|
|
||
هنرفر، لطفالله. "مسجد خادم الفقرا، يادبود وزيري مقتدر از دوران صفويه بنام ساروتقي". دوره 7، ش77و78 ( اسفند47 و فروردين 48):ص34-37، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
سرگذشت
ميرزا محمدتقي اعتمادالدوله معروف به "ساروتقي"
وزيرشاهصفي و شاهعباس دوم ، بررسي آثار
باقيمانده از دوران صدارت وي شامل يك بازار و
يك چهارسو و
يك
كاروانسرا و درمسجد و شرح مختصري درباره مسجد
و گنبد آن. |
|
|
|
نه
سال بعد كه محمدخان در جنگ با والي گرجستان
كشته ميشود چون ميرزا محمدتقي در
خدمتگزاري سرداران و ترتيب كار سپاهيان
درهم شكسته محمدخان ابراز لياقت كرد مورد
توجه شاهعباس بزرگ واقع شد و اداره امور
قراباغ از طرف پادشاه به او واگذار گرديد.
درسال 1025 به وزارت كل ولايات مازندران و
گيلان منصوب شد و شاهعباس به سبب اينكه موي
سر و ريشش بور و به رنگ طلائي بود او را
ساروتقي يعني (تقي زرد) خطاب ميكرد و بعدها
به همين نام معروف شد. در سال1031 شاهعباس
ساروتقي را مأمور كرد كه راههاي مازندران
را وسيع و سنگفرش كند بطوريكه كاروانهاي
شتر بيخوف و خطر در كوهها و جنگلهاي آن
سرزمين آمدوشد كنند. ساروتقي اين مأموريت
را در كمال خوبي انجام داد و از آنجمله راه
وسيعي ساخت كه از طريق خوار و فيروزكوه به
سوادكوه و از آنجا به نوحآباد منتهي ميشد
و پادشاه غالباً از اين راه به مازندران
ميرفت. ساروتقي در دربار شاه صفي
در آغاز سلطنت شاهصفي جانشين شاهعباس بزرگ ساروتقي مأمور شد كه به نجف اشرف برود وگنبد آرامگاه حضرت امير(ع) را كه شكست يافته بود از نو بسازد و حرم آن حضرت را توسعه دهد و به آنجا از رود فرات نهري جاري كند. ساروتقي اين مأموريت را هم در ظرف سه سال انجام داد و در سال 1042 به پايان رسانيد. روز جمعه شانزدهم صفر سال 1044 ساروتقي به مقام وزارت اعظم شاهصفي رسيد. دقت و توجه او در نظارت و جمع آوري عوايد واموال ديوان و شخص شاه تا آنزمان در ايران بينظير بودهاست. از رشوهدادن وگرفتن سخت تنفر داشت وآنچه را كه حكام و مأمورين و وزيران ولايات براي جلب توجه او و تحصيل مشاغل تازه يا عفوگناهان خويش به او پيشكش ميكردند به خزانه شاهي ميفرستاد. اولئاريوس (Qleَrius) سفيرهُلشتاين كه در آن زمان در اصفهان بودهاست مينويسد كه ما يك انگشتر طلا كه نگين آن الماس درشت بسيار گرانبهائي بود به ساروتقي اعتمادالدوله پيشكش كرديم اما چون در ايران به حكم دين اسلام هيچكس انگشتر طلا به دست نميكند ساروتقي نگين الماس را در حلقهاي از نقره نشانده و به پادشاه تقديم كرد.
ساروتقي پس
از آنكه به مقام وزارت اعظم رسيد در خانه
حاتم بيك وزير اعظم شاهعباس بزرگ منزل
گزيد. شاهصفي غالباً
به
خانه او ميرفت و حتي
سفيران ممالك خارجي را در خانه او مهمان
ميكرد. وزير نيز در خدمت شاه از هيچگونه
فداكاري و حتي از بذل جان دريغ نداشت از
آنجمله نوشتهاند در سال 1045 هنگاميكه شاهصفي قلعه ايروان را محاصره كرده بود روزي
در ضمن جنگ براي تحريك سرداران قزلباش در
كمال بيباكي اسب خود را بسوي حصار قلعه
راند و چنان خود را در تيررس قلعهداران
قرار داد كه جانش در خطر افتاد هيچيك از
سرداران جرئت جلو رفتن نداشت اما ساروتقي
جان خود را به چيزي نشمرد و با شتاب از
دنبال شاه اسب تاخت و چون به او رسيد بهر دو
دست عنان اسبش را گرفت و از پيش رفتن
بازداشت و با اصرار و استدعا شاه را
بازگردانيد. ساروتقي در دربار شاه عباس
دوم
پس از مرگ شاهصفي كه روز دوشنبه 12 صفر سال 1052 اتفاق افتاد فرزندش شاهعباس دوم كه كودكي ده ساله بود جانشين وي شد و اختيار امور دولت بدست ساروتقي و مادرشاه آناخانم كه بانوئي چركسي و بسيار زيرك بود افتاد. |
|
ساروتقي[35] تا سال سوم پادشاهي شاه عباس دوم با جلب رضايت مادر شاه به استقلال و استبداد تمام حكومت كرد و چون خواست به حساب داودخان حكمران گيلان كه از تصفيه مطالبات دولت خودداري كرده بود رسيدگي كند با مخالفت جانيخان قورچيباشي كه از بستگان داودخان بود مواجه گرديد و كينه و كدورت ميان او و قورچيباشي تا آنجا بالا گرفت كه قورچيباشي كمر قتل وزير را بست و عدهاي مانند نقديخان بيگلربيگي معزول كوه گيلويه و عربخان بيگلربيگي معزول شيروان و ابوالفتحبيك جبهدارباشي و علي ميرزابيك يساول صحبت و عباسقلي بيك استاجلو قورچي تيروكمان وعلي ميرزابيك شيخاوند را در قتل وزير با خود همداستان كرد وروز چهارشنبه بيستم شعبان سال 1055 صبح زود به خانه ساروتقي رفتند و او راغافلگير كرده به قتل رسانيدند. مادر شاه كه به لياقت و كفايت وزير اطمينان تمام داشت از شنيدن اين خبر بياندازه متأثر شد و پادشاه خردسال را به گرفتن انتقام از قاتلان وي تشويق نمود و انجام اين كار را بهعهدة مرتضي قليخان بيجولوي شاملو ايشيك آقاسي باشي و علي قباد بيك چوله ايشيك آقاسي باشي حرم و قلندر سلطان تفنگچي آقاسي واگذار كرد.
صبح
روز يكشنبه 24 شعبان كه پنج روز از قتل
ساروتقي گذشته بود شاهعباس دوم لباس غضب
پوشيد و در تالار بار عام امارت عاليقاپو
برجاي خود قرار گرفت و سرداراني كه نام
آنها برده شد به اتفاق حق نظربيك قورچي باشي
تركش كه معلم پادشاه بود مسلح و آماده
به خدمت ايستادند و هنگامي كه جانيخان قورچيباشي كه با كوكب و جلال فراوان به
ديوانخانه آمدهبود به تالار قدم گذاشت
شاه وي را ملامت كرد و سئوال كرد براي چه
وزير مرا كشتي؟ و هنگاميكه جانيخان دهان
باز كرد تا جوابي بدهد شاه فرصت نداد و از
جاي خود برخاست و فرمان داد «بزنيد» و به
اطاق ديگر رفت. بلافاصله سرداران و غلامان
با شمشيرهاي برهنه برسر قورچيباشي
و همراهانش ريختند و به يك چشم برهم زدن او و24
نفر رفقايش را روي قاليهاي گرانبهاي تالار
قطعهقطعه كردند و جسد قورچيباشي و ياران
او را در ميدان شاه مقابل سردر عمارت عاليقاپو انداختند و به اين ترتيب پادشاه جوان
صفوي انتقام وزير پير و مجرب خود را از
قاتلين وي گرفت. آثار دوره صدارت ساروتقي در
اصفهان
در اصفهان يك بازار و چهارسو و يك
كاروانسرا و دو مسجد از آثار دوره صدارت
ساروتقي هنوز وجود دارد اما كاخ ساروتقي
كه به قول شاردن يكي از زيباترين كاخهاي
ايران بودهاست پس از مرگ وي به حال ويراني
افتاد و مدتي به فرمان شاه مسكن داروغه يا
فرماندار شهر بودهاست. شاردن نوشتهاست كه فرماندار شهر فعلاً
اسكندر ميرزا پسر شاهنوازخان نايبالسلطنه گرجستان است كه از پول شخصي خود
زميني جنب اين كاخ خريده و در آن عمارتي
عالي و گرمابهاي بزرگ بنا نهادهاست( از اين
كاخ فعلاً اثري موجود نيست)
[36]
. مسجد مخدوم الامرا وخادم
الفقرا ساروتقي
مسجد
بزرگ
ساروتقي كه صحن آن چندان
وسعت ندارد و گنبد آن در نوع خود از
گنبدهاي منحصربفرد مساجد تاريخي اصفهان است در
فاصله
بين
بازار مقصودبيك و بازارچه حسنآباد
در
مجاورت امامزاده احمد كه يكي ديگر
از
بناهاي
تاريخي اصفهان است واقع شده. «في ايام الدوله السلطان الاعظم
و الخاقان الاكرم مروج از مذهب الائمه
المعصومين عليهم السلام السلطان بن
السلطان بن السلطان ابوالمظفر شاهعباس
الموسوي الحسيني الصفوي الثاني بهادرخان
خلدالله ملكه و سلطانه و توفيق بناي اين
مسجد يافت مخدوم الامراء و خادم الفقراء
اعتمادالدوله العليه العاليه ميرزا محمد
تقي المشهور بساروتقي في 1053 كتيبه محمدرضا
الامامي الاصفهاني الادهمي». |
چهارسوي ساروتقي
شاردن پس از توصيف قسمتي از بازاراز
مدرسه جده نام ميبرد وميگويد اين مدرسه
به اسم باني آنست كه يكي از زنان شاهصفي است
و در هشتاد سال قبل ساخته شده و بعد به بازار
ساروتقي ميرسيم. در اين بازار در يك سمت
كاروانسرا و در سمت ديگر يك حمام است كه
هر دو را بنام ساروتقي سازنده آنها
ميخوانند. نقشة ساختمان اين كاروانسرا
وسيعترين نقشهها بوده ولي به علت آنكه تا
هنگام قتل ساروتقي به اتمام نرسيده ناقص است.
فقط طبقه پائين آن بسيار زيبا و مسكون است.
چنانكه ذكر شد ساروتقي در سال 1055 هجري كشته شد
و بناي چهارسو و
مسجد ديگري در زير گنبد اين
چهارسو به هنگام قتل وي ناتمام مانده و
پس از
درگذشت او به اتمام رسيدهاست. در اطراف
اين چهارسو در هشت لوحه در بالاي
چهارگوشواره زواياي چهارسو به خط نستعليق
سفيد برزمينه كاشي لاجوردي رنگ به قلم محمدرضا امامي و مورخ به سال 1056 هجري چهاربيت
نوشته شده كه بيت آخر آن بطور ايماء و اشاره
حاكي از واقعه قتل ساروتقي و
اتمام بنا در
فاصله يك سال پس از درگذشت وي است. اشعار بشرح
زير است:
“پاورقيها“
1- كاشيهاي اين مصراع و چند كلمه از مصراع سوم وجود ندارد. |
|||||||||||
گوشه اي از مسجد ساروتقي
|