|
|
|
||
"حسينعلي مؤيّد پردازي". دوره7 ، ش81 (تير48): ص 42-44 ، تصوير. |
|||
|
خلاصه: شرحي
بر زندگاني و هنر نقاش معاصر. |
|||
|
|
|||
حسينعلي مؤيّد پردازي
فرصتي دست ميدهد تا ساعتي پاي صحبت
حسينعلي مؤيد پردازي خوشنويس و نقاش
كهنسال كه برگردن بسياري از جوانان امروز
حق استادي دارد بنشينيم. مؤيَّد پردازي كه از
دوستان كمالالملك نقاش بلندقدر كشور ما
و از همكاران قديمي مطبوعات است آرام و بيتكلف داستان زندگي خود را آغاز ميكند: « نام من حسينعلي و نام پدرم عبدالله
است و شجره خانوادگيم به باباخان لواساني
ميرسد. تحصيلات قديمه را در مكتبخانهها
با خواندن كتابهائي نظير گلستان ترسل و نصاب
گذراندم. از همان آغاز در خط و نقاشي استعداد نشان دادم و به سال 1315 هنگامي
كه پدرم نمونه خط و نقاشي مرا به نظر ميرزا عليخان امينالدوله صدراعظم
مظفرالدينشاه رسانيد امينالدوله دستور
داد تا موجبات تحصيل مرا در دارالفنون
فراهم سازند. در مدرسة دارالفنون به تحصيل
علوم جديد و نقاشي پرداختم و در عينحال چون
تحصيل يكي از رشتههاي
طب ، مهندسي ، توپخانه و پياده نظام اجباري
بود من رشتة پياده نظام را انتخاب كردم.»
مؤيد پردازي در اينجا كمي متأثر ميشود و پس
از اندكي ميفزايد: « دوران تحصيل من در
دارالفنون فقط سه سال طول كشيد و پس از آن
به دلائل خانوادگي در حاليكه در نقاشي
و خوشنويسي دستي يافته بودم تحصيل را كنار
گذاشتم و به تلاش معاش پرداختم ولي در همه
حال رشته اي ناگسستني مرا با هنر پيوند
ميداد. شروع كارم در اداره پست بود و در
خارج از وقت اداري به نگارش كتابها و نقاشي
تصاوير آنها ميپرداختم و از راه كشيدن
كاريكاتور و تصاوير گوناگون با جرائد
همكاري مينمودم و در عينحال تهية زمينة
ديپلمها و گواهينامهها از طرف كمالالملك به من واگذار ميگرديد و به همين مناسبت
به دريافت نشان علمي نائل آمدم و چندي بعد
علاقة شديد به كارهاي هنري مرا ناگزير ساخت
تا يكباره كار اداره پست را رها كنم و در
مدرسه صنايع مستظرفه در زير نظر كمالالملك آغاز بكار |
|
من
در اينجا تهية طرح پرچمها و مدالهاي
مختلف را به عهده داشتم و تا هنگاميكه به سبب
مشكلات بودجه مدرسه صنايع مستظرفه در معرض
تعطيل قرار گرفت به انجام همين وظيفه مشغول
بودم. مدرسه تعطيل شد و من دوباره روانه
اداره پست شدم و اندكي بعد در مسابقه
نخستين تمبر مربوط به پست هوائي ايران
برنده شدم و به دريافت جائزه مفتخر گرديدم. »
تا اينجا مؤيَّد پردازي به موضوع فعاليتهاي
تعليماتي خود به عنوان يك استاد نقاشي اشارهاي ننموده است و به دنبال سؤال من در اين
زمينه ميگويد: « در سال 1310 دست روزگار مرا
به مشهد كشانيد و در همين سال به دنبال تحولاتي
كه در وضع استخدامي من روي داد تعليم
و تدريس نقاشي در مشهد به عهده من محول گرديد
و من اين كار را مدت 14 سال در مشهد
در
روزگار توقف در مشهد در تهيه طرحهاي
مربوط به حجاري سرستونهاي آرامگاه فردوسي
همكاري داشتم و هم در اين ايام به تهيه
تصاوير خيالي از شاعران بزرگ ايران مانند
سعدي ، حافظ ، فردوسي ، نظامي ، خيام ، سنائي ، عطار ، مهستي
گنجوي ، وحشي بافقي همت گماشتم و تهيه اين
تصاوير مرا به دريافت نشان علمي ديگري موفق
ساخت. تدريسوتعليم عشق ديگر من بود و پس از
بازگشت به تهران تا وقتي كه در سال 1328
به افتخار بازنشستگي نائل آمدم با علاقهاي
وافر اين كار را دنبال كردم گو اينكه پس از
بازنشستگي هم كار تعليموتدريس را رها
نساختهام و اينجا و آنجا بدان ادامه ميدهم. » در مورد كمال الملك مؤيَّد پردازي
ميگويد: « او يك نقاش توانا و يك انسان واقعي
بود. خاطرات روزهائي كه در نيشابور به حضور
او ميرسيدم شيرينترين خاطرات زندگي من
است و چه تلخ بود روزهائي كه پيش از مرگ
و به هنگام بستري بودن در بيمارستان شاهرضاي
مشهد از او عيادت مي نمودم. خدا روانش را
شاد دارد كه در هنر و اخلاق هر دو به كمال بود». |