بهنام، عيسي. "گنبد سرخ مراغه". دوره 1، ش 8 (خرداد42): 2-5، تصوير، طرح، نقشه.

 

 

 

 

خلاصه:سابقة تاريخي بنا قرن هفتم هجري، سابقه فن آجر تراشي درايران شروع از قرن پنجم ه.ق ـ شرحي بر آجرهاي تراش دار ورودي بنا وكتيبه ولچگي‌هاي آن ـ مختصري دربارة كاشي از قرن نهم تا سيزده هجري.

 

گنبد سرخ مراغه

 دكتر عيسي بهنام     

استاد دانشگاه و رئيس اداره موزه‌ها

گنبد سرخ مراغه رو به خرابی است. در حدود 800 سال است كه اين بنا در شمال ايران در مقابل تمام حوادث پايداري كرد تا بتواند امروز در مقابل من و شما شهادت دهد كه پدران ما و مردمان بسيار با سليقه اي بوده‌اند و هنرشان را در همه جا و حتي در مورد ساختن آرامگاههايشان بكار برده‌اند.

آرامگاهي كه امروز تحت نام گنبد سرخ شناخته شده مانند مجسمه زيبايي است كه سر و دست او شكسته باشد. قسمت خارجي پوشش آن از ميان رفته و در جداره‌هايش سوراخهائي براي روشنائي تعبيه كرده‌اند، و به اين مناسبت قسمتي از كتيبه‌هاي آن خراب شده. و قسمتهاي پائين بنا به هم ريخته و بيم آن ميرود كه رطوبت در آن اثر كند و آرامگاه را از پا بيندازد.

با اين حال اين بناي نيمه خراب بسيار زيبا است و شايد از بسياري از كاخهاي مجللي كه امروز به سبك خارجي در تهران ساخته مي‌شود زيباتر است.(شكل 1)

شكل 1

فقط براي اينكه خوانندگان اطلاع پيدا كنند تا چه اندازه معماران ايراني در آن زمان در كار خود ذوق و سليقه    [2]    بكار برده‌اند قسمتي از طرح ديوار گوشه شرقي اين بنا نشان داده مي‌شود.(شكل 2)

اگر كسي در حال حاضر مي‌خواست آرامگاهي بسازد قطعاً آنقدر هنر در گوشه ديوار آن به خرج نمي‌داد. اين طرح پيچيده و دقيق به قدري با تناسب و موزون است كه خود به منزله شاهكاري از هنر معماري است.

شكل( 3 )گوشه نماي خارجي اين طرح را نشان مي‌دهد و عبارت از نيمه ستوني است كه با آجر تراشيده ساخته شده و به قدري هنر در آن بكار رفته كه به صورت شاهكاري از هنر آجر تراشي درآمده است.

آجر تراشي از ابتكارات معماران ايراني است و در كشورهاي ديگر معمول نبوده است. آجرهاي قرمز را به قطعات مورد نظر مي‌تراشيدند و روي بنا كار مي‌گذاشتند و بوسيله فرورفتگي و پيش‌آمدگي‌ها، نقوش و تزئيناتي ايجاد مي‌نمودند كه روي ديوار سايه و روشن مطبوعي ايجاد مي‌كرد. اينطور بنظر مي‌رسد كه فن آجر تراشي از قرن پنجم در ايران معمول گرديد و يكي از نمونه‌هاي خوب آن، برج سلطان مسعود سوم در غزنه مي‌باشد كه تاريخ 508 دارد.

شكل( 4 )سر در ورود اين بنا را نشان ميدهد. هشتصد سال گذشت زمان اين سر در را به حال خرابه‌اي در آورده ولي به آساني مي‌توان وضع آنرا در موقعيكه هنوز خراب نشده بود در نظر مجسم كرد.       [3]

شكل 2

بالاي در ورود طاق نماي كوچك، يا قوس شكسته، كه آن نيز از ابتكارات معماران ايران است، ديده مي‌شود. نيمرخ نواري قوس بسيار مشكل و پيچيده است و قابل مقايسه با نيمرخ گوشه‌هاي ديوارهاي بنا است. داخل اين قوس با آجر تراشيده نقشي به صورت دايره‌هاي متقاطع بوجود آورده‌اند و براي نخستين بار كاشيهاي تراشيده نيز بكار رفته است .

اين نقش مركزي در داخل كتيبه‌اي كه به خط كوفي نوشته شده قرار گرفته است. متن كتيبه نيز در آجر تراشيده شده و چون كم رنگتر از زمينه آن است به خوبي نمايان گرديده.

كتيبه گنبد سرخ (543 هجري) از نظر زيبايي و تناسب به پاي كتيبه هاي برج سلطان مسعود در غزنه (508 هجري) نمي‌رسد. با اين حال براي اينكه تمام مطلب مورد لزوم در بالاي سر در جاي داده شود سليقه و ذوقي بكار برده شده.

براي اينكه خوانندگان آشنائي به خطوط معمول در قرن پنجم و ششم در روي ساختمان پيدا كنند، آنرا در دو شكل 5و6 نشان ميدهيم. قرائت آن به قرار زير است:

شكل 4

شكل 3

امر ببناء هذه القبه الامير الارئيس العالم فخرالدين عماد الاسلام قوام آذربايجان ابوالعز عبدالعزيز بن محمود بن سعد يديم الله علاه.

در داخل دو لچكي كه در بالاي قوس شكسته قرار دارد از كاشي هاي فيروزه اي استفاده كرده با تركيب آن  با رنگ قرمز آجر نماي گنبد سرخ را مبدل به يك صفحه مينائي شبيه به صفحات كتب مصور هم دوره خود نموده است.

كتيبه ديگري در بالاي لچكها قرار گرفته كه تاريخ ساختمان بنا نيز از روي آن معلوم مي‌شود.(شكل 7) 

بني المشهد في الحادي عشره من شوال سنه اثنين و اربعين و خمسمائه.

از كتيبه‌هاي مذكور در بالا چنين بر مي‌آيد كه اين آرامگاه براي عبدالعزيز بن محمود بن سعد قوام آذربايجان ساخته شده و ساختمان آن در تاريخ 542 به پايان رسيده.

شكل 5

تاريخ ايران در اواخر دوره سلجوقيان به قدري پيچيده است كه تشخيص قوام آذربايجان در اين تاريخ كار مشكلي است و به هر حال مربوط به تاريخ است و از حدود تاريخ هنر خارج مي‌شود.  

هنر آجر تراشي و تزيين ابنيه بوسيله آجرهاي تراشيده كه از قرن پنجم هجري در ايران معمول گرديد تا اواخر قرن ششم راه تكامل خود را پيمود. در آن تاريخ گچ‌بري جاي آجر تراشي را گرفت و محرابهاي زيبا از گچ‌بريده در مسجد جامع اصفهان و مسجد ورامين و مسجد جامع اردستان و قزوين و بسياري از نقاط ديگر ايران ساخته شد.  

از اوايل قرن نهم هجري كاشي تراشي در ساختمانها معمول شد و بناي در امام و آرامگاه هارون در اصفهان بهترين نمونه‌هاي كاشي هاي فوق در زمان گذشته مي‌باشد.

شكل 6

در عهد سلطنت شاه عباس كاشي‌هاي هفت رنگ جانشين تمام انواع قبلي شد و مسجد شاه اصفهان با كاشي‌هاي هفت رنگ ساخته شده.

در زمان شاه سلطان حسين مجدداً سبك كاشي هاي معرق معمول شد و يكي از بهترين نمونه‌هاي آن طاق هشتي ورودي مدرسه مادر شاه در اصفهان مي‌باشد .

در اين زمان رنگهاي جديدي وارد معرق كاري با كاشي شد و خصوصاً يك نوع رنگ زرد روي كار آمد كه جلوه مخصوصي به معرق كاري يا كاشي داد.

در قرن 13 هجري كاشي ترا‌شان براي تزيين بناهاي كشور ما به كار خود ادامه دادند ولي اين بار قطعات تراشيده كاشي بزرگتر از سابق بود و نمونه اين گونه ابنيه كه در دو قرن اخير در ايران ساخته شده در كاخ گلستان و بسياري از ابنيه قزوين و نقاط ديگر ايران ديده مي‌شود.      [4]

شكل 7