فروغ، مهدي. "ايران و درام‌نويسان بزرگ جهان ، موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران درآثار نمايشنامه‌نويسان معروف جهان". دوره 7، ش 77 و 78 (اسفند 47 و فروردين 48): ص7-11، تصوير.

 

خلاصه: گوشه‌اي از تاريخ ايران درعهد هخامنشيان و جنگهايشان با يونانيان ، نمايشنامة ايرانيها از "اسخيلوس".

ايران و درام‌نويسان بزرگ جهان

مهدي فروغ   

رئيس هنركده هنرهاي دراماتيك     

 موضوعها ومضمونهاي ادبي و تاريخي ايران در آثار نمايشنامه‌نويسان معروف جهان

 

در دوران خوش و بي‌تشويش تحصيل كه فارغ از فسوس و دستان زمانه در كشورهاي اروپا و امريكا به تحقيق در ادب و هنر ملتهاي مختلف جهان مشغول بودم ضمن مطالعة آثار درام‌نويسان بزرگ با نمايشنامه‌هايي برخورد مي‌كردم كه يا موضوع و مضمونش از ادب فارسي و تاريخ ايران اقتباس شده‌است و يا وقايع داستان و اشخاص بازي در آن ، به نحوي با خصوصيات ملي و فرهنگي ما ايرانيان ارتباط مي‌يابد ، و از آنجا كه تئاتر بيش از هنرهاي ديگر مي‌تواند معرُّف تمايلات و عواطف و فضايل اختصاصي اقوام باشد ، و نيز براي اينكه معلوم شود كه ملتهاي ديگر جهان ما را چگونه شناخته و فرهنگ و هنر و همچنين صفات اختصاصي ما را ، از پسنديده و ناپسنديده ، تا چه پايه دريافته‌اند همواره برآن بوده‌ام كه هرگاه فراغتي دست دهد مطالعات خود را در اين باره در اختيار علاقمندان باين مباحث بگذارم و در صورت اقتضاء ترجمه كامل آن نمايشنامه‌ها را به محضر ايشان عرضه بدارم به اين اميد كه ، صرف نظر از فضيلتي كه در دانستن اينگونه مطالب است براي ما كه در اين رشته از ادب و هنر سنّت و سابقة شايان اعتناء نداريم الگو و راهنماي مناسبي در فن نمايشنامه‌نويسي در شيوه‌ها و سبكهاي مختلف باشد. في‌المثل ببينيم نويسندة نمايشنامة تاريخي تاچه حدود خود را به بيان حقايق تاريخ مقيُّد مي‌دانسته‌است. اكنون با اينكه فراغت لازم حاصل نشده اطلاعات خود را تا آنجا كه ميسر است ، هرچند موجز و محدود به علاقمندان تقديم مي‌دارم. به اميد اينكه مفيد فايده‌اي باشد.

 در دوران طولاني دو هزار و پانصد سالة تاريخ تئاتر نويسندگان معروف و برگزيده‌اي چون «اسخيلوس»Aeschylus يوناني و«پلوتوس»Plautus رومي و«مارلو»Marlowe انگليسي و«گادفري» Godfrey امريكايي و «هندل» Handel آلماني و ده‌ها نويسندة معتبر ديگر از ملتهاي مختلف ، نمايشنامه‌ها و اپراها و«اوراتوريو»1 هايي بنابر مضمونهاي ادبي و وقايع تاريخي و اجتماعي ايران نوشته‌اند كه آگاهي از آنها براي دوستداران فرهنگ و ادب بسيار ضروري است.

قديميترين اين آثار نمايشنامه‌ايست به نام «ايرانيان» كه «اسخيلوس» يوناني آن را در سال 472 پيش از ميلاد نوشته و موضوع آن ماجراي جنگ معروف بين ايران و يونان است كه شرح آن را در كتابهاي تاريخ مي‌توان خواند. ولي از آنجا كه عده‌اي از مورخان غربي نمايشنامة «ايرانيان» را يكي از جملة مآخذ و مدارك مورد استناد دربارة اين پيكار فرض كرده‌اند بي‌مورد نيست شرح مختصر اين جنگها را بنابر آنچه در تاريخ هرودوت يوناني آمده‌است در اينجا بيان كنيم:

كورش بزرگ با تسخير سه كشور پهناور ماد  و ليدي و بابل با سرعتي خارق‌العاده پايه هاي  شاهنشاهي وسيع ايران را استوار ساخت 2 و با تصرف كشور ليدي در آسياي صغير قبايلي از اقوام مختلف يوناني كه در مناطق فريژي phrygia و ليدي Lydia و ايولي Aeolia  و كاري Caria  و ايوني Ionia  و غيره تحت تبعيت و حمايت ايران درآمدند و با الحاق تدريجي جزاير نزديك به سواحل آسياي صغير به متصرفات ايران روزبه‌روز دامنة نفوذ ايرانيان بر اراضي يوناني نشين افزايش مي يافت

تآتر اپيدورس

در همان سالي كه كمبوجيه مصر را تصرف كرد« اسخيلوس » درام‌نويس بزرگ يونان و نويسندة نمايشنامة ايرانيان كه او را پدر تراژدي مي‌نامند چشم به جهان گشود. بعد از مرگ كمبوجيه در سال 521 پيش از ميلاد داريوش بزرگ كه سياستمداري بسيار مدبر و در كار كشورداري بي اندازه هوشمند وكاردان بود تاج و تخت شاهنشاهي را تصاحب كرد و پس از خاموش كردن اغتشاشات متعدد كه در هر گوشة كشور به‌پا شده بود در سال 512 پيش از ميلاد به تعقيب سكاها كه به شكل نيمه وحشي در اراضي شمال درياي سياه تا حدود قفقاز پراكنده بودند متوجه شبه جزيرة بالكان شد و در نقطه‌اي در نزديكي استامبول فعلي از روي پلي كه به فرمان او با كشتي‌هاي زياد بر روي تنگه « بسفر » بسته شد به خاك اروپا قدم نهاد و تراكيه را مسخر ساخت و بدنبال دشمن كه همچنان در حال گريز بود به پيش راند و از رود دانوب از روي پلي كه باز با كشتي [8] تعبيه شده بود گذشت و تا تپه‌هاي جنوب روسيه به جلو تاخت ولي چون سكاها براي مقابله با او در جايي مستقر نمي‌شدند و مدام در حال فرار بودند و از اين‌رو پيشروي نتيجه‌اي بدست نمي‌آمد داريوش قسمتي از سپاه خود را در تراكيه باقي گذاشت و خود به شهر «سارد» بازگشت و پس از قريب يك سال كه در آن شهر گذرانيد به سمت مشرق عزيمت كرد.

دلفي تآتر ومعبد آپولو

سپاهيان ايران در يونان بتدريج بردامنة متصرفات خود افزودند ومقدونيه نيز تحت حمايت شاهنشاهي ايران درآمد.

 در سال 500 پيش از ميلاد يونانيان سواحل آسياي صغير دست به شورش زدند و مردم آتن نيز با ايشان همفكري و همكاري داشتند و با فرستادن 20 كشتي جنگي به كمك ايشان برخاستند و شهر سارد را آتش زدند. سپاهيان ايران به سرعت شورش را سركوب و آتش اغتشاش را خاموش كردند و آتني‌ها هم به كشور خود بازگشتند. ولي داريوش كه تا اين تاريخ قصد آزار سكنة يونان اصلي را نداشت از كار آتني‌ها در خشم شد و درصدد تنبيه كردن ايشان برآمد و به مردونيه فرمان داد كه با سپاه كافي به اروپا رود و در صدد تسخير آتن برآيد. در اين لشكر‌كشي برُّي و بحري نيروي دريايي ايران ، بنا به روايت هرودوت ،گرفتار طوفان شد و سيصد كشتي ايران در نزديكي شبه جزيرة « اتوس »Athos در هم شكست. در ضمن بعضي از شهرهاي يونان از داريوش قبول تابعيت كردند ولي آتني‌ها و اسپارتي‌ها فرستادگان داريوش را كشتند و اين عمل ناجوانمردانه شاهنشاه ايران را خشمناكتر ساخت و در سال 490 ق.م. درصدد سركوبي دو شهر آتن و اسپارت برآمد و سپاه ديگري به فرماندهي داتيس از مردم ماد به يونان اعزام داشت ولي در نتيجة جنگي كه در دشت ماراتن Marathon به فاصله سي كيلومتري شمال آتن رخ داد سپاه يكصد هزار نفري ايران با دادن ، بقول هرودوت ، شش‌هزار و چهارصد كشته در مقابل سپاه ده هزار نفري آتن [9] با دادن دويست كشته شكست خورد.

 هرودوت مي‌گويد كه داريوش سخت در خشم شد و در مقام جبران اين شكست برآمد و مصمم گرديد شخصاً فرماندهي سپاه عظيمي را براي تسخير شهر آتن به‌عهده بگيرد. ولي چند سالي گرفتار خاموش كردن اغتشاش در مصر و نقاط ديگر كشور بود و توفيق انجام دادن اين مهم برايش حاصل نشد و در سال485ق.م. از جهان برفت و پسرش خشايارشا بر اريكه شاهنشاهي نشست. خشايارشا پس از چند سالي كه خود را در مقام سلطنت مستقر ساخت به فراهم آوردن سپاه عظيمي براي عزيمت به آتن پرداخت. هرودوت تعداد سربازان اين سپاه را به دوميليون و سيصد و ده هزار نفر تخمين زده‌است كه مسلماً گزافه اي آشكار است و مورخان و محققان جهان با مطالعة اوضاع و احوال آن زمان بنابر استنباط خود دربارة تعداد سپاه خشايارشا هر يك تخميني زده اند كه از80 هزار نفر شروع و به پنج ميليون نفر ختم مي‌شود.

 سپاه ايران به فرماندهي خشايارشا از پلي كه به فرمان او با كشتي بر روي تنگه«هلس پونت»Hellespont (داردانل امروز) كشيده شد گذشت و در سال480ق.م. به سرزمين تراكيه قدم نهاد و اسكندر شاهزادة مقدوني كه دست نشانده و در حمايت شاهنشاه ايران بود براي عرض خدمت به سپاه ايران پيوست. خشايارشا سپاه خود را در«ترما»Therma (شهر سالونيكSalonika) براي تنظيم و سرشماري استراحت داد.

 سپس از اراضي تراكيه گذشت و در تنگة« ترموپيل »Thermopylea كه در طولش تقريباً سه كيلومتر و پهنايش در نقاطي به اندازة عبور يك ارابه است با سپاه اسپارت به سركردگي« لئونيداس »Leonidas اسپارتي روبه‌رو گرديد. سپاه يونان به‌كلي مضمحل شد و همة مدافعان از پا درآمدند و ايرانيان با عبور از اين تنگه به سمت شهر آتن سرازير شدند و شهر مزبور را مسخر كردند و سكنة يونان به كشتي‌هاي خود درتنگة« سالاميس » Salamis پناه بردند. اما نيروي دريايي ايران كه پانزده روز ديرتر از«ترما» حركت كرده بود در بين راه بنا به روايت هرودوت يوناني گرفتار طوفاني شديد كه سه روز طول كشيده‌شد و باز به روايت همين مورخ سيصد كشتي نيروي دريايي ايران طعمة امواج خروشان دريا شد. با اين وصف نيروي دريايي دو طرف يك برخورد نسبتاً كوچك با يكديگر داشتند كه در پايان آن نيروي دريايي يونان صلاح ديد عقب‌نشيني كند. بالاخره بين دو نيروي دريايي در تنگة« سالاميس » پيكار سختي درگرفت و بنابر آنچه هرودوت مي‌گويد نيروي دريايي ايران با وجود اينكه هنوز قدرتش دو برابر نيروي دريايي يونان بود شكست خورد و عقب‌نشيني كرد.

خشايارشا قسمتي از سپاه خود را به فرماندهي مردونيه در يونان باقي گذاشت و خود عازم ايران شد و مردونيه مأموريت يافت كه فتح يونان را تمام كند. مردونيه زمستان را در منطقة « تسالي »Thesaly گذرانيد و در بهار سال 477 ق.م. بار ديگر به آتن حمله برد و آن شهر را مجدداً گرفت ولي يونانيان سپاهي به تعداد يكصد‌هزار نفر جمع‌آوري كردند و در دشت « پلاته »Platoea  در مقابل سپاه ايران ايستادگي كردند و با كشته‌شدن مردونيه فرمانده كل سپاه و سركرده سپاه جاويدان ، نظام لشكريان ايراني از هم گسيخته شد وسپاهيان روبه هزيمت نهادند.

 اين بود شرح مجملي از جنگهاي بين ايران و يونان كه از سال 512 ق.م. تا 477 ق.م. در جريان بوده‌است وعلاقمندان به كسب اطلاع بيشتر مي‌توانند در درجة اول به تاريخ ايران باستان تأليف مرحوم مشيرالدوله و در درجة دوم به تاريخ ايران به قلم « سرپرسي سايكس »Sir Percy Sykes و تاريخ هرودوت ترجمة آقاي دكتر هادي هدايتي و كتاب تمدنهاي قديمAncient Civilizations نوشتة « مكنزي »Mackenzie  و جنگهاي بزرگ ايران The great Persian War به قلم « گرندي »Grundy و دهها كتاب تاريخ ديگر كه مورخان مختلف هر يك با سليقه و عقيدة خاص خود اين جنگها را در آن بررسي كرده‌اند مراجعه كنند. [10]

تآتر اپيدورس

از آنجا كه هرودوت سي چهل سال بعد از پايان يافتن اين جنگها مي‌زيسته‌است آنچه نوشته به احتمال قوي شايعاتي بوده كه از اين وآن مي‌شنيده‌است و لذا آنچه نقل مي‌كند با مبالغه همراه است وگاهي گزافه‌گوئي را به حد اعلا رسانيده و مخصوصاً چون مدتي در شهر آتن بسر مي‌برده و نوشته‌هاي خود را در مجامع عمومي قرائت مي‌كرده براي خوش‌آمد مردم آن شهر دامنة مبالغه را وسيع‌تر ساخته‌است.

 اينك برگرديم به موضوع اصلي كه نمايشنامه ايرانيان است. گفته شد كه «اسخيلوس» در سال 525 ق.م. به دنيا آمد پس در سال 512 كه داريوش بزرگ سپاه خود را نخستين‌بار به خاك يونان پياده كرد كودكي بوده‌است 13 ساله و از اين تاريخ به بعد يعني در تمام دورة جواني رابطة بين ايران و يونان كم‌وبيش در حال وخامت بوده‌است. موقعي كه مردم ايوني در آسياي صغير قيام كردند و به شورش برخاستند « اسخيلوس » بيست‌و‌شش سال داشته و در جنگ « ماراتون » هم مردي بوده است سي‌وپنج ساله وده سال از آغاز نمايشنامه‌نويسي‌اش مي‌گذشته‌است و بنابر مداركي كه در تماشاخانة «ديونيزوس»3    Dionysusيافته‌اند در جنگ مزبور خود و برادرش هر دو شركت داشته‌اند.

 

“پاورقي‌ها“

1-Oratorio يك قطعة مفصل موسيقي است كه براي خوانندگان تك وجمعي بهمراهي اركستر نوشته ميشود وموضوعش مطالب مذهبي واخلاقي است وبشيوة نقلي بيان ميشود وگاهگاه بصورت مكالمه درمي‌آيد وشكل نمايش توأم با موسيقي بخود ميگيرد بدون اينكه صحنه آرايي وحركت ولباس مخصوص نمايش در آن بكاررود. نمونه‌هاي معروف از مصنّفان بزرگ موسيقي جهان است كه در مورد مقتضي ذكر خواهم كرد.

2- كورش كبير در سال 530 يا 529 پيش از ميلاد در جنگ با سكاها كشته شد ولذا در مدت تقريباً بيست سال يعني از 550ق.م. كه تاريخ تقريبي سقوط سارد پايتخت ليدي در سال 546 وسقوط بابل در سال 538ق.م. اتفاق افتاده است.

3- تماشاخانه بزرگي كه خرابه‌هاي آن دردامنه تپه «اكروپل»Acropolis ديده ميشود. اين تئاتر كه در سال 330 پيش از ميلاد ساخته شده بجاي تئاتر قديمي ديگري كه آثار «اسخيلوس» رانخستين بار در آن بازي ميكردند بنا شده است.