فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 82 (مرداد48): ص 54-61، تصوير.

 

خلاصه: "گچ‌"، روش صيقل دادن اشياء گچي ـ "گل پخته" روش مرمت اشيائي كه ازگل پخته ساخته شده‌اند ـ‌"لاپيس لازونا" نوعي سنگ آبيرنگ ـ "لاك" ـ "لاك شيشه‌اي و موارد مصرف آن" ـ "لاك‌ پشت" ـ "لحيم‌كاري" ـ "لعاب مينا" انواع مينا ، برجسته ، حجره‌اي ، نقاشي‌شده ـ "لوله‌هاي آسيب‌ديده اشياء چوبي.

فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و ترميم آثار هنري (20)

هر قسمت از اين سلسله مقالات بطور مستقل مطالب جالب توجهي در بردارد كه مي‌تواند بدون ارتباط با قسمت‌هاي پيشين بطور جداگانه مورد استفاده قرار گيرد.  

روش صيقل‌دادن اشياء گچي – اثر زيان‌آور گچ بر اشياء فولادي – موارد مصرف لاك‌ شيشه‌اي ، ماده‌اي كه از يك حشره بدست مي‌آيد – روش صحيح لحيم‌كاري – راه تعمير لولاهاي آسيب‌ديده اشياء چوبي. 

دكتر جاويد فيوضات

گچ (Plâtre à Mouler – Plaster of Paris) اين ماده را از حرارت‌دادن سنگ گچ Gypsum ( سولفات كلسيم ئيدراته Hydrated Lime Sulphate ) در يك كوره و سائيدن آن به‌دست مي‌آورند – اين جسم را پس از خارج كردن از كوره بايد آنقدر بسايند تا بصورت آرد نرمي درآيد گردي كه بدين‌ترتيب به‌دست مي‌آيد اگر با آب مخلوط شود در مدت چند دقيقه بصورت تودة متخلخلي سخت و مقاوم مي‌شود – مدت لازم براي سخت‌شدن گرد گچ متغير است و بستگي به مشخصات گچ دارد ، اين مدت براي گرد گچ خالص از پنج تا پانزده دقيقه مي‌باشد ولي با اضافه كردن بعضي مواد به گرد مزبور مي‌توان بر مدت مذكور افزود.

گرد گچ را بيشتر براي قالبگيري ( رجوع شود به شماره‌هاي قبل ) اشياء بزرگ و غير ظريف بكار مي‌برند ، براي كارهاي ظريف گچ دندانسازي مناسب‌تر مي‌باشد . همين گرد گچ را براي قالبگيري از مجسمه‌ها و اشياء برنزي و ساختن اشيائي شبيه سفال و بالاخره سفيد‌كردن ديوارها و سقف و تزئين منازل به‌كار مي‌برند. حجم گرد مزبور هنگام سخت‌شدن ( پس از اختلاط با آب ) مختصري افزايش مي‌يابد و معمولاً مقدار كمي حرارت نيز توليد مي‌شود چون سطح اشيائي كه با گچ خالص تهيه مي‌شود نرم و آسيب‌پذير است لذا طرق مختلفي براي افزايش مقاومت آن متداول مي‌‌باشد مثلاُ اضافه‌كردن يك قسمت زاج به دوازده قسمت آبي كه با گچ مخلوط مي‌شود سبب افزايش مقاومت و كوتاه‌شدن مدت لازم براي سخت‌شدن گچ مي‌شود.

اگر ده‌ درصد براكس (Borax  مراجعه شود به شماره‌هاي پيشين ) به آب اضافه شود منظوري كه در بالا بيان شد تأمين مي‌‌گردد. گاهي به جاي مواد نامبرده در بالا آب‌آهك ( شير آهك  Lime - Water) به‌كار مي‌برند و در اين‌مورد اگر مقدار كمي صمغ عربي ( Gum Arabic رجوع شود به شماره‌هاي قبل ) به آب اضافه نمايند به مقدار قابل ملاحظه‌اي بر سختي گچ افزوده مي‌شود. اگر بخواهند مدت سخت‌شدن [54] گچ را به چندين ساعت افزايش دهند يك قاشق مرباخوري جوهر ليمو (Citric Acid رجوع شود به مبحث آسيدها ) با پنج‌كيلو‌گرم گرد گچ مخلوط مي‌كنند.

براي تهيه Gesso يا Stucco ( موارد استعمال مواد مزبور در شماره‌هاي قبل ذكر شده‌است ) گچ يا گل سفيد (  گل گيوه  Whiting) را با آب سريشم غليظ (Glue Water) مخلوط مي‌نمايند. براي صيقل‌كردن و به عبارت ديگر پرداخت‌نمودن اشياء گچي ابتدا آنها را گرم كرده و سپس پارافين ذوب‌شده را ( Paraffine Wax رجوع شود به مبحث پارافين ) با برس بر روي آن مي‌كشند ، پس از اين‌كه كاملاً به خلل و خرج گچ نفوذ كرد با قطعه‌اي از پنبه‌خام كه به تالك آلوده شده شئيي گچي را پرداخت مي‌نمايند. براي تهيه كپيه يا تقليد‌كردن از اشياء مرمري عتيقه و قديمي مقدار كمي ماده رنگي زرد به پارافين مخلوط مي‌كنند. با اضافه‌كردن مواد رنگي مناسب به گرد گچ مي‌توان اشيائي شبيه اشياء برنزي تهيه كرد ( اين مواد و روش كار در مبحث برنزه‌كردن  قبلاً بيان شده‌اند). بايد در نظر داشت كه هنگام مخلوط‌‌كردن گرد گچ با آب همواره بايد گرد را در آب ريخته و به آرامي تكان دهند و پس از آماده شدن مخلوط بلافاصله آنرا مصرف نمايند.

 

ميناكاري حجره اي ساخت ژاپن

اشياء و ظروف لاكي ساخت چين در قرن 16 و 17

مجسمه‌هاي قديمي كه از گل پخته ساخته شده اند

مجسمه‌هائي از گل ساخت يونان

اين روش [55] سبب مي‌شود كه از به‌وجود آمدن حبابهاي هوا جلوگيري گردد. گچ براي ابزار فولادي زيان‌آور است لذا براي جلوگيري از فاسدشدن اشياء فولادي لازم است كه ابتدا آنها را شسته و پس از زدودن آثار گچ بلافاصله خشك نموده و با كمي وازلين آغشته نمايند اگر شيئي قديمي كه قسمتي از آن با گچ ساخته شده‌باشد ريخته يا فاسد شود بايد قبل از مرمت قسمت ريخته‌شده با گچ تازه ، گچ‌هاي قديمي را كه باقي‌مانده است كاملاً خيس و مرطوب نمايند ، در غير اين صورت خمير تهيه شده از گچ تازه به آن نمي‌چسبد. از گچ قالبگيري براي پركردن خلل‌و‌فرج و همچنين شكافهاي اشياء چوبي استفاده مي‌كنند بدين‌طريق كه ابتدا مقداري ماده رنگي ( مناسب با رنگ چوب ) به گچ مخلوط كرده و قطعه پارچه مرطوبي را به آن آلوده و روي جسم چوبي مي‌كشند و پس از خشك‌شدن با روغن دانه‌كتان پرداخت مي‌نمايند.

 براي تميز كردن اشيائي كه از گچ ساخته شده و كثيف و چرك شده‌اند معمولاً به‌طريق زيرين عمل مي‌نمايند. آرد گندم سفيد و مرغوبي را ( دانه‌هاي آرد بايد ريز باشند ) با افزودن آب گرم بصورت خمير غليظي در آورده و در همان حالي كه گرم است لايه ضخيمي از آن بر روي شيئي گچي مي‌كشند و پس از خشك‌شدن آنرا از روي شيئي گچي مي‌زدايند ، بدين‌طريق رنگ اصلي و سفيد گچ مجدداً ظاهر مي‌شود -  اگر قبلاً شيئي كثيف‌شده را به‌طريق ديگري پاك كرده باشند طريقه نامبرده بالا مؤثر نخواهد شد. [56] اشياء گچي قديمي و Gesso را هرگز نبايد با آب تميز نمايند زيرا اين مواد تا حدودي در آب حل مي‌شوند و بهترين روش براي اين منظور استفاده از الكل يا بنزين است كه با برس نرمي بر سطح شيئي گچي بكشند.

گل پخته - (Terre Cuite - Terra Cotta) هرچند كه اين كلمه به اشيائي گفته مي‌شود كه از خاك رس پخته‌شده تهيه شده‌باشند ولي در عمل فقط به مجسمه‌هاي كوچك و اشكال برجسته‌اي اطلاق مي‌شود كه از گل پخته ساخته شده و دشوار است كه اشياء را جزء اشياء سفالي به شمار آورد. گلي كه براي اين منظور به‌كار مي‌رود خاك رس طبيعي است كه مقداري تركيبات آهن دارد و ممكن است شيئي تهيه شده از آنرا بصورت مات يا نقاشي‌شده يا لعابدار عرضه كرد -  اشيائي كه از گل پخته تهيه مي‌شوند مقاومت زيادي ندارند و متخلخل هم مي‌باشند ولي اگر در گرماي شديدي پخته شده باشند از نظر شكل ظاهري و حتي خواص مكانيكي شبيه اشياء سنگي مي‌شوند - رنگ آنها از قرمز آجري تا رنگ مواد جيري تغيير مي‌كند. در يونان قديم از گل پخته براي تزئين ديوارها و منازل استفاده كرده و اكثراً اشكالي را كه با گل پخته‌شده تهيه شده و بر ديوار مي‌چسبانيدند نقاشي يا رنگ كرده و گاهي نيز با اوراق زر سطح خارجي آنرا مي‌پوشانيدند. در مصر از زمانهاي بسيار قديم ظروفي از گل پخته مي‌ساختند و اين روش كم‌كم در تمام نواحي خاور نزديك متداول گرديد - گاهي براي ازدياد استحكام ظروف گلي مقداري شن به خاك رس مي‌افزودند.

در قرن پانزدهم اين صنعت به منتهاي تكامل خود رسيد و نقاشان مشهور آن زمان بر روي اشيائي كه از گل پخته ساخته شده يا اشكالي كه با گل پخته روي ديوارها نصب شده‌بودند نقاشي مي‌كردند و اين عمل تقريباً در تمام كشورها متداول گرديد. انتخاب خاك ‌رس براي اين منظور مهارت و ممارست مخصوص لازم دارد همچنين هنگام پختن اشيائي كه از گل ساخته شده‌اند ( مخصوصاً اشياء نسبتاً بزرگ ) بايد دقت شود كه شيئي ساخته‌شده شكاف يا ترك برندارد. درون اشياء و مجسمه‌هائي را كه از گل پخته تهيه مي‌شود معمولاً خالي مي‌كنند و ضخامت آنرا به حدودي مي‌رسانند كه شيئي در اثر تغيير درجه حرارت محيط به زودي شكاف برندارد. خاك ‌رس را اگر با مقدار لازم آب مخلوط كنند ماده خميري‌شكلي به‌دست مي‌آيد كه از آن مي‌توان در قالبگيري استفاده كرد ( رجوع شود به بحث قالبگيري ) منتهي بايد دقت كرد كه ضخامت اشيائي كه به اين طريق تهيه مي‌شوند خيلي زياد نباشد زيرا در هنگام پختن در اثر حرارت تاب برداشته يا مي‌شكافند.

 براي تهيه اشكال پيچيده بهتر است قطعات آنرا بطور جداگانه تهيه كرده بعداً قطعات آماده شده را به يكديگر الصاق نمايند. اشيائي را كه در داخل منازل قرار داده خواهد شد بهتر است با حرارت ملايم بپزند و اگر مجسمه يا شيئي گلي در هواي آزاد قرار داده خواهد شد بهتر است آنرا حرارت شديدتري بدهند. لازم است كه سوراخ كوچكي به كمك مته در قسمت فوقاني شيئي ساخته‌شده از گل ايجاد نمايند تا هنگامي‌كه شيئي را در كوره قرار مي‌دهند گازهاي گرم‌شده سبب تركيدن آن نشود. پس از گذراندن شيئي ساخته از گل در كوره در حدود يك‌دوازدهم تا يك‌پنجم از حجم آن كاسته مي‌شود و اين كميت بستگي به كيفيت و خواص خاك رس و ميزان حرارت كوره دارد. خاك رسي كه براي اين منظور به كار مي‌رود بايد كاملاً عاري از گچ باشد اشيائي را كه از خاك رس ساخته مي‌شوند مي‌توان مانند اشيائي كه از گچ ساخته شده‌اند صيقل داده و پرداخت نمود. به اين طريق كه ابتدا شيئي را گرم كرده سپس به پارافين مذاب آغشته و بالاخره به‌وسيله قطعه پنبه‌اي كه به پودر تالك آلوده شده پرداخت نمايند.[57] مرمت اشيائي كه از گل پخته ساخته شده و شكسته باشند مانند مرمت اشياء سفالي و چيني است كه در شماره‌هاي قبل به تفضيل بيان گرديده است براي تميز كردن اشيائي كه از گل پخته تهيه شده‌اند و سطوح آنها نقاشي نشده‌باشد بهتر است مقدار كمي صمغ عربي در آب حل كرده و با برس بر روي آن بكشند و سپس قدري گرد خاك رس بر آن بپاشند.

لاپيس لازولا- ( Lapis Lazuli ) سنگي است آبي‌رنگ كه براي تزئين بكار مي‌رود جسمي است كدر ولي اگر ورقه‌هاي نازكي از آن تهيه نمايند نيمه شفاف به‌شمار مي‌آيد- سختي آن در جدول ميان پنج تا پنج‌و‌نيم است - از گرد آن براي تهيه رنگ آبي‌لاجوردي ( Outer Mer - Ultramarine ) استفاده مي‌شود.

لاك- ( Laque - Laquer ) اين صنعت و هنر از چين و ژاپون شروع و در ساير نقاط دنيا متداول شده‌است - لاك را كه منشاء رزيني دارد از شيره درختي به‌نام(Rhus Vernicifera  ) به‌دست مي‌آورند - رزين را ابتداء كوبيده و سپس با ماده رنگي موردنظر آميخته و روي اشياء چوبي مي‌كشند -  معمولاً چندين لايه ( حداقل سه لايه ) از لاك روي چوب مي‌كشند. گاهي بعضي اشياء كوچك مانند جعبه و بعضي اشياء لوكس ديگر از اين ماده ساخته و روي آنرا نقاشي كرده يا مانند اشياء چوبي كنده‌‌كاري مي‌كنند -  اين اشياء شكننده بوده و به آساني خرد مي‌شوند.

گاهي اشياء و قالبهائي را كه از گچ ساخته‌اند با لايه‌اي از لاك مي‌پوشانند و چنانچه گفته‌شد قبلاً مقداري ماده رنگي مورد نظر را به لاك مي‌افزايند. لاكي كه به منظور تزئين بكار مي‌رود مخلوطي است از لاك معمولي و لاك شيشه‌اي ( Shellacs ) كه در بنزين سفيد حل كرده باشند. اخيراً محلولهائي از لاك به بازار عرضه مي‌شود كه از انحلال لاك در حلال‌هائي از نوع آستن و آميل استات ( رجوع شود به شماره‌هاي قبل ) تهيه مي‌شود و اين محلول را با برس بر اشياء ماليده يا به‌صورت گردپاش (Spray  ) بر اجسام مورد نظر مي‌پاشند. براي صيقلي‌كردن اشيائي كه به لاك آغشته شده‌اند لازم است قبلاً آنها را كاملاً تميز كرد سپس با مخلوطي از آرد و روغن‌زيتون صيقلي نمود زيادي مخلوط اخير را با پارچه نرمي پاك كرده و بالاخره با قطعه‌اي از پارچه ابريشمي نرم آنرا پرداخت مي‌نمايند.

لاك شيشه‌اي ( Laque en Emailles - Shellac ) ماده‌اي است رزيني كه از حشره‌اي به نام ( Coccus Lacca ) به‌دست مي‌آيد – شكل معموليش در تجارت به‌صورت ورقه‌هاي كوچك نازكي به رنگ نارنجي مي‌باشد – اين ماده به خوبي در الكل حل مي‌شود و اكثراً آنرا براي تهيه ورني به‌كار مي‌برند – محلول براكس ( رجوع شود به مبحث Borax در شماره‌هاي پيشين ) نيز اين ماده را حل مي‌كند هر چند كه لاك‌هاي تجارتي به‌صورت ورقه‌هاي نارنجي‌رنگ است ولي گاهي آنها را به كمك مواد رنگ‌بر سفيد كرده و به بازار عرضه مي‌نمايند ورني‌هائي كه از لاكهاي سفيد تهيه مي‌شوند در اثر رطوبت بي‌رنگ مي‌شوند ورني‌هائي را كه از شلاك تهيه مي‌شوند هرگز نبايد در ظروف فلزي نگاهداري كرد زيرا در مجاورت فلزات رنگ خود را به‌تدريج از دست مي‌دهند به‌‌همين‌ جهت بهتر است آنرا در ظروف شيشه‌اي يا سفالي كه در آن با چوب‌‌پنبه بسته مي‌شود نگاهداري نمايند - براي تهيه ورني ممتاز بايد سعي شود شلاك خالص و مرغوب تهيه كرده و پس از تهيه ورني چندين لايه از آن بر شيئي مورد نظر بكشند – ورني را كه به اين‌طريق تهيه مي‌شود ، نمي‌توان در تابلوهاي نقاشي بكار برد زيرا به مرور زمان شكاف برداشته و رنگ خود را از دست مي‌دهد.

فرانسويان به اين ماده (  Gomme Laque) نيز مي‌گويند. [58]

لاك پشت – ( Ecaille de Tortue – Tortoise Shell ) پوسته سخت و شاخي لاك‌پشت (سنگ پشت) را در موارد زيادي به‌كار مي‌برند – اكثراً آنرا براي تهيه جعبه‌هاي كوچك ظريف مانند انفيه‌دان و غيره به‌كار برده يا از آن در كنده‌كاري و نظائر آن استفاده مي‌كنند – در شماره‌هاي پيشين در مبحث اجسام شاخي‌شكل (Horn  ) به موارد استفاده از اين جسم نيز اشاره شده‌است.

لحيم‌كاري ( Soudure - Soldering ) منظور از اين عمل اتصال دو قطعه فلز است به يكديگر به كمك آلياژي كه نقطه ذوب آن نسبتاً كم است –  از اين‌رو آلياژهائي را كه در لحيم‌كاري به‌كار مي‌برند به دو گروه تقسيم كرده‌اند سخت (Hard) و نرم (Soft) درجه ذوب گروه اخير كمتر از گروه اول مي‌باشد. ماده‌اي كه بيشتر به‌كار مي‌رود مخلوطي است از قلع و سرب كه نسبت اختلاط آنها بستگي به مشخصات اتصال مورد نظر دارد – براي اين منظور از دستگاهي به‌نام هويه ( Soldering Iron ) استفاده مي‌كنند اين دستگاه معمولاً از ميله مسي كه در سر آن قطعه‌اي آهن قرار دارد تشكيل شده و داراي يك دسته چوبي است. [59]

ميناكاري روي فلز ساخت چين متعلق به قرون 11 تا 18

ميناكاري روي چيني وسفال ساخت چين و ژاپن

قطعات فلزي را كه مي‌خواهند به يكديگر لحيم نمايند قبلاً به دقت پاك و تميز مي‌نمايند تا آثار كدورت و چربي در سطوحي كه بايد به يكديگر اتصال يابند باقي نماند و گاهي براي اين منظور از سوهان نرم استفاده مي‌نمايند و بلافاصله سطوح سوهان‌شده را به ماده‌اي كه از اكسيداسيون فلز در مجاورت هوا جلوگيري نمايد آغشته مي‌كنند ( اين ماده را (Décapant - Flux) مي‌نامند ) متداول‌ترين ماده‌اي كه به اين منظور به‌كار مي رود كلرور ‌روي ( Chloride of Zinc ) مي‌باشد – سطوحي را كه بايد به يكديگر متصل شوند به اين ماده آغشته مي‌نمايند تا روي ذوب‌شده و بخارات ئيدرژن كه از تجزيه كلرور روي بدست مي‌آيد ديگر متصاعد نگردد - در اين هنگام دو قطعه براي لحيم‌شدن آماده مي باشند بنابراين اين هويه گرم را به ماده لحيم‌‌كننده ( Solder ) مجاور مي‌نمايند تا ذوب شود وجود روي مذاب در سطوح مورد نظر استحكام اتصال بدست آمده را افزون‌تر مي‌كند. براي قطعات آهن يا فولاد از براكس ( Borax ) و براي اتصال لوله‌هاي سربي از پيه استفاده مي‌كنند.

 قبل از شروع به لحيم‌كاري بهتر است ميله مسي و سر هويه را با قلع آغشته نمايند سپس هويه را گرم كرده و در كلرور روي فرو برند -  سپس ماده لحيم‌كننده را به هويه مي‌چسبانند تا ذوب شده و سيلان پيدا كند ، در اين هنگام هويه براي كار آماده مي‌باشد - درجه حرارت هويه بايد آنقدر باشد كه بتواند به آساني ماده لحيم‌كننده را ذوب نمايد - ضمناً نبايد گرماي آن از حد معيني تجاوز نمايد زيرا حرارت زياد سبب زدوده شدن قلع مي‌شود البته كساني كه مدتي كار كرده و تجربه آموخته باشند ميزان حرارت مورد نياز را به آساني تشخيص مي‌دهند.

 براي مواد لحيم‌كننده سخت ( Hard ) به يك چراغ پرحرارت مانند چراغهاي شعله‌افكن نيازمند مي‌باشيم - ماده لحيم‌كننده معمولاً آلياژي است به‌نام ( Spelter كه هم‌بسته‌اي است از روي و مقدار كمي مس كه بصورت نقل Granule در بازار به فروش مي‌رسد ) و ماده جلوگيري‌كننده از اكسيداسيون محلول آبي براكس مي‌باشد اين مواد را روي سطوح لحيم‌شونده گذارده و درجه گرما را به حرارت سرخ مي‌رسانند - از اين روش براي لحيم‌كردن قطعات آهني و بعضي انواع برنج ( آلياژي از مس و روي Laiton-Brass ) استفاده مي‌كنند. گاهي نيز آلياژهائي از مس و نقره را كه زودگداز مي‌باشند به‌عنوان ماده لحيم‌كننده به‌كار مي‌برند. براي اتصال قطعات آهني و فولادي اكثراً به جاي لحيم‌كاري از جوشكاري (Welding) استفاده مي‌شود. آهنگران براي جوشكاري دو سر قطعاتي را كه بايد با هم جوش‌خورده و متصل شوند در كوره گذارده و پس از اينكه كاملاً سرخ شدند به كمك چكش و سندان به يكديگر متصل مي‌كنند. اكثراً براي اين‌كار از شعله افكن‌هاي (Chalumeau - Blow Pipe) استيلن (Oxy Acetylene) كه حرارت زيادي توليد مي‌كنند استفاده مي‌كند.

لعاب و مينا - ( Emaille - Enamel ) لعاب يا مينا ماده‌اي است سخت و شيشه‌مانند كه روي اشياء فلزي يا سفالي و چيني كشيده مي‌شود كه بدان مقداري از اكسيدهاي فلزي به‌عنوان ماده رنگي افزوده شده‌است. لعابها نسبت به نوع ماده‌ رنگي كه به خمير آن افزوده مي‌شود ممكن است كدر يا نيمه‌شفاف باشند(Opaque  يا Translucent ) معمولاً لعابهاي كدر نتيجه افزودن اكسيد قلع ( Oxide of Tin ) مي‌باشند. مينا‌كاري فلزات به سه نوع اصلي تقسيم مي‌شود:

     1-    مينا در زمينه برجسته (Champlevè Enamel) در اين طريقه نقوشي و خطوط مورد نظر را روي شيئي فلزي كنده سپس شكافهائي را كه بدين‌طريق به‌وجود مي‌آيند با خمير مينا [60] پر كرده در كورة كه حرارت آن كافي باشد مي‌گذراند تا خمير مينا ابتدا ذوب شده سپس به‌صورت شيشه درآيد.

     2-    ميناي حجره‌اي (Cloisonnè Enamel) در اين طريقه سيم‌هاي ظريفي را روي شيي فلزي مورد نظر به طريقي لحيم مي‌كنند كه سطح جسم به حجره‌هاي چندي تقسيم گردد سپس حجره‌هاي توليد شده را با خمير مينا به طريقي كه در بالا ذكر شد پر مي‌كنند.

3- ميناي نقاشي‌شده (Painted Enamel) در اين طريقه طرح مخصوصي را با رنگهاي جالب روي زمينه‌اي از مينا نقاشي مي‌كنند. اين طريقه در مورد اشياء سفالي و چيني لعابدار نيز متداول است براي تميز كردن اشياء ميناكاري‌شده ممكن است از آب گرم و صابون استفاده نمود - بكار بردن برس نرم نيز مؤثر مي‌باشد. اگر قسمتي از ميناكاري شيي ريخته و مرمت آن الزام‌آور باشد بهترين روش استفاده از رنگهاي روغني ثابت مي‌باشد. براي ترميم ميناكاري‌هاي نيمه‌شفاف (Translucent) بهترين روش استفاده از محلول سلولوئيد در آستات آميل است كه به غلظت شربت تهيه شده و مقداري ماده رنگي مناسب در آن حل كرده باشند ( سلولوئيد و آستات آميل در شماره‌هاي پيشين بيان شده‌اند ) اين محلول غليظ در مدت كمي خشك شده و جانشين قسمتهاي معيوب ميناي نيمه‌شفاف مي‌گردد.

 حرارت دادن به اشياء طلائي و همچنين اشياء چيني قديمي مينا‌كاري‌شده نه‌تنها به نتيجه نمي‌رسد بلكه زيان‌آور هم مي‌باشد. اگر در مينا‌كاري به سبك Cloisonnè   سيمهائي را كه به منظور تقسيم‌بندي سطح فلز مورد نظر به حجره‌هاي متعدد به‌كار برده‌اند بعد از خاتمه عمل برداشته و مينائي كه براي پر كردن حجره‌ها مصرف شده از نوع ميناي نيمه‌شفاف باشد ، مينا‌كاري را (Plique â jour) مي‌نامند -  البته برداشتن سيمهاي ذكر شده بعد از حرارت دادن و پختن خمير مينا بايد به مورد اجرا درآيد.

لولاهاي آسيب‌ديده اشياء چوبي

(Gond de Boiserie Endommagè - Damage to Wood work at Hinges)

لوله‌هاي اشياء چوبي قديمي غالباً در اثر بي‌احتياطي آسيب ديده و مي‌شكند -  اكثر ميزهاي تحرير قديمي كه از چوب ساخته شده و داراي كشو مي‌باشند از اين آسيب مصون و بركنار نمانده و لولاهاي آنها از كار افتاده يا شكسته است. براي ترميم قسمتهاي آسيب‌ديده -  قطعات شكسته را مجدداً در جاي خود با كمك سريش چسبانيده و براي استحكام بيشتر آنها را پرج مي‌نمايند -  ليكن اين روش دربارة اشياء چوبي كه مورد نياز روزانه مي‌باشند مفيد نبوده و به عبارت ديگر قابل اجرا نيست -  بهترين راه براي ترميم اين قبيل اشياء اين است كه قطعه چوبي از جنس شيي مورد نظر پيدا كرده و يا لااقل قطعه‌اي انتخاب  نمايند كه رنگ آن با رنگ و رگه‌هاي شيئي كه بايد مرمت شود تطبيق نموده و « جور » درآيد - سپس از اين چوب ، قطعاتي به اندازه مناسب ( كمي بلندتر از ناحيه شكسته شده ) تراشيده و با سريش در جاي خود چسبانيده و بلندي آنرا هنگام پرداخت كردن با سوهان يا كاغذ سمباده از بين مي‌برند. اگر نيازي به پيچ كردن باشد بايد ميخ پيچ‌هاي بلندتر از پيچ‌هاي اوليه انتخاب كرده و بكار برند تا چنانچه سوراخهاي ايجاد‌شده به‌وسيله ميخ‌هاي اولي هرز شده باشد پيچ‌هاي بلند ثانوي وضع پايدارتري داشته باشند. براي ترميم اين قبيل اشياء باستاني و پرارزش بهتر است از مبل‌سازان ماهر و مجرب استفاده شود.[61]