|
|
||
مولوي، عبدالحميد. "مسجد شاه يا مقبرة اميرغياثالدين ملكشاه". دوره 7، ش 74و75 (آذر و دي 47): ص 75-92، تصوير ، نقشه. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
گوشهاي از تاريخ تيموريان ، گسترش
شهر مشهد و اقدامات ساختماني كه ميرزاشاهرخبناميرتيمور ( اوايل قرن نهم
هجري ) انجام شد ، بناهاي مذهبي و مدارس اين
شهر، محلة
چهارباغ
مشهد ، مقبرة اميرغياثالدين ملكشاه و
خصوصيات معماري آن: شرح فضاها ، عناصر معماري ، مصالح ، شيوة ساختماني ،
تزئينات و غيره ... ، معماري آن. |
|
|
مسجد شاه يا مقبرة اميرغياث الدّين ملكشاه
|
|
حمّام شاه از اوقاف آستان قدس و واقف
و باني آن به شرح معروض مهديقليبيك ميرآخور شاهعباّس كبير و مصرف وقف شربتخانه
مطبخ دربار ولايتمدار رضوي عليهالسّلام
است و اين واقف موقوفات ديگري هم براي
آستان قدس بجا گذارده كه ذكر آنها در اينجا مورد ندارد كيفيّت بناي مقبره
ديوار كوتاه مختصري با نردة آهني نامتناسب بين كوچه و فضاي مقبره به طول سيوچهار متر و پنجاه سانتيمتر واقع شده و از اين ديوار دو در چوبي به فضاي جلو مقبره گشوده است عرض فضاي مقبره هفت مترونيم در تمام طول ديوار است و احتمال ميرود كه فضاي جلو مقبره در موقع بنا بزرگتر و بيشتر بوده و دست اشخاص متعدّي در قرون گذشته مقداري از مساحت فضاي مقبره را از بين برده باشند.
پهناي تمام ساختمان مقبره كه شامل ايواني
در وسط و دو غرفه در هر يك از دو طرف ايوان
و دو مناره كه در طرفين غرفات قرار دارد سيوسه متر و چهل سانتيمتر است و كلفتي و
شخن پهناي مقبره بيست متر است كه جمعاً مساحت
عرصه زيربنا زايد بر ششصدوشصت مترمربّع
خواهد بود. نماي منارهها و غرفات و ايوان
داراي كاشي معرّق بسيار نفيسي بوده و به مرور
زمان بيشتر كاشيها ريخته و از بين رفته است
و آنچه باقي مانده نمونة بهترين رنگ و لعاب
كاشي عهد تيموري و صفوي است. ازارة تمام نماي بنا سنگ بوده و از بين رفته و قسمتي از
آجر پايههاي بنا نيز شكسته و فرسوده
و ريخته كه نواقص مذكور در همين ايّام
به وسيلة عمال ادارة فرهنگ و هنر خراسان با
پيبندي پايهها و نصب ازارة سنگي محكم
جبران ضايعات گذشته ميشود ايوان جلو مقبره
دهنة ايوان به پهناي چهار متر و نودوپنج سانتيمتر و ارتفاع سردر ايوان تا خرند
لب بام ( هرّه ) نه متر و چهل سانتيمتر ميباشد.
قطر ايوان تا در مقبره چهار متر و بيست
سانتيمتراست و ايوان مذكور از نظر كاشي
و نقش و تزيينات ديگر در واقع تابلو ظريف
اين مقبره بشمار ميرود. طول ازارة تمام بنا
در نماي جلو مقبره يك متر و پانزده
سانتيمتر است و در پايه راست ايوان بعد از
ازاره يك خوانچة معرق داراي گلدان و گلوبوته به عرض شصتوچهار سانتيمتر و طول يك
متر و ده سانتيمتر مشهود است و در بالاي
خوانچه مذكور مربّع مستطيلي به عرض شصتوچهار و ارتفاع بيستوهفت سانتيمتر قرار
دارد كه نام معمار مقبره در آنجا نوشته شده
بوده و آنچه از آن عبارت باقي مانده « عملبنشمسالدّين محمّد تبريزي بنّا » است در پاية
چپ ايوان خوانچه و مربع مستطيل مذكور قرينه
داشته كه نام كاتب مقبره در آن ذكر بوده
و كاشي و خوانچه و نام كاتب هر دو از بين رفته
است. |
و چون معمار بناي مسجد واقع در تايباد در نزديكي قبر زينالدين ابوبكر تايبادي كه از ابنية عهد شاهرخ است همين معمار مقبرة امير ملكشاه بوده و نام معمار بناي اخير كاملاً باقي مانده است و اين عبارت را دارد.احمدبنشمسالدّين تبريزي2
لذا ميتوان گفت كه نام كامل معمار
مقبره هم احمدبنشمسالدّين محمّد تبريزي
است كه اين معمار هر دو بنا را در سنوات 848 و 855
بنيان نهاده است.
[78] در فوق مربّع مستطيل نام
معمار تمام سطح پايه سه قسمت شده كه عبارت
است از دو حاشيه و كتيبهاي در وسط دارد در
حاشية طرف راست پاية راست در زمينة
لاجوردي و خطّ ثلث با كاشي تغاري سير ( كاشي
عسليرنگ ) معرّق نوشته شده خوش است عمر دريغا كه جاوداني نيست پس اعتماد بر اين پنج روز فاني نيست بقيّة اشعار كه تا پاي سردر ادامه
داشته از بين رفته و جاي آن را گجمالي كردهاند. |
|||
خوانچة بالاي پاية راست ايوان مقبره
و نام معمار
|
|
____________________________________ بقيّة اشعار از بين رفته طبق ديوان
سعدي عليهالرّحمه چنين است
__________________________________________________________________
كتيبة وسط دو حاشيه عبارتش هرچه
بوده تماماً از بين رفته و فقط جملة : ( بسم
الله الر ) در زمينة كاشي لاجوردي و خطّ ثلث
با كاشي سفيد معرّق باقي مانده است. حاشيه
طرف چپ پاية راست هم مانند حاشية ديگر اين
پايه اشعاري داشته كه دو مصرع آن باقي است.
فاصله بين مصرعهاي حاشيه با دايرههائي در زمينه كاشي سبز سير و كاشي سفيد و زرد و معرّق تزيين شده و بعضي از اين دواير تزيين هنوز باقي ميباشد. بقيّة كاشيهاي پاية راست از دو حاشيه و كتيبه تا لب سردر ريخته است. در پيشاني ايوان كتيبهاي در لب سردر بوده كه تاريخ آن معلوم نيست و بعداً با كاشي لاجوردي و خطّ ثلث سفيد درشت آية شريفه ( قَدً نَري تَقُلَب وَجْهِك فِيالسَّماءِ فَلَنُولَّنِيُكُ قِبًلَهً تَرْضيها قَوِلِ وَجْهِكَ شَطْراَلمُسًجِدالْحَرامِ وَ حَيْثْ ماكُنْتُمْ فَوُلُّوْا وُجُوهَكُمْ شَطْرُهُ وَ اِنَّ الَّذِينَ اُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُون اِنَّهُ الْحُقُّ مِن رَبِّهِمْ وَ مَاالله و بِغافِلٍ عَمَّا يَعًمَلوُنَ ) را نوشتهاند و اين تعمير هم تاريخ ندارد و طرف بالا و راست و چپ عبارات كتيبه به مرور دهور ريخته و ناقص شده و كاشي آن هم هر چند معرق است به نفاست كاشيهاي اولّية بناي مقبره نبوده كاشي متوسطي ميباشد. پاية طرف چپ ايوان مانند پاية راست آن همان نواقص را دارد حاشيه و كتيبه دارد و جاي عبارت كتيبه و حاشيه و اشعار را هر چه بوده كجمالي كردهاند معالوصف آنچه از كاشيهاي پاية چپ باقي است از نظر نام صاحب مقبره و تاريخ بناء بسيار مهّم است و اگر اين قسمت از كاشيها نيز ريخته بود تمام اوصاف اين مقبره در پرده ابهام فرو ميرفت در حاشية راست پاية چپ از بالا به پائين اين اشعار بجا مانده است
|
|
در
داخل ايوان در دو طرف راست و چپ راهي است
كه نغرمات طرفين بقعه ميروند و در بالاي ممرّ
راست و چپ نقش دَهِ بَنْدِ با هميل و شمسة معرّق
طرح گرديده كه كاشيهاي رئي ممرّ چپ قدري
از آن باقي مانده وليكن بالاي ممرّ طرف
راست ايوان مطلقا فاقد كاشي و نقش ميباشد
ضمناً تذكر ميدهد كه هر يك از نقشهاي
ظريف داخل ايوان داراي حاشية باريك معرّق
متناسب با نقش طرحشده ميباشد و به اين ترتيب
بين هر نقش با ديگري به واسطة نقشهاي
مطروحه جدا شده و جلوة ديگري به وضع ايوان
جلو مقبره داده است. مدخل بقعه
در اصلي مقبره معلوم نيست چه وصفي داشته و آيا باقي يا از بين رفته است و به جاي در قبلي مقبره اكنون در يكي از تكاياي مشهد را كه منبّت متوسّطي دارد از جاي ديگري آورده و در دربند ورودي نصب كردهاند و بر روي دو لنگه عبارت زير منبّت شده و چنين خوانده ميشود. انا مدينه العلم و علي بابها- من بني مسجداً لله بني الله له بيتاً فيالجنه انا دارالبكاء الحسين عليه السّلام - من دخلني للبكاء فقد دخلهالله فيالجنه. در بالاي چهارچوب نوشته شده بسم الله الرّحمن الرّحيم 1155
كسي كه وارد بقعة امير
ملكشاه ميشود اگر با نظر دقيق و بصير توجّه
نمايد با يك صندوق مرصّع جواهرنشان مواجه
ميگردد زيرا كاشيهاي داخل مقبره بقدري
خوشرنگ و شفّاف و لطيف و نفيس و ظريف و عالي
است كه رنگ آن با بهترين چيني معادله ميكند
و چشم از ديدن آن سير نميگردد. |
تمام ازارة مقبره كه به ارتفاع يك
متر و چهلوپنج سانتيمتر است داراي كاشي
مسدسّ سبز سير شفّاف است و وسط هر مسدسّ
نقشي با زر طرح شده و كلمة علي را با زر سهبار مكررّ كردهاند. نقش طلائي و كلمة علي
در بعضي از مسدسّها كاملاً خوانده ميشود
وليكن در غالب مسدسّها بمرور دهور نوشته
و نقش پاك شده و شمّة از آثار مذكور در بخشي
از كاشيها هويدا و به زحمت ديده ميشود.
[83] |
|||||
كتيبة داخل مقبره الهي اذقني طعم عفوك يوم لا |
اشعار مناجات مولا سي بيت است وليكن چون جا براي تمام اشعار در كتيبه نبوده شانزده بيت آن را انتخاب كرده و با بهترين خطّ ثلث عهد تيموري بدون ذكر نام كاتب در كتيبه گنجانيدهاند و در بالاي عبارت اشعار مناجات جملة الحكملله و الملكلله با خطّ كوفي سفيد همهجا تكرار شده است. در بالاي كتيبة اشعار نقش مداخل با گلهائي به شكل گل نو ديده ميشود و بالاي مداخل مذكور تا زيرگلوئي مقبره كاشي سبز سير چينيمانند لطيف بوده كه در اسپر روبهروي ورودي تا درجهاي بهتر باقي مانده و در سه طرف ديگر مقبره نواقص و كسري اين قسمت از كاشيها زياد است. در وسط هر ضلع از مقبره دربندي وضع شده كه از اين دربندها به رواقهاي مجاور مقبره رفتوآمد ميكردهاند و جز دربند دَر ورودي سه دربند ديگر را بعداً با آجر بستهاند و به اين ترتيب راه بين مقبره و رواقها مسدود شده و محتمل است كه ضمن تعميرات اخير دربندهاي مذكور مانند سالهاي اوّل بنا باز و مفتوح گردد. در بالاي هر دربند دو ابرو يا پشت بغل نفيسي در كاشي زمينه سبز سير يا اسليمي تغاري سير نمايان است. در هر زاويه مقبره از بالاي كتيبه فيلگوشها با كج بطور مقرنس بالا رفته در روي اين قسمت و در كنار هر دربند فاصلهاي براي كتيبه باز بوده و در آن نقّاشي ظريف داشته كه اكنون به كلي محو شده است. در زير عرقچين مقبره هشت دهنه تعبيه شده كه روشنائي داخل مقبره از دهنهها ميباشد.
در فوق فيلگوشها مثلّثهائي بطور مقرنس ساخته شده و
با گج نقش اسليمي را دارد. در هر زاويه در
مثلّثهائي كه ديده ميشود سبحان الله با
خطّ ثلث و رنگ سبز نوشته بوده كه بعضي از
آنها هنوز باقي است. عرقچين زير گنبد داراي
نقاشي بالا جورد و زرد شگرف و زنگار بوده كه
در لبه و دور عرقچين اثر كمي از نقّاشي
مذكور با رنگ پريده مشاهده ميشود و وسط
عرقچين علاوه بر اينكه نقشي ندارد و حاكي
از اينست كه در عهدي از بالاي سوراخ فوقاني
گنبد آب برف و باران به ضربي عرقچين ميرسيده
و ضرورت ايجاب كرده وسط عرقچين و سوراخ
بالاي گنبد را مرمّت و از نو بسازند و
تجديد بناي وسط عرقچين از داخل مقبره
كاملا به نظر ميرسد. در زير عرقچين كتيبهاي
گجي با خطّ ثلث برجسته در زمينة رنگ قرمز و
خطّ گج سفيد آياتي از قرآن مجيد كتابت شده
[85]
و آيات مذكور چنين است: |
|
در چهار طرف سرداب مذكور سوراخ
هواكش تعبيه شده تا سرداب از رطوبت و هواي
محبوس صدمه نبيند و سقف سرداب كه عبارت
از كف مقبرة فوقاني باشد با ضربي صاف بسيار
خدنگ پوشيده شده كه در ظرف پانصدوسيوسه
سال عمر بنا مطلقاً درز
و شكاف و شكستي در آن ديده نشد و ضربي سقف
سرداب بسيار ماهرانه و مستحكم و متقن بنا
گرديده و سوراخهاي هواكش را كه مملّو از خاك
شده بود مشغول تخليه بودند . در دو طرف
مقبرة اصلي و در خلف مقبرة سه رواق ساخته
شده و در جلو رواق شمالي و جنوبي بقعه دو
غرفة كاشيكاري است كه تعميرات و رفع نواقص
هر يك در دست اقدام است. |
اماراتي كه مقبره بودن بنا
را روشن ميسازد
1-
1- نماي بناي مورد نظر بيستوچهار
درجه انحراف از جنوب به مغرب دارد و حال
اينكه قبله مشهد پنجاهوچهار درجه از جنوب
به مغرب منحرف است پس اين بنا اگر مسجد ميبود
بايد قبلهاش مطابق معمول ساير مساجد مشهد
باشد. 2-
2- با مراجعه به نقشة بناي حاضر واضح
ميشود كه اگر كسي قصد ساختن مسجدي را در
قرن نهم داشته باشد در اطراف ايوان و
سرپوشيدة مركزي رواق نميسازد بلكه در دو
طرف ايوان بقدري كه عرصة گنجايش دارد « مسجد
زمستاني » طرح مينمايد و بطور كلّي در فنّ
معماري مساجد در درجة اوّل توجّه باني
به محراب مسجد است و تمام ابنية اطراف و
ملحقات فرع بر محراب است و در نقشة بنا
چنين رعايتهائي نشده
و اساساً محرابي در تمام بنا ديده
نميشود و اگر با دقت نقشة بنا مورد بررسي
قرار گيرد و نقشة مذكور طرح مسجد نيست زيرا
در سه طرف بقعه مركزي رواقها ساخته شده كه
با دربندهائي به بقعة مربوط است. 3-
3- ايوان جلو بقعه اگر به منظور مسجد
ساخته شده مورد نداشته ايوان را به در بقعه
خاتمه بدهند و بقعه و رواقي در امتداد
ايوان بنا گردد بلكه مقتضي بود كه بقعه و
رواق غربي آن را كه در امتداد ايوان واقع
شده با يكديگر توأم سازند تا ايوان بزرگتر
و وسيعتري در اختيار نمازگزاران گذارده
شده باشند. 4-
4- به طوريكه ذكر شد در هيچيك از بناي
مورد نظر محراب ساخته نشده است و اگر كسي
بخواهد در آنجا نماز كند بايد متيامن
بايستد تا در محاذات قبله واقع شده باشد. 5-
5- با توجّه به مفاد اشعاري كه در پاية
راست ايوان نوشته شده و يك شعر آن باقي است خوش است عمر دريغا كه جاوداني نيست پس اعتماد
بر اين پنج روز فاني نيست امارة مقبرة بودن آن بيشتر ميشود. 6- اشعار حضرت اميرالمؤمنين علي
عليهالسلام كه در كتيبة داخل بقعه بر روي
كاشي سبز با خطّ زرد عسلي نوشته شده
نيازمندي و استدعاي عفو و بخشش گناهان
و تقاضاي شفاعت نبيّ اكرم صليالله عليهوالهوسلّم را ميرساند و حاكي از
اظهار ندامت از اعمال گذشته و پشيماني و طلب
رحمت است خاصه اين شعر : الهي فآنني بتلقين حجّتي بنه اذا كان
لي فيالقبر مثوي و مضجع و بنابراين اشعار كتيبه هم اماراتي
قوي بر مقبره بودن بنا خواهد بود. 7- جملة البقاءلله كه در ساقة گنبد
روي بقعه با خطّ درشت كوفي مكرّر گرديده
نشانه آن است كه بناكننده بنا بقاي سرمدي
را خاص ذات پروردگار شناخته و صاحب مقبره
خود و ديگران را در مقابل باري جلّت عضمته
فاني ميدانسته است. 8- وجود سرداب زير بقعه و قبور واقع در سرداب مذكور دليل قاطع بر مقبره بودن بنا است با تذكر به اين كه بين مسلمين دفن در مساجد معمول نيست و از طرفي نماز در گورستان نيز مكروه است لذا امارت فوق سردابي كه افرادي در آنجا مدفون ميباشند مطلقا براي مسجد بودن متناسب نيست. قبور واقع در سرداب زير بقعة آن قبري كه وسط واقع شده [89] به احتمال قوي قبر امير ملكشاه است و سه قبر ديگر كه در دو طرف قبر وسطي بعداً به وجود آمده شايد مربوط به به احفاد صاحب مقبره يا بستگان او باشد و نگارنده احتمال ميدهم كه بقعه و بناي مذكور پس از گذشتن دورة سلاطين احفاد امير تيمور مدّتها متروك و بدون استفاده بوده و كسي به فكرش رسيده كه بناي متروك را داير و محلّ نمازگزاردن قرار بدهد در نتيجة اين فكر دو مناره در دو طرف بناي مقبره ساخته و در داخل بقعه هم آياتي از سورة بقره را در زيربناي بقعه نوشتهاند كه تاريخ 1119 قمري را دارد و خطّ اين كتيبه و عبارت روي دو مناره از حيث شيوه مؤخّرتر خطّ اصلي بنا ميباشد و براي جديد بودن منارهها دلايل روشن ديگري دارد كه از ذكر آنها در اينجا خودداري گرديد در هر حال پس از نمازگزاردن در اين بقعه رفتهرفته مردم به تصوّر اينكه بناي بقعه مسجد است نام مسجد شاه را به آن دادهاند و احتمال دارد چون بقعه متعلّق به مقبرة امير ملكشاه بوده كلمة شاه را از اسم صاحب مقبره گرفته و با كلمة مسجد تلفيق كرده و اين بنا را مسجد شاه ناميده باشند.
نكته ديگر كه مورد نظر بايد باشد اينست كه
در دو رواق شمالي و جنوبي بقعه قسمتي از
رواق را كمرپوش كرده و چند حجره با سقف
كوتاه كه سقف اين حجرات همان سقف اصلي رواق
است به وجود آوردهاند و شايد در آنجا افرادي
براي رياضت و چلّهنشيني سكونت ميكرده اند
و به عبارت ديگر به نظر ميرسد كه بناي مقبره را
مدّتي به عنوان خانقاه مورد استفاده قرار
دادهاند. شايد بعضي دو منارة طرفين امارت
را دالّ بر مسجد بودن تصوّر فرمايند
تذكاراً يادآور ميشود كه در بعضي از ابنيه
مقابر معمول بوده كه در كنار بقعة صاحب قبر
مناره هم ميساختهاند. مقبرة ارسلان جاذب
كه در عهد سلطانمحمود غزنوي در قرية سنگبست مشهد در كنار دوراهي مشهد و نيشابور
و مشهد به هرات ساخته شده و قريب هزار سال عمر
دارد داراي منارة بلندي است و حال آنكه
مطلقا اين مناره براي مسجدي ساخته نشده
است و در اعصار بعد مقبرة نادرشاه افشار هم
كه به دستور نادر قبل از به سلطنت رسيدن او در
سال 1145 قمري در مشهد ساخته شده به موجب
وقفنامة اوقاف مقبرة نادرشاه كه يك نسخه
از وقفنامة مذكور در كتابخانة آستان رضوي
ضبط و موجود است داراي دو مناره بوده است
و افرادي كه به مشهد مقدس تشرّف حاصل فرمودهاند دو منارة مطلاّ در صحن عتيق
يكي در پشت
ايوان عبّاسي و ديگري در پشت ايوان اميرعلي
شيرنوايي را حتماً ديدهاند اين دو منار
براي مسجد ساخته نشده بلكه متعلّق به حرم
مطهّر حضرت ثامنالائمّه عليهالسّلام است
و روضة مطهرّه هم يكي از مقابر است
النّهايه از نظر مذهبي وجهات ديگر قابل
قياس با ساير بقاع عادي نيست وذكر منار
و بناي باعظمت مذكور نظر بر اينست كه در
بناي مقابر هم مناره ساختن در سابق معمول
و رايج بوده است در هر حال نظاير ديگري هم
در ساير بلاد وجود دارد كه ذكر آنان ضروري
نيست. امير غياثالدّين ملكشاه
كيست
جزو امراي مهمّ دربار اميرتيمورگوركان يكنفر بنام امير غياثالدين ملكشاه بوده كه به شهادت عبارت ظفرنامه تأليف شرفالدّين علي يزدي در جنگهاي اميرتيمور مأموريّتهاي مختلف به او محوّل ميشده است [90] در فتح جزيرة هرمز در سال 798 قمري و در جنگ امير تيمور با كفّار سياهپوشان در حدود بدخشان در سال 800 قمري و در لشكركشي به دمشق و غارت شهرهاي تركيّة فعلي و دولت عثماني سابق و در موقع مرگ اميرتيمورگوركان در سال 807 قمري در شهر اترار « فارياب » حضور داشته و بعداً در زمان سلطنت ميرزا شاهرخ در جرگه امراي اين پادشاه مدّتي در سمرقند نزد ميرزا الغبيكبنشاهرخ خدمت كرده ودر سال 815 قمري حسب امر ميرزا شاهرخ لشكر به خوارزم كشيده و آنجا را كه بعد از مرگ اميرتيمور دستبهدست ميشده از يد مباركشاهبنايدكوه منتزع ساخته و ميرزا شاهرخ ايالت خوارزم و توابع را به او واگذارد و تا آخر عمر همين سمت را داشته و پس از مرگ امير غياثالدّين ملكشاه فرزند او به نام سلطانمسعود جانشين پدر گرديده است 4
مرگ امير غياثالدّين ملكشاه در دوشنبه 15 ربيعالاول سال 829
قمري در خوارزم وقوع يافته و جسد او را
به مشهد نقل كرده و در جوار مزار فايضالانوار امام بزرگوار ابوالحسن عليبنموسيالرّضا سلاماللهعليها مدفون ساختهاند5 اكنون براي توضيح بيشتر عين عبارت
كتاب حبيبالسّير دربارة امير ملكشاه
عيناً نقل ميشود. « اميركبير ستوده خصال
غياثالدّين ملكشاه به عظم شان و علوّ مكان
و وفور اعتبار و كمال اقتدار از ساير امراء
اميرتيمورگوركان و اركان دولت شاهرخ
سلطان ممتاز و مستثني بوده و پيوسته در
تربيت و رعايت اهالي علم و فضيلت و اشاعة
خيرات و افاضة مبرّاتالبر مانند مدارس
و خوانق و مساجد و اربطه و حياض تعمير كرده
يادگار گذاشت مولانا شهابالدّين
عبدالرّحمن لسان در تاريخ وفات امير
ملكشاه اشعار ذيل را بر لوح بيان نگاشت.
ظاهر اين است كه جنازة اميرملكشاه را از خوارزم به مشهد مقدّس آورده و در عرصه بقعة او دفن كردهاند سپس در سالهاي بعد عمارت مقبرة او را شروع كرده و به جهاتي كه بر نگارنده مجهول است بناي مذكور به طول انجاميده و ناقص مانده تا اينكه در سال 855 قمري شايد به وسيلة فرزند او سلطانمسعود كه والي خوارزم بوده خاتمه پذيرفته است و چون غالب عبارت كتيبة اصلي ايوان مقبرة در طول مدّت 533 سال از گزند برف و باران و زلزلههاي مكرّر ريخته و از بين رفته اگر عبارتي حاكي از كيفيّت بناء و ساير جهات تاريخي را شامل بوده اكنون در دسترس نگارنده نيست و نميتوان بطور قطع و يقين اظهارنظر كرد از طرفي [91] در مشهد جاي ديگري بنام قبر امير ملكشاه سراغ نداريم و شخص ديگري هم بنام امير ملكشاه در تواريخ دورة تيموري نام برده نشده است تا احتمال برود كه اين مقبره متعلّق به امير ملكشاه ديگري ميباشد. در هر حال از ارباب تحقيق و تبتع تمنّي ميرود كه اگر نظري يا توضيح بيشتري در اين مورد داشته باشند به منظور تكميل مطالب معروضه بر آنچه ذكر شده بيفزايند و در اختيار عامّه قرار دهند. در خاتمه عرض ميدارد كه تمام عكسهاي مقبره و نقشه به وسيلة دوست عزيز جناب آقاي مهندس يعقوب دانشدوست تهيّه و عكسبرداري شده است و ضمناً از جناب آقاي مشيرپور رئيس محترم ادارة فرهنگ و هنر خراسان آقاي مهندس سابقالذكر و ساير كارمندان آن اداره كه در تعميرات و اصلاحات مقبرة امير غياثالدّين ملكشاه مساعي جميله و دقّت و جدّيّت كافي مبذول ميدارند تقدير و تمجيد ميكنم زيرا با كمال علاقه و طبق اصول علمي به جزئيّات تعميرات بقعه توجّه كرده و به بهترين وضعي در انجام اوامر وزارت فرهنگ و هنر كوشا ميباشند.[92] “پاورقيها“
1
-
در تاريخ شاه ملك و
ملكشاه هردو نوشته شده وليكن در
كتيبة ملكشاه مصرّح است.
2 -
صفحة 44
جلد دوّم كتاب مطلع الشمس به نقل از مسيو
خانيكف سياح روسي نام معمار بقعه را احمد
بن شمس الدين محمّد تبريزي نوشته است.
3
-
اشعار
مذكور از شاه قاسم انوار تبريزي است كه
شامل ده بيت ميباشد به شرح زير
4 -
صفحه
585 و 586 جلد سوّم حبيب السير چاپ كتابخانه
خيّام (2) 5
-
صفحة 613 و 614 جلد سوم حبيب السير
كتابخانة خيّام
|