|
|
||
غروي ، مهدي."تاجمحل". دوره 7 ، ش 81 (تير48): ص 33-41 ، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: گوشهاي
از تاريخ پادشاهان تيموري هند ،"تاجبيبي"
شيوه ساختماني بناي
تاجمحل و سازنده بنا محل قرارگيري
آن ، باغ و سردر دروازه عظيم آن ، مصالح
بكار رفته
در بنا ،
تزئينات در اين بنا ، منابع مورد استفاده. |
|
|
تاجمحِل
دكتر مهدي غروي
معاون رايزني فرهنگي در هلند و نپال
تجسم روح ايراني در پيكر
هند
رنه گروسه1
شاهجهان2
در ميان تمام بناهائي كه در خارج از ايران ساخته شده و به نوعي يادآور فرهنگ و تمدن ايراني بهمعني وسيع آن است هيچ بنائي را با بناي تاج نميتوان مقايسه كرد و در ميان كليه آثار تاريخي جهان كمتر بنائي است كه مانند تاجمحل با يادآوري [33] تاريخ ، اين چنين با عشق و افسانه و هنر و تجمل آميخته باشد و تا اين حد مورد توجه و علاقه مردم سراسر جهان قرار گيرد ، بهخصوص كه فصل بازديد از آن نيز بسيار طولاني است و فقط در چندماه از بهار و تابستان از تعداد زيارتكنندگان اين بناي عشق كاسته ميشود. همانگونه كه بناي تاج بر عشق و
ناكامي و ابهام استوار شده ، اين بنا را
بايد در مهتاب ديد ، مهتاب تمام آن عظمت
آميخته با تلخكامي بنا را در نظر مجسم
ميسازد3 و به قول
رنه گروسه يادآور ظرافت زنانه شخصيت مدفون
در آن است. احوال پادشاهان بزرگ تيموريان
هند چنان با احوال افراد خاندان ميرزا
غياثالدين شيرازي
آميخته است كه مطالعه
احوال يكي از ايندو بدون توجه به ديگري
امكانپذير نيست. داستان آمدن ميرزا غياثالدين به اتفاق زن و فرزندانش به هند خود
داستان جالب جداگانهاي است كه نياز به
فرصت ديگر دارد ، بانوي تاج كه چنين بناي
عظيمي را بر گورش ساختهاند نوه پسري ميرزا
غياثالدين شيرازي است. ميرزا غياثالدين
در دربار اكبر پادشاه به سرعت ترقي كرد اما
ترقي واقعي وي در عهد جهانگير فرزند اكبر
آغاز شد ، با ازدواج جهانگير با مهرالنساء
ملقب به نورجهان دختر ميرزا غياث ، مقامات
مهم دربار جهانگير ميان افراد اين خانواده
قسمت شد. |
|
هنگام وداع و افتراق است امروز با درد و فراق اتفاق است امروز اي ديده جمال يار ديدي يك چند خونبار كه نوبت فراق است امروز4
با دريافت اين پيام ، شاه كه سرگرم
جنگ بود خود را به ملكه محبوبش رساند و از
او
خواست كه هر چه در دل دارد بگويد ، ملكه گفت:
( . . . شاها گفته و شنيده ما را عفو
فرمايند ، عنقريب مسافر [35] |
|
خديوجهان اقبال نموده استفسار كردند بيگم صاحب فرمودند كه حق تعالي شما را چهار پسر و چهار دختران داده است براي نام و نشان همين كفايت ميكند ، چنان نشود كه نسل ديگر از كسي پيدا شود كه با هم جنگ و جدل دارند. وصيت دوم آن است كه براي ما همچنان مكان تعمير بايد كه بر منصه ظهور ناياب و كمال عجيب و غريب گردد اعليحضرت هر دو وصيت را به دل و جان قبول فرمودند. . . ) 5 شاه جهان قول داد كه هر دو وصيت زن محبوبش را محترم شمرده بدان عمل كند و الحق خوب هم از عهده هر دو كار برآمد ، زيرا در تمام مدت زندگي خود پس از فوت ملكه كه سيوشش سال بود (1040-1076) مجرد ماند و در تمام اين مدت دخترش جهانآرا از او پرستاري ميكرد ، معروف است كه تمام موي سر شاهجهان در سال دوم فوت ملكه سفيد شد ، اما آن آرزوي نهائي ملكه برآورده نشد و فرزندانش در حيات پدر براي بدست آوردن تختوتاج به كشمكش پرداختند. شاهجهان از ملكه ممتاز چهار پسر و چهار دختر داشت ، داستان زندگي داراشكوه پسر بزرگ شاهجهان از لحاظ فرهنگ و تمدن ايراني بسيار جالب است و نياز به مقاله مستقلي دارد وي مردي اديب و دانشمند و متفكر بود ، پسر سوم شاهجهان اورنگزيب كه بر برادرش داراشكوه حسد ميبرد ، پدر را دستگير و زنداني ساخت ، برادران را كشت و خود به سلطنت نشست.
شاهجهان وصيت دوم ملكه
را با وفاداري كامل عملي [36] ساخت و بناي تاجمحل دليل بر اين مدعاست ، سيوشش سال بعد بدن
خود شاهجهان را نيز در جوار ملكه محبوبش
به خاك سپردند ، اكنون قبر ملكه با سنگي
كوچكتر در وسط محوطه زير گنبد و قبر
امپراتور با سنگي در كنار آن ديده ميشود. |
سبك ساختماني و سازنده اصلي
بنا
آنچه كه مسلم است اين است كه اين
معروفترين بناي سبك مغولي داراي اختصاصات
بناهاي مغولي نيست و بهتر است كه آنرا
بهعنوان معرف سبك ايراني هند بخوانيم6
كه از عاليترين سرچشمه ذوق و هنر عصر
مغولان هند يعني دوران صفوي مايه گرفته
است7 . تمام باستانشناسان و محققان مختلف
كه درباره تاجمحل تحقيق كردهاند معمار
اصلي بنا را ايراني دانستهاند ، دانشمندان
معاصر هند معتقدند كه مدل ساختمان تاجمحل ، مقبره همايون در دهلي و مقبره سكندر
لودي است كه آنهم در دهلي واقع شدهاست.
سادات لودي اصلاً افغاني بودند و از 1414 تا
1444
در
دهلي سلطنت كردند ، مقبره سكندر عبارت است از
يك بناي چهارگوش كه هر طرفش را سه طاق
تشكيل داده است و از لحاظ معماري و تزئين
داراي ارزش مهمي نيست بديهي است لوديها
براي ساختن بناهاي مختلف خود در هند از
معماران و سبكهاي (خراساني) استفاده ميكردهاند ، بناي ديگر كه مدل اصلي بناي تاج ميباشد
مقبره همايون واقع در محله نظامالدين در
شهر دهلينو است ، همايون مدتي به اتفاق
عيال خود حميده بانوبيگم معروف به حاجيبگوم در دربار |
|
||
از اره مرمرين. داخل بنا |
|
|
پس از مرگ همايون در سال 1556 ، حاجيبگوم ميرك ميرزا غياث را مأمور ساختمان بناي مقبره نمود ، ميرك ميرزا غياث8 ايراني بود و سبك ساختمان مقبره نيز كاملاً ايراني است9 .
اين بنا در وسط باغ بزرگي ساخته شدهاست و
چهار مدخل آن در مقابل چهار خيابان وسيع كه
از وسط آنها نهر آب ( آبنما ) ميگذرد قرار
دارد ، اين خيابانها هنوز هم بنام چهارباغ
خوانده ميشوند. اصل بنا با اسلوبي ساخته
شده و شامل سنن و اختصاصات هندي نيز ميباشد10 اين بناي مربع كه بر سكوئي وسيع قرار
گرفته هر ضلعش را سه طاق تشكيل ميدهند كه
طاق وسطي بزرگتر است و مدخل بناست. علاوه
بر اين جبهه خارجي سكوي بنا و فاصله ميان
طاقهاي بناي اصلي از عده زيادي طاق كه شبيه
طاقنماهاي اصفهان است ، تشكيل شده كه بدون
شك از معماري صفوي اقتباس شده11 . |
|
||
قسمت بالائي ديواره مرمرين دور مزار |
كتيبة سنگ قبر ممتاز محل |
|
|
درباره نام طراح اصلي و معمار بناي تاج اقوال مختلف است و نامهاي: استاد عيسي ايراني12 ، استاد عيسي به روايتي اهل شيراز و به روايتي اهل اسلامبول13 ، استاد احمد معمار لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري14 و بالاخره يك نفر و نيزي بهنام جرينمو و رُنئو15 بهچشم ميخورد. اما به شهادت مدارك موجود در هند نهتنها معمار اصلي بلكه هر سه شخصيت طراز اول ساختمان تاج ايراني بودهاند16 . شاهجهان براي ساختن بناي تاج كه ميخواست در سراسر جهان بينظير باشد معماران و هنرمندان را از سراسر جهان اسلام به هند دعوت كرد و ايشان را با حقوقهاي خوب به كار گماشت حتي معروف است كه براي سكونت اين استادان و كارگران شهري به گنجايش بيستهزار نفر در جوار تاجمحل بهنام ممتازآباد ساخته شد كه بعدها بنام تاجگنج معروف شد. شايد علت اينكه نام هنرمند ونيزي بهعنوان طراح اصلي ذكر شده اين باشد كه در ميان هنرمندان مختلف چند هنرمند ونيزي نيز وجود داشتهاند17 . ساختمان بناي تاج تا سال 1063 كه سال بيستوششم سلطنت شاهجهان بود طول كشيد. اين بنا در باغ وسيعي به مساحت 42 آكر ( هر آكر 4840 يارد مربع و هر يارد برابر 91/0 متر است ) احداث شده و در يك طرفش رودخانه جمنا ، شعبه اصلي گنگ جريان دارد. بعضي از درختان اين باغ توسط خود شاهجهان كاشته شده و برخي از آن هم قديميترند. مدخل بناي تاج يك دروازه عظيم است كه با سنگ سرخ ساخته شده و به سر درهاي ايراني بسيار شباهت دارد. |
||
ديواره مرمرين دوره مزار از يك تابلو نقاشي |
|
|
در چهار گوشة اين
سكو چهار مناره يا گلدسته به بلندي 44 متر بنا شدهاست ، |
|
||
گنبد و گلدسته تاج در طرف راست جماعت خانه يا مهمانخانه تاج |
سر در مهمانخانة تاج محل |
|
در آثار باستاني هند چه آنها كه از دوران پيش از بودا برجاي ماندهاند و چه آنها كه متعلق به عصر پس از بودا هستند ، هميشه مظاهر قدرتها يا خدايان به ابعاد و اشكال مختلف ظاهر ميشوند ، در مجسمهها و نقشهاي برجسته مجسمه يا نقش بزرگ در اطراف خود به نسبتهاي خيلي كوچك مجسمه ها و يا نقشهای انساني يا حيوانی يا هيولائی کوچک دارد و اين اثر مستقيم وجود عامل اصلي و بزرگ ماوراءالطبيعه ( خداي واحد ) در ميان عوامل فرعي ( خدايان يا ارباب انواع ) است. اين واكنش معنوي قوي در معماري هندي اسلامي بهشدت وجود دارد ، در مقابل محراب و طاقنما وگنبد وگلدسته اصلي همه بر همين دليل ايجاد شدهاند.
بناي اصلي تاج ، هشتضلعي است و دور تا دور رواق اصلي هشت اطاق
وجود دارد كه با هم مربوطاند ، تمام
ديوارهاي داخلي نيز از مرمر ساخته شدهاند ، از ارهها از سنگهاي مرمر بسيار
خوبي كه حاوي نقشهاي برجسته ( گل و بوته ) ميباشند
درست شده و همه حواشي را با اشكال هندي زيبا
و مصالح گرانبها از قبيل زمرد ، ياقوت
كبود ، عقيق و يشم مزين ساختهاند ، بديهي است
بخش بزرگي از اين سنگهاي گرانبها به غارت
رفته و جايش خالي است. كتيبههاي سردرها
و داخل گنبد همه به خط امانتخان است و ارتفاع
گنبد مانند گنبد مسجدشاه بقدري است كه
انعكاس صدا به وضع جالبي دوباره به گوش ميرسد
و لحظهاي نيست كه اين آزمايش صدا در زير
گنبد قطع گردد. درست در وسط محوطه زير گنبد
مدفن بانوي تاج قرار دارد و در پهلوي آن
متمايل به طرف چپ قبر شاهجهان ديده ميشود
كه سنگ بزرگتري دارد19 . شاهجهان ميخواست كه براي خود در طرف ديگر رودخانه جمنا مقبرهاي مانند تاج محل بسازد ولي پسرش اورنگزيب كه در هشت سال آخر عمر وي سلطنت ميكرد ، دستور داد كه جسد پدر را در جوار گور مادر دفن كنند و از ساختن چنين مقبره عظيمي خودداري كرد. دور تا دور مقبره را يك ديواره دو متري از سنگ مرمر مشبك با تزئينات بسيار عالي احاطه كرده است كه آن نيز هشتگوش است. اين ديوار مرمرين جانشين يك پوشش گرانبهاي زرين شدهاست كه اكنون وجود ندارد.
قبرهاي اصلي در
زير زمين بنا كه بسيار تاريك است قرار
دارند و در بالا ، محوطة زير گنبد در حقيقت
دو سنگ قبر نظير و برابر سنگهاي اصلي تعبيه
كردهاند كه هر دو به يك نسبت زيارتگاه
مردمي است كه از دور و نزديك به تماشاي تاجمحل ميآيند. تنها چراغ موجود در سراسر
بنا يك چراغ برق كمنور است كه در داخل يك
قنديل برنجي ايراني قرار داده شده و توسط
لردكرزن نايبالسلطنه معروف هند به مزار
تاج اهدا شدهاست. اين حق از اين لحاظ به
لردكرزن داده شد كه وي براي نخستينبار
متوجه نفاست و عظمت اين بنا و نظاير آن در
هند شد و با تصويب قانون خاصي دولت را مقيد
ساخت كه به حفظ و مرمت بناهاي تاريخي
بپردازد. |
|
هماكنون پس از هفت قرن عرس
اميرخسرو دهلوي در دهلي گرفته ميشود عرس
ممتازمحل نيز سالها در اين محل برگزار ميشده
و هنوز هم ميشود. در اين مراسم عدة زيادي از
مردم سراسر هند جمع ميشوند و مهمترين
قسمت برنامه ايشان قوالي است كه معرفي آن
خود نياز به يك مقاله جداگانه دارد ( آواز
و موسيقي – سماع ). نخستين عرس ممتازمحل در سال 1631 توسط خود شاهجهان گرفته شد. در گوشه غربي سكوي زيرين يك برج زيبا كه مشرف به رودخانه جمناست و در گوشه شرقي سكو پلهكاني ساخته شده كه به ساحل رودخانه ميرسد. مخارج بنا را در كتابها در حدود هفتادوپنج لك روپيه ( هر لك برابر 100 هزار است ) نوشتهاند كه پول امروز متجاوز از سه ميليون ليره انگليسي است20 .
مصالح مختلف
ساختماني را از نقاط مختلف هند و همسايگان
هند آوردهاند و در جدول موجود در كتاب خطي
سابقالذكر 36 نوع سنگ از جمله سنگ رم ، سنگ
غوري ، سنگ سرخ ، سنگ پایزهر ، سنگ خارا ، سنگ عجوبه ، سنگ بلورلاجورد ، سنگ سليماني
، سنگ
يمني ، ياقوت ، زمرد ، سنگ طلائي ، رخام ، سنگ
سماق ، فيروزه ، سنگ مغناطيس و . . . دراين جدول
ابعاد مختلف اين سنگ نيز ذكر شده و در جدول
ديگر نوع و اندازه چوبهاي مورد نياز قيد
شده كه از آن جمله آبنوس و صندل ميباشد. در
خاتمه لازم است از يك بناي معروف ديگر كه
به تقليد تاجمحل ساخته شده نام
ببريم ، اورنگزيب پسر و جانشين شاهجهان در
سال 1089 در اورنگآباد دكن مقبرهاي براي زن
خود بيبيرابعه دوراني ساخت كه در نتيجه
نفوذ سبكهاي محلي فقط سايه كمرنگي از
تاجمحل است و هيچيك از جنبههاي عظمت
و لطافت تاجمحل را در برندارد ولي نميتوان
منكر امتياز و
دلچسب بودن اين آخرين بناي
ايراني در هند شد21 . در تهيه اين مختصر از اين منابع
استفاده شدهاست: 1-
كتاب خطي مربوط به تاجمحل – بدون
تاريخ كتابت شايد از قرن دوازدهم. 2-
ميراث ايران بهقلم عدهاي از
خاورشناسان زير نظر ا . ج . آريري و ترجمة آن
چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب. 3-
مجموعه
آثار باستاني Archaeological
Remains تأليف گروهي از دانشمندان هند
به يادگار كنگره بيستوششم خاورشناسان در
دهلي 1964 . چاپ دهلي. جلد دوم. 4-
معماري
هندي Indian
Architecture
پرسي براون Percy Brown
چاپ بمبي. سال 1942. 5-
هند
، رنه
گروسه ، عضو آكادمي فرانسه
L’Inde,par: René
Grousset
6-
هند يا سرزمين اشراق ، ع وحيد
مازندراني.
7-
هنر و
معماري Art
and Architecture of India
8-
هند ، اوژن كوچ India
Eugen Kusch چاپ
هند. 1960.
9-
دائرهالمعارف بريتانيكا. “پاورقيها“
1- اين مطلب را
جواهر لعل نهر و در كتاب نظري به تاريخ جهان
از قول رنه گروسه دانشمند فرانسوي آورده و
ع. وحيد مازندراني در كتاب هند يا سرزمين
اشراق به فارسي ترجمه كرده است.
2- بيت دوم و سوم
از 27 بيت شعري است كه شاهجهان سروده ، نقل
از يك كتاب خطي كوچك كه توسط دانشمند
بزرگوار دكتر سيداميرحسين عابدي در
اختيار اينجانب قرار گرفت.
3- در شبهائي كه
ماه تمام است زائران بناي تاج از سراسر هند
و كشورهاي خارج بسوي آگره عزيمت ميكنند
و اين مطلب حتي در مورد ذخيره كردن جا در
هتلها و هواپيماها نيز بايد در نظر گرفته
شود.
4-
از كتاب خطي سابقالذكر.
5-
نقل از همان كتاب خطي ، يادآوري ميشود كه
شاهجهان در سال 1628 يعني يك سال پيش از فوت
بانوي تاج به سلطنت رسيده بود.
6و7-
ميراث ايران. ﻫ .
گونتز كه 24 سال موزهدار موزههاي هند
بودهاست. فصل چهارم. ص 112.
8-
مقبره ميرزا غياث هماكنون در دهلي برپاست
و در محله نظامالدين نزديك مقبره همايون
قرار دارد و خود از لحاظ سبك بنا و تزئينات
قابل توجه است و نياز به بررسي خاص دارد.
9-
مجموعه آثار باستاني. ص 318.
10-
آثار باستاني. ص 305.
11-
معماري هندي. بخش اسلامي. ص 95و96.
12-
آثار باستاني. ص 318.
13-
هند يا سرزمين اشراق وحيد مازندراني. ص 80.
14-
ميراث ايران. فصل چهارم. ص 112.
15-
اين روايت به كشيشي بهنام سباستيان مانريق
كه در آن زمان از شرق ديدن كرده نسبت داده
ميشود و در صحت آن شك فراوان وجود دارد.
معماري هندي ، پرسي براون. ص 186.
16-
سه نفر اول: اوستاد
عيسي شيرازي ، نقشهنويس ( طراح ) امانتخان شيرازي ، طغرانويس ( كتيبهنويس ) محمدحنيف
قندهاري ، ميرعمارت ( ناظر ) هر
يك هزار روپيه مقرري ماهيانه داشتهاند
و سه نفر بعدي هر يك پانصد روپيه ، جمعاً از
بيستويك نفر نام برده شدهاست. همان كتاب
خطي.
17-
ولي در فهرستي كه ما در دست داريم ذكري از
هنرمندان فرنگي نشده و در شاهجهان نامه
نيز از ايشان نام برده نشدهاست.
18-
ميراث ايران. گونتز. فصل چهارم. ص 112.
19-
هر دو سنگ داراي كتيبه فارسي ، به خط خوش ، حاوي
تاريخ وفات ميباشند كه متأسفانه اينجانب
بواسطه نقص وسايل عكاسي و كمي نور و كثرت
جمعيت در همة ساعات روز و شب موفق به تهيه
عكس خوب از آن نشدم ، عكس نوشته كتيبه مدفن
ممتازمحل از روي كتاب خطي كه در دست
اينجانب است برداشته شده و كتيبه سنگ شاهجهان از اين قرار است: مرقد مطهر اعليحضرت
فردوس آشياني صاحبقران ثاني شاهجهان
پادشاه غازي طاب ثراه سنه 1076 هجري.
20-
دائرهالمعارف بريتانيكا.
21-
ميراث ايران ، فصل چهارم ، مقاله ايران
و هندوستان پس از فتوحات محمود. ص 197 عزيزالله حاتمي. |