|
|
||
فيوضات،جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري. دوره 5-9، ش 74 و 75 (آذر و دي47): ص67-74، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
"كپكها"
ـ "كدرشدن اشياء نقرهاي "كلر"
ـ "كلروردوشو" ـ "كلروفرم" ـ "كوارتز"
ـ "كوپال" ـ "كولوديون" ـ "كولوفان"
ـ "كهربا"
ـ "كرافيت" ـ "گردپرداخت". |
|
|
فرهنگ و دانستنيهاي علْمي وعَمَلي
براي نگاهداري و ترميم آثار هْنري
(19)
دكتر جاويد
فيوضات
كپكها يا كفكها ( Moisissure-
Mildew )
– انگلها و قارچهاي بسيار ريزي هستند كه
دانههاي انفرادي آن را فقط ميتوان با
ميكرسكپ تشخيص داد - اكثراً بصورت گرد
بسيار نرمي به رنگ آبي ، قرمز يا زرد بر روي
اشيائي كه در نقاط تاريك و مرطوب قرار
دارند ظاهر ميشوند. از نقطهنظر علمي
انگلها انواع فراواني دارند ليكن دو نوع
آن بيش از ساير انواع در نقاطي كه شرايط
محيطي مناسب باشد به چشم ميخورد – اين دو
نوع عبارتند از: (Aspergillus
Glaucus – Penicillium Glaucum) اگر اجناس كاغذي مانند صفحات كتاب
مورد هجوم كپكها قرار گيرند. نهتنها در
قسمت آسيبديده چسب كاغذ ( مراجعه شود به كاغذ
در فصول قبل ) از ميان ميرود بلكه غالباً
الياف سلولزي مغز كاغذ نيز صدمه ميبيند.
براي از ميان بردن كپك مواد گوناگوني مورد
آزمايش قرار گرفته و تعدادي از آنها مؤثر
و مفيد بودهاند ليكن در مورد كاغذهاي كپكزده بهترين راه بخوردادن با تيمول ( Thymol )
در صندوقي است كه منافذ آن قبلاً كاملاً
مسدود شده و پس از بستن در راه خروجي براي
بخار باقي نماند – پس از آماده كردن چنين
صندوق يا جعبهاي ظرف كوچكي را درون آن
براي ريختن تيمول قرار داده و يك لامپ برق
در حدود چهل يا شصت وات زير آن تعبيه
ميكنند – ظرف كوچك را از تيمول پر كرده
و كاغذ آسيبديده داخل جعبه روي جسم سهپايهمانندي گذارده و پس از بستن در جعبه –
درزهاي آن را نوارچسب ميچسبانند سپس
چراغ برق را روشن مينمايند ، در اثر حرارتي
كه از لامپ توليد ميشود تيمول تبخير شده
و بخارات آن كپكها را از بين ميبرد - مدت
لازم براي از بين رفتن انگل حداقل شش ساعت
است به عبارت ديگر لامپ بايد حداقل شش ساعت
روشن باشد. بهجاي اين عمل ممكن است محلولي از
تيمول در الكل تهيه كرده و به وسيله برس
به نقاطي كه توسط انگل آلوده شدهاند بمالند.
گرد و پودر گوگرد نيز بر كپكها اثر كرده و آنها را از بين ميبرند. همچنين ممكن است محلولي از پرمنگنات پتاسيم در آب تهيه كرده و پس از فرو بردن اشياء كفكزده در اين محلول ( يا برس زدن با اين محلول ) آنها را با محلول پنج درصد آسيد اگزاليك ( Oxalic Acid رجوع شود به فصل آسيدها در شمارههاي قبل ) شستشو دهند ( استفاده از اسيد اگزاليك يا جوهر ترشك براي از بينبردن رنگ پرمنگنات است ) و بالاخره با آب تميز كاملاً بشويند. بهجاي مواد نامبرده بالا ممكن است از محلول سوبليمه استفاده نمايند و اگر قسمت آسيبديده منحصر به قسمت كوچكي باشد ( مخصوصاً در گوشههاي كاغذ ) بهتر است آن قسمت را در آب جوش فروبرده و بلافاصله با الكل بشويند ( شستشوي با الكل سبب ميشود كه شيئي يا كاغذ زودتر خشك شود ). [67] لكههائي را كه در اثر كفكها يا قارچها بر اشياء باقي ميمانند ميتوان با روشهائي كه در فصول آينده تحت عنوان ( لكهگيري ) شرح داده خواهد شد پاك كرده و تميز نمود. كدر شدن اشياء نقرهاي (Ternir – Tarnish on Silver) – منظور از عبارت بالا ورقه نازكي است به رنگ سياه يا خاكستري كه گاهي روي اجسام نقرهاي يا اشيائي كه آب نقره داده شدهاند ظاهر ميشود. اين ورقه يا لايه نازك معمولاً سولفور نقره ( Sodium Sulphite ) است ( اين ماده سياه رنگ است و هرگاه لايه خاكستري رنگ باشد دال بر اين است كه علاوه از اين ماده با مواد ديگري نيز تشكيل شده كه از تركيب رنگ آنها با رنگ سياه سولفور نقره لايه خاكستري رنگ به چشم ميرسد ). در سواحل دريا و در نقاطي كه نمك فراوان است ممكن است لايهاي از كلرورنقره ( Silver Chloride ) نيز تشكيل گردد. اين لايه را كه سبب از بين رفتن جلاي شيئي نقرهاي شده و به عبارت ديگر آن را كدر مينمايد ميتوان با داروهائي كه براي پرداخت كردن فلزات تهيه شده و در اغلب داروخانهها يافت ميشود به آساني پاك نمود و حتي ممكن است آن را به وسيله قرمز زرگري ( Jeweller’s Rouge ) ( رجوع شود به شمارههاي پيشين ) كاملاً زدوده و سطح شيئي نقرهاي را صيقل داد – ليكن در بعضي موارد لازم است از عوامل شيميايي براي زدودن لايه مورد نظر استفاده شود مثلاً در مورد اشياء نقرهاي كه با سبك ( Repoussé ) تزئين شدهاند نميتوان از موارد نامبرده در بالا به آساني استفاده كرد ( Repoussé به سبكي اطلاق ميشود كه در آن اجسام زينتي را بطور برجسته روي شيئي فلزي نشانيده باشند ). اگر كدر شدن در اثر تشكيل سولفور نقره باشد ميتوان آن را با محلول پنج درصد سيانور پتاسيم ( Potassium Cyanide ) به آساني پاك كرده و صيقلي نمود ( بايد در نظر داشت كه سيانور پتاسيم مادهاي است بسيار سمي و خطرناك ، لذا در هنگام استعمال آن بايد احتياط كامل به عمل آيد ) براي تشخيص اينكه آيا كدورت شيئي نقرهاي در اثر تشكيل سولفور نقره است يا تركيب ديگري از نقره – بهترين راه توجه به رنگ لايه تشكيل شده ميباشد زيرا سولفور نقره جسمي است سياه رنگ و از رنگ ساير لايهها كه سبب كدر شدن اشياء نقرهاي ميشوند كاملاً مشخص است.
اگر
كدر شدن در اثر تشكيل كلرور نقره باشد ( در
شهرهاي واقع در حوالي كويرها و در سواحل
دريا ) ميتوان آن را نيز با محلول سيانور
پتاسيم كه در بالا ذكر شده پاك كرد و اگر
استفاده از سيانور به سبب سميت آن دشوار
باشد بهتر است در اين حالت محلول ده درصد
آمونياك در آب را بكار برند و پس از پاك
كردن لايههاي مورد نظر شيئي نقرهاي را
بايد بلافاصله در آب كاملاً بشويند تا هيچ
اثري از دارو بر آن و حتي در شكافهاي آن
باقي نماند و سپس آن را خشك نمايند. |
چند
نمونه از اشياء نقرهاي به طريقي كه در متن
مقاله اشاره شده است تاري آنها را پاك كردهاند
|
|
شكلهاي
گوناگون كريستالها و
بلورهاي كوراتز
|
|
|
ممكن است به جاي محلول آمونياك از
محلول ده درصد آسيد فرميك ( Formic
Acid )
( رجوع شود به فصل آسيدها ) در آب نيز براي اين
منظور استفاده شود در اين مورد بايد ظرفي
از شيشه يا چيني انتخاب كرده و محلول آسيد
را در آن بريزند ، مقدار محلول بايد به اندازهاي باشد كه شيئي مورد معالجه كاملاً در آن
غوطهور گردد ، مدت معالجه ممكن است چندين
ساعت به طول انجامد – با اين روش ميتوان
اشياء نقرهاي كمعيار را نيز مرمت نمود
بنابراين براي ترميم اشياء
[69] نقرهاي قديمي
و عتيقه كه عيارشان نامعلوم است اين روش
يعني استفاده از آسيد فرميك بهتر از
بكار بردن آمونياك ميباشد – ممكن است بهجاي
فروبردن شيئي مورد نظر در حمام آسيد قطعه
پنبه خامي را در آسيد گرم خيس كرده و روي
شيي نقره اي چندين دفعه بكشند. در تمام اين
روشها بعد از خاتمه عمل يعني از بين رفتن
لايه كدركننده بايد شيئي را در آب كاملاً
بشويند تا اثري از دارو و در خلل و خرج آن
باقي نماند سپس به دقت شيئي را خشك نمايند. كلر (Chlore – Chlorine) – كلر يكي از عناصر به شمار ميآيد جسمي است كه هيچگاه به حالت خالص در طبيعت يافت نميشود ولي در آزمايشگاهها اين عنصر را از تجزيه تركيباتش مانند كلرورها كه يكي از آنها كلرور سديم يا نمك طعام است بدست ميآورند در حالت خالص در شرايط معمولي حرارت و فشار به حالت گاز ميباشد كه رنگ سبز متمايل به زرد دارد ، استنشاق آن در حالت خلوص باعث دردگلو و سينه شده و منجر به خفقان ميگردد ، بنابراين گازي است سمي و كاركردن با آن مستلزم رعايت احتياطهاي بخصوصي ميباشد. كلر ميل تركيبي شديدي با ئيدروژن دارد و ميتواند آب را تجزيه كرده و پس از گرفتن ئيدرژن آب – اكسيژن آن را آزاد نمايد و اكسيژن نيز به نوبة خود ميتواند رنگ اغلب اجسام رنگين را از بين ببرد ( رجوع شود به فصل آب اكسيژنه در شمارههاي پيشين ) و بطوركلي ميتوان گفت كه خاصيت رنگزدائي كلر بصورت ساده مرهون همين فعل و انفعالي است كه در بالا شرح داده شد. دستگاه لازم براي رنگبري بسيار ساده است و ميتوان آن را بطريق زير تهيه كرد: جعبه يا قوطي بدون منفذي انتخاب كرده و سوراخ كوچكي در قسمت زيرين آن تعبيه ميكنند يك لوله شيشهاي از سوراخ مزبور وارد جعبه كرده و اطراف آن را با بتانه مستحكم مينمايند ، بهجاي در جعبه يك شيشه مسطح قرار ميدهند تا آنچه درون آن اتفاق ميافتد ديده شود به عنوان منبع تهيه گاز كلر يك بطري دهانگشادي انتخاب كرده و سر آن را با چوبپنبهاي كه در آن سوراخي به قطر لوله شيشهاي كه داخل جعبه كردهاند تعبيه ميكنند و لوله شيشهاي از اين سوراخ وارد شيشه كرده ( لوله شيشهاي بيش از چند سانتيمتر نبايد داخل شيشه شود ) و اين دو لولة شيشهاي را يعني آن كه به جعبه متصل شده و ديگري كه داخل چوبپنبه شيشه دهانگشاد گرديده به وسيله يك لوله لاستيكي به يكديگر متصل ميكنند – حال اگر فرض كنيم بخواهند ورق كاغذ چاپي را كه لك و كثيف شده پاك و سفيد نمايند بدين ترتيب عمل ميكنند: كاغذ را در آب خيس كرده و روي يك ورقه شيشهاي مسطحي گذارده و داخل جعبه روي چهارپاية چوبپنبهاي كه داخل جعبه گذاردهاند قرار ميدهند ( وجود پايهها براي اين است كه شيشه مانع دخول گاز نشده و سوراخ ورود گاز را كه در قسمت تحتاني جعبه قرار دارد مسدود ننمايد ) سپس در شيشهاي جعبه را روي آن قرار ميدهند ( بهتر است لبههاي فوقاني جعبه را قبلاً كمي وازلين بمالند تا در شيشه به آن كاملاً بچسبد و راه فراري براي گاز باقي نماند ) – بالاخره در حدود شصت گرم گرد هيپوكلريت دوشو ( Hypochlorite de Chaux ) كه انگليسها به آن ( Chloride of Lime) يا گرد لكهگيري و سفيدكننده ( Bleaching Powder ) ميگويند داخل شيشه دهانگشاد ميريزند ( خواص اين ماده در زير توضيح داده خواهد شد ) و بدان يك فنجان ( در حدود صد سانتيمتر مكعب ) اسيد سولفوريك ( جوهر گوگرد – مراجعه شود به فصل آسيد زيرا اين دارو مادهاي است خطرناك و كاركردن با آن بايد توأم با احتياط باشد ) ميفزايند ( غلظت آسيد بايد به اندازه غلظت آسيدي باشد كه در باطري اتومبيلها ميريزند )
بلافاصله در شيشه دهانگشاد را ميبندند – گازي كه متصاعد ميشود
از راه لولههاي شيشهاي وارد جعبه شده
و بعد از مدت كمي رنگ سفيد كاغذ مجدداً ظاهر
ميشود همين كه منظور حاصل شد ، در شيشهاي
جعبه را برداشته و پس از خارج كردن كاغذ
چاپي كه اكنون پاك و كاملاً سفيد شده است
دستگاه را بدون اينكه گازهائي را كه از آن
خارج ميشود استنشاق نمايند در هواي آزاد
ميگذارند تا جوشش گاز در شيشه گاز خاتمه
يابد ( بهتر است پس از خاتمه عمل دو لوله
شيشهاي باريك را كه به وسيله لولة لاستيكي
به هم متصل بودند از يكديگر جدا كرده يا چوبپنبه شيشه دهانگشاد را برداشته و شيشه
دهانگشاد را كه منبع توليد گاز سمي و خفه
كننده ميباشد در هواي آزاد بگذارند تا جوشش
آن خاتمه يابد
[70] و در تمام مدتي كه فعل
و انفعال در داخل شيشه ادامه دارد بدان
نزديك نشوند ) البته استنشاق مقدار كمي از
گاز آزاردهنده نيست و ناراحتي هنگامي حس
ميشود كه غلظت گاز در ريه به حد كافي و لازم
برسد در اينصورت اولين ناراحتي و سوزش در
گلو حس خواهد شد – البته مقاديري از آسيد
و هيپوكلريت كه در بالا ذكر شد نميتوانند
آن مقدار گاز سمي توليد نمايند كه سبب سوزش
گلو يا خفقان گردد به شرطي كه عمل در هواي
آزاد يا در اطاقي كه به خوبي تهويه ميشود
انجام گيرد و در هنگام كار در و پنجرههاي
اطاق باز باشند در اطاقهاي مسدود بايد
هنگام انجام اين عمل از ماسك
[71]
كلروردوشو
(
Chlorure
de Chaux – Chloride of Lime )
– جسمي است بصورت كلوخه يا گرد – اگر خالص
باشد سفيدرنگ است ولي چون هميشه مقداري
ناخالصي دارد لذا رنگ آن كدر و سفيد مايل
به خاكستري است در انگلستان اين جسم را به نام ( Bleaching
Powder )
و يا ( Galcium Oxychloride )
مينامند. بطوري كه در بالا شرح داده شد
چنانچه روي اين جسم آسيد بريزند ( لزومي
ندارد كه حتماً آسيد سولفوريك باشد ) گاز
كلر از آن متصاعد ميشود. در خانهداري كلر
را از دو منبع ديگر نيز بدست ميآورند آب
لاباراك كه از نقطه نظر شيميائي هيپوكلريت پتاسيم است و آب ژاول كه هيپوكلريت
سديم ميباشد – معمولاً آب ژاول را بر آب
لاباراك ترجيح ميدهند و تقريباً در موارد
لزوم همواره از آب ژاول استفاده ميشود
مايعي است بيرنگ با بوي كلر كه ميتواند
تا حدودي پانزده درصد كلر قابل استفاده در
دسترس بگذارد در انگلستان به اين مايع ( Chlorinated Soda )
يا ( Sodium
Hypochlorite )
ميگويند. در داروسازي آن را (Liquor Sodae Chlorinatae )
مينامند و در شيشههاي رنگين در
داروخانهها ارائه ميشود – پس از استعمال
در شيشه رابايد كاملاً محكم بسته و
باقيمانده را در جاي خنك و نسبتاً تاريك
نگهداري نمايند – چنانچه گفته شد اشيائي
راكه تحت تأثير كلر قرار ميگيرند بايد پس
از خاتمه عمل با آب خالص كاملاً شستشو دهند
تا آثاري از كلرور آنها باقي نماند. كلرو
فرم
(
Chloroform
)
– مايعي است بيرنگ با بوي مخصوص و فَّرار و
در حرارت متعافي غيرقابل اشتعال است و
حلال موم و بعضي رنگهاي نقاشي است ولي به سبب
خاصيت بيهوشكنندهاش نبايد در اطاق دربسته و بدون تهويه بكار برده شود. كوارتز
(Quartz)
–
كه درايران به نام درَّ كوهي مشهور است
تقريباً سيليس ( Silica )
خالص است و گاهي در آن رگههائي از اجسام
ديگر به رنگهاي مختلف ديده ميشود – جسمي است
سخت و در جدول ( Moh ) در ستون هفتم قرار دارد ( رجوع
شود به سختي اجسام در شمارههاي پيشين )
به رنگهاي مختلف از آبي و سبز و زرد و سرخ در
طبيعت ديده ميشود و آن را به جاي جواهرات
اصيل و قيمتي روي اشياء مختلف مينشانند
از گرد آن به عنوان سمباده و ساينده استفاده
ميكنند. كوپال (Copal) – رزين سختي است كه از بعضي انواع درختاني كه در هندوستان و يا در افريقا ميرويند بدست ميآيد معمولاً مادهاي است شفاف ( حاكي ماوراء ) و به رنگ زرد تيره و در حرارت معمولي بطور نسبي در اسانس تربانتين و يا روغن دانهكتان حل ميشود ليكن اگر حلال را گرم نمايند رزين مزبور كاملاً در آن حل ميگردد. از زمانهاي خيلي قديم اين ماده را به عنوان ورني بكار ميبردند و پاك كردن و زدودن آن از روي نقاشيهاي باستاني كاري است بس دشوار - همچنين آن را به عنوان حامل مواد رنگي در نقاشيها بكار ميبرند.
براي تهيه ورني
كوپال مقدار كمي از آن را در روغن دانهكتان
كه درجه حرارتش نزديك به درجه گرماي جوش
ميباشد حل كرده و با اسانس تربانتين ، محلول
بدست آمده را رقيق ميكنند و براي اينكه زود
خشك شود مقدار خيلي جزئي آهك زنده بدان
ميفزايند. ورني كوپال به مرور زمان رنگ خود
را از دست داده و بعد از مدت كوتاهي شكافته
و ترك برميدارد به همين جهت امروزه كمتر
آن را در نقاشيهاي رنگ روغني بكار ميبرند.
كولوديون
(Collodion)
– جسمي است مايع كه به آساني تبخير شده و
لايه نازك بيرنگي از خود به جاي ميگذارد – از
اين جسم براي حفاظت مواد مختلف مخصوصاً
اشياء عتيقه استفاده ميكنند – براي تهيه
آن Pyroxylin
( نوعي نيتروسلولز ) را در مخلوطي از اتر
و الكل حل مينمايند.
كولوفان
(Colophony)
–
كه به آن ( Rosin )
نيز ميگويند نوعي رزين است كه از بعضي
انواع كاج بدست ميآيد. اين رزين معمولاً
مخلوط با تربانتين است و براي جدا كردن
آنها بايد به طريقه تقطير متوسل شد –
كولوفان در الكل و كلروفرم حل ميشود و در
حال حاضر غير از ويولونيستها ديگر
هنرمندان سروكار چنداني با آن ندارند.
كهربا ( Ambre - Amber ) – سنگوارة رزين شدهاي است به رنگ طلائي كمرنگ كه به ندرت به رنگ آبي كمرنگ نيز ديده ميشود – جسمي است سخت ولي اگر آن را در روغن گرم فرو برند نرم ميشود – در حلالهاي آلي مانند الكل و آستن به خوبي حل ميشود و به اين طريق ميتوان از آن ورني تهيه نمود هر چند كه اين عمل كمتر مرسوم ميباشد. اشياء ساختهشده از كهربا را ميتوان با آب و صابون شسته و تميز نمود.
اگر شيئي ساختهشده از كهربا
بشكند ميتوان آن را به آساني با چسبهاي
سلولوئيدي به يكديگر چسبانيد ( رجوع شود به فصل
چسبها در شمارههاي پيشين ). كهرباي مصنوعي
را از اختلاط كوپال و كافور و تربانتين به دست
ميآورند – براي تشخيص كهرباي طبيعي
و مصنوعي بايد در نظر داشت كه كهرباي
مصنوعي در اتر حل ميشود در صورتي كه كهرباي
طبيعي در اتر نامحلول است. گاهي قطعات خورد
شده كهربا را تحت فشار با يكديگر متصل كرده
و تحت عنوان (Pressed Amber ) به بازار
عرضه ميدارند. گرانيت (Granite) – اين سنگ را كه از صخرههاي اصلي پوسته زمين به شمار ميآيد غالباً به نام سنگ خارا ميشناسيم – سنگي است مخلوط از بلورهاي كوارتز و فلدسپات ( مراجعه شود به سختي اجسام ) و يك نوع سوم كه ممكن است ميكا ( Mica ) يا ( Hornblende ) يا ( Muscovite ) و غيره باشد – رنگ سنگهاي گرانيت بستگي به رنگ مواد مخلوطكننده آن دارد ولي سنگهاي قرمز تيره و خاكستري و سياه بيشتر ديده ميشود. در قديم اين سنگ را براي ساختن ابنيه و همچنين براي ساختن مجسمه بكار ميبردند.
گرد پرداخت (Potée
D’étain – Putty Powder)
- گردي است كه از نقطهنظر شيميائي اكسيد
قلع ميباشد و براي پرداخت كردن اشياء فلزي
بكار ميرود. |