پوركريم، هوشنگ. "جامه‌ها و هنرهاي عاميانه در اينچه‌بورون". دوره 7، ش 79 (ارديبهشت ، 41-ص52 :(48تصوير، طرح.  

 

خلاصه: شرحي بر جامه‌ها و هنرهاي عاميانه در اينچه‌بورون شامل لباس زنان ، جامه‌مردان ، قالي‌بافي ، نمدبافي ،‌ سوزن‌دوزي ، اطلاعاتي درباره لوازم و مواد مورد نياز و شيوه قالي‌بافي.

با هم‌ميهنان خود آشنا شويم

جامه‌ها وهنرهاي عاميانه در اينچه‌بورون

هوشنگ پوركريم

در مقالة حاضر ، به‌دنبال مطالبي كه تاكنون از تركمنهاي ايران و دهكدة تركمن‌نشين« اينچه بورون ince burun » خوانده‌ايم ، توصيف جامه‌ها و زيورهاي زنان اينچهبوروني را مطالعه مي‌كنيم و نيز توصيف جامه‌هاي مردان را. بعد هم ، در همين مقاله ، وصف هنرهاي عاميانة اينچه‌بوروني‌ها را مي‌خوانيم و به نقش‌ونگار قاليچه‌ها و نمدهاشان نيز مي‌پردازيم.

جامه‌هاي زنان اينچه‌بوروني مانند جامه‌هاي همة زنان تركمن از جامه‌هاي مردان گيراتر است و زيباتر. زن اينچه‌بوروني هم بايد به كارهاي سخت خانه و زندگي برسد و هم به سر و ريخت خودش تا از شكل و قيافه نيفتد. مثلاً بايد به سختي نمد بمالد و خانه يا آلاچيق را روفت و روب كند و در دود و دم تنور نان ببندد . . . و ضمناً از پيرايش و آرايش خود و جامه‌ها و زيورهايش هم غافل نشود. اين هر دو جنبه ، براي شوهرش و فرزند يا فرزندانش به راستي موهبتي شده‌است. پيراهن دختران و زنان از پارچة گلداري است كه از شهر و يا از دكاندارهاي اينچه‌برون مي‌خرند و خودشان مي‌دوزند. اين پيراهن را كه دامن گشاد و درازي دارد و به گويش خودشان « كوينك koynak » مي‌نامند و آنرا چه در زمستان و چه در تابستان به تن مي‌كنند با اين تفاوت كه زمستانها بر روي آن بالاپوشي هم مي‌پوشانند. يقة اين پيراهن تا زير پستان باز مي‌شود كه تا در وقت شيردادن كودكان در مضيقه نباشند. و البته در شرايط معمولي با قلابدوزي دو طرفش از بالا به وسيلة [41] « گل يقه » بسته مي‌ماند.

 

مردان در فصل زمستان معمولاً پوستين مي‌پوشند.

يك زوج اينچه‌بروني با جامه‌هاي معمول در « اينچه‌برون ».

حاشية اين يقه و نيز حاشية سرآستين‌ها را با نقشهاي ظريف و ساده‌اي سوزن‌دوزي مي‌كنند. آستين پيراهن چندان بلند و تنگ نيست. ولي دامن پيراهن ، بر روي شلوار ، تا پائين‌تر از زانوها مي‌رسد. آنقدر كه نقش‌ونگارهاي زيباي سوزن‌دوزي شده در محل مچهاي شلوارشان پيدا باشد. شلوار زنانه كه به گويش خودشان آن را « بَلَقْ balaq » مي‌نامند دوخت و دوز مفصلي لازم دارد. بالاي شلوار را تا زانوها از پارچة ارزان و ساده‌اي خيلي گشاد و ليفه‌دار و خشتك آن را از پارچة نقشين محكمي مي‌دوزند. بعد هم از زانو به پائين را با پارچة آستردوزي شده‌ئي درست مي‌كنند كه دوام بياورد. همين قسمت شلوار كه در محل زانو خيلي گشاد و در محل ساق‌پا تنگ مي‌شود بايد به پارچه آستردار سوزن‌دوزي شده‌ئي وصل شود كه در محل مچ پا قرار مي‌گيرد و شرح آن را با آن همه نقش‌ونگارهاي كوچك به قلم نمي‌توان آورد بايد تصوير يا طرحش را ضميمه كرد. اين‌قدر بدانيم كه زنان تركمن به اين قسمت از شلوار كه مچ‌پاهايشان را مي‌پوشاند به سختي دلبستگي نشان مي‌دهند و هر روز غالباً يكي دو ساعت را به سوزن‌دوزي اين نقش‌ونگارهاي زيبا مي‌گذرانند.

 نقش‌هاي سوزن‌دوزي را در كلاه دختربچه‌ها هم به كار مي‌برند. اين كلاه‌ها را دختران تا وقتي كه هنوز شوهر نكرده‌اند بر سر مي‌نهند و موهاي آنان از زير اين كلاه كه «بُرُْك borok » مي‌نامند با چهار رشته گيسو در جلو شانه و روي سينه آويخته مي‌شود. همين دختران وقتي كه عروسي مي‌كنند كلاه را از سر مي‌گيرند و در ازاء آن يك پيشاني‌بند بر سر مي‌نهند كه از پارچة سرخ و گلداري به اندازة سرشان مي‌دوزند و برروي روسري نقش‌داري به‌نام «پْوپك يالق pupek yâleq» به سر مي‌نهند و گيسوها را به پشت سر مي‌اندازند و همان پشت با « آسخ  âsex» و « مونجوق – munjuq » مهار مي‌كنند كه از زينت‌هاي زنانه است.

زنان ، پارچة پيشاني‌بند خودشان را كه به گويش تركمني « آلانگي  âllângi» مي‌نامند ، مانند تازه عروسان نمي‌دوزند. بلكه ، به دور سر و بر روي « پوپك يالق » مي‌پيچند و گره مي‌زنند. وقتي كه بخواهند به شهر يا به مهماني و عروسي بروند ، علاوه بر « پوپك يالق » و« آلانگي » ، روسري‌هاي گرانقيمتي به نام « چارقد cârqad » يه سر مي‌اندازند كه گاهي بيش از صد تومان مي‌خرند. اين روسري‌ها ، كه با ريشه‌هاي آويخته‌اش تا ساق پاها هم مي‌رسد ، چهار‌گوشه است ، [42] با درازا و پهناي كم‌و‌بيش يك متر و نيم. ولي زنان وقتي كه مي‌خواهند آنرا به سر بگذارند از وسط تا مي‌كنند كه مانند لچك سه‌گوشه مي‌شود.

ير روي اين چارقدها و در رنگ زمينة آبي يا سبز آنها نقش گلهاي سرخ و زرد به نحو مطلوبي برجسته و طبيعي جلوه مي‌كند. وقتي گروهي از زنان تركمن در راهي ديده مي‌شوند كه اين روسريهاي خوش‌رنگ و گل را بر سر دارند ، با حركات سر و تن آنان و با حركات اين روسري‌ها چنين توهم مي‌شود كه گل‌ها به رقص آمده‌اند يا گوشه‌ئي از يك گلستان واقعي به حركت افتاده است.هر رهگذري در لذت مشاهدة آن رنگ و گل‌ها ناگزير به تماشا مي‌ايستد تا چشم و دل را سير كند. به راستي،براي مردمي كه در صحراها زيسته‌اند ، مردمي كه گلي را بر شاخه‌ئي ، يا نهالي را در باغچه‌ئي كمتر مي‌ديدند ، مشاهدة اين گل‌ها بر سر و جان گل‌هاي واقعي زندگي خودشان چه لذت‌بخش است: بي‌جهت نيست كه مردان تركمن بهترين زيور‌ها را براي زنانشان مي‌ستانند تا زيبائي پر منزلت آنها باز هم بيفزايد. گاهي به جاي اين روسري‌‌ها ، چادرشبهائي بر سر مي‌نهند كه همان اندازه گرانقيمت است ، ولي به همان اندازه زيبا نيست. نقش اين چادرشبها شطرنجي و رنگهايش ، آبي ، سرخ ، سبز و زرد است. عروس‌ها را هم وقتي كه به خانه داماد مي‌برند ، [43]  معمولاً با همين چادرشبها مي‌پوشانند كه به گويش خودشان « چَشُ caço» مي‌نامند1 .[44]

 در زمستان وقتي كه زنان مي‌خواهند به مهماني يا به عروسي بروند بر روي پيراهن و در زير چادرشب بالاپوشي به تن مي‌كنند كه از مخمل سبز يا آبي تند رنگ و با آسترچيت گلدار مي‌دوزند. اين بالاپوش كه به گويش خودشان« چَوِدْ  caved» ناميده مي‌شود آستين كوتاهي دارد كه حتي به آرنج هم نمي‌رسد. ولي دور آستين و روي دامنش را هر قدر كه داشته باشند سكَّه‌دوزي مي‌كنند. سكه‌هاي نقره قديمي كه حكَّام به نام و نشان خود ضرب كرده بودند. وقتي « چود » سكه‌دوزي شدة يك زن تركمن را مي‌بينيم ، انگار كه در يك موزه باستان‌شناسي به مشاهدة غرفه سكه‌ها رفته‌ايم. آن‌همه نام از خان و سلطان و دارالخلافه بر دامن يك «چَوِدْ». زنان وقتي آبستن باشند ، يا وقتي كه تازه از آبستني فراغت يافته باشند ، يا هر وقت كه كارشان سنگين بشود ، ير روي پيراهن و دور كمر شال سياهي مي‌بندند كه به گويش خودشان « قوشق qoçeq » مي‌نامند. اين شال دوسه متر درازا دارد و چند دور به گرد كمرشان حلقه مي‌شود. اين را هم بدانيم كه زنان اينچه‌بوروني هر قدر به سر و تن لباس مي‌پوشانند از كفش و جوراب غفلت مي‌كنند. مگر وقتي كه به عروسي مي‌روند يا به سالي يكي دوبار در پي كاري مي‌خواهند به « گنبدكاووس » بروند كفش به پا مي‌كنند. از همين كفش‌هاي چرمي يا لاستيكي معمول در شهر كه خودشان «كَ اُ ش kaoç» مي‌نامند.

زن ايچه‌بوروني « يالق »  به سر دارد و روي پيراهن « چود » پوشيده است . آستين سكه‌دوزي شده چود در تصوير پيدا است

زنان اينچه‌بوروني به كلاه نوزادان سكه مي‌دوزند و هر وقت كه به مهماني مي‌روند علاوه بر «يالق» روسري بزرگ ديگري هم به سر مي‌نهند كه آن را «چُشُ» مي‌نامند.

«آسخ» زيوري است كه نوعروسان در پشت سر به گيسو مي‌آويزند

« آلانگي » را روي يالق و دورسر مي‌پيچند.

گل يقه ، و انواع گردنبندها ضروري‌ترين زينت هر زن اينچه‌بوروني است.

زنان وقتي كه غريبه‌اي به آنان مي‌رسد يا وقتي كه در نزد مردان و سرپرستان محترم خانواده هستند. در تصوير قسمتي از نقوش روسري گران‌قيمتي كه آن را چارقد مي‌نامند پيداست.

 

جامة مردان:

براي مردان اينچه‌بوروني ، از جامه‌هاي تركمني ، كلاه پوستين باقي مانده‌است و بالاپوش پوستين ؛ وگرنه پيراهن و كت‌وشلوارشان همان است كه مردم شهرها مي‌پوشند. چرا ، در زمستان‌ها چاروقي به پا مي‌كنند ، از پوست گاو يا شتر. يك جفت پا پيچ پشمي سفيد هم در زيرش به دور پا مي‌پيچند كه زنانشان مي‌بافند و نامش « دُلاق dolâq » يا « دُلاخ dolâx» است. پهناي « دلاق » ده دوازده سانتيمتر و درازايش به يك متر مي‌رسد. مردان اينچه‌بوروني چاروق را خودشان درست مي‌كنند. با يك تكه چرم شتر يا گاو كه به اندازه مي‌برند و نيم‌ساعتي در آب مي‌گذارند تا خيس بخورد و نرم بشود. بعد هم دورش را سوراخ مي‌كنند و پنجه‌اش را با باريكه ئي كه از همان چرم بريده‌اند درز مي‌گيرند. چاروق را وقتي كه به پا مي‌كنند با ريسماني پشمي به دور پا مي‌بندند. شرح چاروق را به قلم نمي‌شود آورد بايد تصويرش را ديد كه خيلي هم به چاروق‌هاي مازندراني‌ها شباهت دارد. همان شباهتي كه از نامش هم پيداست. چاروق را در روزهاي باراني به پا مي‌كند ، يا روزهائي كه بايد براي آبياري و جوي‌كني بروند وگرنه كفش معمولي آنها همان است كه از شهر مي‌خرند.

يك نوع كفش ديگري هم دارند به نام « يلكن – yalkan » كه تابستان‌ها مي‌پوشند. كفش نيست ، يك تكه چرم شتر يا يك تكه لاستيك است به سه تا سوراخ ، يكي در پنجه و دو تا در پهلوها و چند تكه ريسمان كه به آن سوراخ‌ها بند كرده‌اند ، اينقدر كه « يلكن » را زير پا نگهدارد. اين را هم بايد تصوير داد. شرحش را نوشتن نه مقدور است و نه مطلوب. اينك بپردازيم به پوستين كه روپوش زمستاني مردان است و از پوست مي‌سازند ؛ پوست گوسفند يا پوست بَّره. آستينش تنگ و دراز و دامنش تا زير زانوها مي‌رسد. در جلو پوستين دگمه و يا قلاب نيست ، ناچار وقتي كه مي‌پوشند با دو دست جلوي دامنش را مي‌گيرند تا از هم باز نشود. اما هر وقت كه مي‌خواهند به كاري مشغول بشوند ، يا بر اسب بنشينند ، روي پوستين و دور كمر را با شال مي‌بندند. نام پوستين به گويش تركمني « اُوچمكْ ucmak » يا « ايچمك icmak » است و اگر آن را از پوست بَّره بدوزند « سليكَم اُوچمك salikma ucmak  » مي‌تامند.

 پوستين‌دوزي به عهدة زنان است. آنها براي دوختن هر پوستين ، بايد پنج شش پوست گوسفند يا هفت هشت پوست بَّره را به عمل بياورند. به اين ترتيب كه پوست را وقتي از تن حيوان كنده شد مي‌شورند و رويش را ( آن طرف كه چرم مي‌شود ) آرد جو و نمك و دوغ مي‌ريزند و مي‌گذارند شش هفت روز در آفتاب بماند و خشك بشود. بعدهم با خشت و آجر مي‌مالند [45] و وقتي كه آن را تكاندند كمي پوست انار سائيده شده و رنگ قرمز به رويش مي‌ريزند و آب مي‌پاشند و يك روز ديگر هم مي‌گذارند بماند. آن وقت پوست را با دست مي‌مالند تا نرم بشود و به عمل بيايد. رنگ اين پوست‌ها معمولاً زرد ليموئي است. وقتي كه دوخته شود و به تن بنشيند نور و گرمي خاصي دارد كه در آن هواي زمستان با آن كلاه و آن اسب و آن صحرا يك تركيب كامل تركمني مي‌سازد ، در صورتيكه دورنماي چند آلاچيق هم ديده شود. زيرا با آن تصوراتي كه اينك از آلاچيق داريم اين تركيب را بهتر احساس خواهيم كرد.

هنرهاي عاميانه

هنر زن تركمن ، قالي‌بافي ،  نمدمالي ، سوزن‌دوزي ، خورجين و گليم‌بافي است. از اين هنرها ، قالي‌بافي در اقتصاد خانواده نقش مهمي دارد. به همين علت در بيشتر خانه‌ها يا آلاچيق‌هاي « اينچه‌بورون » ، يك دستگاه قالي‌بافي ديده مي‌شود كه زن يا دختران خانواده با آن به قالي‌بافي مشغولند. دستگاه‌هاي قالي‌بافي در « اينچه‌بورون » ، مانند جاهاي ديگر تركمن‌صحرا به وضع افقي در كف اتاق يا آلاچيق كار گذارده شده‌است. هر دستگاه شامل چند تير و تخته است كه به راحتي مي‌توانند آنها را برچينند و در موقع لزوم كار بگذارند. دستگاههاي قاليچه‌بافي معمولاً بيشتر از دوسه متر عرض و طول ندارد. قاليچه‌هائي كه با اين دستگاه‌ها بافته مي‌شود نيز معمولاً يك متر و چند سانتيمتر عرض و اندكي بيشتر از يك متر و نيم طول دارد. براي بافتن اين چنين قاليچه‌هائي بايد دو يا چند بافنده ، بيش از چند ماه وقت صرف بكنند و هر روز تا پاسي از شب به بافتن مشغول باشند.

واحد اندازه گيري تركمنها و از جمله اينچه‌بوروني‌ها براي بافتني‌ها « اَياق ayaq » است كه در حدود سي سانتيمتر طول دارد2 و قالي‌ها و قاليچه‌هاي خود را در وقت خريد و فروش با آن واحد اندازه‌گيري مي‌كنند. مثلاً ، قاليچه‌اي را كه صدوپنجاه‌و‌هشت سانتيمتر طول و صدوسه سانتيمتر عرض داشته باشد ، شانزده « اياق » مي‌دانند و قاليچه‌هاي ريز‌بافت و مرغوب را اياقي  بيست‌و‌پنج تا سي‌و‌چند تومان خريد و فروش مي‌كنند. نخي را كه براي تار قالي مصرف مي‌كند و « اِرش erc » مي‌نامند از شهر مي‌خرند. ولي پشم قالي را كه كره‌هاي قالي با آن بافته مي‌شود ، خودشان از پشم گوسفند‌هاشان مي‌ريسند و رنگ مي‌كنند. پشم را پيش از آن كه بريسند ، ابتدا مي‌شويند و بعد از خشك كردن ، با « يُون دَرَق - yun daraq » شانه مي‌كنند كه پايه‌ئي چوبي و شانه‌اي آهني دارد. پشم شانه شده را با دوك ساده‌اي مي‌ريسند كه آن را « ايك ik » مي‌نامند. شانه كردن و ريسيدن پشم معمولاً از [46] كارهاي زنان سالمند است. ولي بافتن قاليچه در عهدة زنان جوان و دختران است كه چشماني حسَّاسس و انگشتاني باريك و ظريف دارند.

 رنگهائي كه در قاليچه‌ها بكار مي‌برند معمولاً از چند رنگ ساده و محدود تجاوز نمي‌كند. رنگ سرخ را « نارِنج - narenj » ، رنگ نارنجي را « ساري - sari » ( زرد ) ، رنگ سبز را ، « ياشِل - yacel » ، و رنگ آبي سير ( سرمه‌اي ) را « گوك - gowk » مي‌نامند. از اين رنگها ، رنگ سرخ را بيش از رنگهاي ديگر به كار مي‌برند و معمولاً زمينة قالي يا قاليچه را با رنگ سرخ مي بافند . نقش قاليچه‌ها ، هندسي و محدود و معدود و تكراري است. به‌نظر مي‌رسد كه يكي از علل زيبائي قاليچة تركمني ، معدود بودن نقشها و هندسي بودن آنها و نيز معدود بودن رنگ‌ها باشد. نقش‌هائي كه در حاشيه بكار برده مي‌شود ، از نقش‌هاي متن قاليچه متمايز است. اساس نقش‌بندي و تركيب نقوش در قاليچه‌ها يا قالي‌هاي تركمني با آنچه در مناطق ديگر ايران معمول است كاملاً تفاوت دارد. در كاشان يا اصفهان و كرمان و نيز در مناطق ديگر ايران كه قالي‌بافي دارند ، در قسمت وسط قالي يا قاليچه معمولاً « ترنج » نقش مي‌كنند و دوروبر اين نقش مركزي را با گل و بوته‌ها و نقوش « اسليمي » و « ختائي » مي‌پوشانند و در چهارگوشة متن نيز نقشهاي « ربع ترنج » يا لچك « بكار » مي‌برند و همة اين متن را با يك يا چند حاشية داراي نقوش مكرر محدود مي‌كنند3 . ولي در قاليچه يا قالي‌هاي تركمني  [47] با وجودي كه حاشيه‌بندي مراعات مي‌شود ، تركيب نقوش متن اساساً با آنچه كه توصيف شد تفاوت مي‌كند.

 

 

طرح يكي از دستگاههاي قاليچه‌بافي اينچه‌بوروني‌ها كه با دستگاههاي قاليچه‌بافي تركمنهاي ديگر ايران كاملاً مشابه است. نام‌هاي تركمني اجزاء و قسمتهاي مختلف آن ضبط شده‌است:( كه در زير نام آنها ذكر شده‌است  ) 

تصوير يكي از دستگاههاي قاليچه‌بافي اينچه‌بوروني‌ها

نوعي كفش كه از چرم شتر يا از لاستيك مي‌سازند وآن را يلكن مي‌نامند.

مردان در فصل زمستان  معمولاُ پوستين مي‏‌پوشند.

1-   1- قازق.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .   .  .  .  .qâzeq

2-   2- اووُنَّكي كسليك  .  .  .  .   .evunakki kesalik

3-    سرتنَّكي كسليك.  .  .  ser tenakki kesalik

4-    كوجُ اوترنج.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . kujo utaranj

5-    تخته.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . .  .  .taxta 

6-    ارش (تار) .  .  .  .  .  .   .   .   .   .  .   .   .   .   .  .  erç

7-    باسلق.  .  .   .   .  .  .   .   .  .  .   .  .  .  .  .  .bâsleq 

8-    درتي.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .   .darti  

9-    درت قچ.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .   .  .   .dart qec

10-انو اوچ.  .  .  .  .   .  .   .   .  .  .  .  .  .  .  .   .anu uc

11-انو اوچ قازق.  .  .  .  .  .  .  .  .   .anu ucqâzeq

12-درق.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .   .  .  . . .daraq

13-سنّي.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .senni

14-كسر.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . .  .kesar

15-يمق.  .  .   .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . .  .yemaq

تركمن‌ها و از جمله اينچه‌بوروني‌ها نقش مركزي مشخصي در متن قالي يا قاليچه‌هاشان بكار نمي‌برند و نيز براي چهارگوشة متن نقوشي متمايز از نقش‌هاي ديگر متن نمي‌شناسند. آنها سراسر متن را با نقش‌هاي هندسي منظم و مكرر مي‌پوشانند ، بي‌آنكه براي قسمتي از متن رجحاني نسبت به قسمتهاي ديگر قائل بشوند. براي نقش‌ها نامهائي مي‌شناسند كه بعضي از آن نامها معني دارد. « قُچ qoc » ( قوچ ) ،« اَلِم alem »،« آلِجَ âleja » ( خط و خال‌دار ) ، « قوش quç » ( نوعي باز ) ، « شِلْفَ  4çelfa»   . . . و عموماً همه اين نامها را با افزودن كلمة « گُل » به‌كار مي‌برند. مانند: « آلِجْ گل » ، « شِلفُ گُل » و . . . 5 . [48]

دَرَق daraq شانه قالي بافي.

نمدمالي از قالي‌بافي كمتر معمول است و عموماً آن را براي استفادة خود تهيه مي‌كنند. ولي شور و حالي كه در نمدمالي به كار مي‌رود به مراتب بيشتر از قاليچه‌بافي است. زني كه قصد داشته باشد براي خانه يا آلاچيق خود نمدي تهيه كند ، پس از فراهم آوردن پشم ، زنان همسايه را خبر مي‌كند تا در روزي كه نمدمالي دارد به كمك او بيايند. يكي از زنان پشم را با تركه‌ئي حَّلاجي مي‌كند و زنان ديگر در اتاقي گردهم مي‌نشينند و پشم‌هاي حَّلاجي‌شده را ، ضمن گفتگو ، تكّه‌تكّه بر روي يك قطعه « قاميش » پهن مي‌كنند. بعد هم ، براي آن كه نمد نقش‌دار باشد ، پشمهاي رنگين را با طرح‌هاي گوناگون بر روي زمينة اصلي آن مي‌چينند. در اين كار ، همة زنان ، چنان ذوق و شوقي نشان مي‌دهند كه صاحب نمد در آن ميان شناخته نمي‌شود.

قاليچه تركمني و مقايسه تركيب‌بندي نقوش آن با طرح اساسي يك قاليچة لچك ترنج از كاشان.

بعد از اين كه يك روي نمد را با پشم‌هاي رنگين نقش كردند ، آن را با همان قاميش به دور خود لوله مي‌كنند و دورش را با ريسماني محكم مي‌پيچند تا در وقت مالاندن باز نشود. آن وقت اين لوله را به حياط مي‌برند و چند سطل آب روي آن مي‌ريزند تا همة پشم‌ها كاملاً خيس بشود. براي آن كه لوله نمد را بمالند در جائي از حياط كمي كاه پهن مي‌كنند و چهار نفر آن را روي كاه‌ها با دو قطعه ريسمان بلند كه در دو سر لوله پيچانده‌اند مي‌مالند. گاهي هم پسران جواني كه نمدمالي از آنان ساخته است ، به زنان كمك مي‌كنند.

بعد از آن كه يكي دو ساعت لوله نمد را ماليدند ، دوباره آن را به اتاق يا ايوان مي‌برند و لوله را باز مي‌كنند و روي ديگر نمد را هم نقش مي‌اندازند و بر جاهائي كه نازك شده‌است چند تكَّه پشم مي‌افزايند و دوباره نمد را با همان قاميش مي‌پيچند و باز هم به حياط مي‌برند و يكي دو ساعت ديگر آن را مي‌مالند. آن وقت لوله را باز مي‌كنند و اين‌بار نمد را جدا از قاميش به دور خود مي‌پيچند و در حالي كه يكي از زنان گهگاه بر روي نمد آب مي‌پاشد ، بقية زنان نمد را با دستهايشان مي‌مالند. با وجودي كه نمدمالي كار پر زحمت و خسته‌كننده‌ئي است ، معهذا چون زنان با كمك هم و همراه با خوشمزگي‌ها و صحبتهاي زنانة خود به آن مشغول مي‌شوند ، خستگي كارشان را به مراتب كمتر احساس مي‌كنند. نقش نمدها برخلاف نقش قاليچه‌ها خطوط منحني دارد. براي نقشهاي نمد هم نام‌هائي مي‌شناسند:« ديَي گُزِ –  diya goz» (چشم شتري) ، « قُچ » ( قوچ ) ، « ساري چييُن – [49] sâri ciyan » (عقرب زرد) ، «تيرانا tirânâ» (نام نوعي ماهي) . . .

نقش « قوچ » به شكل‌هائي بيش از نقشهاي ديگر در هنرهاي عاميانة اينچه‌بوروني‌ها بكار برده مي‌شود.6

قسمتي از نقش‌ونگارهاي يك قالي كه در اينچه‌بورون بافته شده است

سجاده قالي‌بافت اثر ديگري از بافنده‌هاي اينچه بروني.

نقوش عاميانه خورجيني كه در اينچه‌بورون بافته شده‌است.

نقشي در يك سجاده نمدي.

آرتمخ – وسيله‌اي كه پوستين و بافتني‌ها را در آن جاي مي‌دهند و نيز هم‌چون پشتي براي تكيه دادن هم به كارشان مي‌آيد

دو نمد با نقش شاخ قوچي.

عرق‌چين كودكان و مچ شلوار زنانه را سوزن‌دوزي مي‌كند.

در گليم‌ها و خورجين‌ها و نيز در سوزن‌دوزي‌ها هم نظير همين نقش‌ها تكرار شده‌است. سوزن‌دوزي عمده‌ترين مشغوليَّت زنان و دختران اينچه‌بوروني است. نقش‌هائي كه آنان با نخ‌هاي رنگين بر عرقچين‌هاي كودكان و بر مچ شلوارهاي خود با حال و حوصله و دقَّت زياد سوزن‌دوزي مي‌كنند بسيار ظريف و زيباست. [50]

 

 

“پاورقي‌ها“

1-     واژه « چَش caço » كاملاً فارسي است و مخفف « چادرشب »: (چَ = چادر ، شُ= شب). چادرشب‌ها را زنان طايفة «گوكلن» در كارگاه‌هاي كوچك بافندگي از نخهاي ابريشمي مي‌بافند كه با واسطة دكانداران ده و شهر در دسترس تركمنهاي دشت گرگان قرار مي‌گيرد. پرورش كرم ابريشم و عمل آوردن ابريشم از كارهاي عمدة زنان «گوكلن» است كه در دهكده‌هاي كوهستاني منطقة «گوكلن» بسر مي‌برند. دربارة پرورش كرم ابريشم و ابريشم بافي گوكلنها مطالبي در چهارمين مقالة « تركمنهاي ايران » نوشته شد كه در شمارة شصت‌وسوم «هنر ومردم» به طبع رسيده است.

2-     « اياق » به تركمني معني « پا » را دارد كه مقدار آن با « فوت » ( پا )ي انگليسي كه 48/30 سانتيمتر برابري دارد.

3-     البته در قالي‌هاي ايراني ، غير از اين نوع نقش‌بندي كه به « لَچك ترنج » معروف است ، نقش‌هاي « هراتي » ، « بوته‌اي » ، « بيد مجنوني » ، « شاه عباسي » ، « نقش جوشقاني » و نيز نقشهاي ديگري هم معمول است. ولي در همة اين نوع نقش‌بندي‌ها ، در قسمت مركزي متن ،  نقشي متمايز از نقشهاي ديگر متن شناخته و بكار برده مي‌شود.

4-     قسمت عمدة اين نقش‌ونگارها ، همانطور كه در مقالة « تركمنهاي ايران – بررسي زمينه‌هاي اجتماعي » و در شمارة شصت‌ودوم « هنر‌ومردم » به طبع رسيده است ، از «تمغا» (نشان)ها و « اونقون » ( توتم )هائي اخذ شده است كه تركمانان تا قرون هفتم وهشتم هجري مي‌شناختند.

5-    لازم است يادآوري بشود كه بافنده‌هاي تركمن نقشه‌هاي قالي و قاليچه‌هاشان را پيش از بافندگي روي كاغذ ترسيم نمي‌كنند. ولي ضمن بافندگي ، محل آغاز و انجام هر نقشي را در زمينة قاليچه مي‌دانند و با مهارت بكار مي‌برند.

6-   «قوچ» و«شاخ قوچ» براي همة تركمنها و در قسمت عمده‌اي از آسياي ميانه نشانة قدرت شناخته شده است. نقش «شاخ قوچ» نه فقط در بافتني‌ها بلكه در سرستون چوبي خانه‌ها و نيز در سنگ قبرهاي تركمني هم آمده است. در اين مورد مراجعه شود به دومين و سومين مقاله راجع به «تركمنهاي ايران» در شماره‌هاي پنجاه‌ و شصت ودوم «هنر ومردم».