ـــــــ . "خوشنويس‌زاده هنرمندي چيره‌دست در سوخت". دوره7، ش82 (مرداد48): ص 32 - 35 ، تصوير.

خلاصه: شرح حال و زندگاني و هنر اين هنرمند.

 آقاي خوش نويس‌زاده در حال نگاه كردن به يكي از آثار سوخت خود

 

خوشنويس‌زاده هنرمندي چيره‌دست در سوخت

هنرمنداني هستند كه آخرين استادان چيره رشته‌هايي از هنر ملي و بومي اين ملك‌اند. ادامه و زندگي اين هنرها در آنها جاري‌ست و آنان آخرين سرچشمه‌هاي غني و وفادار ذوق و الهام و آفرينش هنرهائي‌اند كه اينك از اعتلا و جاذبه و رونق افتاده است. « سوخت معرق » يكي از اين هنرهاي پرظرافت و رو به فراموشي است ، هنري تركيبي كه قرنها درخشش و اعتباري گرامي داشته – و اينك تنها دو نفرند كه استاد مسلم اين هنر ديرينه‌اند و با خون و جان خويش به آن فروغ و حيات مي‌بخشند. « حسين خوشنويس‌زاده » يكي از اين دو و نامي‌ترين هنرمند سوخت‌كار است.

٭٭٭

« سوخت معرق » در ازمنه گذشته گرانمايه‌ترين « هنر » بود. تنها استادان خبره رشته‌هاي گونه‌گون هنري در اين زمينه [32] كار مي‌كردند ، چرا كه « سوخت » هنري تركيبي‌ست و مجموعه‌اي متنوع از هنرهاي ظريف را شامل مي‌شود.

يك اثر سوخت از خوش نويس‌زاده

« سوخت » بيش از همه با « مينياتور » قرابت دارد ، اما هنرمند سوخت‌كار ناگزير است كه در زمينه « تذهيب » و « خط » و گاه « تشعير » نيز از مهارت فوق‌العاده‌اي برخوردار باشد. « خوشنويس‌زاده » پيرامون تفاوت‌هاي اساسي « سوخت » و « مينياتور » توضيح مي‌دهد:

- مينياتور طراحي و نقش است ، اما « سوخت » را روي پوست آهو طراحي مي‌كنند و آنگاه مي‌برند و روي زمينه‌اي از پوست ميشن و تيماج مي‌چسبانند. براي ترسيم خطوط در طراحي سوخت ، بيشتر از آب طلا استفاده مي‌كنند. نه طلاي معمولي ، از طلاي پرورده. نخست طلا را طوري آتش مي‌دهند كه مثل موم نرم شود ، بعد فلز گداخته را لاي پوست مي‌پيچند و به داروهاي شيميائي مخصوص مي‌آميزند. آنگاه نوبت نرم‌كردن طلاست. بايد آنقدر چكش بخورد و كوبيده شود تا وقتي طلا به اين حالت نرسد ، براي كار « سوخت » آماده نيست. پروردن طلا مدت مديدي وقت مي‌گيرد و پس از آن طلا براي نقش و طرح سوخت مهيا مي‌گردد. تازه هر نوع طلا براي اين كار مناسب نيست. در گذشته سكه‌هاي طلا مورد استفاده بود ، اما اينك كه اين سكه‌ها صورت عتيقه يافته ، از شمش طلاي لندني براي آبرنگ نقشهاي سوخت استفاده مي‌شود.

« خوشنويس‌زاده » ادامه مي‌دهد:

- اصولاً « سوخت » هنر دشواري‌ست ، نه‌تنها دشوار بسيار وقت‌گير است. به همين جهت در گذشته نيز تعداد هنرمندان سوخت‌كار هميشه معدود بوده‌است. اغلب يك اثر سوخت را تعدادي از هنرمندان رشته‌هاي مختلف بطور مشترك انجام مي‌دادند ، يعني يك گروه هنري مركب از استادان خط ، تشعير ، تذهيب و مينياتور هر يك كار قسمتي از يك تابلو سوخت را به عهده مي‌گرفتند. چنين بود كه در قديم « سوخت » را كمال هنرها مي‌دانستند و آثار سوخت پرارزش‌ترين كارهاي هنري بود.

٭٭٭

مبداء هنر سوخت بطور دقيق در تاريخ مشخص نيست. كسي نمي‌تواند بگويد كه اولين اثر سوخت به وسيله كدام هنرمند ايراني و در چه دوره‌اي به وجود آمده‌است. قدر مسلم اينكه سوخت پس از مينياتور متولد شد و نخستين هنرمندان سوخت برگزيده‌ترين مينياتوريست‌هاي گذشته بوده‌اند. رواج اين هنر در عهد امير‌تيمور گوركاني بود ، چرا كه امير به اين هنر علاقه بسيار داشت و هنرمندان سوخت‌كار را صله مي‌داد و گرامي مي‌داشت.

دوران صفويه يكي ديگر از اوج‌هاي درخشان هنر سوخت است. در اين دوره مينياتور نيز كمال بي‌سابقه‌اي يافته بود و اين نشانه نزديكي بسيار اين دو هنر است. سوخت مدتي راه انحطاط پيمود و مجدداً رونق يافت. معروفترين هنرمندان « سوخت معرق » محمدتقي صحاف بود كه حدود يك قرن پيش مي‌زيست. آثاري كه از او مانده ميراث‌هاي هنري گرانقدري‌ست. « ميرزا عباس خان ذوالفنون » نيز يكي از چهره‌هاي برجسته هنر سوخت است كه 40 سال پيش زندگي مي‌كرد.

او عتيقه‌فروش بود. [33]

٭٭٭

نمونه ديگري از سوخت معرَّق اثر خوشنويس‌زاده

 

گزيده‌ئي از آثار « سوخت » و مينياتور « خوشنويس‌زاده » اينك نه‌تنها در موزه هنرهاي زيباي تهران ، در موزه‌هاي مختلف هنري جهان نگهداري مي‌شود. پاره‌اي از اين آثار به‌عنوان هدايائي كه نمايشگر روح هنر و مليت ايران است براي سران كشورهاي بزرگ جهان فرستاده شده. چنين است كه خوشنويس‌زاده از « ترومن » رئيس‌جمهور اسبق امريكا ، « اليزابت » ملكه انگلستان ، استالين ، كندي و خروشچف تقديرنامه دريافت داشته‌است. از كارهاي او 66 مستشرق اروپائي فيلمبرداري كرده‌اند و اين كارها منحصر به « مينياتور » و « سوخت » نيست ، او در انواع خط نسخ ، رقاع ، نستعليق و در تذهيب ، طلاكوبي به‌ويژه تشعير كارهاي ارزشمندي عرضه كرده است. « تشعير » گونه‌اي طراحي‌ست كه مرغ و پرنده و درخت و گلبوته را منعكس مي‌كند. اين طرحها را با رنگ و گاه رنگ و آب‌طلا و پاره‌اي از موارد با آب‌طلاي خالص ترسيم مي‌نمايند و از آن در حاشيه و يا متن مينياتور و تذهيب استفاده مي‌كنند.

٭٭٭

خوشنويس‌زاده به سال 1288 در اصفهان متولد شد. پدرش حاج‌ميرزا ‌محمدمعلم از تذهيب‌كاران و خطاطان نامي بود. در مكتب پدر او با هنر آشنا شد.

مي‌گويد:

- پدرم زندگي را با هنر و هنر را با زندگي به طرز ظريفي آميخته بود. در هنر مي‌زيست اما هنر را وسيله‌اي براي صيقل و تعالي روح مي‌دانست. با اين اعتقاد بود كه كوشيد از كودكي مرا هم به دنياي خودش بكشاند ، به دنياي رنگين و پرجاذبه هنرها . . . از آن روز 50 سال مي‌گذرد ، آن روزي را مي‌گويم كه پدرم براي نخستين‌بار مرا بطور جدي با الفباي هنر آشنا كرد و نيم‌قرن است كه من اين راه را دنبال مي‌كنم. هنر سوخت را نزد « ميرزا عباي ذوالفنون » آموختم. [34]

او از استادان خبره و انگشت‌شمار اين هنر بود. تنها نقص كارش اين بود كه طرح سوخت را خودش تهيه نمي‌كرد. نقص طراحي وي را كمال و ظرافت درخشانش در سوخت جبران مي‌كرد و از او هنرمندي چيره و بي‌بدل مي‌‌ساخت. نخستين زمينه كار « سوخت معرق » خطاطي و تذهيب است. من پيش از آنكه به كار سوخت بپردازم مدتها در اين زمينه تمرين و تجربه كردم. حتي مدتي به مينياتور پرداختم. زمينه مشترك كار نخست آشنائي و سپس دوستي عميقي بين من و « بهزاد » هنرمند نامدار – كه يادش گرامي‌باد – به وجود آورد. ما حتي كارهاي مشترك در زمينه سوخت و مينياتور انجام داديم و تا پايان زندگي بهزاد دوستي ما با فرستادن نامه‌هاي گاه‌وبيگاه كه همه آنها را حفظ كرده‌ام به گرمي ادامه يافت.

٭٭٭

هنر اگر به بازار بيايد. از اصالت مي‌افتد ، به هرز مي‌رود. هنر بايد در خود تغذيه كند و از خود مايه بگذارد. اگر بخواهد وسيله سود و كسب‌وكار شود و پشت ويترين برود ، ناگزير از صداقت دور مي‌شود و هنري كه صادق نباشد هنر نيست. « خوشنويس‌زاده » بر اساس چنين اعتقادي‌ست كه ادامه مي‌دهد:

« كارهاي سبك هنري مدتي‌ست كه در اصفهان زياد شده. نه‌تنها در اصفهان در بسياري از مراكز هنري اين ملك . اين كارهاي كم‌ارج در انظار خارجي‌ها به قدر و منزلت هنرهاي گرانمايه بومي و ملي ما لطمه مي‌زند. اثر ارزشمند هنري كمتر در دسترس توريست‌ها و علاقمندان قرار مي‌گيرد. در واقع يك موج سوداگري و سودجويي به دلالان فرصت داده كه به عرصه هنر هم قدم بگذارند. اين آغاز يك انحطاط و يا لااقل يك بيراهي‌ است. شك نيست كه هنرهاي اصيل ما هرگز نمي‌ميرند ، اما براي آنكه آسيب و خدشه‌اي به روح آنها وارد نيايد و هنرجويان جوان به گمراهي كشيده نشوند ، لازم است كه دولت از اين هنرها حمايت كند ، هنرمندان حقيقي را تشويق نمايد و از رواج كارهاي سبك و كم‌ارزش پيشگيري كند.

« هنر » گياه شريفي ست كه به مراقبت بسيار نيازمندست . . . [35]

نمونه اي از خط خوشنويس‌زاده