|
|
||
افشار ، ايرج. "نسخه خطّي مظهر
فكر و هُنر ايراني". دوره7، ش73 (آبان47): ص4-7،
تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه: شرحي بر
اهميت
و ارزش نسخ خطي كتابها و نقش آنان در فرهنگ
ما و كوشش در جهت
معرفي
و دادن اعتبار و اهميت تازه بر آنها ـ جمعآوري
و نگاهباني از اين نسخ ، فهرستنويسي اين نسخ.
|
|
|
نسخه خطّي مظهر فكر و هُنر ايراني
ايرج افشار
ثبت
و ضبط
فكر در
دوران دراز تمدن بشري به سه قسم عملي
شده است : كتابت دستي بر صفحههاي گلي
و سنگي و چوبي و كاغذي و . . . . ، چاپ
آثار با وسائل فني و صنعتي ، حبس و نقل اقوال
بر صفحه و نوار و موج. در تاريخ تمدن ايران ،
به معناي تاريخي قلمرو آن ، سابقة نسخهنويسي
خطي پردامنه است و اين نوع كار در ميان
آثار باستاني ديگر ارزشي خاص و اعتباري
مخصوص دارد. چه افكار كليه متفكران
و دانشمندان و شاعران ما بر اين اوراق كه
اكثراً فرسوده و پاره و چركين و ناخواناست
پس از قرون و روزگاران دراز به دست ما رسيده
است و امروزه ميتوانيم تاريخ حيات ملت
نامداري را از آن اوراق كشف و تحقيق كنيم ،
پس ترديد نبايد كرد كه اهميت آنها نه از
تخت جمشيد و مساجد اصفهان كمتر است و نه از
گنجينههاي زرين زيويه و مارليك كه چشمها
را خيره ميكند. ازروزگاري كه كتابنويسي در ايران باب شد تا روزگار امروز كه ما در آن زندگي ميكنيم هزاران هزار كتاب به دست نوشته شده اما مقدار اندكي از آن به روزگاران باقي مانده است. سيلهاي بنيانكن ، شعلههاي آتش ، جنگها و غارتهاي اقوام مختلف ، ويران شدن بناهاي گلين هر يك هزارها نسخة خطي را از بين برده. دستنويس شاهنامه ، نسخههاي خطي گلستان و بوستان و ديوان حافظ كه فردوسي و سعدي و حافظ نوشته بودهاند همه از ميان رفته است و اگر يك سطر قلم آنها امروز به چنگ ميافتاد سر فخر به آسمان ميسوديم و زيارت آنها را بر كافة ملت ايران فرض ميشمرديم. . . . نسخ خطي يكي از ميدانگاههاي با نزهت و خوشمنظر و تجليگاه بارز ذوق و هنر اصيل ايراني است. بر صفحات دروني و جلد آنها زيباترين نقشها و رنگها را ترسيم كرده و فكر را تجسم بخشيدهاند. در جلدهاي سوخت و معرق و روغني و سرپنجههاي هنرمندان بينامونشان نازكترين قلمها و روشنترين طرحها را بر پوست خشك مقواي شكننده جاودان ساخته است و خويش و بيگانه را از اعجاز و شگفتي كار به آفرينگويي و حيرت واداشته. نسخ خطي به هريك از زبانهاي فارسي ، عربي ، تركي و پشتو كه اثر فكر يا كلك ملل ايراني باشد از آثار گرانقدر و جاوداني و نمودار هنر و انديشة ملي مردمي است كه در دوران زندگاني مشترك اسلامي خويش براي روزگاران بلند به جاي گذاشتهاند. ناگزير بر ما فرض است كه در يادكرد و بزرگداشت و نگاهباني آن آثار همواره كوشا و دلسوز باشيم و نگذاريم كه ورقي و حتي سطري از آنها محو شود. ما دريغ و افسوس كه چنين آثار درخشان و گرامي گذشته و ميراث علمي پيشينگان خود را از ياد بردهايم. حتي نخبگان ما از ميان چندين دههزار نوشتة ايراني بيش از دهگان [4] و بيستگان را نميشناسند و به دست خواندن در نميگيرند . . . . علت اين امر هم مربوط به امروز و ديروز نيست. سببي است تاريخي كه بحث از آن مفيد مينمايد.
پيش از آن كه فارسيزبانان با هنر چاپ آشنا
شوند كتابها را
به دست مينوشتند. نگاهي به
نسخههاي خطي متون قديم خواه عربي و خواه
فارسي ، و بررسي در تاريخ تحرير آنها اين
نكتة دقيق را به ما مينمايد كه كتابت نسخ
علمي تا قرن نهم هجري رايج و مرسوم بود
و در قرن نهم يعني عصر تيموري كه در دربار
هرات خوشنويسي و نقاشي بالائي گرفت نوشتن
نسخ مرغوب و
زيبا و مزين از كتابهاي ادبي كه
بيشتر مطلوب شاهزادگان و اعيان بود
و در بلاد ايران و عثماني و هند خريدار
و خواستار داشت رونق و رواج خاص يافت و زمان
و وقت خطاطان مصروف تحرير و كتابت اين دست
كتب ميشد. رسيدگي به نسخي كه اكنون از آن
دوره باقي است و تنظيم صورتي از موضوعهايي
كه نسخ نوشته شده اين نكته را بخوبي روشن
ميسازد. . . دردوران صفوي همچنان كه بايد
رغبتي به خواندن كتاب اصيل قديم و متون
علمي و تاريخي نبود. كتاب و ناسخان كتاب وقت
خود را به نوشتن متون
ادعيه و زيارات و ردود و اخبار و احاديث و
فقه و اصول كه جوهرماية مملكتمداري صفويان
و
وسيله پيشرفت حكومت و نشر عقايد و نظام
فكري آنان بود مجالي نگذاشت كه ايرانيان
به آثار قديم و افكار گذشتة خود بپردازند
و متون كهن را از گوشههاي فراموشي به
درآورند. وضع چنان بود كه اگر علمايي چون شيخ
بهائي و ملامحمدباقر يزدي كتب موجزي در« حساب »
تأليف كردند بر اثر بياطلاعي عمومي از كتب
معتبر علماي بزرگي چون كوشياربنلبان جيلي
و غياثالدينجمشيد كاشي و خواجهنصير كتب
جديدتر به علت احتياج شهرت خاص مييافت
چندانكه بر خلاصهالحساب بهايي چندين شرح
و حاشيه نوشتند و كار به جائي رسيد كه
تفاسير قديم نيز به علت آنكه آنها را غالباً
اثر علماي سنت و جماعت ميدانستند متروك
ماند و فراموش شد. اگرنسخ خطي تفسيرهاي
طبري و ميبدي و امام فخر و ابوالفتوح
و درواجكي مربوط به عصر صفوي بسيار نيست به
همين سبب است. اگر از كتب ادبي و تاريخي
مشهور چون تاريخ سيستان ، مجمعالتواريخ ، تاريخ بيهقي ، سياستنامه ، اخلاق
ناصري و چهار مقاله ، نسخههائي ماند
بسياري از متون مهم فارسي فراموش و نسخ آنها
در گوشههاي كتابخانهها و مسجدها
و امامزادهها طعمه موش و موريانه و رطوبت
و ويراني و حريق و سيل و تصاريف بيامان
و مرسوم روزگار شد و جز اين چون راه مشرق بر
فرنگيها باز گرديد عتيقهخران و عتيقهفروشان كتب خطي اسلامي را وسيلة
سوداگري
ساختند و طبعاً بسياري از نسخ از مملكت ما
خارج شد و به موزهها و مجموعههاي اروپا
و آمريكا رفت و البته باز اقبال و بختي با آن
نسخ همراه بود كه از آفتهائي كه نيستيونابودي ميآورد بر كنار ماند و اكنون براي
ما راه بازست كه دلمان را به عكس و فيلم
آنها خوش سازيم و اگر گذارمان به آن ديار
افتاد دمي چشمان را لذت بخشيم و بباليم كه
چنين آثار هنرمندانه از مرده ريگ پيشينگان
ما چشم و چراغ موزههاي فرنگ شده است و اگر
آنها بازيچهاي چون « شهر فرنگ » به ما دادند
از ملت بزرگ و پرافتخار ايران آثار رخشان
و هنرپروردي فراچنگ آوردهاند. برماست كه متون از ياد رفته را زنده كنيم و هر كدام را كه از حيث فوايد تاريخي و ادبي و معنوي واجد اهميت و اعتبارست از گوشة كتابخانهها به درآوريم و به بهترين صورت و منقَّحترين وضع به چاپ برسانيم و ادب و فكر ايراني را عرضه سازيم و جاويدان نگاه داريم. چه بسيار است كتابهاي فارسي يا عربي كه ايرانيان نوشتهاند و امروز از حيث مباحث علمي و فني مورد تحقيق و تجسس علمي واقع ميشود و از آنها نكتههاي دقيق و عميق فراچنگ ميافتد . آثاري كه از غياثالدينجمشيد كاشي در اين چند سال اخير به انگليسي ترجمه و نشر شده است يك مورد روشن و گويا از اهميت متون ايراني فراموش شده است. قصههائي چون دارابنامه و سمك عيار و قصة حمزه و اسكندرنامه كه در چندسال گذشته چاپ شده گواه روشني است كه هم از حيث قصهسرايي هم از لحاظ ادبي و هم از جهت عقايد و آراء و رسوم و آداب قديم گنجينهاي [5] بيمثال و زنده است. متوني كه در سلسلة انتشارات دانشگاه و بنگاه ترجمه و نشر كتاب و بنياد فرهنگ ايران براي نخستينبار طبع شده است ( چون احياءالملوك و عجائبالمخلوقات و مهاننامة بخارا و تاريخ يزد و المرقاه و خوابگزاري و تحفه و زينالخبار ) همه باعث شناخت ادب ملي روشنگر تاريخ و فكر ايراني است و هيچيك بيفايده و ناسفته نيست. هر يك وسيلهاي و مدركي براي محقق آينده خواهد بود و همة اين كتب آثاري بود كه فراموش شده بود و اديب كتابخوان سي چهل سال پيش آنها را نميشناخت. اكنون كه تاحدي بر فوايد و اهميت اين آثار وقوف حاصل شد بايد بحثي را در باب جمعآوري و نگاهباني و شناساندن آنها پيش كشيد. نخستين و مهمترين كار ما ايرانيان گردآوري اين آثار است كه دستهاي از آنها بصورت نسخههاي خطي در خانهها به عنوان مجموعة خصوصي يا منباب مال ارثي از چشم محقق و دانشمند دوروبركنار نگاه داشته ميشود گاه به گاه بر اثر فوت صاحب مجموعه يا روش سوداگرانه به بازار ميآيد و غالباً متفرق ميشود. دستة ديگر از كتب خطي آنهاست كه در مزارات و امامزادهها و بقاع مذهبي و مسجدها به تصادف از بد حادثة زمان بركنار مانده و به علت احترام عامه به امكنة مذهبي آن كتب هم حفظ شده است و البته بسياري از كتب مهم خواه از حيث متن و حواه از لحاظ هنر پاره و پراكنده در صندوقهاي مساجد و مزارات طعمة خاك و موش و موريانه است و به تدريج از ميان خواهد رفت. بر ماست كه اين آثار گرانقدر را كه مرده ريگ فكري ملت ايران است جمع كنيم ، يعني بايد آنها را خريد و بصورت شرعي و قانوني از طريق اهداء و ضبط از نيستي و نابودي محفوظ داشت و به راستي بايد از كساني كه مجموعة خصوصي دارند و به علت ذوق و عشق به جمعآوري كتب خطي پرداختهاند ممنون بود كه قسمتي از عمر و بخشي از سرماية خود را بر اين امر بزرگ مصروف كردهاند و موجب حفظ عدهاي از اين آثار بودهاند. مؤسسات ما بايد با همت بلند و با رغبت نفائس خطي را از اين اشخاص خريداري كنند و بدانيم كه گردآورندگان اين نوع آثار مردمي هوشيار بوده و خدمتي بزرگ به ملت خود كردهاند. گام اساسي دوم فهرستنويسي نسخههاي خطي است تا كيفيت و كميت و اهميت اين آثار هر چه بيشتر و زودتر روشن شود و محقق عاشق و علاقهمند به زودي و آساني بداند كه در هر كتابخانه و مخزني چه كتابهايي هست و هر كتابي را كه ميخواهد در كجا بايد بيابد. البته در اين سالها چندين كتابخانه فهرست شده و مخصوصاً مردي چون محمدتقي دانشپژوه يك تنه كارهاي بسيار با ارزش و سنگيني را به انجام رسانيده است 1 ولي هنوز بسياري از مجموعههاي خطي ايران فهرستناشده مانده است و نسبت به كتبخانههاي هند و پاكستان و تركيه كه نسخ خطي فارسي بسيار در آنجاها نگاهداري ميشود و اساساً هنوز درست نميدانيم كه در كجاها كتاب خطي هست. سومين اقدامي كه بايد مورد نظر باشد عكسبرداري و تهية ميكروفيلم از نسخي است كه منحصربفرد و يا به علتي واجد اهميت است تا از نابودي معنوي آثار قديم پيشگيري شود. |
“پاورقي ها“
1-تاكنون
سي و شش جلد فهرست توسط او يا با همكاري
اواتشار يافته وكتابخانة ملي ملك هم به
لطف وعنايت مخصوص جناب آقاي حسين ملك باني
بزرگوار وبلند همت ودانشمند كتابخانه
فهرست شده است. |