|
|
||
ملكزاده، فرخ. "ايران مهد فرهنگ و تمدنهاي باستاني و سيستان يكي از افتخارات كشور ما". دوره 7، ش 81 (تير48): ص 22-28، تصوير،طرح. |
||
|
خلاصه:
شرحي برگذشته ايران از حمله سكاها
تا امروز ، شرحي بر آثار باقيمانده مكشوف: از
قبرستان
ابراهيمخان ، ازشهرسوخته (هزاره پنجم ق.م)،
فهرستي از آثار باقيمانده ازپيش از اسلام ، دوران اسلامي ، دهانه
غلامان درجنوب زابل و شرحي بر خصوصيات معماري
بناهاي
تاريخي
اطراف آن. |
ايران مهد فرهنگ و تمدّنهاي باستاني
و
سيستان يكي از افتخارات كشور ما
دكتر فرخ ملك زاده
استاديار
دانشكده ادبيات وعلوم انساني دانشگاه
تهران
آنجا كه دشتهاي وسيع و پهناوري
وجود دارد. آنجا كه جز تپهها و پشتههاي
ريگي ، كوهي بنظر نميرسد. آنجا كه شنها راه ميروند. آنجا كه باد محشر ميكند. آنجا كه فقط دو موسم دارد. آنجا كه زمينش پيوسته فرو ميرود؟ آنجا سيستان سرزمين شگفتيهاست1 . سيستان در جنوبشرقي ايران
فعلي
قرار دارد و بين اراضي خراسان و بلوچستان
واقع است. مركز آن شهرستان زابل است و اين
ايالت در حدود بيش از 185 هزار نفر جمعيت و 700
دهكده دارد. قديمترين نام اين سرزمين زرنگ (معرب
آن – زرنج) بودهاست كه تا حمله سكاها
به همين نام خوانده ميشدهاست ، سپس بهواسطه
آمدن سكاها به اين سرزمين نام اين منطقه
سگستان (عربي) سجستان ، زابلستان (بخاطر نام
شهر زابل) ملك نيمروز و بالاخره امروز
سيستان ناميده ميشود2 .
سيستان در زمان هخامنشيان يكي از مهمترين
ساتراپيها محسوب ميشدهاست كه در نبشتههاي
بهجامانده از آن عصر از اين محل بارها ذكر
شدهاست بنا به گفته مورخين يوناني داريوش
كبير در هنگام جنگ به ساكنين آنجا به ويژه
به تيره آرياسپي3 لقب
اورگاتا4 داده
است. سيستان در افسانههاي ايران اهميتي
بهسزا داشته است و احتمالاً يكي از مراكز
دين زرتشت بوده و بر طبق روايات زردشتي سه
پسر زردشت از كنار هامون سيستان ظهور
خواهند كرد5 سيستان
زادگاه رستم است و بنا به روايات شاهنامه
فرمانرواي سيستان بهمعني وسيع آن يعني زابل
يا زابلستان ، بست ، غزنه و كابلستان بودهاست6
و اصولاً سيستان موطن و مقر پهلوانان
باستاني ايراني معرفي شدهاست7
. تمام خاك سيستان در گذشته به وسيله آب رودخانه هيرمند كه در آن جاري بوده مشروب ميگرديده است (شكل 1) و اين اراضي در ميان رودخانه هيرمند8 و درياچه هامون و گودزره9 بهصورت دلتائي بودهاست10 و به علت حاصلخيزي اين ناحيه [22] در قديم آنرا (مصر ايران) ميناميدهاند و جغرافيدانهاي عرب در قرون وسطي تمام قسمت شرقي ايران را خراسان يعني كشور خورشيد ناميدهاند11 . |
||
|
تمام اراضي سيستان سابق فعلاً جزء كشور ما نيست زيرا پس از تشكيل كشور افغانستان فقط قسمت كوچكي از سيستان سابق بهنام شهرستان زابل در ايران باقي ماند و قسمت بيشتر آن ضميمه خاك افغانستان گرديد12 . با كشف آثار فراوان مربوط به دوران پيش از تاريخ در سيستان13 اين موضوع به اثبات رسيده است كه اين محل پيش از آمدن هند و اروپائيها و يا گروه آريائي محل سكونت اقوام مختلفي بودهاست14 از جمله آثار پيش از تاريخ اين ناحيه سفالهاي سياه و قرمز رنگ مكشوف از قبرستان ابراهيمخان است كه در 110 كيلومتري مغرب شهر زابل در جنوب جاده زاهدان به زابل واقع است ، همچنين آثار مهمي از شهر سوخته در 67 كيلومتري غرب شهر زابل در شمال جاده زاهدان زابل كشف شدهاست كه تقريباً مربوط به اواخر هزاره پنجم و اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد است15 در اين محل آثار يك آتشسوزي عظيمي را ميتوان مشاهده نمود. سيستان در دوران هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان نيز بسيار آباد بوده و يكي از مهمترين مراكز عمده آن عصر محسوب ميشدهاست. |
|
در دوران اسلامي زماني آباد و زماني
ويران شدهاست در زمان حمله مغول و تاتار به
ايران ساكنان اين ناحيه به علت
ايستادگي ، مقاومت و مبارزه مردانه مورد
خشم و غضب مهاجمين قرار گرفته و پس از شكست
اهالي سيستان تمام شهرها و دهات آنها ويران
گرديد. ولي
اين را هم بايد ذكر نمود كه وزش بادهاي
معروف در سيستان براي آن سامان نعمتي
بهشمار ميرود زيرا پشه و مگس و ميكربهاي
حصبه و آبله و ساير ناخوشيها را از بين
ميبرد و بدون وزش اين باد زندگي در ماههاي
تابستان امكانپذير نيست ظاهراً منشاء اين
بادها پامير است كه از آنجا بهطرف سرحد
ايران و افغانستان منتقل ميشود16
. از آثار پيش از اسلام اين منطقه
ميتوان آثار كوه خواجه (غرب زابل) (شكل 2)
و تپه كركوي (واقع در بخش ميانكنگي مجاور
مرز افغانستان) و آتشكدههاي آنجا (كنار
قريه كمك واقع در بخش شهر كيوناروئي) و قلعه
شهرستان (نام امروزي آن تپه شهرستان) و قلعه
سام يا قلعه سار (نزديك ناحيه سه كوهه در
بخش شيب آب) ، خمك و قلعه تپه (نزديك قاسمآباد واقع در شرق زابل)17
و دهانه غلامان (واقع در 44 كيلومتري
جنوب شهر زابل) را نام برد18 . رام شارستان19
و اگرياسپ20
و در انجيانا21 پايتختهاي سيستان در زمان اسكندر
مقدوني بوده كه خرابههاي آنها امروز در
دلتاي تراكو22 بهنام
رامرود معروف است23. |
|
||
1- توضيح اشكال – نقشهاي كه هيئت باستانشناسي ايتاليائي از ناحيه كاوش فراهم نموده است |
|
از آثار دوران اسلامي سيستان
ميتوان آثار رام رودي نمرودي (در 100
كيلومتري غرب شهر زابل) و بيبي دوست (در
فاصله 17 كيلومتري شمال شرق زابل) ، زاهدان
كهنه (محلي كه تيمور در آنجا يك پاي خود را
از دست داد) ، مناره يا ميل قاسمآباد را ذكر
نمود و چون امكان بحثوگفتگو درباره تمام
آثار فوقالذكر در اين مقاله كوتاه ميسر
نيست فقط درباره يكي از آثار دوران
هخامنشي كه به كار نگارنده نيز نزديكتر است
ميپردازيم: دهانه غلامان در 44 كيلومتري شهر زابل و 4 كيلومتري قلعهنو واقع است (شكل 3) كه در پائيز سال 1343 خورشيدي هيئت علمي ايتاليا24 با همكاري مأموران اداره كل باستانشناسي تحقيقات و حفاريهاي جالبي در آن به عمل آوردند. در قسمت شمال غرب دامنه دهانه غلامان آثار يك معبد(؟) مربوط به دوران هخامنشي كشف و خاكبرداري گرديد كه به ابعاد 54×54 متر ميباشد. در چهار گوشه اين معبد چهار برج ديدهباني وجود داشته است براي ورود به اين معبد فقط يك در در ضلع جنوبي موجود[24] است اين معبد در دو نوبت مورد استفاده قرار گرفته و بناي آن دو طبقه است. |
|||
|
2- عكس هوائي محوطة داخلي آثار كوه خواجه |
|
تمام
بناها در دهانه غلامان از گل خام و به اصطلاح
امروزي چينه است و خاك آن بهقدري نرم و چسبنده
است كه وقتي با آب مخلوط شد از آجر هم سختتر و محكمتر ميگردد25 و به همين
دليل از زير شنهاي بيابان تقريباً سالم
بيرون آورده شدهاست. در قسمت شمال دهانه
غلامان يك بناي بزرگي پيدا شد كه به شكل
مستطيل و به ابعاد 43×60/53 متر ميباشد كه داراي
45 اطاق اصلي و دو اطاق الحاقي است. در قسمت
شمال و مشرق اين بنا 12 اطاق ، جنوب 10 اطاق
و مغرب 11 اطاق قرار دارد و تمام اطاقها
به شكل مستطيل و به ابعاد 40/30×20/5 متر ميباشند
و زواياي اطاقها نيز اكثراً 90 درجه تمام
و يا نزديك به 90 درجه هستند (شكل 4) اين بنا
فقط يك در دارد كه در قسمت مشرق واقع است پس
از گذشتن از تنها در ورودي اين بنا و داخل
شدن به حياط ميتوان از سه دري كه در قسمت
شمال و يا سه در مشرق و يا دو در جنوب و يا دو
در مغرب به اطاقهاي اطراف داخل شد. در داخل
اين بنای عظيم ستونهاي قطوري به ابعاد 110×110 |
|
|
||||
5- ساختمان شماره 3 از طرف جنوب |
4- نقشه ساختمان شماره 3 كه در سال 1963 خاكبرداري و حفاري گرديد |
3- منظرهاي از دشتهاي مجاور دهانة غلامان |
|
[26] |
|||
|
مصالح ساختماني در تمام ابنيه دهانه غلامان اكثراً از خشت خام ميباشد كه به ابعاد 51×51 سانتيمتر و قطر 11 و يا 10 سانتيمتر است بهجز آثار ذكر شده تعداد زيادي آثار سفالي و سنگهاي آسياب دستي و اشياء كوچك چوبي و استخوانهاي كُراز و چند اثر مُهر بر روي گِل و آثار ساختماني و غيره نيز پيدا شدهاست. (شكل 6). در اطراف حياط مركزي اطاقهاي متعدد و در چهار طرف آن رواق يا ايوان ستونداري وجود داشته است در داخل حياط سه سكوي گلي قرار دارد كه ارتفاع آنها كمي بيشتر از يك متر بوده و به وسيله چند پله به آن راه مييافتهاند و آثار سوختگي روي اين سكوها كاملاً هويدا است.
كشف آثار
دهانه غلامان از چند نظر داراي حائز اهميت
است اولاً نقطه توجه و دقت باستانشناسان
و محققان اكثراً معطوف به نواحي شمال و مغرب
و جنوب ايران و بهخصوص اطراف بينالنهرين
بودهاست27
[27]
و جهت
شناخت تمدنهاي باستاني |
6- محلهاي مخصوص براي برافروختن آتش در ساختمان شماره 3 |
||
|
معماري تخت جمشيد و پاسارگاد و شوش و غيره نموداري از هنر شاهي آن زمان است و نميتواند مبين واقعي هنر تودههاي مردم عصر خود باشد و جهت شناخت هنر واقعي مردم آن دوران كه سازندگان و برپاكنندگان تخت جمشيد و پاسارگاد و غيره ميباشند بايد مأوا و محل سكونت و لوازم آنها را كشف و حفاري و تحقيق نمود 28 . اميدوار است حفاريهاي اخير همكاران گرامي ايراني ما در تختجمشيد بتواند صفحه تازهاي در شناخت فرهنگ و هنر مردم عادي آن زمان بگشايد. موضوع سوم طاقهاي بيضي شكل اطاقهاي اينجاست كه برخلاف سقف و پوشش ساير بناهاي تخت جمشيد افقي و صاف نيست. همچنين چگونه هنرمندان سيستان توانسته بودند بدون استفاده از آجر طاق بيضيشكل بزنند؟ در اين مورد بايد توجه داشت كه هنرمندان محلي ايران قرنها پيش از هخامنشيها توانسته بودند كه با آجر يا بدون آجر طاق بيضيشكل بسازند كه قديمترين نمونه چنين طاقي توسط استاد گرامي دكتر نگهبان در حفاريهاي اخير هفتتپه اهواز كشف شدهاست كه مربوط به اواسط هزاره دوم پ.م. ميباشد كه به احتمال قوي خيلي ازفرضيات دانشمندان درباره مبداء و اصل طاقها تغيير خواهد يافت و اين افتخار نيز نصيب هنر ايران خواهد گشت.
بدين سبب عملاً آثار
مكشوفه دردهانه غلامان فرضيه فوقالذكر را
در مورد بسياري از مسائل هنري و معماري رد
نموده و معلوم گرديد كه هنر هخامنشي در قيد
و بند ضوابط و چهارچوبهاي زائد قرار نداشته
است هنرمندان محلي در هر محل بنابه
مقتضيات ، آبوهوا و ساير عوامل قادر به ايجاد
و خلق آثار جالب و متنوعي بودهاند كه از نظر
اصول و سبك و فرم از يك سرچشمه و منبع هنري
بسيار قوي كه همان مكتب هنر هخامنشي است
الهام گرفتهاند و عملاً هنر هخامنشي تلفيق
هنرهاي همزمان و بوجود آوردن محيطي براي
شگفتگي ذوق و سليقه و استعداد هنرمندان
بودهاست. براساس اين دلايل و كشفيات به خوبي
ميتوان ارزش واقعي سرزمينهاي غني ايران را
شناخت زيرا هر گوشه كشور ما موزه كامل
و نمونهاي است براي معرفي تمدنهاي باستاني.
منظور از كلمه غني اين است كه در دل خاكهاي
كشور پهناور ما دو سرمايه مهم نهفته است:
نفت و آثار باستاني29 .
كه از ديدگاه علم و دانش و از نظر كيفيت ارزش
آثار باستاني به مراتب بيشتر از نفت است
بدين سبب بر ماست كه سرمايههاي جاوداني
و باستاني ، در واقع افتخارات و نواميس
باستاني خود را بهتر بشناسيم و در حفظ
و حراست آنها بيشتر كوشا باشيم. |
||
“پاورقيها“
1- از مقاله « جغرافياي طبيعي سيستان »
به قلم آقاي محمداعظم سيستاني در مجله آريا نا
شماره1 ( شماره مسلسل 274) چاپ افغانستان 1346
خورشيدي صفحه 14.
2- درباره
زبان و لهجههاي محلي سيستان نگاه كنيد به
مقاله ريچاردفراي « سفر بيابانك و سيستان
و بلوچستان » در مجله دانش سال دوم. 1330
خورشيدي صفحات 527 – 533 و مقاله « ترانههاي
زابلي » به قلم آقاي منوچهر پرشاد در مجله
پيام نو جلد 4 شماره 9 صفحه 92 و مقاله « صد
واژه سيستاني » به قلم آقاي ايرج افشار در
مجله يغما سال هفتم ، 1333 خورشيدي صفحات 460 –
464.
3- Ariaspi
به معني راننده اسب توانا.
4- Ewergata
به معني ياريكننده.
5-
سوشيانت
يا سوشيانس عنوان هر يك از سه موعود زردشتي
و مخصوصاً عنوان آخرين موعود زردشتي كه در
اوستا استوت ارت (astvat
ereta) خوانده
شده و از او بهعنوان سوشيانت پيروزگر ياد
شدهاست. سوشيانت مزديسنان به منزله كريشناي
برهمنان ، بوداي پنجم بودائيان ، مسيح
يهوديان ، فارقليط عيسويان و مهدي مسلمانان
است: دايرهالمعارف فارسي جلد اول . به
سرپرستي غلامحسين مصاحب ، چاپ تهران 1345
خورشيدي صفحه 1373.
6-
دايرهالمعارف فارسي فوقالذكر صفحه 1406.
7- درباره
گفتار فردوسي نگاه كنيد به شاهنامه فردوسي
« داستان منوچهر » ابيات شماره 297،1632،1818 و « داستان
نوذر » ابيات شماره 399،1351 و « داستان كيكاوس »
550،1028 و « داستان كيخسرو »356،1107،1130،300 و « داستان
كشتاسب » 994،1021،1153،2517،2569،3027،3356،3662،3859،4112،4174،4363
و « داستان بهمن » 33،61.
8-گاهي
هيلمند ذكر شدهاست.
9- گاهي
گودزيره ذكر شدهاست. براي اجراي مراسم
باستاني در سيستان نگاه كنيد به كتاب
جشنهاي باستاني ايران از آقاي علي خوروش
ديلماني. بخش پنجم « اجراي مراسم نوروز در
سيستان و در كنار درياچه هامون » چاپ تهران
1342 خورشيدي صفحات 30 – 37.
10-
مقاله « كليات راجع به جغرافياي ايران »
به قلم ا. بونيغاسيوا (A.
Bonifacio) در
كتاب تمدن ايراني ترجمه دكتر عيسيبهنام
چاپ تهران 1337 خورشيدي صفحات 26 – 27.
11-
نگاه كنيد به كتاب تاريخ تمدن ايران. تهران
1338 صفحه 32 از نشريات مؤسسه مطبوعاتي
گوتمبرك.
12-
براي تقسيم سيستان بين افغانستان و ايران
در سال 1872 سرفردريك گولدسميد از طرف تعيين
دولت بريتانيا به رياست « كمسيون سيستان »
انتخاب گرديد. ولي كارهاي تعيين خط سرحدي
را هيئت ديگري به رياست سرهنگ سرهنري مكمائن ( ماكماهون ) در سالهاي 5- 1903 انجام داد .
به موجب اين تقسيم از تمام سيستان 7380
كيلومتر مربع به ايران تعلق گرفت: دايرهالمعارف فارسي فوقالذكر صفحات 1406- 1407.
13-
درباره جغرافيا و جغرافياي تاريخي سيستان
نگاه كنيد به مقاله « رود هيرمند » به قلم
آقاي محمدعليمخبر در شماره 5 جلد 2 مجله
يادگار صفحات 34 – 40 و مقاله « ديداري از
سيستان» به قلم آقاي ايرج افشار در شماره 7
مجله يغما 1333 خورشيدي صفحات 460 – 464 و534- 541
و مقاله « داور يا زمين داور » در جلد 1 شماره
4 مجله آريانا 1324 خورشيدي صفحات 16 – 23.
14-
براي بعضي از مطالب جالب درباره سيستان
نگاه كنيد به مقاله « جنگلكاري در سيستان »
به قلم آقاي مهندس محمد حسن جزيرهاي در
نشريه بنگاه جنگلها شماره 5 و6 سال 4 مرداد
و شهريور 1332 صفحه 27 و مقاله « سدهاي سيستان »
در مجله آب شماره 3 دوره 2 فروردين 1335
و مقاله «سيستان» در مجله آهنگ شماره 1 سال 3
و مقاله « سيستان امروز و سيستان آتيه » در
مجله فلاحت و تجارت شماره 2 صفحات 71 –76.
15-
در شماره اول مجله باستانشناسي و هنر كه
تاريخ چاپ آن زمستان 1347 ذكر شده ولي در سال
1348 توزيع گرديده است در قسمت « فعاليتهاي
باستانشناسي از فروردين تا آذر 1347 » در
صفحه 85 چند سطري راجع به حفاري هيئت مشترك
باستانشناسي ايران و ايتاليا به رياست
پروفسور گيوزپ توچي ذكر شدهاست.
16-
براي بادهاي فوقالذكر نگاه كنيد به كتاب
تاريخ ايران اثر سرپرسي سايكس (ترجمه سيد
محمدتقي فخرداعي گيلاني) جلد اول چاپ دوم
تهران 1335 خورشيدي از صفحه 5 و كتاب جغرافياي
مفصل ايران اثر مسعودكيهان جلد دوم چاپ
تهران 1311 خورشيدي صفحه 127. همچنين آقاي Tate
نقشهبردار و باستانشناس ، اطلاعات جالبي
درباره سيستان منتشر كرده است:
A-Investigations in Seistan B-The
Frontier of Baluchistan.
C-Coins and Seals collected in
Siestan.
D-Seistan:
A memoir on the history of Seistan
17-
براي آثار باستاني سيستان نگاه كنيد به
كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني
ايران چاپ تهران اسفند 1345 خورشيدي صفحه 56.
18-
راجع به حفاري دهانه غلامان نگاه كنيد به
كتاب
East and
West شماره1 و 2
جلد 16 چاپ رم. 1966.
19-
Ramsharestan
20-
Agriaspa
21-
Drangiana
22-
Taraku
23-
Ramrud0
از مقاله آقاي محمد اعظم سيستاني فوقالذكر صفحه 16.
24-
در سالهاي اخير از طرف دانشمندان
ايتاليائي تحقيقات دامنهداري در منطقه
سيستان بهعمل آمده است كه چند كتاب مهم در
اين باره منتشر شدهاست از جمله: Paolo
Daffina, L Immigrazione Del Saka Nella Dran-giana, Vol. IX Roma 1967 Gherardo
Gnoli Ricerche Storiche Sul Sistan Antico, Vol. X Roma 1967 كه
هر دو از طرف مؤسسه
Istituto Italiano Per il Medio ed Estremo
Oriente (centro studi E Scavi
Archeologic in Asia ) منتشر شدهاست. 25- درباره اين حفاري
آقاي دكتر عيسي بهنام نيز مقالهاي بنام « سيستان
در دوران هخامنشي » در شماره 69 مجله هنر و
مردم تيرماه 1347 خورشيدي در صفحات 5-9 نگاشتهاند. 26- نگاه كنيد به كتاب East
and West فوقالذكر صفحات 9-24. 27- در مورد سيستان
مقالات و كتابهائي نيز در ايران منتشر شدهاست كه در بررسي اين منطقه نگارنده از آنها
هم سود جسته است. مقاله آقاي حبيبالله
صمدي در گزارشهاي باستانشناسي جلد سوم
تهران 1334 خورشيدي. مجله ايرانشهر كه از طرف
يونسكو در چاپخانه دانشگاه تهران طبع
گرديده. 1342 خورشيدي. جلد اول صفحه 88-91 و جلد
دوم صفحه 1224. كتاب تاريخ سيستان به تصحيح
ملكالشعراي بهار. تهران 1335- و كتاب تاريخ
تمدن ايران از انتشارات مؤسسه مطبوعاتي
گوتمبرك تهران 1338. 28- مقاله « نقوش زن در
هنر هخامنشي » در شماره مسلسل 65 و 66 شماره
اول و دوم سال شانزدهم مجله دانشكده
ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران
آذرماه 1347 خورشيدي صفحات 111-115 به قلم
نگارنده. 29- سخنراني آقاي دكتر غلامعلي همايون در برنامه مرزهاي دانش راديو ايران در تاريخ بهمنماه 1347. |