يادي
از استاد
درباره استاد يگانه بهزاد كه بدون
ترديد فقدان او جهان هنر را ضايعه اي
جبران ناپذير است سخن بسيار گفتهاند و
آنچه در زير ميخوانيد نمونه اي است از
داوران صاحب نظران خودي و بيگانه در ستايش
از اين هنرمند فرزانه
بهزاد
پيغمبر افسونگري است از مشرق زمين
داستانسرا
اگر هميشه مشرق زمين با قصههاي
شيرين هزار و يك شب و كاخهاي كهن افسانه اي
و كنيزكان سيه چشم ماهرويش براي ما
داستانها ميگفتند اين بار ، مردي با موهاي
سپيد و چشمان با نفوذ و اندامي تكيده بياري خطها و رنگهاي سحرآميزش نقشهاي افزون
كننده اي در مقابل ديدگان ما گشوده است .
بدون شك در عرصه هنر مينياتور قرن
ما از جهت قدرت طرح و رنگ آميزي تنها يك
استاد وجود دارد و او (حسين بهزاد ) هنرمند
ايراني است .
((ژان كوكتو))
آفرين بر قلمت اي بهزاد
كه
بتصوير جمادي جان داد
اندر اقليم
هنر آرائي
زيبدت داعيه
يكتائي
مينياتور سازي و نقش و تذهيب
دارد امروز بتو رونق و زيب
آب و رنگ تو برنگ دگر است
در
ترازوي توسنگ دگر است
دور تكوين بتو چون باز رسيد
در تو حق روح رفائيل دميد
نقش را طرح نو انداخته يي
مكتب
تازه ز خود ساخته يي
هست در كلك تو آبي ز حيات
كه دهد جان بجمادي و نبات
چونكه سر لوح اهل هنري
بر سر لوح هنر جلوه گري
گر چه بسيار بود اهل هنر
هست
در كار تو آثار دگر
در فن خويشتن استادي تو
تالي ماني و بهزادي تو
چون زني خامه تصوير بنفش
سرخ و زرد و سيه و سبز و بنفش
قلمت شيوه ايراني داشت رسم
عهد مغولي را بر داشت
طالب اهل هنر بنده (سنا)
گويدت از دل و جان مدح و ثنا
جلاالدينهمائي (سنا ) [34] |