|
|
|
||
"محسن پيرامون". دوره7، ش77و78 ( اسفند47 و فروردين48): ص57-60، تصوير. |
|||
|
خلاصه:
مصاحبهاي با يكي از متخصصين ترميم و مرمت
آثار باستاني. |
|||
|
|
|||
محسن پيرامون
آنچه از زير كلنگ باستانشناسان در
حفاريها و كاوشها بيرون كشيده
ميشود ، روشنگر زوايا و فضاهايي از زندگي
و تمدن نسلهاي گذشته است. ما ريشهها
و سرچشمههاي تمدن و فرهنگ و هنر و تجربه
و انديشه امروز را در اين آثار و بازماندههاي
كهن مييابيم و بدينسان در شناخت « امروز»
و بهرهگيري از «گذشته» مجهزتر و مهياتر
ميشويم. اين ظرفهاي سفالي ، اين پيكرههاي
شكسته و خاك خورده ، اين ظروف و آثار كهنه
و زنگ زده ، كه در كاوشهاي باستانشناسي به دست
ميآيد ، با همه ظاهر ناچيزشان ، دنيايي در
خود نهفته دارند ، دنيايي پر از راز زندگي
و حقيقت و افسانه. چنين است كه اين بازيافتههاي
قديمي را ميراثهاي ملي و تاريخي ميدانيم
– اما اين ميراثها اغلب زير بار قرون
و اعصار شكسته و خاك شده و آنچه هم كه
مانده ، آسيب و خدشه فراوان ديده است. ترميم
و احياي اين آثار بيآنكه به اصالت آن لطمه
وارد آيد كار انگشتشماران خبرهيي است كه
عمري را در اين راه صرف كردهاند. محسن
پيرامون كارشناس و ارزياب موزه ايران
باستان ، يكي از اين معدود خبرگان است. و اين
گفت و شنودي است با او پيرامون
كارش ، زندگيش ، و انگيزههايي كه به گام
نهادن در اين راه وسوسهاش كرد . . . او از مينياتور و نقاشي شروع كرد و به
دنياي عتيقه و آثار باستاني كشيده شد. نخست
كارش تقليدي از استادان مينياتور و نقاشان
كلاسيك وطبيعتگرا بود. در حاليكه به
تحصيلات قديمي اشتغال داشت ، دريچه ذوق
و هنرش را به باغستان نقش و نگار و رنگ گشوده
بود ،اما يكباره به آنچه دوست داشت پشت كرد
و راه تازهاي پيش گرفت. در اين باره خودش
ميگويد: «پيرامون» بزرگ تنها متخصص ترميم
و احياي آثار باستاني و اشياء عتيقه ، دائي
من بود. او معجزه ميكرد. آثار روبه زوال
و عتيقههاي صدپاره و از دسترفته را طوري
دوبارهسازي و زنده ميكرد كه حيرتآور بود.
من از سيزده ، چهارده سالگي (يعني حدود سال
1300) در كنار او ، با رموز و فنون كارش آشنا شدم.
عتيقهها مرا جلب كردند. اين آثار به
دنياي مردگان تعلق داشت ، دنيايي كه ما فقط
افسانههايي از آن ميدانيم. همين كشش
و جذبه بود كه من دست از نقاشي كشيدم و به
كار تازه روكردم. «پيرامون» ادامه ميدهد: از آنروز حدود 47 سال ميگذرد و در
اين مدت من نزديك به 1000 عتيقه و اثر باستاني
ترميم و احيا كردهام. اين آثار شامل اشياء
مفرغي ، پارچهاي ، شيشهاي ، سفالي و سنگي است.
بعضي فقط به نظافت احتياج داشتند ، اما اغلب
آنها در هم شكسته و معيوب بودند و ناگزير
قسمتهاي از بينرفته را دوبارهسازي كردم
و با نقش و نقاشي اصل خودش احيا نمودم. اين
آثار اينك نهتنها در موزههاي
كشور ، بلكه در بسياري از موزههاي جهان
وجود دارد. ميپرسم: -
آيا ضابطه خاصي براي تميز و تشخيص
آثار هر دوره تاريخي وجود دارد؟ منظور
اينست كه بدون شناخت كلي نحوه زندگي
و ابزار و عادات و رسوم مردم هر دوره از
تاريخ ، نوسازي و دوبارهسازي آثار مكشوفه
خاص آن دوره ، ممكن نيست. شما براساس چه
معيار و اصولي دورهاي را كه يك اثر تاريخي
يا عتيقه متعلق به آنست معلوم ميكنيد؟ پيرامون – صرفنظر از مطالعه
و تحقيق ، معلومات من نتيجه تجربه است. دوران
طولاني كار ، شركت در كاوشهاي فراوان
و سروكار داشتن با ابزار و وسايل مكشوفه
دورانهاي مختلف ، يك جور غريزه در من ايجاد
كردهاست ، غريزهاي كه با ديدن هر
پديده ، قدمت و خصوصيت آن را ميشناسد. اما
مسئله مهمتر اينست كه زندگي اجداد ما در
سير تاريخ مراحل مختلف وكاملاً جداگانهاي
دارد. در هر دوره ابزار خانگي ،
[57] وسايل آرايش
و زينت ، سلاحهاي جنگي ، ابزار معماري ، سنگتراشي ، ستونها و سرستونها ، به طرز خاصي ساخته
ميشد. از روي همين خصوصيات است كه نهتنها
قدمت اشياء يافته شده تعيين ميشود ، بلكه
پرده از گوشه و كنار تاريك زندگي اجداد ما
كنار زده ميشود و آگاهي و آشنائي تاريخي
امروزيها از ديروز بيشتر ميگردد. -
دانش باستانشناسي شما نتيجه تجربه
و ممارست در كار است. اين ، توضيح بيشتري
درباره زندگيتان را ضروري ميكند. پيرامون – گفتم كه از كودكي به كار
احياي آثار باستاني و عتيقه علاقمند شدم.
در سال 1312 يك گروه باستانشناس امريكايي ، به
سرپرستي دكتر «اوريك اشميت» به ايران
آمدند. اين هيئت از طرف موزه شيكاگو براي
جستجو و حفاري در اطراف «شهرري» و«چشمه علي»
مأموريت داشت. «پيرامون» بزرگ براي همكاري
با اين هيئت ، مرا معرفي كرد و از اينجا كار
عملي من به طور جدي شروع شد. كار حفاري اين
هيئت دو سه سال طول كشيد. آثاري كه به دست
ميآمد به وسيله من تعمير دوبارهسازي و احيا
ميشد. پس از اين مأموريت هيئت باستانشناسي
دكتر اشميت راهي تخت جمشيد شد. به اصرار
آنها من هم همراهيشان كردم. در تخت جمشيد
كار من زياد و تقريباً شبانهروزي بود.
ميتوان گفت كه من بهطور عملي به اعماق تاريخ
سفر كردم و زندگي نياكانم را ديدم و شناختم.
بهدنبال اين تجربهها و آشناييها بود كه
به سال 1316 در اداره باستانشناسي رسماً
به كار مشغول شدم. -
بيشتر اشياء عتيقه و باستاني كه
به وسيله شما تعمير و احيا شده ، چه نوع بودهاست. پارچهاي؟ شيشهاي ، سفالين ، يا انواع
ديگر؟ پيرامون – قسمت عمده اشياء مكشوفه
سفالين است ، چرا كه ساختن ظروف و ساير
مايحتاج روزمره زندگي از سفال در ازمنه
خيلي قديم آسانتر بود ، اما اشياء يافته شده
تنوع و گسترش زياد دارد. گاهي به پارچهاي
برميخوريم كه بيش از 1000 سال از عمر آن
ميگذرد يا استخوان عاجي مييابيم كه به 1500
سال قبل تعلق دارد. در واقع بيشتر وسايل
امروزي مانند چوب و سنگ و مفرغ و چرم و طلا
و جواهر و غيره از قديم وجود داشته وآثاري
از اين گونه بسيار بدست ميآيد. - به اين اشاره كرديد كه آثار مكشوفه گاهي شامل پارچههايي ميشود كه عمر آن به 10 قرن ميرسد و يا اشيائي كه به هزاران سال پيش تعلق دارند. آيا اين اشياء بعد از زماني چنين طولاني هنوز شكل و فرم خود را حفظ كردهاند؟ پيرامون – اگر به پارچهاي كه 10 قرن پيش ساخته شده دست بزنيم خاك ميشود. يا آن قطعه عاج كه 1500 سال است دفن شده ، با اندك تماس دست غبار ميگردد و بهكلي از ميان ميرود. اشكال كار ما هم در همين جاست. بسياري از اشيائي كه در حفاريهاي باستانشناسي به دست ميآيد قابل لمس نيست و ظرفيت اين را ندارد كه با شيئي خارجي تماس بگيرد. مثلاً درباره همان پارچه بگويم. براي حفظ اين پارچه ما نخست به وسيله بخار آنرا نرم ميكنيم تا خودش را باز كند. بعد با حوصله و صرف ساعات زياد زوائد و اشياء خارجي را كه به خورد پارچه رفته از آن جدا ميكنيم ، سپس با استفاده از داروهاي شيميائي مخصوص ، نقشهاي مرده و رنگ و رويرفته پارچه را دوباره تجديد ميكنيم. مثلاً چنديپيش در حفاريهاي «گرمي» (آذربايجان) قندان چوبيني پيدا شد كه به دوره اشكاني تعلق داشت ، يعني نزديك به دوهزار سال از عمر آن ميگذشت. چوب اين قندان چنان پوسيده بود كه تنها كافي بود نسيمي بر آن بوزد يا اشارهاي با انگشت به آن بشود تا بهكلي متلاشي گردد. چند روز طول كشيد تا يكايك مواد خارجي و سنگريزه و خاكهايي را كه به خورد قندان رفته بود ، خارج كردم و بعد به وسيله مواد شيميائي آن را به صورت موميائي درآوردم. اين موميائي در حاليكه شكل ظاهري قندان را به طور اصيل نگه ميداشت ، به آن استحكام نيز ميبخشيد.[58] |
|
|
||||
مجسمه سفالي مكشوف از منطقه لرستان بعد از تعمير و تكميل |
مجسمه سفالي مكشوف از منطقه لرستان قبل از تعمير |
محسن پيرامون مقدم در كارگاه وصالي ظروف سفالين موزه ايران باستان هنگام كار |