سمسار، محمدحسن. "نظري به خط خوش فارسي و نقش آن درفرهنگ و هنرايران". دوره6، ش72( مهر47): 27-33، تصوير.

 

خلاصه:نقش خط درفرهنگ و هنرايران از سنگ نبشته‌هاي عهدباستان تا صفحات منقوش به خطوط تزئيني دردوران بعدازاسلام ـ خط كوفي، خط معملو برنوشتن قرآن و كتيبه وبرروي اشياء، پيدايش هنر خوش‌نويسي درآغاز سده چهارم هجري ـ تغيير و تحول درخط سده هشتم هجري، انواع خطوط، معرفي اساتيد خوش نويس، انحطاط هنرخوش نويسي و رشد دگرباره آن در آخرسده سيزدهم، خوشنويساناين روزگار.

نظري به خط خوش فارسي

                       و نقش آن در فرهنگ و هنر ايران

محمد حسن سمسار   موزه‌دار موزه هنرهاي تزئيني

نظري كوتاه به نقشي كه خط در فرهنگ و هنر بشر دارد ، ارج و ارزش آنرا بر ما روشن ميكند . به راه گزاف نرفته‌ايم اگر خط را ما در همه دانشها و دانستنيها بشر بدانيم . زيرا اگر خط نبود كه بتوان دانشها و دانستنيها را بوسيله آن نوشت ، و از دستبرد زمان نگاهداشت ، گنج بزرگ دانش امروز بشر را گردباد مهيب زمان و رويدادهاي گوناگون آن از ميان برده بود.

بدين سان پيدايش خط را بايد يكي از بزرگترين رويدادهاي تمدن بشر دانست . رويدادي كه هر چه زمان بيشتر بر آن بگذرد ارزش و اهميت آن روشن تر ميگردد . نيازي به گفتن نيست كه فرهنگ امروز بشر داراي ريشه‌هاي عميق چند هزار ساله است و ، تلاش و تفكر ميليونها بشر دست بدهد هم داده تا دانش بشر را بدين پايه رسانده است . انتقال اين ميراث گرانبها كه هر روز بارورتر و بارورتر ميشود ، چگونه انجام پذيرفته است ؟ اين سئوالي است كه تنها يك جواب دارد . از راه نوشتن .

آيا همين سئوال و جواب كوتاه براي نشان دادن ارج و ارزش خط بسنده نيست ؟ اگر حاصل تجربيات و تفكرات هزاران هزار دانشمند و متفكر و فيلسوف روزگار گذشته ، امروز در دسترس ما نبود ، بشر ناگزير به دوباره آزمودن ، آزموده‌‌هاي گذشته ميگرديد و پيداست كه از اين رهگذر چه فرصتهاي گرانبهايي تباه ميشد . شايد امروز كمتر كسي در اين انديشه نباشد كه خط داراي چه ارزش گرانبهايي است . زيرا هزاران سال است كه خط با فرهنگ بشر درآميخته و جزء جدايي ناپذير آن شده است . اما مطالعه برخي از رشته‌هاي دانش سبب ميگردد كه گاهي به اين ارج و ارزش توجه بيشتري گردد .

 از جمله اين دانشها بايد از تاريخ باستان شناسي و تاريخ هنر نام برد . امروز وقتي سنگ نبشته‌ها ، لوحه‌ها و خطوط نقش شده بر آثار باستاني مورد بررسي قرار ميگيرد و خوانده ميشود ، ميبينيم كه بسياري از آنچه تاريكي گذشت سده‌هاي بسيار از ديد ما پنهان داشتند روشن ميگردد.

 در حفريات باستانشناسي ، پر ارجترين اشياء، سنگنبشته‌ها و يا اشيائي است كه حاوي خط باشد . زيرا اينگونه اشياء بيش از ديگر اسناد روشنگر گوشه‌هاي تاريك تاريخ گذشتگان است .

با شناخت ارج و ارزش خط از نظر حفظ ميراثهاي معنوي ، و فرهنگ و دانش بشر ، بايستي به اين اصل مهم توجه كرد كه خط بدان سبب پديد آمد كه وسيله اي براي نمايش و ضبط و مبادله فكر و دانش باشد . تنها از اين راه جاويدان ساختن افكار و دانشهاي بشري مقدور بود ، و هدف نهائي از پيدايش خط از ديرترين زمانها و در ميان تمام ملتها همين بوده و امروزه نيز چنين است . [27]

خط نستعليق خواجه اختيار الدين منشي

خط ثلث و نسخ و رقاع- عبد الله مرواريد بياني 912

در ايران ما علاوه بر سودي كه گفته شد خط به عنوان يك رشته از هنرهاي زيبا مورد استفاده مردم هنردوست ايران قرار گرفته و هنرمندان بلند آوازه اي در اين رشته پديد آمده‌اند .

براي دريافت علل پيدايش چنين وضعي بايد كمي به عقب برگرديم پس از فرو افتادن شاهنشاهي ساساني ، و اسلام پذيرفتن مردم ايران ، به سبب نيازهاي مذهبي و سياسي خط عربي وارد فرهنگ و تمدن ايران گرديد . ايرانيان مسلمان شده به قرآن كه كتاب مذهبي تازه بود نيازمند بودند و قران نيز به خط كوفي نوشته ميشد به ناچار بايستي خط كوفي را بياموزند و بخوانند خط كوفي ، خطي مشكل از نظر خواندن و نوشتن بود و با ذوق ايرانيان سازگاري نداشت.

 به زودي اين خط جاي خط پهلوي را كه خط ملي ايران بود گرفت . اما نبايد از ياد برد كه خط پهلوي نيز بكلي بدست فراموشي سپرده نشد . بلكه تا چند سده بعد از فرو افتادان ساسانيان در گوشه و كنار ايران ، بويژه در كرانه درياي مازندران به زندگي خود ادامه داد .

مدتي در حدود پنج سده خط كوفي خط معمول براي نوشتن قرآن و كتيبه‌هاي تزئيني بناها يا وسيله تزئين اشياء در ايران بود . در اين مدت براي نوشتن كتاب يا ديگر نوشتنيها ، از نوعي خط شبيه به نسخ كه در نگارش به تعليقي كه بعدها وضع گرديد بي شباهت نبود استفاده ميشد . در سده‌هاي نخستين كه خط عربي به صورت ميهمان تازه وارد و ناخوانده به ايران پاگذاشت [28] به هنر خوشنويس كمترين توجهي نميشد . زيرا ايرانيان به خط عربي نيز چون خود اعراب بچشم بيگانه مينگريستند . تازيان نيز داراي اين فرهنگ و هنري نبودند كه بتوانند خود دست به ابتكار تازه اي در ايجاد خط بهتر و زيباتري بزنند .

نيازی نيز به اين کار حس نميکردند . زيرا ثروت و نعمت و زيبائي سرزمين ايران چنان بود که گوئي آنها به بهشت موعود رسيده اند ، و تنها فکر آنها سود بردن هر چه بيشتر از اين بهشت بود . از اواخر سده دوم و آغاز سده سوم اين وضع دگرگون شد . روي کار آمدن عباسيان بوسيله ايرانيان و رنگ ايراني گرفتن خلافت عباسي و قدرت يافتن برامکه ، ايرانيان را بخط تازه علاقمند ساخت و حس بيگانگي با آن رو به کاهش رفت.

خط نستعليق سلطان محمد خندان

خط نستعليق سلطان علي مشهدي

خط نستعليق مير علي هروي

در اين هنگام بود كه ايرانيان به فكر افتادند از خط موجود ، خط زيبايي بسازند كه راضي كننده روح زيبا پسند آنها باشد . گذشته از آن ميدانيم كه يكي از ويژگي‌هاي تمدن و فرهنگ ايران زمين در گذشته ، همواره اين اصل مهم بوده كه هر عامل بيگانه را در خود تحليل برده و به آن رنگ و جلاي ايراني دهد ، و خود هرگز رنگ بيگانه به خود نگرفته است .

 خط نيز [29] در دوره اسلامي از اين اصل اساسي بر كنار نماند . بزودي ايرانيان همانگونه كه در تمام شئون زندگي مادي و معنوي ، و آداب و رسوم ، (حتي خوراك و پوشاك) تازيان را تحت تأثير خود گرفتند تا جائي كه دربار خلفاي عباسي نمونه بارگاه شاهنشاهان ساساني گرديد ، با خط عربي نيز چنين كردند . همانگونه كه براي لغت و زبان عربي قواعد و دستور نوشتند ، براي خط نيز قواعد و قوانين تازه وضع كردند .

خط شكسته درويش عبد المجيد طالقاني

خط نستعليق مير عماد الحسني

پيشاهنگ و مشوق اين كار بزرگ برمكيان ايران پرست و نامور بودند . سرانجام در پايان سده سوم و آغاز سده چهارم چهره درخشاني چون محمد بن علي الفارسي (ابن مقله) وزير المقتدر ، در عالم خوشنويسي جلوه‌گر شد . . با ظهور ابن مقله خط وارد مرحله تازه اي گرديد .اين مرحله نخستين و مهمترين گام در راه تكامل خط و پيدايش گونه‌هاي جديدي از آن گرديد . و اين آغاز يك جنبش بزرگ و پيدايش هنر خوشنويسي بود كه در سده‌هاي بعد به اوج كمال رسيد .[30]

ابن مقله چهره اي درخشان و شاهدي بود بر برتري فرهنگ و هنر ايران بر قومي كه به ظاهر بر ايرانيان پيروز شده بود . اما به راستي اسير سرپنجه‌هاي نيرومند فرهنگ و هنر و كشورداري ايرانيان بود .

ظهور ابن مقله بار ديگر برتري ايرانيان را بر تازيان فخر فروش و خود پسند ثابت كرد اگرچه سرنوشت او نيز چون ديگر مردان نامدار پهنه سياست و علم و هنر و پيكار مانند ابومسلم ، ابن مقفع و برامكه كه نبوغ خود را در خدمت تازيان حق نشناس گذاردند ، دردناك و خون آلود است ، اما چونانكه گفتيم اين آزمون تازه اي بود كه برتري ايرانيان را به صعود رساند ابن مقله از مردم بيضاي فارس بود و در علوم زمان خود چون فقه و تفسير و ادبيات و شعر و ترسل يگانه زمان خويش به شمار مي‌آمد . وي كه دشواري خط كوفي را براي ايرانيان و ديگر مردم مسلمان دريافته بود ، دست بكار ايجاد خط تازه اي گرديد و خطوط محقق ، ريحان پس آنگاه ثلث و سرانجام نسخ را كه نسخ كننده همه خطوط در سهولت نگارش بود ايجاد كرد . خط رقاع را نيز از ابتكارات او دانستند .

ابن مقله بسال 272 هجري چشم به دنيا گشود و زندگي پر نشيب و فرازي را پشت سر گذاشت . مدتي حكمران پاره اي از ولايات فارس بود . سه بار به وزارت رسيد و بروزگار خليفه ستمگر الراضي‌بالله ، در پي سخن‌چيني دشمنان مورد خشم خليفه قرار گرفت و دست راست آن را بريدند . او زماني با دست چپ و سپس با بستن قلم بر بازوي بريده بنوشتن پرداخت اما دشمنان باز از او دست بر نداشتند ، تا سرانجام او را به زندان افكندند و بسال 328 ه. وي را به قتل رساندند . چنين بود سرنوشت مردي كه نخستين خطوط خوش را ايجاد كرد و نخستين قواعد خوشنويسي را پديد آورد .

پيروي از مكتب هنر اين ايراني پاك نهاد بود كه سبب درخشش چهره‌هاي تابناكي چون ابن بواب (در گذشته بسال 423 ه) و ياقوت مستعصمي (در گذشته بسال 687 ه .)گرديد .

ايرانيان كار تغييرو تحول در خط و ايجاد خطوط تازه را همچنان ادامه دادند . در ميانه سده هشتم هجري به تدريج سه نوع خط تازه ايجاد گرديد كه كاملا رنگ ايراني داشت ، و حتي تأثير خطوط پهلوي و اوستايي، يعني خطوط ديني و ملي ايرانيان در آن ديده ميشد .

اين سه خط به كلي از رنگ و شيوه عربي تهي و كاملا فارسي بود شكل الفباي اين سه خط با الفباي عربي تفاوت بسيار داشت .(اگر چه همريشه با خط عربي بودند ) اين سه خط عبارت بودند از تعليق ، نستعليق و شكسته تعيق .

ظهور خوشنويسان و استادان بسيار اين سه خط را به اوج زيبائي رساند. تا جايي كه در كشورهاي نزديك چون عثماني و هندوستان و كشورهاي دور همچون مصر مورد تقليد قرار گرفت .

نامورترين خوشنويس خط تعليق اختيار الدين منشي گنآبادي است . در نيمه دوم سده هشتم خط نستعليق يعني معروفترين خط ايراني رواج يافت . تبريز و هرات دو مركز مهم رونق گرفتن اين خط بودند . بيشتر مورخين و تذكره نويسان مير علي تبريزي را واضع و ايجاد كننده اين خط ميدانند .

نستعليق از تركيب دو خط تعليق و نسخ بوجود آمده و در آغاز آنرا ((نسخ تعليق)) ميخواندند و سپس به صورت نستعليق در آمده است .

خط نستعليق نشانه اي از طبع ذوق زيباپرست و زيباپسند ايراني و بي شك زيباترين و ظريف‌ترين خط فارسي است . اگر چه جمعي را عقيده بر اين است كه خط نستعليق پيش از مير علي تبريزي (واضع) وجود داشته است ، اما آنچه مسلم است وي نخستين كسي است كه وي نخستين كسي است كه خط را به صورت مستقل و با قاعده در آورده است . مرگ مير علي تبريزي را سال 850 هجري نوشته‌اند . از خوشنويسان ديگر نستعليق كه تعداد آنها بسيار زياد است بايد از ميرزا جعفر تبريزي ملقب به بايسنقري ، اظهر تبريزي ، سلطانعلي مشهدي ، سلطان محمد خندان ، سلطان محمد نور ، ميرعلي هروي و سرانجام مشهورترين آنها مير عماد حسني سيفي را نام برد . [31]

خط نستعليق محمد حسين عماد الكتاب

خط نسخ احمد تبريزي

نام مير عماد با خط نستعليق به نحوي جدايي ناپذير با هم آميخته است . مير عماد ظاهرا بسال 961 چشم به جهان گشوده و به سال 1024 به روزگار شاه عباس بزرگ در اصفهان كشته شد . مير عماد هنرمندي به نام و انساني به كمال بود . در نوشتن نستعليق در درجه اي از بلندي مقام قرار دارد كه نه دستي پيش از او بهتر نوشته ، و گمان نميرود كه پس از او نيز مادر دهر فرزندي با چنين دستهاي هنرمند بزايد . شيوه كار مير عماد و آنچه او در نستعليق نويسي وضع كرده است هنوز بدون كم و كاست دنبال ميشود .

شكسته نستعليق از اواخر دوره صفويه متداول گرديده اما به سبب مشكلي نگارش و خواندن كم كم از رونق افتاد و شكسته در آمد در ميان معروفترين شكسته نويسان چهره درويش عبدالمجيد طالقاني از همه تابناكتر است . وي در عمر كوتاه خود آثار بسياري به جاي گذارده كه امروز زينت بخش موزه‌ها و كتابخانه‌ها و مجموعه‌هاي خصوصي است . درويش عبدالمجيد بسال 1185 به سن سي و پنج سالگي در اصفهان در گذشت . [32]

هنر خوشنويسي از آغاز سده دوازدهم به انحطاط گراييد و از اين زمان به بعد تعداد خوشنويسان كمتر و كمتر شدند . تا جائيكه در مدت دو سده تنها به نام تعداد انگشتشماري خوشنويس نامور بر ميخوريم در طول سده سيزده جنبش ديگري در هنر خوشنويسي پديد آمد اين جنبش به ويژه در خط نسخ ديده ميشود ظهور خوشنويساني چون وصال شيرازي ، اشرف الكتاب اصفهاني ، عليرضا پرتو كار نسخ نويسي را به كمال رساند.

در نيمه آخر سده سيزدهم خوشنويساني چون ميرزا اسدالله شيرازي ، داوري (پسر وصال ) حاج ميرزا فضل الله و ميرزا ابوالفضل ساوجي ، ميرزا غلامرضا اصفهاني ، ميرزا محمد رضا كلهر ، ميرزا حاج محمد حسن كاتب شيرازي به كار نستعليق نويسي جاني تازه بخشيدند . اما اين دولت مستعجل ديري نپائيد و در سده 14 هجري اين انحطاط تشديد شد . ظهور چهره تابناكي چون ميرزا محمد حسين عمادالكتاب ، واپسين نستعليق نويس تواناي ايران نيز نتوانست جلوي اين فرو افتادن را بگيرد.

آنچه گذشته نظري كوتاه به سير خوشنويسي خط فارسي و يادي از بعضي خوشنويسان نامدار ايراني بود . اما نقشي را كه خط فارسي در تمدن و هنر ايران و كشورهاي ديگر دور و نزديك ايران داشته است به همين جا پايان نميپذيرد . همان گونه كه زبان فارسي از طرفي تا سراسر هند و چين و خاور دور از سويي تا آسياي ميانه و از جانبي تا مصر و ديگر كشورهاي آفريقا چون زنگبار رفت ، خط فارسي نيز به ناچار با زبان فارسي بدورترين نقاط جهان برده شد و نماينده تمدن و هنر ايران گرديد و بناهاي بزرگ و با شكوه را زينت بخشيد . در ايران بزرگ كه كانون خوشنويسي به شمار مي‌آمد خط به صورت يك هنر اصيل به ويژه از جنبه تزئيني مورد توجه قرار گرفت . به نحوي كه به صورت كاملترين و زيباترين هنر تزئيني جلوه‌گر شد . هيچ يك از ساخته‌هاي دستي هنرمندان ايراني از تزئينات خطي بي بهره نماند خط به صورت عامل تزئيني در بناها ، ساخته‌ها فلزي ، پارچه‌بافي ، سفالگري، ساخته‌هاي چوبي و به گفته ديگر بر همه چيز خودنمايي كرد . اين زاده ذوق لطيف و خوي هنرپرور و زيباپسند ايراني بود . اين توجه شديد به تزئين آثار به وسيله خط در ايران به زودي به اوج كمال رسيد . و اين بدان سبب بود كه با ورود مذهب اسلام به ايران ، و پذيرفته شدن اين دين به وسيله مردم ايران ، هنر نقاشي به سبب پاره اي عقايد مذهبي براي مدت كوتاهي به دست فراموشي سپرده شد و به جاي آن در تزئين اشياء از خط استفاده گرديد چون از اين زمان خط به صورت عامل تزئيني در آمد به خوشنويسي توجه بيشتري شد .

شايد بتوان ريشه خوشنويسي و رواج و رونق آن را به وسيله ايرانيان همين عامل زيباپسندي دانست . زيرا چنانكه گفتيم چون اسلام را پذيرفته بودند ، بناچار خط عربي را نيز كه از نظر مذهبي و سياسي به آن نياز داشتند پذيرفتند . در آغاز قبول اين امر تا اندازه اي دشوار بود . اما چون قدرت سياسي در دستگاه خلافت به دست ايرانيان افتاد آن دشواري قبول خط عربي نيز از ميان رفت ، و ايرانيان كوشيدند كه از خط ناموزون و سخت و خشن تازي كه در خور بيابانها و ريگزارها بود ، خطي لطيف و زيبا و ايراني پسند پديد آوردند . و چنانكه ديديم چنين كردند تا بدانجا كه خطوطي كاملا ايراني پديد آمد خطوطي كه سده‌هاي بسياراست زيب بناهاي تاريخي و اشياء و آثار هنري وطن ما است . بي ترديد هيچ چشمي نيست كه از ديدار كتيبه‌هاي خوش خطي كه بر كاشيهاي فيروزه اي رنگ مساجد ، و گنبدها و گلدسته‌هاي سراسر وطن ما نقش گرديده است ، لبريز از لذت و شگفتي نشده باشد و اين حاصل ذوق و تلاش هزاران هزار هنرمند ايراني است كه در طي سده‌هاي بسيار در راه بزرگداشت هنر وطن خويش فداكاري كرده‌اند .

يادشان گرامي باد هر چند از كالبد خاكي آنان اثري باقي نيست .

باري نظر به خاك عزيزان رفته كن                      تا مجمل وجود ببيني مفصلي

آن پنجه كمانكش و انگشت خوشنويس                هر بندي اوفتاده بجائي و مفصلي [33]