|
|
||
رعناحسيني ، كرامت. "واگو (بازگوي)". دوره 7، ش 81 (تير48): ص 20-21. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
شرحي كامل بر يكي از بازيهاي
گرمسيرات فارس كه قدرت توصيف و مشاهده كودك را
پرورش
ميدهد. |
|
|
واگو (بازگوي)
كرامت رعنا
حسيني
بچههاي گرمسيرات فارس بازي
بخردانهاي دارند كه داراي حكمتهائي است.
از آن جمله يكي اينكه قدرت توصيف و مشاهدة
كودك را پرورش ميدهد ؛ ديگر اينكه قواي
حافظه و دقتش پرورش مييابد چون مخاطب
اشعار بايد سعي كند هر چه بيشتر قافيه
و رديف مصرع اشعار را بازگو كند ؛ سه ديگر
اينكه در اين بازي نهتنها تنبيه نيست بلكه
هر كس بهقدر استعداد خويش پاداش ميگيرد. اما بازي چنين است كه بچهها دور هم
مينشينند و سردسته ظرفي جلوي آنها ميگيرد و ميگويد
« خانة خدا را پُر كنيد؟ » هر كس از تنقلك
خود كه بايد مانند گندم
برشته ، نخودچي ، مويز ، كشمش دانهدانه باشد
در آن بريزد. سپس سردسته يك نفر را مخاطب
قرار داده و شعري براي او ميخواند. او
بايد پس از هر مصرع رديف و قافيه همان مصرع
و مصرعهاي پيش از آن را بدون درنگ از آخر
به اول تكرار كند. هر جا كه سوخت براي هر
رديف و قافيهاي كه توانسته تكرار كند به او
يك دانه از آن تنقلات ميدهد. بعد بازي را
به ديگري شروع ميكند. اما اگر از ميان بازيكنان كسي موفق شود همة رديف و قافية آن
اشعار را بدون مكث از آخر به اول تكرار كند
همة بازيكنان به افتخار او دستزنان ميخوانند: از بس مويز بخورده خونة خدارو برده اين بچه گل بگفته. خانة خدا همان ظرف پر از تنقلات است
كه او برده. اينك سه شعر از اين بازي با
آنچه كه مخاطب بايد بازگو كند: (1)
(2)
(3)
“پاورقيها“
1-
چيل: دهان.
2-
پالنگي:گيوه ، ملكي.
3-
فين: بيني.
4-
غازقلنگ: لكلك.
5-
كم (به ضم كاف):
شكم.
6-
هونگ:هاون.
7-
پشك: پشكل.
8-
جاروپنگي: جاروئي كه از خوشة خرما
درست كنند.
9-
هوفه: صداي مار
وگربه بوقت خشم.
10-
بجشك (به كسر اول و دوم): گنجشك.
11-
گت (به ضم گاف):گنده ، درشت.
12-
چونه: چانه.
13-
چشمُي (به ضم ميم): چشمهاي.
14-
ريقين: ريز ، كوچك.
15-
سييوي: سياهي.
16-
بدست: وجب ، به اندازة يك دست.
17-
بالا: قد و قامت.
18-
مسي: مسح ، دست كشيدن.
19-
گفته ميشود كه امام جعفر صادق مار را در
آستين خود پناه داد وآن جانور انگشت حضرت
را گزيد. حضرت انگشت خود را كه خون از آن
جاري بود بر پشت مار كشيد و اثر آن بصورت
نوار حنائيرنگ بجا ماند كه تا قيامت نشان
بدكنشي و ناسپاسي مار باشد. به همين جهت
مارهائي كه خط سرخي بر پشت دارند مار جعفري
مينامند.
20-
مخ (به ضم ميم): درخت خرما ، نخل.
21-
بارش: ثمرهاش ، ميوه اش.
22-
چكون: چكان.
23-
نباتن: نبات است.
24-
جنون: جنان ، بهشت.
25-
كبكاب: نوعي خرما كه درشت است.
26-
شاهون: شاهانه ، نوعي خرما كه مزة مطبوعي
دارد.
27-
دار: قد ، تنه. 28- اَليِ (به فتح اول و كسر دوم): هويدا . آشكارا |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||