامل داريم و از ديدن مجسمه‌هاي كه ((فيدياس)) و ((پراكيسيتل)) و ((ليزيپ))‌و ((ميرون)) در قرن پنجم و چهارم پيش از ميلاد ميبريم . با اينكه متأسفانه كارهاي اصلي اين هنرمندان كمتر به دست ما رسيده و ما از روي كپي‌هاي رومي در مورد بسياري از آنها قضاوت ميكنيم ، ولي آنچه كه دانشجويان فرهنگ رفته ما بزحمت ميتوانند بپزيرند اين است که همين يونانيان در همان عصرهاي قديم ، مثلا در عصر هردوت ، براي تمدن ايران از بسياری جهات ارزش فوق العاده قايل بوده‌اند و اين مطلب را خصوصا هرودوت بارها در [18] نوشته‌هايش نقل كرده است .

 

 اكنون ده جلد كتاب هرودوت در اختيار بنده نيست كه عين جملات او را براي شما نقل كنم ولي وقتي در پاريس تحصيل ميكردم بارها به اين نوع مطالب در كتاب هرودوت بر خوردم . وي ايرانيان را از بسياري جهات بهتر از يونانيان ميدانست و خصوصا براي تمدن ايران ارزش فوق‌العاده قايل بود .

حالا كاري به اين ندارم كه در بعضي جاها هم از روي تعصب ميهن دوستي خود زياده‌رويهايي كرده است و مطالبي گفته است كه از حقيقت دور است ولي من امروز ميخواهم كوشش كنم به خوانندگان عزيز اين مجله مدارك عيني و واقعي ارائه بدهم كه حاكي از اين بوده است كه در ايام قديم يعني حتي پيش از تشكيل حكومت هخامنشي مابين ايران و يونان روابط نزديكي وجود داشته و بسياري از موضوعهاي هنري را يونانيان از ايرانيان گرفته‌اند و بسيار از آنها را هم ايرانيان از يونانيان اقتباس كرده‌اند .

بنا بر نوشته‌هاي يوناني (هنر ايراني تأليف گيرشمن ترجمه بهنام صفحه 331 ) در سال 575 پيش از ميلاد يعني زماني كه مادها در ايران حكومتي تشكيل داده بودند مردم شهر ملطيه يعني يونانيهايي كه در سواحل شرقي درياي اژه مسكن داشتند (اكنون تركيه ) از راه كناره‌هاي دريا با كشتي به ترابوزون واقع در سواحل جنوبي درياي سياه رفته و در آنجا شهري به وجود آوردند كه هر روز با وسعت آن افزوده ميشد .

اين نخستين باري نبود دريانوردان يوناني در اين قسمت از سواحل درياي سياه كه به سبب وجود مال‌التجاره‌هاي ايران مورد علاقه آنها بود ديده ميشدند .

يونانيها پيش از اينكه مصمم به استقرار در محلي شوند با مردم آن محل تماس ميگرفتند و اين تماس گاهي طبق تمايل طرفين بود و گاهي نيز اتفاقي بود .

مثلا دريانوردي به نام ((سامين كولاپيوس)) در حدود 630 پيش از ميلاد به طرف مصر ميرفت . ولي باد او را به موراء ستونهاي هركول (جبل‌الطارق) را راند و در آنجا موفق به كشف بندر ((تاسوس )) گرديد و ملاط تجارتي سودمندي انجام داد (هرودوت 155 ر3 )

تاجرهاي يوناني در اين سواحل پونت خريدار آهن و موم و كتان و پشم و فلزات قيمتي و رنگ ((كينابر)) كه از سولفور گوگرد تهيه ميشد و چوب و برنز و اشياء برنزي ((اورارتو)) و پارچه‌ها و گل و بوته‌دوزي‌هاي ايلامي و ماد ميدهد . (كتاب نامبرده در بالا 231 ) .

 ظرف سفالين مكشوف در ماكو از قرن هشتم پيش از ميلاد كه  اكنون در موزة ايران باستان نگهداري ميشود

كوزة سفالين منقوش از 700 سال پيش از ميلاد كه در يونان كشف شده و اكنون در موزة آتن نگهداري ميشود ـ عكس از كتاب هنر ايران تأليف گيرشمن

در همين زمان است كه خروس ايران در يونان ظاهر ميشد ولي خروس تنها مالالتجاره‌ اي نبود كه از خارج به يونان مي‌آمد يك ظرف نوكدار برنزي كار لرستان در پرستشگاه الهه ((حرا)) در جزيره ((ساموس)) پيدا شده (عكس شماره 1 ) و يك آويز برنزي لرستان در گور ((كنوسوس)) در يك جزيره ((كرت )) كشف گرديده است و هر دو شيئي است قرون هفتم يا هشتم پيش از ميلاد است و  اين كرت نشان ميدهد در قلب كشور ايران نيز مالاتجاره‌هايي كه يونان برده ميشد .

اينجاست كه باستانشناسي براي كشف حقايق تاريخي كمك فوق‌العاده ميكند . پيدا شدن يك ظرف 2600 [19] ساله ايران در گوري ((كرت)) بيش از ده مجلد كتاب هرودوت يا گزنوفون براي ما ارزش پيدا ميكند . اين چه اشخاصي بوده‌اند كه در قرن هفتم پيش از ميلاد ظروفي از برنز ميساختند كه چهار هزار كيلومتر در مشرق كارگاههايشان مورد استفاده قرار ميگرفت . چه اشخاصي اين ظروف را از مركز ايران تا جزيره ((كرت))‌با خود ميبردند و از چه راهي اين معاملات انجام ميگرفت .

 

ظرف سفالين مكشوف در يونان از 720 پيش از ميلاد كه اكنون در موزة آتن حفظ ميشود

ظرف سفالين مكشوف در تپه سيلك نزديك كاشان از قرن دهم يا نهم پيش از ميلاد كه اكنون در يكي از مجموعه هاي خصوصي در سوئيس نگهداري ميشود

ظرف سفالين منقوش از قرن هشتم پيش از ميلاد كه در يونان پيدا شده و اكنون در موزة كپنهاك است

قطعه اي از سفال منقوش مكشوف در تپه سيلك نزديك كاشان از قرن دهم يا نهم پيش از ميلاد كه قسمتي از آن در موزة لوور و قسمتي ديگر در موزة ايران باستان است

صحبت از تحقيقات در دانشگاه در اين روزها زياد ميشود . [20]

اين يكي از آن موضوعهايي است كه بايد درباره آن تحقيق كرد و نتيجه آن اين خواهد بود كه بسياري از مطالب تاريخي براي ما روشن خواهد شد . بدون شك خوانندگان عزيز اين ظرف برنزي نوكدار را خوب ميشناسند . زيرا حتي در اين مغازه‌هاي عتيقه فروشي خيابان فردوسي نظائر آن ديده ميشود و ميتوان آنها را به قيمتهاي خيلي ارزان خريد .

اين ظرف با آن نوك درازش فقط در گروههاي ايرانيان به دست آمده و در موقع تدفين در آن آب متبرك ميريختند و بوسيله نوك درازش آن آب متبرك را در گوش و دهان و بيني و چشمهاي مرده‌ها ميچكاندند تا در آن دنيا بتوانند خوب ببينند و خوب بشنوند و بوي خوب استشمام كنند و دهانشان خوشبو باشد و غيره و اين تمام مطالبي است كه در نوشته‌هاي ايلامي روي گل از ايام پيش نوشته شده و دانشمنداني مانند ((هرشل)) فرانسوي آن را ترجمه كرده‌اند و اكنون در بيست و پنج مجلد كتاب مربوط به كاوشهاي فرانسوي در شوش موجود است .

حالا ميخواهيد نظير اين ظرف را كه در گوري در جزيره ((كرت)) پيدا شده درخوروين در نزديك قزوين به شما نشان بدهم . لطفا به شكل شماره 2 در اين مقاله توجه فرماييد .

كشف اين ظرف در جزيره ((كرت )) نشان ميدهد كه راههاي تجاري بين غرب و شرق در ايام بسيار قديم مثلا در قرن هشتم و هفتم پيش از ميلاد داير بوده و از اين راه محصولات ايران به يونان ميرفته است . به هر حال اگر به اعتقاد خود يونانيان اعتماد كنيم كه مي گويند هنر يونان از ربع قرن سوم و تا قرن چهارم پيش از ميلاد از مشرق زمين الهام ميگرفته بدون شك يكي از هنرهاي الهام دهنده ايران بوده است .

ما ادعا نمي‌كنيم كه نقوش سفال پيش از تاريخ ايران مثلا سفال سيلك سهم مهمي در تشكيل هنر سفال سازي يونان داشته است . ولي فقط يادآور ميشويم كه بسياري از موضوعهايي كه روي سفال ايران و يونان در اين زمانها نقش شده و بهم شباهت نزديك دارند .

اگر اين شباهت فقط در چند موضوع بخصوص و استثنائي مشاهده ميشد مقايسه آنها اطمينان بخش نبود ولي تعداد سفال اين دو ناحيه كه به هم شباهت دارند بسيار زياد است و توجه ما را به سوي موضوع جالبي معطوف ميدارد مثلا شكل شماره 3 كوزه منقوشي را كه در حدود هفتصد سال پيش از ميلاد در يونان ساخته شده و اكنون در موزه آتن است به ما نشان ميدهد . ميتوان اين ظرف را ((ريتون )) منقوش به شكل اسب كه در ماكو كشف گرديده مقايسه ميكنند (شكل شماره 4)

به همين طريق سفال مكشوف در سيلك (شكل 5) كه از قرن ده يا نه پيش از ميلاد است با سفال مكشوف در يونان (شكل 6) كه از قرن هشتم پيش از ميلاد است و در موزه كپنهاك حفظ ميشود قابل مقايسه است . و باز كوزه مكشوف در يونان (شكل 7) كه از حدود 720 پيش از ميلاد است و در موزه آتن حفظ ميشود با كوزه نوك دار سيلك (شكل 8) كه از قرن ده و نه شباهت زياد دارد و از شكل يكي ديگر از موضوعهايي كه در هنر ايران و يونان با هم شباهت كامل دارد قسمت مركزي سپرهاي لرستان و يونان است .

قسمت مركزي سپري كه از لرستان پيدا شده و در يكي از مجموعه‌هاي خصوصي شهر بال در سويس است (شكل 9) و از قرن هشتم و هفتم پيش از ميلاد است ميتواند با نقش جام سفالين منقوش به تصوير گور گوني كه متعلق به حدود 600 سال پيش از ميلاد است (شكل 10) مربوط به موزه بريتانيا حفظ ميشود ميتواند مقايسه شود .

قسمت مركزي سپر متعلق به قرن هشتم يا هفتم پيش از ميلاد  كه در لرستان كشف گرديده است و اكنون در يكي از مجموعه هاي خصوصي شهر بال نگهداري ميشود  

بهمين طريق سر مركزي ديگر از سپر لرستان كه قرن هشتم و هفتم پيش از ميلاد است (شكل 11) و در موزه تهران حفظ ميشود با قسمت مركزي سپر برنزي كه در يونان [21] پيدا شده و سر آكلئوس را نشان ميدهد و اكنون در آنتيكوا ريون برلن حفظ ميشود (عكس طرف چپ شماره 11) نيز قابل مقايسه است .

سپرهايي كه قسمت مركزي آن با صورت انسان نقش شده ابتدا در هنر ايران معمول گرديد .

اتروري تنها كشور غربي است كه اين نقش را به صورت موجودي كه از بلا جلوگيري ميكند (نظر قرباني ) بكار برد . در اينجا بيشتر صورت ((گورگوني )) را در ميان سپر قرار ميدهد در اين صورت زن در ميان سپر مجسم ميشد ولي در مغرب ابتدا صورت مرد به كار رفت و بعدا صورت زن ريش دار جاي آنرا گرفت .

قديميترين نمونه‌هاي (گورگوني) در روي سپرها از قرن هفتم پيش ازميلاد قديمتر نيست (گورگوني در افسانه‌هاي يوناني موجودي است كه اگر كسي به او نگاه كند مبدل به سنگ ميشود). سپر (گورگوني) بدون بدن قديميتر از گورگوني تمام قد است كه در حال دويدن است . تصور ميكنند همين گورگوني را در نظر قرباني است كه بعدها وارد اساطير يونان گرديده است .

ظرف سفالين منقوش كه در حدود 600 پيش از ميلاد در يونان پيدا شده و اكنون در موزة لندن نگهداري ميشود 

عكس سمت چپ مجموعه اي از سر آكولتوس است كه در يونان  پيدا شده و اكنون در يكي از موزه هاي برلن است ، عكس سمت راست قسمت مركزي يك سپر كه در لرستان پيدا شده است و متعلق به قرن هشتم يا هفتم پيش از ميلاد است و اكنون در موزة ايران باستان نگهداري ميشود 

 

. (اشيل) در كتاب (پرموته در زنجير) در صفحه 792 محل اقامت گورگونيها را در مزارع (كيستن) در پشت كوههاي درياي سياه قرار داده است و (فوركيدها) ( دختران باكره كه بدن آنها مانند بدن قو بوده است ) نيز در آنها اقامت داشتند ، از اطلاعات جغرافيايي (اشيل) نميتوان استفاده‌ اي كرد ولي قديميترين نقوش (هارپيها) و (گورگوني‌ها ) و (سيرنها ) بدون شك از همين نواحي به يونان رفته‌اند و مآخذ آنها را در نقوش روي اشياء برنزي لرستان در قرن هفتم يا هشتم پيش از ميلاد ميتوان قرار داد .

مفهوم قسمت مركزي سپرها در لرستان در يونان جنبه نظر قرباني داشته است . يعني دشمن وقتي روبروي رقيب خود قرار ميگرفت با ديدن اين صورت وحشتناك و مفهوم مذهبي كه در آن مستتر بود روحيه خود را از دست ميداد .

اگر اجازه بفرماييد اين مفهوم بسيار عاميانه امروزي را با يک مثال بسيار عاميانه امروزي مقايسه مينمايم و از آن نتيجه ميگيرم كه در كشور ما اين نوع عقايد كه ما به آن خرافات ميگوييم از ايام قديم تا اين تاريخ فرقي نكرده است . شما وقتي سوار اتومبيل هستيد ميبينيد كه پشت سر اتومبيل جلوي شما نوشته شده است خدا به همراهت سفر به خير يا بر چشم بد لعنت و غيره . مقصود راننده اتومبيل جلويي شما اينست كه شما طبعا وقتي چشمتان به اين نوشته افتاد و آنرا خوانديد در نتيجه همين عمل شما اگر چشم شما بد است بلا از ماشيني جلويي شما رفع خواهد شد .

آيا تصور نمي كنيد قرار دادن چنين صورت وحشتناكي كه امروز ما معناي آن را نميفهميم در آن روز مفهومي داشته و براي همين نوع منظورها در ميان سپر رزم‌آوران قرار داده ميشده است .

اما رابطه هنر ايران با هنر يونان در قرن نه و هشت و هفت پيش از ميلاد ، يعني حتي پيش از برقراري روابط رسمي در دورانهاي ماد و هخامنشي ، بسيار زيادتر از اين بوده است كه در اين مقاله براي شما مختصري از آن را بيان نموديم .

نگارنده عقيده دارد مقالات مجله هنر و مردم بايد كوتاه باشد تا خواننده رقبت به خواندن آن پيدا كند و بنابراين مطلب را به همين جا پايان ميدهيم و اگر انشاءالله فرصت ديگري دست داد از جنبه‌هاي ديگر اين مطلب يعني رابطه قديمي شرق(يعني ايران قديم) و غرب ( يعني جهان يونان) كه دنياي آنروز را بين خود تقسيم كرده بودند صحبت خواهيم كرد. [22]