|
|
||
فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 72 (مهر47): 65-71، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
خلاصه: "فسادوپوسيدگي
چوب" ـ "فلرسپات" ـ
"فيكساتورها" ـ "قالبگيري"
. بهصه روش و توضيح مفصل درباره هريك.
|
|
|
فرهنگ
و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و
ترميم آثار هنري
(17)چگونه از فساد چوب جلوگيري كنيم ؟ روشهاي
قالب گيري
فسادو
پوسيدگي چوب (Pourriture
Seche – Dry Rot)
هواي مرطوب و راكد براي رشد و نمو
تعدادي از قارچها بهترين شرايط بشمار ميآيند
اين قارچها ميتوانند اشياء چوبي را خورده
و كاملا فاسد و مضمحل نمايند به طوري كه
چوب به صورت گردي مانند خاك اره جلوهگر
شود –
قارچ به سرعت تكثير مييابد و تنها راه
مبارزه با آن دور انداختن قطعات آلوده شده
به قارچ ميباشد زيرا فقط معالجاتي مؤثر و
مفيدند كه عملي كردنشان در محيط خارج از
آزمايشگاه امكان پذير نميباشد و فقط از
عهده كارشناسان بر ميآيد بنابراين ذكر
اين روشها در اين مقالات بدون فايده خواهد
بود و بهترين راه براي محافظت اشياء آلوده
نشده سالم –
دورانداختن و از بين بردن قسمتهاي آلوده
شده ميباشد –
معمولا تيرها و الوارهاي چوبي كه براي
مفروش كردن كف يا سقف اطاق بكار ميروند
دچار اين عارضه ميشوند و اگر با نوك چاقويي
سر الوار مشكوكي را كه در مجاورت ديوار
بخراشند مشاهده گرد نرمي شبيه خاك اره
دليل بارزي است بر آلوده بودن الوار مورد
آزمايش و اگر پيشرفت قارچ به مرحلهاي
رسيده باشد كه انگلهاي قهوه اي مايل به
قرمز نيز در اين آزمايش به چشم برسد معالجه
قطعات آلوده شده تقريبا غير مقدور ميگردد . تاخير در معالجه سبب دشوارشدن كار ميشود و بهترين راه عملي براي
شروع كار تأمين جريان هواست تا شرايط محيط براي رشد و تكثير قارچ نامساعد
شود و اگر سوزانيدن يا دورانداختن قسمتهاي آلوده شده مقدور نباشد ، بايد به
كمك داروي حشرهكش مناسبي تمام قطعات مشكوك را سمپاشي نمايد .در مورد اشياء
موزهها كه دور انداختن و
سوزانيدن آنها امكان پذير نميباشد ممكن
است بعد از معالجات مقدماتي مذكور در بالا –
آنها را در پارافين مذاب فرو برده و سپس
تميز نمايند ، اين عمل نه تنها نسل حشره را
از بين ميبرد بلكه سبب تقويت شيئي چوبي نيز
ميگردد (براي پي بردن به روش صحيح كار و
وسايل لازم مراجعه شود به كتاب (نگهداري و
مرمت اشياء باستاني و آثار هنري از
انتشارات اداره كل باستانشناسي ) . |
|
فيكاساتورها (Fixateurs – Fixtives)
بمواردي اطلاق ميشود كه براي محافظت
نقاشيهايي كه به ذغال يا گچ رنگي يا مداد
رنگي تهيه شدهاند بكار ميرود تا از
ساييده شدن آنها جلوگيري گردد –
انواع گوناگون فيكاسايور وجود دارد كه نوع
معمولي آن از انحلال يك نوع زرين مانند
ماستيك يا كوپال (مراجعه شود به رزين هاي در
شمارههاي قبل ) در الكل به نسبت دو در صد
بدست ميآيد –
اين محلول الكلي اين محلول الكلي را به كمك
دستگاهي شبيه دستگاههاي سمپاشي يا عطر پاش
بر روي نقوش مورد نظر ميپاشند . قالبگيري (Moulaye – Casting)
به فني اطلاق ميشود كه از راه تهيه قالب از
شيئي يا نمونه مورد نظر و پر كردن قالب با
ماده مايعي كه به تدريج سخت و جامد ميشود
كپيها و به عبارت ديگر نسخههاي بدلي به
شكل دلخواه به دست ميآورند . گچ و برنز(Bronze)
دو ماده اي هستند كه براي منظور بالا زياد
بكار ميروند –
خمير گچ پس از مدتي در قالب بماند سفت شده و
باصطلاح خودش را ميگيرد و برنز مذاب (مراجعه
شود به شمارههاي قبل ) نيز پس از اينكه در
قالب ريخته شد و بشكل قالب در ميآيد . البته توضيح تمام جزئيات مربوط به
قالبگيري در اين مختصر امكان پذير نيست و
فقط بذكر نكاتي اکتفا ميشود كه مورد نياز مرمت كنندگان
و اشياء عتيقه و آثار هنري ميباشد . اصولا سه روش كلي در قالبگيري
متداول ميباشد : 1 –
قالبگيري به روش (Waste – Nouldhng)
براي مواردي كه فقط بدست آوردن كپيه مورد
نظر ميباشند . 2 –
قالبگيري بروش (Piece – Moulinj
)براي مواردي كه بخواهند تعداد كمي كپيه
بطريقي تهيه كنند كه تمام جزئيات مدل اصلي
در كپيهها نمايان و منعكس باشند . 3 –
قالبگيري بروش (Gelatine - Moulding
)در اين طريقه تحصيل تعداد زيادي نمونه
بدلي بر (ريزه كاري) مقدم است و بعبارت ديگر
در اين روش كميت و كيفيت غلبه دارد . براي روشن شدن موضوع فرض كنيم منظور
تهيه قالبي است از سر مجسمه كوچكي از خاك
رس (TerreGliase – Clay)
يا از گچ (Platre a mouler – Plaster of Paris)
در روش اول –
ابتدا نواري از خاك رس بعرض تقريبي سه
سانتيمتر تهيه كرده آنرا دور سر مجسمه
بقسمي قرار ميدهند كه كاملا از پشت
گوشهايش عبور نمايد ، اين عمل را بدين سبب
انجام ميدهند كه ضخامت قسمت قدامي گردد ،
سپس مقداري گچ را با آب مخلوط كرده و ماده
رنگيني بدان نيفزايند تا خمير نسبتا رواني
بدست آيد (شبيه خمير دندان يا كرم صورت )
صورت مجسمه مورد نظر را با دقت كافي بوسيله
انگشتان دست بخمير مزبور ميآلايند ،
براي اين منظور از بالاترين قسمت مدل شروع
كرده و طوري عمل ميكنند كه خمير به تمام
شكافها و درزها نفوذ نمايد و ضخامت آن بيك
سانتيمتر بالغ گردد ، سطح زبر گچ را نبايد
كاملا صاف و پرداخت نمايند تا لايههاي
بعدي در اثر زبري به آساني بر آن بچسبد
همينكه لايه گچ رنگين كاملا خشك شد
باستثناي حاشيه اي در حدود يك تا يك
سانتيمتر و نيم را بوازلين يا صابون نرم يا
روغن آغشته مينمايند (مقدار روغن نبايد
هرگز از ميزان مورد لزوم تجاوز نمايد –
سپس در ظرف ديگري خميري از گچ تهيه ميكنند
كه غليظتر و سفت تر از خمير پيشين باشد و
آنرا متناسب با ابعاد مدل به ضخامت يك و
نيم تا سه سانتيمتر روي لايه قبلي ميكشند ،
براي تهيه قالبهايي با ابعاد بزرگ بهتر
است ميلههاي آهني متعددي را در خمير
مزبور فرو نمايند تا استحكام قالب افزايش
يابد . هنگاميكه لايه دوم (گچ غير رنگي )
كاملا خشك شد ديوارهها و قطعات خاك رسي
را تهي ميكنند و نوارهاي باريكي در قسمت
انتهايي كه بايد بقسمت خلفي قالب متصل شود
بوجود ميآورند بالاخره لبههاي قالب را
بوسيله برسي به روغن يا صابون نرم (مراجعه
شود به انواع صابون در شمارههاي پيشين )
آغشته مينمايند تا از چسبندگي آنها
جلوگيري شود . بدين ترتيب قسمت قدامي غالب
مورد نظر آماده شده است و قسمت خلفي آنرا
نيز به طريقي كه براي قسمت قدامي ذكر گرديد
فراهم ميآورند . هنگاميكه دو نيمه قالب بدين ترتيب
آماده و كاملا خشك گرديد ، اسكنه لبه پهني
را مانند اهرمي ميان آنها فرو برده و
بآرامي حركت ميدهند و با چكش چوبي كوچكي
ضربات ملايمي بر دسته اسكنه وارد ميكنند (هرگز
نبايد اصرار داشت كه با يك ضربه اسكنه قالب
جدا شود زيرا اين عمل سبب شكستن قالب
ميگردد ) لبه اسكنه را بايد با حوصله تمام
در تمام طول شكاف تغيير مكان داده و با
ضرباتي كه بدان وارد ميسازند عمل برداشتن
قالب را آسان نمايند و اگر در نقطه اي
آثار شكست در قالب ظاهر و هويدا شود بايد
بلافاصله اسكنه را از آن نقطه برداشته و از
محل ديگري در امتداد شكاف عمل را ادامه
دهند ، چون نيمه خلفي نازكتر از قسمت قدامي
است لذا زودتر از نيمه قدامي از مدل جدا
ميشود –
خاك رس قسمت داخلي نيمه قدامي را بوسيله
چاقو يا مفتول مناسبي بخوبي پاك كرده و از
مدل جدا مينمايند . |
|
براي برداشتن قالب ، ابتدا نخ دور
آن را باز كرده و بكمك اسكنه و چكش چوبي از
يكي از شكافها يا تركهاي كوچكي كه در سطح
خارجي قالب به چشم ميخورد شروع بكار كرده و
بدوا به برداشتن قطعات كوچكي از قالب
قناعت ميكنند (براي اين منظور اسكنه چوبي
بكار ميبرند كه درازاي لبه آن در حدود يك
تا يك و نيم سانتيمتر باشد و براي برداشتن
گچ نواحي و قسمتهاي دشوارتر بهتر است
اسكنه چوبي ديگر كه لبه آن در حدود نيم
سانتيمتر طول داشته باشند به كار برند). اگر شكاف بتدريج گسترش يابد بكار
ادامه ميدهند و قطعاتي از قالب را كه روي
طبقه رنگين قرار گرفتهاند كم كم جدا
ميكنند تا فقط طبقه رنگين باقي بماند (اين
طبقه كه ميان جدار سطحي قالب و كپيه تهيه
شده قرار گرفته است مانع از انتقال ضربات
مستقيم چكش به كپيه دروني ميشود )اگر
چنانچه قبلا ذكر شد سطح دروني لايه رنگين به
خوبي بصابون نرم آغشته شده باشد بآساني و
حتي به وسيله ناخونهاي دست از كپيه جدا
ميشود ، البته بهتر است براي جداكردن آن از
تيغه چاقوي البته در هر قالب قسمتهاي معيني
يافت ميشود كه كار كردن با آنها دشوار تر
از ساير نواحي [68] است مثلا هنگام قالبگيري از
سر انسان سوراخهاي بيني (منخرين) به شكل دو
برجستگي در قسمت قدامي و داخلي قالب ظاهر
ميشوند كه برداشتن آنها مستلزم دقت بيشتري
است . |
|
روش كار به اين ترتيب است :ابتدا
لايه اي از خمير خاك رس برروي مدل
ميگسترند ، [69] ضخامت اين لايه در همه
جا يكسان است اگر در حاشيهها (مانند گردن ) يا امتدادهايي كه بايد قالب
تقسيم گردد (در
اين نواحي ضخامت لايه را نسبت به ساير
نواحي افزايش ميدهند ) –
چنانچه قبلا نيز بيان شد نواري از خمير رسي
بر امتدادي كه بايد قالب تقسيم شود ميچسبانند
سپس قالب ديگري مانند حالات پيشين بر اين
قالب خاك رس ميكشند و پس از اينكه قالب
اخير خشك شد ، خاك رس را تخليه ميكنند و
درون قالب تهيه شده را تميز و پاك مينمايند
- فضاي ايجاد شده
ميان مدل و قالب را بعدا با ژلاتين (مراجعه
شود به شمارههاي قبلي ) پر خواهند كرد –
سپس چند سوراخ در جدار قالب ايجاد
مينمايند يكي از اين سوراخها بايد در قسمت
فوقاني قالب در نظر گرفته شود تا بتوان
ژلاتين را از آن وارد قالب نمايند –
سطح دروني قالب را با قطعات كوچك كاغذ
سمباده (مراجعه شود به سمباده در شمارههاي
پيشين ) ميسايند و به ورني (Shellac Varnish)
ميآلايند سپس مقداري روغن به فضاي ميان
قالب و مدل ريخته و پس حركت دادن خالي
ميكنند تا ژلاتين بدانها نچسبد ، بالاخره
قسمت قدامي غالب را در محل خود قرار داده و
پس از اينكه جدارها و قسمت تحتاني آن را با
خاك رس مسدود كردند از سوراخي كه در قسمت
فوقاني قالب ايجاد كردهاند ژلاتين مايع
را به تدريج وارد آن مينمايند –
هنگاميكه سطح آزاد ژلاتين به سوراخهايي كه
براي خروج هوا در جدار قالب تعبيه شده است
رسيد ، بالطبع ژلاتين از آنها به خارج نشت
ميكند ، از اين رو به محض خروج ژلاتين از هر
منفذ بلافاصله آن را با خمير خاك رس مسدود
مينمايند ، به اين ترتيب فضاي خالي موجود از
ژلاتين پر ميشود بدون اينكه حباب هوايي در
آن باقي بماند –
[70]
بمحض اينكه ژلاتين سرد شد ، درزهاي خاك رسي
را زدوده و لبههاي قالب را روغن ميزنند و
عين اين اعمال را در مورد ساير قسمتهاي
قالب اجرا مينمايند ، پس از اينكه تمام
قسمتها از ژلاتين سرد پوشيده شد ابتدا
قالب سپس ژلاتين را بطوري برميدارند كه
غلاف ژلاتيني پاره نشود .
بالاخره هر قالب ژلاتين را در قالب
مربوط قرار داده و سطح داخلي آنرا بمحلول
غليظي از زاج (Alum
) بكمك يك برس مناسب آغشته مينمايند و پس
از اينكه كاملا خشك گرديد بوسيله برس
ديگري مقدار كمي پودر تالك بدان ميمالند
از اين ببعد مانند قالبهاي نوع اول (Waste
– Moulding
) عمل را با گچ ادامه ميدهند تا ضخامت گچ
بميزان لازم بالغ شود پس از اينكه گچ كاملا
خود را گرفت قالب را با يك حركت از آن جدا
ميكنند –
با اين روش ميتوان تعداد زيادي كپيه از مدل
مورد نظر تهيه كرد . ضخامت ژلاتين بابعاد مدل بستگي تام
دارد ولي بصورت كلي ميتوان گفت كه براي
مجسمه اي از پيكر انسان كه ابعادش در حدود
ابعاد بدن افراد معمولي است ضخامت ژلاتين
بايد در حدود دو و نيم تا سه سانتيمتر باشد
. بطوري كه قبلا نيز بيان شد براي
استحكام بخشيدن بقالبهاي گچي (مخصوصا اگر
ابعاد قالب بزرگ باشند) ميلههاي آهني
مناسبي را قبل از سخت شدن گچ در آن فرو
ميبرند . استفاده از برنز (Bronze
)در قالبگيري از قديمالايام در نواحي
مختلف جهان مرسوم بوده و بهترين روش براي
اين منظور روشي است كه (Cire
Perdue – Lost Wax
) ناميده ميشود و صرفنظر از جنبه تاريخي آن –
كپيههائي كه با اين روش تهيه ميشوند
معمولا ظرافت مخصوصي دارند (مانند اكثر
اشياء برنزي كه قبل از ميلاد در چين ساخته
شدهاند) . اصول روش مزبور بدين قرار است :
ابتدا قالب ژلاتيني از مدل مورد نظر
بترتيبي كه در بالا ذكر شد تهيه ميكنند سپس
بكمك اين قالب ژلاتيني كپيه اي از موم
بضخامت كپيه برنزي كه بايد ريخته شود تهيه
ميكنند (نيم تا يك سانتيمتر) داخل قالب
مومي كه بدين طريق بدست آمده است از مخلوطي
از خمير گرد آجر و گچ پر ميكنند و پس از سخت
شدن آنرا بعنوان قالب توپر براي تهيه كپيههاي
برنزي بكار ميبرند بدين طريق كه ابتدا
قالب ژلاتيني را برميدارند و پس از اينكه
لايه مومي از زير آن نمايان شد (اين لايه
بايد كاملا شبيه مدل اصلي باشد) تعدادي
سوزن يا سنجاق فولادي از موم وارد گچ و گرد
آجر مينمايند سپس فلز مذاب با سرعت روي اين
قالب ميريزند ، در نتيجه موم ذوب شده و فلز
مذاب بشكل گچ و گرد آجر در ميآيد (وجود
سنجاقهاي ذكر شد در بالا سبب ميشود كه هوا
از منافذي كه در اثر وجود سنجاقها بوجود
ميآيد بآساني خارج شود و سبب تركانيدن
مغزي قالب نگردد) كپيه اي را كه بدين طريق
بدست آمده است مجددا گرم ميكنند تا موم
كاملا ذوب شده و بخارج جريان يابد –
البته تهيه كپيههاي برنزي مهارت بيشتري
از تهيه مدلهاي گچي لازم دارد . براي تهيه كپيه از مجسمهها و
اشياء كوچك گاهي فلزات و آلياژهاي ديگري
غير از برنز نيز بكار ميبرند مانند طلا يا
اورمولو Ormolu
و غيره (مراجعه شود بشمارههاي پيشين) در
تمام اين موارد قالبي از دو قطعه (قدامي و
خلفي) تهيه كرده و چنانچه ذكر شد منافذي
براي خروج هوا و سوراخي براي ريختن فلز
مذاب در آن تعبيه و پيشبيني ميكنند تا
فلز يا آلياژ گداخته قالب را نتركاند . براي تهيه كپيه از مجسمهها و
اشياء بزرگ معمولا قالبهاي جداگانه اي
از اجزاء مختلف مجسمه تهيه كرده و پس از
فراهم كردن كپيه قسمتهاي مزبور با چسب يا
وسيله مناسب ديگري قطعات مختلف را بيكديگر
الصاق مينمايند . خميرهاي گوناگوني با فرمولهاي
متفاوت در قالبگيري بكار ميبرند كه سادهتر
از همه خميري است كه از اختلاط چهار قسمت
موم و يك قسمت تربانتين بدست ميآيد (براي
اطلاع از خواص تربانتين و همچنين پاك كردن
كپيههائي كه با برنز يا طلا و اورمولو
تهيه ميشود مراجعه شود بشمارههاي پيشين)
. |