ستاري،‌جلال. "مقطع زرّين و كودكان". دوره 7، ش 82 (مرداد48): ص 22-23، تصوير.

 

خلاصه: تحقيقات هنرمندان و دانشمندان قرن نوزدهم براي بدست آوردن بخش طلائي  )تناسبات طلايي ).

مقطع زريّن و كودكان

جلال ستاري

از اواخر قرن 19، اين نكته اذهان بسيار كسان را به خود مشغول داشته است كه آيا انسان ندانسته و ناخودآگاه ، در ابعاد و تركيب مصنوعات و آفريده‌هاي هنري خويش ، رابطه‌اي را كه به « عدد طلائي » (nombre d’or) اصطلاح كرده‌اند منظور مي‌داد يا نه؟ بخش طلائي يا مقطع زرين (section doree) رابطه‌ايست ميان دو مقدار ، آنچنان كه نسبت مقدار نخست به مقدار دوم ، همان نسبت مقدار دوم به مجموع آن‌دو باشد. سه نقطة C,B,A يك بخش طلائي به‌وجود مي‌آورند اگر تناسب زير ميان آنها برقرار باشد:

 

 A           B         C                              

               

كه در آن نسبت قسمت كوچك به قسمت بزرگ ، همان نسبت بزرگ به مجموع آن‌دو است. اين معادله ، مورد پسند و خوش‌آيند آدمي و متضمن احساس زيبائي و هم‌آهنگي است. يونانيان كه سخت به زيبائي و تعادل و توازن توجه داشتند ، اين نكته را دريافته بودند. آزمايش‌هاي جديد روان‌شناسي نيز نشان داده‌است كه اگر بخش طلائي را با بخشهاي ديگر بياميزيم و از آزمون‌شدگان بخواهيم كه موزون‌ترين بخشها را به ما بنمايانند ، آنان غالباً بخش طلائي را انتخاب خواهند كرد. اين بخش طلائي ( يا به اصطلاح ديگر تناسب الهي (La divine Proportion)  مرتبط با عدد K يا عدد طلائي (=618/1) شناختة هنرمندان است1 . نقاشان غالباً بخش طلائي را بكار مي‌برند و از آن در آثار خويش ، سود مي‌جويند و بهره مي‌گيرند. مردم روزگار باستان نيز مي‌دانستند كه نسبت و رابطة ميان بند اول و دوم و بند دوم و سوم انگشت ، تقريباً مساوي با عدد K است و ناف بدن را به بخش طلائي تقسيم مي‌كند ؛ از اين‌رو بخش طلائي و از ديرباز در معماري (ساختمان معابد يوناني ، اهرام مصر ، كليساها) ، نقاشي و حتي موسيقي و ساخت اسباب و اثاثة خانه چون تخت و ميز و صندلي ، بكار رفته و مورد استفاده قرار گرفته‌است.

طرح اصلي پردة نقاشي معروف Les Bergers d’Arcadic كار Nicolas Poussin سراسر بر اصول و موازين بخش طلائي مبتني است ، و رافائل در بسياري از آثار خود من‌جمله La belle Jardiniere, Saint Michel terrassant le demon  آنرا بكار برده‌است. هنرمندان Cubiste نيز از كاربرد بخش طلائي غافل نمانده‌اند2 .

آوردن تاريخچة بخش طلائي و مصداق‌ها و موارد استعمال آن از روزگار باستان تاكنون ، در اين مختصر مورد نظر نيست ؛ آنچه از لحاظ ما در خور اعتناست اين است كه گويا احساس زيبائي و موزوني و اعتدال و حسن تركيب ابعادي كه با بخش طلائي موافقت و ملازمت دارند ، از كودكي با آدمي همراه است و شايد نيز مادرزادي است. Zeysing به سال 1850 و Fechner  در اواخر قرن19 ، در اين زمينه با كساني‌كه دست كم 16 سال داشتند ، آزمايشهائي كردند و [22] Fanciulli و Lalo آزمايشهاي معروف Fechner را از سر گرفتند  و نتيجه اينكه هربار « ارجحيت و اولويت انتخاب بخش طلائي » به ثبوت رسيد. Fechner  در آزمايش خود ، 10 مستطيل از مقواي سفيد كه نسبت و رابطة ميان اظلاع انها به ترتيب به شرح زير بود بكار برد: 1/1 - 5/6 - 4/5 - 20/21 - 2/3 - 21/34 - 13/23 - 2/1 - 2/5 -. بخش طلائي با مستطيلي كه نسبت پهلوهاي آن 21/34 بود ، مطابقت مي‌كرد (يعنيK= درازا/پهنا ). اين مستطيل‌هاي مقوائي سفيد بطور منظم بر روي سطحي سياه چيده شده بودند و افراد مورد آزمايش مي‌بايست از آن ميان ، مستطيلي را كه شكلش خوش‌آيندتر از همه و نيز مستطيلي را كه شكلش ناخوش‌آيندتر از همه است برگزينند.

اثري از نيكلا پوسن

يك محقق فرانسوي (R.Cordeau) ، آزمايش Fechner  را به شيوه‌اي ديگر و با تغييراتي چند3 با كودكان و نوجوانان از سر گرفت و به همان نتايج Fechner رسيد4 . به عقيده Cordeau اگر اين اصل را بپذيريم كه بخش طلائي از لحاظ زيبائي هنري ، خودبخود داراي كشش و گيرائي اي خاص است ، ناگزير بايد قبول كنيم كه عكس‌العمل كودكان در مورد مستطيل‌هاي مقوائي Fechner همانند واكنش بزرگسالاني است كه مورد آزمايش وي قرار گرفته‌اند ، يعني كودكان به نحوي غريزي و فطري به اشكالي كه رابطه و نسبت اظلاع و ابعاد آنها به عدد (618/1=k) نزديك ميشود ، گرايش و توجه دارند. Cordeau دربارة اشكال ابتدائي رسم و نقاشي ارتجالي كودكان ، مطالعات و تحقيقاتي دارد و به موجب بررسيهاي او ، كودكان در نقاشي‌هاي خود ، بصورتي ناخودآگاه اما نمايان ، روابط و تناسبات نزديك به بخش طلائي را به كار مي‌برند. توجيه و تبيين اين مطلب كار آساني نيست و تا زمانيكه اطلاعات ما از حدود نتايج چند آزمايش فراتر نرود ، از قضاوتها و نتيجه‌گيري‌هاي شتابزده پرهيز بايد كرد. [23]

 

“پاورقي‌ها“

1- رجوع كنيد به كتاب: Les nombres et leure mysteres اثر Andre Warusfel پاريس،1961،ص 98- 99.

2- همان كتاب ص 106 –107.

3- از جمله بكاربردن رنگهاي مختلف . دانشمند فرانسوي معلوم داشت كه رنگ بنفش ، رنگ مرجح و موردپسند نوجوانان است ، حال آنكه همين رنگ مطلوب كودكان 6 الي 9 ساله نيست.

4- رجوع شود به مقالة R.Cordeau در مجلة Enfance شمارة2 سال 1953 بنام:Le nombre d'or le dessin enfantin