بهنام، عيسي. "كوشش شاهنشاهان هخامنشي براي استقرار صلح و امنيت ، ‌آيا فكر ايجاد يك حكومت واحد جهاني براي اولين بار در ايران سرچشمه گرفته؟". دوره 7، ش 73 (آبان47):ص2-3، تصوير.

 

خلاصه: فرهنگ و تمدن ايران در دوران هخامنشي: گوشه‌اي از تاريخ دوران هخامنشي و كوشش خشايارشا براي صلح بر مبناي يكي از هفت لوحه‌اي كه در خزانه داريوش در تخت جمشيد پيدا شده.  

كوشش شاهنشاهان هخامنشي براي استقرار صلح وامنيت

آيا فكر ايجاد يك حكومت واحد جهاني براي اوّلين‌بارازايران سرچشمه گرفته است ؟

عيسي بهنام   

استاد دانشگاه تهران

فرهنگ وتمدن ايران دردوران شاهنشاهي هخامنشي

آيا مي‌توان از فرهنگ ايران در دوران هخامنشي صحبت كرد؟ به نظرمن جواب اين سئوال مثبت است. فقط بايد بدانيم ازكلمة فرهنگ چه مفهومي رامي‌طلبيم. نصورمي‌كنم مفهوم فرهنگ با مفهوم واژة « كولتور » در زبان‌هاي آلماني و فرانسه مطابقت مي‌كند. در اين صورت فرهنگ با مفهوم تمدن نيز نزديك مي‌شود. اگر اين تفسير مورد قبول خوانندگان باشد من ادعا مي‌كنم كه فرهنگ ايران در دوران هخامنشي در درجة بسيار بلندي قرار داشته است. در واقع قوم پارس كه هنوز معلوم نيست به چه طريق ابتدا در ناحية شوش و بعد در ناحية فارس صاحب چنان قدرتي شد كه بدون خونريزي و قتل و غارت كه در آن زمان بسيار معمول بود توانست از هند تا حبشه را تحت فرمانروائي خود درآورد پيش از تشكيل شاهنشاهي هخامنشي فرهنگ و تمدني مخصوص به خود داشت و پس از تصرف كشورهايي مانند بابل و آشور و ماد و ليديه و دست يافتن به درياي مديترانه و ضميمه كردن شهرهاي يوناني‌نشين آسياي صغير اين ابتكار را به خرج داد كه از فرهنگ‌ و تمدن تمام اين كشورها يك فرهنگ و تمدن فوق‌العاده‌اي به وجود آورد كه بنابر گفتة نويسندگاني از همان زمان‌ها مانند هرودوت و ديگر نويسندگان در جهان آن روزها مانند نداشت.

بهترين شاهد اين مدعاي من همان هنر تخت جمشيد و شوش است كه براي ايجاد آن از هنر تمام كشورهاي تابعه الهام گرفته شده و اين مطلب را حتي داريوش بزرگ در كتيبه‌اي كه در شوش پيدا شده يادآور شده است. در برابر فرهنگ و تمدن ايران فرهنگ و تمدن يونان قرارگرفته بود كه برخلاف آنچه كه بعضي از نويسندگان خارجي گفته‌اند اختلاف زيادي با هم نداشتند. تنها علت شهرت زيادتر فرهنگ و تمدن يونان اين است كه از چهارصدسال پيش اروپايي‌ها دربارة آن تحقيق كردند و موفق به كشف بسياري از مطالب حيرت‌انگيز مربوط به درجة بلند آن گرديدند و بسياري از مطالب راهم هنوز نتوانسته‌اندكشف كنند. ولي آنچه كه تحقيقات راجع به تمدن يونان در قرن پنجم پيش از ميلاد به دستشان داد چنان با ارزش بود كه نتوانستند خود را براي تحقيق دربارة قسمت‌هاي ديگر جهان قديم آماده سازند. ولي شاهنشاهي ايران كه در مدت 25 قرن به دفعات مكرر پاره‌پاره شده بود نتوانست نشان دهد كه از حيث فرهنگ و تمدن از جهان يونان عقب نبوده و براي آن رقيب زورمندي بشمار مي‌رفته است. داريوش و خشايارشا با حمله به يونان در نظر داشتند يك شاهنشاهي جهاني به وجود آورند كه تمام تمدن‌هاي دنيا را در برگيرد و اين فكر بسيار بلندي بود كه هنوز جهانيان نتوانسته‌اند آن را به مرحلة عمل درآورند ولي چيزي نمانده بود كه شاهنشاني هخامنشي در اين امر موفق شود و اگر موفق شده بود شايد سرنوشت جهان در حال حاضر وضع ديگري داشت. آتن و اسپارت با اين نظر مخالفت كردند و در برابر آن مقاومت كردند و موفق گرديدند.

صدسال بعد عكس همين قضيه اتفاق افتاد و يونان براي نخستين‌بار وتنها بار در تاريخ پس از اينكه تحت تسلط مقدوني‌ها وحدتي پيداكرد پشت خود را به دريا كرده داخل مشرق‌زمين شد و آنچه را كه شاهنشاهي هخامنشي مي‌خواست انجام دهد به حساب خود انجام داد. ولي داستان حيرت‌انگيز اسكندر او را به نتايجي كه خيال مي‌كرد برساند نرسانيد و خيلي‌خيلي زود آنچه را كه ساخته بود [2] درهم فرو ريخت و هرج‌ومرجي كه بعد از او در شرق و غرب به وجود آمد پيشرفت فرهنگ و تمدن جهان را براي مدت چندين قرن و شايد بتوانم بگوييم براي هميشه به عقب انداخت.

 پيش از تشكيل شاهنشاهي هخامنشي در مغرب فلات ايران كشورهاي پيشرفته‌اي مانند آشور و بابل و ماد و مانايي و اوراتويي و غيره به جان هم افتاده بودند و كسي خواب راحت نداشت. خشايارشا در يكي از هفت لوحه‌اي كه در خزانة داريوش در تخت جمشيد پيدا شده و اكنون در موزة ايران باستان است مي‌گويد« من به خواست اهورمزدا صلح و آرامش را در جهان برقرار كردم ».

در واقع با تشكيل حكومت هخامنشي مردم مشرق‌زمين از درياي مديترانه تا رود سند توانستند با خيال راحت به كار خود ادامه دهند و اسارت برانداخته شد و ملل مختلف آزاد شدند و توانستند خدايان خود را بپرستند و برايشان معابدي بسازند و شهرنشينان شهرهايشان را آباد كنند. راه‌هاي متعدد شهرها را به هم پيوست و براي نخستين‌بار مخابرات سريع بين نقاط مختلف جهان برقرار گرديد. با ضرب سكه معاملات بين مردم آسان شد و از همه بالاتر اينكه عدالت در همه جا و براي همه بطور يكسان برقرار گرديد. تشكيلات اداري در تمام شاهنشاهي نظم و ترتيبي پيدا كرد و شاهنشاهي وسيع به ساتراپي‌هايي تقسيم شد تا ادارة آن آسان باشد و بازرساني از طرف شاهنشاه در آن ساتراپي‌ها مأمور مراقبت نظم امور شدند و بسيار كارهاي ديگر شد كه اين مقاله گنجايش ذكر و توضيح آن را ندارد و من تصور مي‌كنم با همين مختصر توانسته باشم تا اندازه‌اي خوانندگان را متوجه عظمت فرهنگ و تمدن ايران در دوران شاهنشاهي هخامنشي بنمايم. [3]

نقش برجسته يكي ازدرگاه‌هاي تالار صد ستون خشايارشا در تخت جمشيد