|
|
پارچههاي قلمكار
علي اكبر علائي
مقدمه: كشور كهنسال و باستاني ما ايران از لحاظ داشتن گنجينههاي هنري بسيار غني است و به جرأت ميتوان گفت كه ايرانزمين از ديرباز مهد هنرمندان بزرگي بوده است. حاصل كوششهاي مداوم باستانشناسان و حفريات آنها ، مطالعات مستشرقين و ايرانشناسان برجستهاي چون گيرشمن و پوپ مؤيد گفتههاي فوق است. همچنين شاهكارهاي هنري متعددي كه اكنون در موزههاي بزرگ جهان نگهداري ميشود شاهد ديگري بر اين مدعاست.
آثار تغزلي و حماسي و
فلسفي شعراي طراز اول ايراني چون حافظ و
خيام و فردوسي و سعدي ، معماري خيرهكننده
كاخهاي باستاني چون تخت جمشيد و
مدائن ، كاشيكاريهاي مساجد و اماكن متبركه
چون مسجد شيخ لطفالله و عاليقاپو ، مينياتورهاي كمالالدين بهزاد و
تابلوهاي محمودخان ملكالشعرا ، قاليهاي
بهارستان و زمستان خسرو همه و همه در نوع
خود شاهكارهاي بينظيري محسوب ميگردند.
اين مظاهر ظرافت و زيبائي كه حاكي از ذوق
سرشار
[47] و استعداد شگرف ايراني حاصل تكامل
تمدن چندين هزار ساله ما است. |
|||
بازديد
فرح پهلوی از كارگاه
پارچة قلمكار غرفة هنرهاي دستي ايران
|
|
به عبارت ديگر روح زيباپرست و شاعرانه و هنردوست ايراني الهامبخش نيروي خلاقه هنري او در اين راه پرشكوه بوده است. رشتههاي مختلف هنري ايران هر كدام محسنات و امتيازات مخصوص به خود دارد كه نميتوان در مقام ارزشيابي و مقايسه بين آنها برآمد ولي در ميان هنرهاي متعدد ايراني كه بعضي از آنها متأسفانه بدست فراموشي سپرده شدهاست كمتر هنري ميتوان يافت كه در اثر هجوم پديدههاي هنري نو توانسته باشد تاب مقاومت بياورد و تغيير خصوصيت ندهد. در دنياي فعلي كه فواصل كشورها از نظر ارتباط فوقالعاده كوتاه شده است تأثير محيطهاي هنري روي رشتههاي مختلف هنر به سرعت فوقالعادهاي نمودار ميگردد. نقاش رئاليست تحت تأثير محيطهاي جديد به سبك پيكاسو و سالوادر دالي ميگرايد و كوبيسم پيش ميگيرد و معماري شرقي تحت تأثير شيوههاي غرب تغيير مسير ميدهد و موسيقي اصيلي ايراني رنگ جاز به خود ميگيرد با توجه به اينكه خصوصيات هنري هر آب و خاكي جزو نواميس آن مرز و بوم به حساب ميآيد تغيير سبك و گرايش در كار هنرهاي ملي واقعاً ميتواند بليهاي محسوب گردد. اختراعات متعدد نيز در تضعيف رشتههاي مختلف زياد بيتأثير نيست ، با رواج دستگاههاي چاپ و ماشين تحرير ديگر نميتوان درانتظار خوشنويساني همپايه گذشتگان بود و همچنين با رواج هنر عكاسي نميتوان اميد چنداني به ظهور كمالالملك ديگري داشت. اما در ميان رشتههاي مختلف هنري ما در گوشه و كنار هنرهاي متعددي نيز ميتوان يافت كه هنوز اصالت و به اصطلاح رنگ و بوي ايراني و شرقي خود را حفظ كردهاند ، كه بايد با دقت و كوشش فوقالعادهاي از انحراف مسير آنها جلوگيري شود و در كشورهاي خارجي وجهه و اعتبار خاصي براي هنر اصيل ايراني كسب گردد. چه لطافت و بداعت آنها با اصالتشان همراه است و بس. بايد هنرمند ايراني مدافع هنر[48] خويش باشد و با بكاربردن ذوق سليم مختص به خودش و استفاده از تكنيك غربي پايهگذار هنر نويني گردد. حفظ ميراث هنري و تكميل و اعتلاي آن بر اساس موازين علمي و روشهاي بينالمللي از وظايف ملي هر هنرمند ايراني است. در ميان هنرهاي متعدد مستظرفه ايران هنري تحت عنوان چيتگري وجود دارد كه عنوان مطلب مورد بحث ماست. اين هنر كه به غلط به قلمكاري مشهور شده است از جمله صنايع دستي قديمي و نفيس ايراني است. نقوش و رنگآميزي پارچههاي قلمكار خصوصيات كلي هنرهاي ايران را داراست و هنري است كه نزديكي بيشتري با طرز فكر و ذوق ايراني دارد. قرابت از اين لحاظ كه داراي زمينه صددرصد ايراني است و مأخوذ از ذوق ايراني است. در ميان نقوش متعدد و متنوع اين پارچهها ميتوان شاعرانه طراحان اين پارچهها را كه نقشههائي بر مبناي هنر اصيل ايراني طرح كردهاند جستجو نمود. |
|
اينك جهت آشنائي بيشتر خوانندگان
محترم با اين هنر ظريف و دلپذير به شرح
قسمتهاي زير ميپردازيم. اين قسمتها عبارتند از:
1- سابقه تاريخي 2- تنوع نقش پارچههاي
قلمار 3- آشنائي با طرز كار هنرمندان
قلمكار1 . 1- سابقه تاريخي- قلمكاري و نقاشي روي پارچه از دوره مغولها در ايران مرسوم و متداول گشته است بدين دليل كه در دوره فوق به علت حمايت و پشتيباني خوانين مغولي پارچههاي منقوش چيني در بازارهاي ايران فروش فوقالعادهاي پيدا كرده بود. و ايرانيها نيز جهت رقابت با چينيها و همچنين به منظور جلب نظر خوانين مذكور دست به ابتكاراتي زدند كه از آن جمله ابداع نقاشي روي پارچه يا به اصطلاح اختراع پارچههاي قلمكار است ، سپس در دوره صفويه اين هنر گسترش بيشتري پيدا كرد و يا به عبارت ديگر دوره صفوي اوج ترقي اين رشتة هنري بود و به تدريج در دورههاي بعدي كارگاههاي متعدد پارچههاي قلمكار يكي پس از ديگري تعطيل گرديد. |
|
||
|
(ش 2) تصويري از نقش بزمي يك پارچه قلمكار |
|
در گذشته در اكثر شهرهاي ايران تعداد زيادي از اين كارگاهها داير بوده است و هنرمندان و طراحان[49] اينگونه پارچهها در شهرهاي مختلف ايران فعاليت قابل ملاحظهاي داشتهاند. از معروفترين اين شهرها اصفهان و شيراز و بروجرد را ميتوان نام برد. از نظر اهميت پارچههاي قلمكار بروجردي در درجه اول قرار داشته است. اما تنها شهري كه در حال حاضر حامي اين هنر است و فعاليتهاي چشمگير و تقريباً پراكندهاي در زمينه احياء و جلوگيري از انهدام اين هنر ظريف در آن به چشم ميخورد شهر اصفهان است. در اين شهر در حدود چهل كارگاه كوچك و بزرگ در بازارچهاي مشغول فعاليت در اين زمينه ميباشد ، در تهران نيز كارگاه كوچكي در غرفه هنرهاي دستي ايران در طبقه فوقاني فروشگاه فردوسي با دو كارگر و يك طراح و قالبساز داير است و احياناً عدهاي نيز به طور حرفهاي براي فروشگاهها و عتيقه فروشيها كار ميكنند. در بازديدي كه سال گذشته وسيله فرح پهلوي (ش1) از غرفه مذكور به عمل آمد پارچههاي قلمكار نقاشي شده در كارگاه مذكور مورد توجه فوقالعاده او قرار گرفت. در اين بازديد فرح پهلوي دستوراتي در مورد گسترش هنر مذكور صادر فرمودند. امروزه اكثر هنرمندان و طراحان پارچههاي قلمكار در كارخانههاي چيتسازي در زمينه نقاشي و رنگآميزي پارچهها مشغول فعاليت هستند.[50] 2- تنوع نقش پارچههاي قلمكار- گرايش به سبكهاي هنري گذشته و پيروي از آن هميشه مورد توجه هنرمندان معاصر و هنردوستان عصر جديد بوده است. امروزه اكثر كلكسيونرها و مجموعهداران و افراد با ذوق هميشه در جستجوي آثار هنري باستاني ميباشند كه بر مجموعة خود بيافزايند. در منازل اينگونه افراد اكثراً نشانههائي از آثار گذشتگان به چشم ميخورد و اگر اين آثار اصيل نباشد ولي حداقل نسخههاي جديدي از آثار متقدمين است. مشرقزمين منبع الهام هنرمندان و هنردوستان غربي بوده است و دليل اين امر هم در سابقه تاريخي چندين هزار ساله هنرمندان شرقي است. بدينجهت اين مسأله زياد عجيب نمينمايد كه آثار هنري كشورهاي شرقي در بازارهاي اروپائي و امريكائي به قيمت گزافي خريد و فروش ميشود و خواستاران زيادي دارد. تنوع نقوش پارچههاي قلمكار كه تا حدي هم نزديك به نقشههاي فرشهاي ايراني است باعث گرديده است كه پارچههاي قلمكار خريداران زيادي پيدا كند. نقوش اين پارچه بيشتر عبارتند از نقوش اسليمي و نقشههاي مجالس بزمي (ش 2) و شاعرانهاي چون مجالس خسرو و شيرين ، ليلي و مجنون ، يوسف و زليخا ، شيرين و فرهاد ، مجالس عيشونوش سلاطين گذشته با ساقيان و رقاصان و مطربان درباري ، منظره شكار و چوگان ، مخصوصاً مناظر شكار گورخر و آهو ، مجالس رزمي كه حاوي صحنههائي از داستانهاي شاهنامه فردوسي و واقعه كربلاست، همچنين شمايلهائي مربوط به ائمهاطهار و پيشوايان ديني نيز در ميان اين نقوش مشاهده ميشود.
مطالعه و بررسي نقشههاي
متنوع اين پارچهها به ما كمك خواهد كرد كه
به نكات مهمي از هنرهاي گذشته دسترسي بيابيم.
در ميان اين نقشهها ميتوان آثار اصيلي از
هنر گذشته ايران را كه در ساير قسمتهاي
مختلف هنري نيز مشاهده ميشود دريافت. براي
مثال نقش معروف بته ترمهاي يا بته جقهاي
كه به بته شاهعباسي نيز معروف است (ش 3 و 4 و
5) در اغلب اين پارچهها چه در حاشيه و چه
در متن به مقدار زيادي يافت ميشود. همچنين
تصاويري از ستونهاي دربارها با سرستونهاي
معروف گاوهاي بالدار تختجمشيد نيز مشاهده
ميگردد. ضمناً در حواشي اين پارچهها
كتيبههائي به خط كوفي و نستعليق كه شامل
آيات قرآن و اشعار عربي و فارسي است مشاهده
ميگردد. يكي از اين حاشيهها معروف به حاشيه
محتشم است و شامل دوازده بيت از آثار محتشمكاشاني است كه در رثاي امام حسين ع سروده
شده است. چنانكه گفته شد به علت وجود خصوصيات
شرقي و ايراني در پارچههاي قلمكار
امروزه اين پارچه مصارف متعددي پيدا كرده
است كه اغلب بصورت زينت بكار ميروند و
عبارتند از پرده ، روتختي (ش 6 و 7) ، روميزي ، سفره ، سجاده ، زيرعمامه ،
بقچه (ش
8) ، چارقد ، دستمال ، لباسهاي محلي ، پيراهنهاي
زنانه ، روسري ، شالگردن ، كيف و كراوات. 3 -
آشنائي با ظرز كار هنرمندان قلمكار. الف- وسائل لازم : 1- ميز چوبي- به طول و عرض 75×125 سانتيمتر با پايههائي به طول 25 سانتيمتر كه قطر سطح آن در حدود 7 سانتيمتر ميباشد 2-
چادر شب- عبارت از هشتاد متر متقال
است. چادر شب را تا ميكنند و روي ميز پهن ميكنند
و علت بكار بردن چادر شب به خاطر اين است كه
روية ميز يك نوع خاصيت ارتجاعي داشته باشد
تا هم دندانههاي قالبها خرد نشود و هم
پارچه پهن شده جهت رنگآميزي كاملاً رنگ
به خود بگيرد ، در هر بيست روز چادر شب را به علت
سفت شدن عوض ميكنند. 3- قدح يا كشتي- عبارت از قدح بزرگي است از سفال كه قطر دهانه آن در حدود چهل سانتيمتر است. به قدح مذكور پنجري نيز اطلاق ميشود. قدح را هميشه لبريز ميكنند از كتيرائي كه در حدود سه روز خيس شده و به حالت فرني درآمده است و علت مصرف كتيرا به حالت تقريباً خميري صرفاً ايجاد يك محيط الاستيك در زير پارچه استامپ ميباشد. ايجاد اين حالت به خاطر آن است كه تمام قسمتهاي قالب به خوبي با رنگ آغشته گردد. چون مايع داخل قدح به مرور زمان حالت چسب مانند خود را از دست ميدهد لهذا در فواصل معين زماني مايع داخل قدح را عوض ميكنند. [51] |
(ش 12) |
(ش 11) تصوير تعدادي از قالب موئي كه جهت قلمكاري بكار ميرود |
(ش 10) |
(ش 9) دراين تصوير كارگر قلمكار پارچه روي قدح را با رنگ لازم آغشته ميكند |
|
4-
استامپ- استامپ به پارچهاي اطلاق ميشود
كه در حدود يك متر مربع مساحت دارد و روي
قدح را با آن به شكل دنبك ميپوشانند (ش 9) و
روي آنرا با قلممو به رنگهاي مخصوصي آغشته
ميكنند و سپس قالب را با پارچه استامپ با
رنگهاي لازم آغشته ميسازند. 5-
مچ پيچ- مچ پيچ تشكيل شدهاست از يك
قطعه پارچه 20×15 و چند قطعه چرم كه كارگر
قلمكار آنرا بهطرز مخصوصي به مچ خود ميبندد
تا ضربهاي كه بر روي قالب ميزند باعث
رنجش مچ دست نشود در شكل 10 وضع بستن مچ پيچ
را به مچ دست و همچنين وضع قرار گرفتن قطعات
چرمي را ميتوان بخوبي مشاهده كرد. 6-
طاقه عبارت از پارچهاي است كه
قلمكار روي آن[52] نقاشي ميكند. 7- رنگ- رنگهاي مخصوصي جهت رنگآميزي
پارچههاي قلمكار بكار ميرود كه ذيلاً به طرز تهيه
آنها اشاره خواهد رفت. 8- قلم- عبارت از نوعي قلممو است كه
جهت آغشته ساختن پارچه استامپ روي قدح با
رنگهاي مخصوص بكار ميرود. 9- قالب- قالبها عبارتند از قالبهاي
چوبي كه به طرز كندهكاري ساخته ميشود و در
قسمتهاي بعد به طرز ساختشان اشاره خواهد شد (ش
11) ب- طرز تهيه طاقه - چنانكه گفته شد
طاقه به ارچههائي اطلاق ميشود كه جهت
رنگآميزي يا به اصطلاح قلمكاري بكار ميرود.
طاقه را قبلاً به اندازههاي مورد نظر
آماده ميكنند. حاشيه اين پارچهها وسيله
كارگران زن ريشهتابي ميشود. معمولاً پنج
نوع پارچه جهت طاقه مصرف ميشود. نوع اول
پارچههاي ابريشمي است كه اكنون به كار
بردنش رواج ندارد. نوع دوم كرباس است. نوع
سوم كه ناشور ناميده ميشود متقالي است كه
ريزتر از كرباس بافته ميشود و دستباف نيز
ميباشد. نوع چهارم كه به ململ حاج علي
اكبري معروف است يكنوع پارچة كارخانهاي
است. نوع پنجم يكنوع چلوار و كتان خارجي
است. بديهي است براي طاقه نميتوان پارچههائي
پشمين مصرف نمود. پارچههاي طاقهاي را
قبلاً براي اينكه زمينه كرمي پيدا كند در
آبي كه محتوي پوست انار آسياب شدهاست
شستشو ميدهند. پارچه شستشو يافته
معمولاً داراي چروك است لهذا پارچهها را
در حالت فعلي در محلهاي آفتابگير پهن كرده
و پس از خشك شدن به اجبار روي آنها آبپاشي ميكنند
و سپس جهت اطو كردن آنها را در زير فشار
پرسهاي مخصوص و سنگهائي مانند سنگهاي
آسياب قرار ميدهند و بعداً پارچههاي
اطو يافته را جهت نقاشي به
كارگاه ميبرند. ج- طرز تهيه رنگ - معمولاً پنج نوع
رنگ جهت رنگآميزي پارچههاي قلمكار بكار
ميرود كه عبارتند از
سياه ، قرمز ، زرد ، آبي ، سبز و به ترتيب به طرز
تهيه هر كدام از رنگهاي فوق اشاره ميگردد: 1-
طرز تهيه رنگ سياه - براي تهيه رنگ
سياه مواد زير لازم است: زنگ آهن چهار
مثقال ، زاغ سياه قزوين و سه مثقال روغن
كنجد. كتيرا را تقريباً به مدت بيست روز خيس
ميكنند و مواد مذكور را در مايع مذكور حل
ميكنند كه منجر به تهيه مايع سياهرنگ و
با ثباتي ميشود. 2-
رنگ قرمز- براي تهيه رنگ قرمز دو
كيلو كتيراي محلول ، دو سيرونيم زاغ سفيد
قزوين و سه سير گِل سرخ (اُخري) لازم است.
ابتدا زاغ را در آبي كه در حال جوش است حل
ميكنند و سپس داخل آن كتيرا ميريزند و
پس از
مدتي در حدود پنج دقيقه گِل محلول
را به مخلوط فوق اضافه مينمايند ، مايع سرخ
رنگي حاصل ميگردد. |
|
د- تهيه قالب - براي تهيه قالب
معمولاً از چوبهاي سخت و با دوام جنگلي
استفاده ميشود. تنه درختان را به شكل
استوانههائي به قطر بيست سانتيمتر و
ارتفاع هيجده سانتيمتر ميبرند. اين
چوبها را به مدت زيادي در حدود يك الي دو سال
در جاي آفتابگيري قرار ميدهند تا كاملاً
خشك شود و سپس قاعدهاي از استوانه را كه ميخواهند
جهت كندهكاري قالب مورد مصرف قرار دهند با
رنده و سمباده صاف ميكنند و روي آن ورقههاي
نازك به قطر پنج ميليمتر با پيه مذاب ايجاد
ميكنند تا سطح چوب نرم و مناسب كندهكاري
شود. چه تنها در اين صورت است كه قالبساز
به راحتي ميتواند با قلم يا منقاش نقشهاي
موردنظر را روي چوب بكند. سپس ورقه پيه را
از روي قالب ميتراشند. بعد روي قالب را با
آب پوست انار و محلول كتيرا مالش ميدهند
و نقشه را كه قبلاً در روي كاغذ كشيدهاند
بعكس روي قالب برميگردانند و با دست پشت
كاغذ را مالش ميدهند تا نقشه روي قالب
ترسيم گردد. سپس با قلمهاي مخصوص كه منقاش
ناميده ميشود نقشه را روي قالب ميكنند
و كليشه يا قالب آماده ميگردد. اين كليشهها
و قالبها بر حسب نقش خود اسامي مخصوصي
دارند كه در ميان كارگران كارگاههاي
قلمكاري به آن اسم معروفند. تعدادي از اين
كليشهها عبارتند از: محرمات ، رجرج ، درهم ، بندمتكا ، بند رومي ، زنجيره
ترمه ، زنجيره مرغ ، گلدان ، گل هشتدانه يا
هشت تا يك گل ، گل تاج ، كتيبه شاهعباسي ، صحراي محشر ، جنگ هفتلشگر ، ذوالفقار
علي..
ه-
مراحل مختلف - پس از آماده شدن وسائل لازم
سه مرحله اصلي در كار قلمكاري مشاهده
ميشود كه كاملاً شبيه كار و مراحل عكاسي
است. اين مراحل عبارتند از مرحله چاپ و
ظهور و ثبوت كه ذيلاً شرح هر كدام از مراحل
فوق از نظر خوانندگان محترم ميگذرد: 1-
مرحله چاپ- در اين مرحله كه مرحله ابتدائي
است رنگرز و نقاش عمل نقاشي را روي پارچه
انجام ميدهد. بدين ترتيب كه كارگر پشت ميز
مخصوص مينشيند و پس از بستن مچپيچ به مچ
دست چادر شب را روي ميز پهن ميكند و سپس
طاقه مورد نظر را كه قبلاً حاشيهاش زنجيرهتابي شدهاست روي چادر شب پهن ميكند.
بديهي است طاقه قبلاً به طرزي كه گفته شد
زمينه كرمي پيدا كرده است. سپس كارگر با
قلممو رنگ مورد نظر را روي پارچه ناشور(استامپ)
كه در روي قدح قرار دارد آغشته ميكند و سپس
قالب را برداشته و به استامپ ميزند و بعد
قالب را به مثابه مُهري روي طاقه قرار ميدهد
(ش 12) و با دستي كه مچپيچ به آن بسته است ضربهاي بر پشت قالب وارد ميسازد و نقش قالب
روي طاقه ميافتد. البته چون اكثراً پارچهها
داراي رنگهاي متعدد هستند (اصولاً پنج رنگ)
لهذا قلمكار مجبور است پنجبار با رنگهاي
مختلف طاقه را قالب بزند. نقشهاي حاصله
اصلي و ثابت نيستند و محتاج دو مرحله ديگر
است تا داراي رنگ ثابت شود. 2- مرحله ظهور و ثبوت - براي اينكه
پارچهها داراي رنگهاي اصيل و ثابتي
باشند پارچههاي رنگآميزي شده را كه
مرحله اول را گذراندهاست به كارگاههاي
ديگري ميبرند. اين پارچههاذ را در ديگهاي
بزرگي كه داراي محلول رناس كوبيده و جوهر
رناس (آلزرين) است قرار ميدهند ، بعد از دو
ساعت پارچهها را از ديگ درآورده و مجدداً
شستشو ميدهند و اين آخرين مرحله عمل است
كه پارچههائي با نقوش زيبا و ثابت را
نتيجه ميگردد. “پاورقيها“
1- چنانكه در مقدمه نيز اشاره شده است بكار بردن لفظ قلمكار در اين بحث صرفاً به منظور قلمكاري روي پارچه بكار برده شده است. |