مجيدزاده، يوسف. "ايل زرزا". دوره 1، ش8 (خرداد42): 11-17، تصوير.

خلاصه:موضع جغرافيائي و اسامي دهات و آبادي‌هاي محل زندگي اين ايل آب‌وهوا، جمعيت، شكل سازماني ايل "زرزا"، طبقه‌بندي شغلي دراين ايل، تقسيم‌كار بين زن‌ومرد ـ پيشه و صنعت مردمان ايل نشين، توصيف كامل جامه مردان و پوشاك زنان ـ ابزاركاراين مردم،‌ دامداري و فرآورده‌هاي دامي،‌ دادوستد، توصيف چادرهاي مردم ايل.

 

 

ايل زر زا(1)

 يوسف مجيد زاده  

زير نظر دكتر صادق كيا استاد دانشگاه، مشاور عالي و رئيس اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه.

 

آنچه در اين گفتار از نظر خوانندگان مي‌گذرد خلاصه بخشي از بررسي‌هايي است كه بوسيله آقاي يوسف مجيد زاده در سال 1339 شمسي در سرزمين ايل زر زا انجام گرفته است.

در آن سال ايشان از طرف اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه كه موظف به بررسي در تمام شئون زندگي مادي و معنوي ملت ايران است سه ماه مأموريت يافت كه در رضائيه و مهاباد و اشنو و آبادي‌هاي پيرامون آنها به بررسي علمي در زندگي مردم بپردازد. اين مأموريت نخستين ماموريت علمی مشارأليه بود كه با موفقيت انجام پذيرفت و گذشته از يادداشتهاي فراوان توانست نمونه‌هاي هم از جامه‌هاي زنان و مردان و هنرهاي دستي و افزارهاي كار ايل زر زا را براي تكميل موزه مردم شناسي تهران با خود بهمراه بياورد.

 

ايل زر زا يكي از ايلات مغرب ايران است كه در اشنو يا اشنويه و آبادي‌هاي پيرامون آن مي‌نشينند.

اشنو و دهات و پيرامون آن بخشي از شهرستان نقده شمرده مي‌شود. آب و هواي آن سرد و كوهستاني است. آب اشنو از رودخانه اي است بنام اشنو كه از ميان بازار آبادي مي‌گذرد.

بخش اشنو 60 ده و نزديك 12920 تن جمعيت دارد. بزرگترين آبادي‌هاي اشنو دهات زير است:

سنگان (به گويش زرزا  « سنيگان» ) , نالوس , ناليوان ( به گويش زرزا «نليوان»)، نرزيوه، سرگز، پوش آباد، جاي شيران، گندويلا، حسن نوران، ده شمس بالا، ده شمس پائين، گرگ آباد.

مردمي كه در دهات اين بخش مي‌نشينند همه از ايل زر زا نيستند بلكه از اين مامش و ايل قادري نيز در آن دهات زندگي مي‌كنند و ايل زر زا فقط 3 هزار تن جمعيت دارد.

اكنون رئيس ايل زر زا شخصي است بنام «حاج موسي خان» كه 77 سال و 18 پسر و دختر 30 نوه پسري و دختري دارد.

رياست ايل موروثي و ويژه يك خانواده است. هر گاه رئيس ايل بميرد اگر مالكان و بزرگان ايل پسر بزرگ او را شايسته رياست بدانند او را به جاي پدرش براي رياست بر مي‌گزينند وگرنه يكي ديگر از پسران او و يا اگر پسر نداشته باشد يكي از برادر زاده‌ها و يا عموها و يا پسر عموهاي رئيس را براي رياست انتخاب مي كنند.

در زمانهاي پيش رئيس ايل فرمانرواي مطلق بود و هر چه مي خواست مي كرد اگرچه اقدامات او به كشتار و ويراني و بر باد رفتن خانواده‌ها مي‌انجاميد. از زمان پادشاهي رضا شاه قدرت رئيس ايل از ميان رفت و دولت و ارتش مانند جاهاي ديگر كشور در آنجا نظم و حفظ و اجراي قوانين را به عهده گرفتند و از رياست ايل فقط نام و عنوان و احترامات آن باز‌ماند. اينك رئيس ايل بي موافقت دولت و ارتش به كوچكترين كاري    [11]   دست نمي زند.

هنوز رئيس ايل اخلاقاً خود را موظف مي‌داند كه از افراد ايل در گرفتاري‌ها و كارهائي كه براي آنها پيش مي آيد پشتيباني نمايد، مثلاً اگر خرمن كسي آتش بگيرد، يا زياني به كسي برسد او خود را موظف مي داند كه به ياري آن كس بشتابد.

همچنين اگر كسي در اثر گناهي به زندان افتاد براي رهائيش تا آنجا كه بتواند كوشش مي‌نمايد. اين گونه وظايف كم نيست و رئيس بايد به هزينه خود به انجام دادن آنها بپردازد و افراد ايل اين گونه حمايت‌ها و وظايف را از او توقع دارند و مي‌خواهند.

ايل زر زا به دو دسته شهر نشين و ده نشين بخش مي شود. ده‌نشين‌ها بيشترند و همه آنها كشاورزند. شماره شهرنشين‌ها كمتر است و در اشنو زندگي مي‌كنند و به چهار طبقه زير بخش مي‌شوند:

1ـ خرده مالكان : افراد اين طبقه از خود يك باغ ميوه و گاهي هم يك تكه زمين براي كشت دارند.

2ـ پيشه‌وران : اين طبقه در بازار سرپوشيده شهر به دادوستد مشغولند.

3ـ روحانيون: كار اين طبقه راهنمائي ديني و معنوي مردم است و از حق زكوتي كه دريافت مي‌دارند زندگي مي‌كنند.

4ـ برزگران: اين طبقه از خود باغ و زمين ندارند و از راه كار كردن براي خرده مالكان زندگي مي‌كنند.

ده‌نشين‌ها چنانكه ياد شد همه كشاورزند و در كار كشاورزي زنها و مردها با يكديگر همكاري دارند. 

كار و هنر زنهاي زر زا

زنهاي ايل زر زا كاملاً مطيع شوهران خود هستند و بدون صلاحديد و اجازه همسران خود كاري انجام نمي‌دهند و شوهرها تا بتوانند از آنها كار مي كشند و به راستي كار و وظايف زنها سنگين‌تر از مردان است.

كارهائي كه زنها انجام مي‌دهند اينها است:

1ـ خانه داري: شامل رُفتن و پاك كردن خانه، تهيه غذا و پخت نان،(نان را معمولاً در تنوري كه در ميان اطاق نشيمن است مي‌پزند).

2ـ تهيه و نگاهداري خوراك زمستاني : شامل پاك كردن گندم و برنج و انبار كردن آنها و چيدن برگ مو و نگاهداري آن درون خمره‌هائي كه آب نمك در آنها ريخته شده و براي پختن دلمه در زمستان است و در خاك كردن سيب زميني براي زمستان.

3ـ پشم ريسي: اين كار نيز ويژه زنان است و آنها از پشم گوسفند كه به گويش خودشان «خوري» و موي بز كه آنرا «مو» و پشم بره كه آن را «لوا» مي نامند نخهاي پشمي درست مي‌كنند.    [12]

زنان زر زائي در حال چيدن برگ مو براي مصرف زمستان

4ـ درست كردن دستمال سر: كه به گويش زر زا «شدّا» ناميده مي‌شود پارچه ايست راست گوشه كه در دو سوي دو پهناي خود ريشه دارد و آن را مردهاي ايل به صورتي به سر مي‌بندند كه ريشه‌هايش در پيرامون سر آويزان مي‌شود. پارچه دستمال سر را از بازار اشنو مي‌خرند و سپس زنها با كندن پودهاي دو پهناي آن و از بافتن هر چند تار آن به يك ديگر آن را ريشه دار مي‌كنند. هر زن زر زا بايستي كه دستمال سر شوهر خود را به روشي كه گفتيم براي او درست كند.

5ـ كشاورزي : زنها پا بپاي مردان در كشاورزي كار مي كنند و همكاري آنها در توتون كاري بيشتر به چشم مي‌خورد.  

6ـ زنهاي ايل زر زا از كارهاي دستي به بافتن عرقچين و جا ساعتي و جوراب پشمي و مانند آنها با قلاب آشنائي دارند. عرقچين را گاهي با قلاب مي‌بافند و گاهي براي تهيه آن پارچه‌اي را بر مي‌گزينند و روي آن را سوزن كاري مي‌كنند.

پيشه و هنر مردان ايل زر زا

 چنانكه در بالا ياد شد بيشتر افراد اين ايل ده‌نشين و كشاورزند .آنها گندم و جو و توتون و سيب زميني و برنج كشت مي‌كنند. فعاليت كشاورزي آنها در تابستان بيش از ساير فصلهاي ديگر است. در اين فصل است كه گندم و جو را درو مي‌كنند و به برداشت محصول مي‌پردازند.      [13]

در اين عكس دو عدد عرقچين و يك جا ساعتي با يك تاس كلاه و يك كفش «كال شيرازي» و در زير آنها يك شمد راه راه كه جولاهاي زر زا مي بافند ديده مي شود

ديگر ازپيشه هاي مردان ايل ، جولائي يعني بافندگي است. اين پيشه اكنون ويژة دو يا سه مرد است كه هنوز با دستگاههاي كهن و به روش پيشين با پشم‌هائي كه زنهاي ايل مي‌ريسند بدان مشغولند.

آنچه از محصول كار آنها عرضه مي‌شود عبارتند از:

1ـ جاجيم : اين كلفت‌ترين پارچه اي است كه جولاهاي زر زا مي بافند. پس از آنكه تخته هاي جاجيم بافته شد از دوختن چهار تختهُ آن به يك ديگر جاجيم بزرگ به شكل راست‌گوشه درست مي‌كنند. جاجيم بيشتر براي پيچيدن رختخواب بكار مي‌رود. جاجيم ايل زر زا نقش هندسي دارد و رنگارنگ است.

2ـ وَ ر‌ْ مال: بافته اي است دو رنگي (قهوه اي و خاكي ) و نقش آن هندسي و مانند جاجيم است و از جاجيم نرمتر و نازكتر است و بشكل راستگوشه‌اي است كه از دو تختهُ بهم دوخته درست مي‌شود و به اندازه‌هاي تقريبي 80×5 ر 1 سانتيمتر است. هنگام نماز خواندن آن را زير پا پهن مي‌كنند و بر آن نماز مي‌گزارند.

3ـ بوزو : اين پارچه‌اي است نازك، دورنگه، راه راه (قهوه‌اي و خاكي يا سفيد و قهوه‌اي ) و از آن جامه روپوش تابستاني مي دوزند (هم چيزي مانند كت و هم چيزي مانند شلوار كه به تن مي كنند ).

جاجيم كه از دوختن چهار تخته آن به هم به شكل جاجيم بزرگ راست گوشه مي‌شود

4ـ شَمَد: اين نازكترين و لطيف‌ترين پارچه اي است كه جولاهاي زر زا مي‌بافند و آن بسيار پسنديده و خوش‌بافت است. رنگ آن سفيد ساده و گاهي راه راه باريكي به رنگهاي قرمز، زرد و آبي دارد.

پوشاك مردان

پوشاك مردان از هفت جزء زير تشكيل شده است:

1ـ كفش: كفش مردهاي ايل زر زا از يك تكه پوست درست شده كه كف و گرداگرد روي پا را مي‌پوشاند و بقيه روي پا را يك پارچه كلفت رنگارنگ كه به اين پوست پيوسته و بر روي خود كفش بافته شده است (نه جداگانه) مي‌پوشاند اين كفش را خود زر زارها «كال شيرازي» مي‌نامند.

2ـ شلوار: شلوار مردان در بخش بالا بسيار فراخ است و خشتك آن پائين افتاده است و تا ميانه ران مي‌رسد ولي از زانو به پائين رفته رفته تنگ و باريك مي‌شود. پارچه اين شلوارها نخي و بافت خود ايران است و كمر آن ليفه‌اي است. اين شلوار را خود زر زا «پانتر» مي‌نامند.

3ـ كت: كتي كه مردهاي ايل مي‌پوشند جلو بسته و آستين‌دار است و تا زير گردن دو رديف تكمه دارد و از پائين به ميانه ران مي‌رسد ولي بخش پائين آن را شلوار مي‌پوشاند. اين كت دو جيب هم در دو سوي سينه دارد و تقريباً شبيه كت هاي افسران ايران است. اين كت را خود زر زارها «كوا» مي‌نامند ولي آن را امروز كمتر به تن مي‌كنند و كتي كه اكنون مي‌پوشند درست مانند كت‌هاي افسران ايراني (فرنج) است.

4ـ پيراهن: پيراهن مردانه زر زا «كراس» ناميده مي‌شود و آن از چيت سفيد يا پارچه سفيد ديگري مانند چيت درست مي‌شود. اين پيراهن يقه ندارد و از جلو باز است و فقط يك تكمه در زير گردن دارد. در بقيه آن تكمه دوخته نمي‌شود و دو سر پائين آن را روي هم مي‌گذارند و در زير شلوار جامي‌دهند. آستين اين پيراهن بلند است و سر آن سنبوسه دارد و اين سنبوسه‌ها روي آستين كت پيچيده مي‌شود.

5ـ پَسْتَكPastak : چيزي است از نمد و مانند جليقه بي‌آستين و بي‌يقه و كوتاه كه تا زير كمر مي‌رسد و آن را روي كت مي‌پوشند. پستك هاي زرزا در «بانه» ساخته مي‌شود.

6ـ شال كمر: كمر بندي است از پارچه لطيف و گلدار به درازاي تقريباً 20 متر و آن را به دور كمر مي‌پيچند. اين كمر را خود زرزاها «پشت پِند» (pesht pand ) مي نامند .

7ـ عرقچين: عرقچين مردهاي زر زا را زنهاي آن ايل مي‌بافند. گرداگرد عرقچين دستمالي به سر بسته مي‌شود بنام «شَدَّا» . «شدا» پارچه اي است راست گوشه كه در دو پهناي خود ريشه دارد و اين ريشه‌ها پيرامون سر بجز صورت آويزان مي‌شود.     [14]

يك مرد روحاني از ايل زر زا

يك زن زر زا

يك زن و مرد زر زا

يك مرد زر زا

پوشاك زنهاي زر زا

پوشاك زنهاي زر زا از هشت جزء تشكيل مي شود:

1 – كفش: كه درست مانند «كال شيرازي» مردان است .

2 – شلوار: شلوار زنها از پارچه‌اي است لطيف و نرم و رنگارنگ درست مي‌شود و از بالا تا پائين فراخ است و در مچ و كمر ليفه دارد كه در ليفه‌هاي آن كش مي‌اندازند. اين شلوار را «دِرپِ» مي‌نامند.

3 – پيراهن : پيراهن زنهاي زر زا بالا تنه بلندي دارد كه تا پائين كمر مي‌آيد و يك دامن پر چين كه تا مچ پا مي‌رسد. آستين را از پشت گره مي‌زنند و بر شانه‌ها مي‌اندازند مگر هنگام رقص كردن كه سنبوسه‌ها آويزان است. پيراهن زنهاي توانگر از مخمل گلدار و پيراهن ديگران از پارچه ابريشمي گلدار (بيشتر ساتن) است. اين پيراهن «كِراس» ناميده مي‌شود.

4 – كت : كت زنانه از مخمل ساده دوخته مي‌شود و آستين‌دار است ولي يقه آن برگردان ندارد و جلو باز است و در پيش سينه در دو طرف از يكديگر به فاصله اي قرار مي‌گيرد يعني بهم نمي‌چسبد. اين كت را «آلخالغ»مي‌نامند و روي پيراهن مي‌پوشند كه قسمتي از پيش سينه پيراهن از زير آن    [15]     بيرون و نمودار است.

5 – شال كمر: مانند شال كمر مردانه است و به همان نام «پِشْتْ پِنْدْ» ناميده مي‌شود و تنها فرقي كه با يكديگر دارند اين است كه شال كمر مردانه در كمر محكم بسته مي‌شود و شال زنانه شل‌تر از آن است و به اين سبب اندكي پائين‌تر مي‌افتد.

6 – كلاه : كلاه زنهاي زر زا مقوائي است. رويه اين كلاه از مخمل ساده است(بيشتر به رنگ قرمز و آلبالوئي) كه يراق دوزي شده است . اين كلاه را «تاس كلا» مي نامند .گرداگرد آن را «هوري » (دستمال سر) مي‌بندند. پارچه هوري در يزد و عراق بافته مي شود كه زمينه آن سياه است و يك درميان گلهاي سفيد و سرخ دارد. در ازاي هوري از 3 متر به 12 متر مي رسد و پهناي آن پيرامون 40 سانتي متر است.

7 – ريشه: بافته اي است ابريشمي و سياه و ريشه دار آن را با سنجاق به هوري چنان وصل مي‌كنند كه گرداگرد «تاس كلا» آويزان مي‌شود.

8 – روسري : پارچه اي است سه گوشه بسيار نازك و آن را پيش از پيچيدن هوري روي كلاه مي گذارند. دو بر از سه بر اين پارچه ريشه دار است و قاعده آن را كه ريشه ندارد در جلوي سر و گوشه روبروي آن را در پشت مي اندازند سپس دو گوشه ديگر را از جلو به هم گره مي‌زنند و پس از آنكه يك دوره دو گوشه را در جهت عكس هم به دور گردن پيچيدند به پشت سر مي‌اندازند در نتيجه هر سه گوشه آن در پشت سر مي‌افتد. گوشه مياني كه روبروي قاعده است آزاد است دو گوشه ديگر به هم گره خورده است.

افزارهاي كار  

كشاورزان براي شخم از گاو آهن كه خود آن را «دار و بار » مي نامند استفاده مي كنند ولي به تازگي چند تني براي اين كار تراكتور بكار مي برند.

از افزارهاي كشاورزي آنچه كه با افزارهاي جاهاي ديگر ايران كه نويسنده ديده است فرق دارد داس آنها است كه به گويش خود «مالاقان» مي‌نامند اين داس دسته درازي به بلندي تقريباً يك متر و نيم دارد و دروگر بي آنكه خم شود مي‌تواند با آن درو كند.

ديگر ارابه اي است كه با آن غله را از جائي به جائي ديگر مي برند. فرق اين گردونه با گردونه های ديگري كه در جاهاي ديگر براي همين كار بكار برده مي شود در چرخهاي آن است. زيرا چرخهاي آن در اينجا پرَّه ندارد و فقط يك تكه  چوب است كه بيشتر از برش افقي تنه درخت بوجود آمده و ميان آنرا سوراخ كرده‌اند و محور را در آن جا داده‌اند. اين چرخ لاستيك و هيچ چيز ديگري ندارد.  

يك مرد زر زائي در حال كوبيدن گندم با چرخ خرمن كوب

 

يك گردونه حمل با چرخهاي ويژه خود  

دامداري

كشاورزان ايل زر زا هر يك بسته به توانائي خود چند    [16]    گاو و گوسفند و بز دارند كه خود به نگاهداري و پرورش آنها مي پردازند مگر آنكه شماره دامها زياد باشد كه در اينصورت چوپان مي‌گيرند. چوپان در سر هر سال از دامدار خود چند خروار گندم و يك يا دو بره و مقداري روغن و گاهي هم پول نقد (بر طبق قراردادي كه در آغاز كار مي بندند) دريافت مي دارد و اينها روي هم رفته مزد سالانه او شمرده مي شود. چوپانها مانند كشاورزان در ده زندگي مي كنند مگر چند ماهي كه دامها را براي چرا براي كوهستان مي‌برند و در آنجا چادر مي‌زنند و در چادر زندگي مي‌كنند. بردن دامها به كوهستان براي تندرست نگاه داشتن آنها است زيرا از ارديبهشت تا اواخر شهريور هواي اشنو و پيرامون آن گرم مي شود و بيم آن مي رود كه دامها دچار گرما زدگي و بيماري شوند. چوپانها در كوهستان چادر خود را در دامنه كوه در جاي نسبتاً همواري كه خود آن را «هوار» مي نامند بر پا مي‌كنند.

دستگاه كره گيري

چادرهاي چوپانها از موي سياه بز است كه زنهاي كشاورز زر زا آن را مي‌بافند و آن يك پارچه راستگوشه‌اي است كه دو يا سه تير (بسته به بزرگي يا كوچكي چادر) در زير آن مي‌زنند و سپس از چهار سو با چهار ريسمان گوشه هاي آن را به چهار ميخ كه در زمين فرو‌شده مي‌بندند، پيدا است كه چنين چادري ديواره ندارد و اين پارچه فقط بام آن را تشكيل مي‌دهد. به جاي ديواره حصير به كار مي‌برند. درون چادر خنك است و چوپانها پيرامون چهار ماه در آن زندگي مي‌كنند.

فرآورده‌هاي شيري آنها مانند جاهاي ديگر ايران عبارت است از:

روغن، كره، سر شير، خامه، كشك، ماست و دوغ.

زندگي چوپانها هنگام تابستان در چادر

براي گرفتن كره نخست سه چوب بلند برميدارند و در زمين فرو مي‌برند و سر بالائي آنها را از سوي بالا روي هم مي‌گذارند تا صورت يك هرم سه پهلو پيدا كند. اين سه پايه را زر زائيها «سِپَك» مي‌نامند. آنگاه دستگاه كره گيري را كه مانند يك بشكه چوپي است و درميان شكم سوراخي دارد با ريسمان به آن سه پايه مي آويزند و دوغ را براي گرفتن كره در آن مي ريزند و آنقدر تكان مي دهند تا كره جدا شود. اين دستگاه «نِرِ» مي نامند.

داد و ستد

از آنچه گفته شد تا اندازه‌اي زندگي و پيشه‌ها و محصول ايل زر زا دانسته شد. همچنانكه در بالا ياد شد زمين از آن خرده مالكان است پس هر گونه محصول مال آنها خواهد بود و آنها هستند كه به داد و ستد مي‌پردازند. خريد و فروش محصول در ميان افراد خود ايل بيشتر نقدي است و كمتر پايا پاي ولي با ديگران داد و ستد همواره با پول انجام ميگيرد. دلالهائي هستند كه از شهرهاي پيرامون اشنو به ويژه نقده به سرزمين ايل مي آيند و غلات آنها را خريداري مي‌كنند و با كاميون مي برند و خريدار توتون آنجا دولت است.     [17]