|
|
آرياها و چگونگي مهاجرت آنها به فلات
ايران
جليل ضياءپور
رئيس
موزه مردمشناسي
برخي از محققان ، اقامتگاه اصلي آرياها را ، اروپا و جمعي ، آسيا و در شمال سيبري ميدانستند [7]باستانشناسان و زمينشناسان ( كه يافتهها و دريافتهاي آنان معتبرترين زمينه براي شناسائي مردم هر سامان است ) صالحترين كساني هستند كه دربارهي چگونگي اوضاع ، سخن مناسبتر و درستتر ميتوانند ايراد كرد. از اينرو ، براي آشنائي به وضع آرياها ، از نظريات ايشان كمك ميگيريم. . . . . . . . . . . . . اكثر
محققان
،
مهاجران آريائي را « هندواروپائي » مينامند.
ولي هنري فيلد Henry Field
در كتاب خود « مردمشناسي ايران » تحت عنوان
« فهرست قبايل وگروههاي نژادي » نوشته است:
كلمهي آريان بطور دقيق فقط قابل اطلاق به
گروه هند و
ايراني است « نه هند
و اروپائي » . . . . . . . . . . . . دربارهي آرياها ، اصل مرافعه ابتدا بر سر نقطهي اصلي مهاجرت اين قوم بودهاست. برخي ، اقامتگاه اصلي آرياها در اروپا ميدانستند و جمعي در آسيا (شمال سيبري) ميگفتند. [8] |
|
سرپرسي سايكس ، در اينباره نظري جامع و آگاهي بيشتري ، تحت عنوان « سرزمين اصلي آريانها » داده و نوشته است: از مسائلي كه زمينهي اختلاف عظيم است ، جاي طوايف آريان است ( كه از كجا و از چه نقطهاي خارج شدهاند). و اضافه كرده است: بديهي است كه قرائن و دلايلي طبيعي براي كشف اين حقيقت وجود دارد.
اين قوم ، [10] به يقين در زميني
ساكن بودهاند كه آبوهواي بري داشته
است ، و چنانكه پيداست ، دو يا سه فصل را
بيشتر نديده بوده و نداشتهاند. از لغت
ايشان پيداست: كه ساكن زمينهاي جلگهاي
بوده ، و كوه و جنگل نداشتهاند. اين
قوم ، رواياتي دارند ، كه علت مهاجرت ايشان
را روشن ميكند ، و ميگويند: عامل شَّر ، محل
آنان را يخبندان و غير قابل سكونت كرده است
( شايد ، معني اين حرف اين باشد: كه بواسطهي
تغيير آبوهوا مجبور به تغيير مكان شدهاند ). در داستانهاي ويژهي خود ( ونديداد ) به
يك منزل از دست داده ( ايران وَ اِجَ ) اشاره
كردهاند. و چون به علت سرما مجبور به مهاجرت
از آنجا شدهاند ، به « سوغده » و « مورو » رفتهاند (كه اينك ، اولي « بخارا » و دومي « مرو »
خوانده ميشود ). و از بلخ به « نيسايه » و از
آنجا به « هرايْ و َ» (هرات) و « واي كَرْتَ » (كابل)
رفتند (و اين زمين اخير را بد سايه وصف كردهاند). .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هنري فيلد به نقل از « ويلسون » Arnold
Wilson
نوشتهاست: كه در حدود دوهزار سال پيش از
ميلاد ، باديهنشينهاي آريائي زبان شمالي ( در
شرق روسيه ) ساكنين اصلي و بومي فلات ايران
را در خود مستهلك كردند. و به نقل از « هرتسفلد »
Herzfeld
نوشته است: كه اولين گروه آريائي ( كه
مهاجرت كردند ) هند و آرياني ، و سپس
ايرانيان ، و پس از آنها ، سكاها بودند ( كه پس
از دورهي كوتاهي ) ، از راه ارتفاعات نزديك « سرخس »
در سمت هرات ، وارد فلات ايران شدند. و به نقل
از « ويليام وُرل » William
Worrel
نوشته است: كه حمله آريانها از شمالشرقي ، و بعلت خشكسالي و ازدياد جمعيت بود ، و
از ايران به بينالنهرين رفتند. و اين
امر ، كمي بعد از سال دوهزار پيش از ميلاد
صورت گرفت. و پس از آنكه زماني در تركستان و
ايران مستقر شدند ، شاخهاي ( كه آريان
ناميده ميشود ) به دو گروه تقسيم شدند: يك
گروه در ايران ماندند. و گروه ديگر ( هنديها )
به هند رفتند و با « دراويديها » مخلوط شدند.
تقريباً در همان زمان ، رؤساي آرياني « ميتاني » در ارمنستان استقرار يافتند ، و در اواسط
قرن هيجدهم پيش از ميلاد ، سلسلهي آرياني « كاسي »
بابل را تصرف كردند. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. هنري فيلد ، دربارهي زمان جدائي هند
و ايراني نوشته است: كه تا سال
يكهزاروسيصدوپنجاه پيش از ميلاد هنوز
عناصر ايراني و هندي قوم آريان ، از هم جدا
نشده بودند ( مردمشناسي ايران ، صفحه ي715 ). .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. گيرشمن Ghirshman نوشته است: واقعهاي كه در تاريخ آسياي غربي ( طي هزارهي دوم پيش از ميلاد ) مهم مينمايد ، ظهور عناصري از اصل هند و اروپائي است كه زادگاه خود را ( به اغلب احتمال - دشتهاي اوراسي - Eurasique كه در روسيهي جنوبي است ) بر اثر فشار اقوام ديگر ، ترك كردند ، و در طي مهاجرت ، ظاهراً به دو دستهي بزرگ تقسيم شدند: دستهي غربي و شرقي.
دستهاي كه آنرا غربي ميناميم ، درياي
سياه را دور زدند ، و پس از عبور از بالكان و
بسفر ، در داخل آسياي صغير نفوذ كردند ، و
به زودي عنصر غالب و مسلط را تشكيل دادند ، و
اتحاديهي « ختيها يا هتيها » Hittites را
بوجود آورند. دستهي شرقي ( كه بنام هند و
ايراني معروف است ) دو قسمت شدند: يك قسمت آن
به سوي [11] شرق درياي خزر حركت كردند ، و قسمت
ديگر ، به سوي غرب خزر به راه افتادند. بخش عمدهي آن قسمت كه مشرق درياي خزر را پيش
گرفتند ، تدريجاً از ماوراءالنهر و جيحون ( آمودرياي
كنوني ) عبور كردند و پس از توقف كوتاهي در
دشت بلخ ، از معابر هندوكش بالا
رفتند ، و جادهي باستاني مهاجمان را به سوي
هند تعقيب نمودند ، و در طول « پندي شير » Pandi-shir
و رودهاي كابل فرود آمدند. قسمت ديگر شعبهي شرقي (كه از راه مغرب درياي خزر را پيش
گرفتند ) از قفقاز عبور نمودند ، و تا انحناي
عظيم شط فرات سرازير شدند. اين عده (كه
ظاهراً بيشترشان از افراد جنگجو بودند) با
« هوريان » بومي مخلوط شدند ، و پادشاهي «ميتاني»
را تشكيل دادند ، و سلطنت خود را نهتنها در
بينالنهرين شمالي توسعه دادند ، بلكه ْآشور
را محدود كردند ، و با الحاق درههاي
زاگروس شمالي (مسكن قوم گوتي) به قسمت
خود ، قدرت خود را تثبيت كردند. بهترين
دوران پادشاهي اين قوم ، در حدود
يكهزاروچهارصدوپنجاه پيش از ميلاد بود. . . . . . . . . . . . . از همين سواران جنگجو ، دستهاي در
طول چينخوردگيهاي مركزي كوهستانهاي
زاگروس به سوي جنوبشرقي به حركت درآمدند و با
ممالك « اورارتو ، بينالنهرين ، و ايلام »
برخوردند. مردم اين ممالك ، از قرنها ( با
هزاران سال ) پيش بر اثر زندگي خانهنشيني ، فرهنگي وسيع داشتند. |
|
شعبهي ديگر آخرين دستههاي ايراني (پارسها) از بيابانهاي شمالي خراسان وارد مشرق ايران شدهاند ، و از ناحيهي كرمان گذشته فارس را مسكن خود قرار دادند. به دنبال پارسها ، كارمانيان آمدند و در كرمان سكونت كردند. درانژيان ( يا ، درانگيان يا زرانكيان) و آراخوزيان در جنوب افغانستان ماندند. گدروزيان ، در شمال بلوچستان اقامت كردند. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. هيركانيان ، در پشت سر اين دستهها
ناحيهي استرآباد ( گرگان كنوني ) را براي
سكونت اختيار كردند. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. به عقيدهي دمورگان ، هجوم آرياها به « باكتريا »
دوهزاروپانصد سال پيش از ميلاد اتفاق
افتاده است ، و قوم ماد ، در حدود دوهزار سال
پيش از ميلاد ، به شمالغربي ايران رو نهادهاند. |