سامي، علي. "ادبيات و شعر و تاريخ‌نويسي درعصر ساساني". دوره7و8، ش83 (شهريور48): ص 14- 19، تصوير.

خلاصه:  معرفي چند كتاب و رساله از آثار كهن پارسي كه به زبانهاي ديگر نيز ترجمه شده‌اند: 1- "بندهشن" كه خلاصه اوستاست ، 2- "شكندگمانيك ويراژ" تأليف مرتان فرخ به معناي‌"گزارشي كه گمان را درهم مي‌شكند". 3- "دينكرت"‌ يا كارهاي ديني تأليف آذرفرنبغ ، 4- "آرداويراف نامك" تأليف "ارادي ويراف" كه بين قرن سوم تا هفتم هجري تديون ولي مطالب آن از عهد ساسانيان است و كهن‌ترين نسخه خطي‌اش مربوط به قرن چهارم ميلادي است، 5- "داستان دينيك" يا عقايد ديني منوچهر موبد بزرگ پارسي و كرمان دراواخر قرن نهم ميلادي تديون شده ، 6- "مينوخرد" حاوي پرسش‌هاي مذهبي از اواخر روزگار ساسانيان ، 7- "ماتيكان كجستك اباليش" دراثبات دين زرتشت تأليف آذرفرنبغ، 8- "اندرز خسروكواتان"، اندرزهاي انوشيروان به نزديكانش و كهن‌ترين نسخه آن از سال 961 يزدگردي (قرن چهارم ميلادي) است، 9- "زات اسپرهم" ازقرن سوم هجري درباره ديانت زرتشتي ، 10- "شايست نه شايست" درباره وظايف و مراسم ديني امامت ، 11- "ائوگمدئچا"‌و اسامي ساير كتب و رسالات كم‌اهميت‌تر.

 

ادبيات و شعر در تاريخ‌نويسي در عصر ساساني

علي سامي   [14]

در عهد درخشان ساساني به‌ويژه در اواخر پادشاهي اين دودمان ، كتابهاي بسياري به زبان پهلوي در شرح حال پادشاهان باستاني ايران و همچنين شهرياران ساساني و شاهان و پهلوانان داستاني و حماسه و حكايات و روايات كهن و پند و اندرزنامه‌ها و مطالب مربوط به تكاليف و امور مذهبي و اخلاقي و اجتماعي تأليف گرديده بود ، كه پاره‌اي از آنها در زمان اسلام توسط مترجمان عاليقدر ايراني به زبان عربي ترجمه و پس از چندي از نو ، به پهلوي و فارسي برگردانيده شد ، كه اصل و ترجمه پاره‌اي از آنها تا قرن چهارم هجري در دست بود و بعضي هم از بين رفته است1 . آنچه را كه باقي مانده در دو سه قرن اخير مورد پژوهش و بررسي خاورشناسان و دانشمندان اروپائي و پارسيان ساكن هند قرار گرفته و به زبانهاي اروپائي ترجمه و منتشر گرديده است.

با توجه به سير دانش و كمال و فلسفه در قرون قديمه و وسائل و موجبات محدود فراگرفتن علوم در يك‌هزار‌و‌پانصد ششصد‌سال پيش ، و مقايسه با وضع كشورهاي متمدن ، همزمان و معاصر ساساني كاملاً ثابت مي‌شود كه ادبيات پهلوي در اين دوره به رشد شايان اهميتي رسيده و فرهنگ ايران داراي يك ادبيات پرمايه و غني و كتابهاي ادبي و اخلاقي و تاريخي ممتازي بوده‌است. از آن‌همه كتابها و آثار و نثرهاي ادبي و تاريخي همين مقدار كه از دستبرد رويدادها و دگرگونيها و عدم علاقه فاتحين بي‌علم و معرفت به‌جا مانده ، معرف گنجينه سرشار ادبي و فلسفي و تاريخي و داستاني و كتابهاي مربوط به امور ديني مي‌باشد كه اگر همه با هم جمع شود با وجود كمبودهايش يك گنجينه گرانبهاي بزرگي از آثار ادبي و تاريخي زبان فرس ميانه را تشكيل مي‌دهد. كيفيت اين آثار به‌جامانده براي شناسائي پايگاه بلند ادبيات فارسي كهن ، تا حدي جبران كميت و مقدار از دست‌رفته و نابود شده را ، مي‌نمايد.

 سير و پيشرفت ادبيات پهلوي با وجود غلبه تازيان و از هم گسيختن اوضاع ، باز نايستاد ، و تا سه‌ چهار‌ قرن اول هجري اين چرخ هنوز گردش خود را داشت و تا حدي به حركت خود ادامه مي‌داد و مطالبي به پهلوي نگاشته مي‌شد. ابوالفرج محمد‌ابن‌اسحق بغدادي معروف به ابن نديم ( متوفي 385 û .ق ) نام كتابهاي زيادي متجاوز از هفتاد كتاب كه تا زمان او از پهلوي به تازي برگردانده شده و موجود بوده‌است ، مانند اندرزهاي اردشير به شاپور ، اندرز خسرو به هرمز ، نامه خسرو به مرزبان و پاسخ او ، نامه انوشيروان به بزرگان كشور ، اندرزهاي انوشيروان به خويشان خود و چند كتابهاي داستاني مانند هزار افسانه ( الف‌ليله ‌و ليله ) ، كليله‌و‌دمنه ، هزاردستان ، سندبادنامه ، قصه بهرام چوبين ، افسانه گشت‌و‌گذار ، خرس و روباه ، رستم و اسفنديار ، شهروراز و پرويز ، بنيان‌دخت ، بهرام‌دخت ، اروند ، انوشيروان ، بهرام و نرسي ، دارا و بت زرين ، در كتاب الفهرست (377 û .ق) ، برشمرده است. وِست2 خاورشناس و دانشمند عالي‌مقام انگليسي كه بسياري از آنها را به زبان انگليسي ترجمه و چاپ كرده است ، نام 91 كتاب مربوط به آن‌ زمان را كه موجود است گردآوري و منتشر ساخته است. بعضي از اين كتابها ، ديني است كه به چندتاي آنها اشاره خواهد شد ، برخي داستانهاي رزمي است مانند بهرام چوبين ، رستم و اسفنديار ، شهربراز و پرويز و پاره‌اي داستانهاي بزمي مي‌باشد چون ويس‌ و ‌رامين ، وامق و عذرا ، خسروشيرين ، زال و رودابه ، بيژن و منيژه ، دسته‌اي هم كتابهاي تاريخي است.

 فن تاريخ‌نويسي و ثبت وقايع در اثر روح سلحشوري و مردانگي و جهانگشائي و همچنين نبردهاي پي‌در‌پي كه آرياهاي فلات ايران با همسايگان داشته و تشكيل پادشاهي بزرگ ماد و شاهنشاهي گسترده هخامنشي ، از ديرگاهان در ايران معمول بوده‌است و اغلب در كتابهاي تاريخ‌نويسان يوناني و اسفار يهود از سالنامه‌ها و تذكره و تواريخ ايام و سرگذشتها و داستانها كه جمع‌آوري شده ، در خزائن شاهنشاهي و در جاهاي امن و اماني نگاهداري مي‌شده ، ياد گرديده‌است. كتزياس پزشك و تاريخ‌نويس يوناني مقيم دربار داريوش دوم هخامنشي كتاب تاريخ خود به نام پرسيكارا از روي همين سالنامه‌ها و تذكره‌ها ترتيب داده بود. مسعودي تاريخ‌نويس معروف بعد از اسلام ضمن توصيف كتاب بزرگي كه به سال 915 ميلادي در خلنه يكي از بزرگان ايران در تيسفون ديده ، قسمتي از آن‌را تاريخ پادشاهان تشكيل مي‌داده است تاريخ كتاب سال 731 ميلادي و از روي منابعي كه در خزائن شاهنشاهي بود تنظيم گرديده و براي هشام خليفه از پهلوي به عربي ترجمه شده بود. او مي‌نويسد: « كتابي عظيم ديدم كه حاوي بسياري از علوم ايران ، تاريخ پادشاهان آن سامان ، ساختمانها و تأسيسات سياسي بود. . . . . »3  [15]

گوت اشميد Gutschmid وكريستن‌سن Christensan حدس زده‌اند كه اين كتاب شايد ( تاج نامك ) بوده‌است. علاوه بر اين ، اوستا كتاب ديني ، خود يكي از منابع و مخازن تاريخي و داستاني را شامل است. در دوران ساساني نيز از لحاظ كشمكشهاي مداوم با دشمنان خاوري و باختري و لزوم تقويت روح جنگي و سلحشوري در مردم ، و همچنين به مناسبت پيدايش و پيشرفت دينهاي چندي در داخل و خارج از مرزهاي شاهنشاهي ، چون عيسويت ، يهوديت ، صابئين و بودائي و مانويت و مزدكيان و لزوم تقويت و ترويج آئين زرتشتي ، تدوين دستورها و فرمانهاي مذهبي و تفسير آنها و همچنين روايات و داستانهاي جنگي و پهلواني بصورت كتابهاي بزرگ ، امري ضروري و لازم بوده‌است.

در اواخر اين دوره نامهاي پهلوانان داستاني در خاندانهاي شاهان و بزرگان رواج پيدا مي‌نمايد مانند جاماسب و كواذ و كاوس و غيره. در اين گفتار به چند كتاب و رساله اشاره مي‌شود و بحث درباره اوستا ، مهمترين و كهن‌ترين اثر ادبي و علمي و تاريخي را به مقاله ديگري موكول مي‌سازد.

1- بندهشن  Bondahishn: يعني « بنيان آفرينش » يا « بنياد نهادن آفرينش » در دانش جهان‌شناسي Cosmogny و ديرين‌شناسي Chronology كه هزاران سال پيش ، از انديشه و دماغ ايراني تراوش كرده ، زمينه حيات‌شناسي و انگيزه تحقيق دانشمندان اروپا گرديد و دست كم خرد پذيري براي آنها بوده‌است. بندهشن مشتمل بر 46 فصل و سيزده‌هزار واژه پهلوي در قواعد ديني و تكوين جهان و تاريخ و داستانها و طبيعيات و در حقيقت خلاصه اوستاست كه در قرن 11 و 12 ميلادي (قرن پنجم هجري) پايان پذيرفت ، مهمترين فصول آن: اهورمزدا ، اهريمن ، خلقت زمان ، آفرينش روز و هفته و ماه ، تكوين آفرينش و خلقت ستارگان و اصطلاحات نجومي ، منظور از خلقت ، هفت آسمان ، هفت خلقت دنيائي ، امشاسپندان ( جاويدانهاي مقدس ) و وظائف آنها ، شرح نبردهائي كه آسمان و آب و زمين و گياهان و گاو و كيومرث و فرشتگان و ستارگان با اهريمن نمودند.

آمدن روح اهريمن در زمين و ستارگان و گاو و كيومرث ، اصل زمين و كوهها و دره‌ها و درياها و گياهان و آتش. اصل آب و باد و ابر و باران ، درباره اصل مخلوقاتي كه توسط اهريمن آفريده شده از قبيل مار ، و مور و زنبور و كژدم. درباره درندگان مانند گرگ ، شير ، پلنگ و غيره ، درباره موجودات گوناگون و اين‌كه چرا آفريده شده‌اند ، درباره مصائبي كه با آمدن اسكندر و تازيان دامنگير ايران شد ، و آمدن سه مرد مقدس كه آئين يزداني را تجديد خواهند كرد.

 ترجمه اين كتاب نخستين‌بار توسط انكتيل دوپرن (Anqueteil Du Perron  (1731 – 1805 در سال 1771 ميلادي به همراه ترجمه زند و چند پاره از اوستا منتشر شد. او در 1734 در سورت هندوستان از روي اصل كتاب نسخه‌برداري كرد. اصل نسخه مزبور توسط اراسموس راشك Erasmus Rusk دانماركي همراه با آثار ديگر پهلوي و اوستائي به كپنهاك آورده شد كه هم‌اكنون در كتابخانه كپنهاك نگاهداري مي‌شود. پس از اوراشك در 1820 آن‌را به آلماني برگردانيد و در 1851 وسترگارد دانماركي (1815 – 1878) Wester Gard آن‌را منتشر كرد. مارتين هوگ M. Haug در 1854 آن‌را به آلماني ترجمه نمود. ترجمه‌هاي ديگر توسط فردريك فن اشپيگل (1820 – 1905) Friedrick von Spiegle در 1860 و فردريك ونديشمن آلماني Windishmann در 1863 و يوستي Justi در 1868 و وست انگليسي West در 1880 در آكسفورد در جلد پنجم از چندين جلد كتابهاي خود به نام « كتب مقدسه شرق » S.B.E آن‌را به انگليسي ترجمه كرد. نسخه كامل اين كتاب توسط ادوارد تهمورث دينشاه جي انكلساريا Eevard Tahmures Ji. Anklesaria در 1908 در بمبئي به چاپ رسيد.

2- شكند گمانيك ويژار « ويچار» Shikand Gumanik Vijar « يعني گزارشي كه گمان را در هم مي‌شكند » يا « گفتار گمان‌شكن » به قول وِست داراي 15700 واژه پهلوي تأليف مرتان فرخ « مردان فرخ پسر اورمزددات » در قرن نهم ميلادي در اثبات آئين زرتشتي در برابر يهود و نصاري و مانويان و اسلام درباره اصل و ماهيت اهريمن (مظهر شر) تنظيم شده‌است. مؤلف اين كتاب در نيمه اول قرن سوم هجري مي‌زيسته و به بسياري از مسائل فلسفي پاسخ داده و از روي اين كتاب بر اصطلاحات فلسفي زبان پهلوي پي برده مي‌شود. كتاب شكند گمانيك ويجاردر 1885 توسط وست به انگليسي ترجمه و در 1887 در بمبئي توسط هوشنگ دستور جاماسب جي جاماسب آسانا با متن زند و ترجمه سانسكريت از كتاب نريوسنگ Neryosang چاپ شد.

نريوسنگ پسر دهاول Dhaval دستور معروف پارسيان مقيم هند در اواخر سده دوازده ميلادي در سنجان ، همان شهري كه زرتشتيان مهاجر از ايران ، بدانجا وارد شدند ، مي‌زيسته. وي در زبان پهلوي و سانسكريت و اوستا استاد و قسمتهاي زيادي از اوستا را به زبان سانسكريت ترجمه كرده و همين ترجمه براي دريافت معني تفسير اوستا « زند » بسيار ارزنده و اين دانشمند به نوبه خود خدمت بزرگي به دين زرتشتي نموده است. [16] پير ژان دومناس Pierre Jean De Menasce استاد دانشگاه پاريس در فرينبورگ با شرح و توضيحات به انضمام فرهنگي از لغات آن به فرانسه ترجمه و چاپ شد.

3- دينكرت « كارهاي ديني » : نام اصلي اين كتاب زنداكاسيه Zend – Akasih مجموعه‌اي است كه از رسوم و آداب و ادبيات و تاريخ و قواعد و مسائل ديني زرتشتي كه در زمان مأمون خليفه عباسي (197 – 218 ﻫ .ق برابر 812 تا 833 ميلادي) توسط آرتورفرنبغ ، فرخ زاتان ( آذرفرنبع پسر فرخ‌زاد ) نواده آذرپاد پسر مراسپند در بغداد از باقي‌مانده‌هاي كتاب دينكرد كه پس از برچيده‌شدن شاهنشاهي ساساني پراكنده شده‌بود ، گردآوري ، و در همان قرن در نه مجلد به اتمام رسيد. جلد 3 تا 9 آن در سال 411 ﻫ .ق در بغداد به‌دست آمد و داراي 69000 كلمه بوده‌‌است ولي فعلاً دو مجلد آن بيش در دست نيست.

اين كتاب در 19 جلد به‌وسيله دستور پشوتن سنجانا و پسرش داراب سنجانا ( 9 جلد پدر و10 جلد پسر ) با حواشي و ملاحظات و ترجمه انگليسي و متن پهلوي و گچراتي در بمبئي به چاپ رسيد. وست خاورشناس شهير انگليسي كتاب 8 و 9 را با توضيحات و حواشي به زبان انگليسي ترجمه و تحت عنوان Sacret Book of the East Vol. XXX II آكسفرد 1892 چاپ كرد و پنج‌سال بعد كتاب 5 و 7 آن را با توضيحات مشروح به زبان انگليسي ترجمه و چاپ نمود.

4- آردا ويراف نامك Arta – Viraf Namak: تأليف ارداي ويراف مؤبد زمان شاپور يكم كه در آن از بهشت و دوزخ زرتشتي و پاداش نيكوكاران و بادفره (سزاي) گناهكاران بحث شده و عقايد آنها را درباره آخرت تشريح مي‌نمايد و شباهتي با پل صراط دين اسلام و پل چينوت Chinvat دين زرتشتي دارد. اين كتاب بين قرن سه و هفت هجري تدوين ولي مضمون و مطلبش از دوره ساسانيان مي‌باشد و معروف است كه ارداي ويراف در زمان شاپور ( بعضي زمان اردشير نوشته‌اند ) براي تكميل احكام آئين زرتشتي چند جامي مشروب سكرآور نوشيد و به خواب عميق هفت روزه‌اي رفت ، پس از برخاستن از اين خواب گران ، سير خود را در عالم دوزخ و بهشت و پل صراط ابراز داشت و دبيران نوشتند.

كهن‌ترين نسخه خطي آن كتاب مربوط به قرن چهارم ميلادي است و نخستين ترجمه آن در 1816 توسط پوپ Pope خاورشناس انگليسي تحت عنوان:

The Ardai Viraf Nameh, or The revelations of Ardai Viraf, translanted from the Persian and Guze – ratee versions London 1816.

ترجمه و به چاپ رسيد و در 1887 توسط سنت بارتلمي S. Barthelemy خاورشناس فرانسوي به زبان فرانسه ، شامل يك مقدمه و ترجمه و تفسير و فهرست منتشر گرديد. اين رساله شامل 8800 واژه مي‌باشد و به فارسي نيز اخيراً آقاي دكتر رحيم عفيفي استاد دانشگاه مشهد آن‌‌را ترجمه و انتشار داده‌ است. چند فرگرد آن براي نمونه نقل مي‌شود:

فرگرد 13:

« ديدم روان زنان بسيار نيك‌انديش ، بسيار نيك‌گفتار ، بسيار نيك‌كردار رام را ، با پوشش آراسته به زر و سيم و گوهر كه شوي به سردار دارند. پرسيدم ايشان كدام روانند ، سروش پاك و ايزد آذر گفتند كه: اين روان آن زناني هست كه به گيتي آب و آتش و زمين و گياه و گاو و گوسفند و همه آفريدگان نيك اورمزد را خشنود كردند. ايشان يزش ( انجام مراسم و فرائض ديني ) و دُورنُ ( نان مقدس ) و پرستش ايزدانكردند و اسوفريت ( نام دعايي ) خواندند و ستايش ايزدان مينو و ايزدان گيتي كردند و خشنودي و يگانگي و ترس و آگاهي و فرمانبرداري شوي  وسردار خود ورزيدند و بدين مزديسنان بي‌گمان بودند ، به كرفه‌كردن كوشا و از گناه پرهيزكار بودند. مرا زيبا و با‌شكوه به نظر آمد. »

از فرگرد 14:

« ديدم روان كشاورزان را ، بگاه روشن باشكوه ، و پوششي چون ستاره درخشان چون ايشان به پيش فرشته آب و زمين و گياه و گوسفند ايستادند آفرين كرده و ستايش و درود گفتند و گاه مِه و جاي بِه گرفتند مرا زيبا و باشكوه به نظر آمد. » « ديدم روان پيشه‌وران كه به گيتي خدايان و سرداران پرستيدند ، و چون به آن بستر خوب ، و گاه بزرگ و روشن و برازنده نشسته مرا زيبا و باشكوه به‌نظر آمد. »

از فردگرد 15:

« ديدم روان شبانان كه به گيتي چهارپاي و گوسفند ورزيدند و از گرگ و دزد و مردم ستمكار نگاهداشتند و به هنگام ، آب و گياه و خورش دادند و از سرما و گرما سخت پرهيز دارند و بگاه خودنر برهشتند و از روي‌داد پرهيز دادند و بسيار سود بزرگ و بَر ، و نيكي و خورش و جامه به مردمان زمان دادند. چون در آن روشني و با آن برازندگي و رامش و شادي بزرگ رفتند مرا بسيار باشكوه و زيبا به‌نظر آمد. »

5- داتستان دينيك Datistan – I – Dinik ( عقايد ديني ) [17] شامل 28600 واژه كه مؤيد بزرگ پارسي و كرمان منوچهر پسر يودان ييم Yudan – Yim در اواخر قرن نهم در باب 92 موضوع تدوين كرده‌است.

6- مينوخرد Dinai – Mainyo – Khirad ( انديشه‌هاي روان خرد ): كتابي است حاوي 62 پرسش از مسائل ديني زرتشتي مشتمل بر تقريباً يازده‌هزار كلمه پهلوي كه از طرف « خرد مينوي » به « دانا » پاسخ داده مي‌شود. تأليفش در اواخر عهد ساساني ولي صورت فعلي متعلق به بعد از برچيده شدن اين دودمان است. كتاب نامبرده در حدود 775 سال پيش توسط نريوسنگ به سانسكريت برگردانده شده و متن پهلوي آن در 1843 توسط وسترگارد دانماركي از ايران به اروپا برده شد و آندراس در 1882 و وست انگليسي 1885 در آكسفورد آن‌را چاپ و منتشر كرد. قسمتي از اين كتاب بر اين مفاد است:

« در ميان فضائل ، احسان حائز نخستين پايه است. هر چند توانگري پسنديده است ، فقر شرافتمندانه بر ثروتمندي غيرعادلانه برتري دارد. تهمت بدتر از جادوگري است. بايد در خوراك ميانه‌روي را نگاه داشت تا تندرست بماند ، آن‌كس كه بدبختيها و رنجهائي كه از سوي اهريمن و ساير بودنيهاي شرير بر او وارد مي‌شود با شكيبائي و بردباري تحمل مي‌كند ، شايسته ثنا و ستايش است. شراب اگر به اندازه خورند تن را بسي سود دهد ، زيرا كه گرمي تن را بيفزايد و گوارش را آسان كند ، انديشه و ياد ( حافظه ) تيز و حواس و زيان را روان ، و زندگي را پسنديده نمايد. آن‌كس كه بدمنش است چون شراب نوشد ، تندخو شرير و ستيزه‌كار شود و به آزار از زن و فرزندان و بندگان برخيزد. »

7- ماتيكان كجستك اباليش Matikan Gujastak Abalish در اثبات دين زرتشت تأليف آذرفرنبغ كه مؤلف دينكرد هم مي‌باشد به زبان پهلوي داراي 1200 واژه حاوي هفت پاسخ كه آذر فرنبغ پسر فرخ‌زاد حدود سال 210 ﻫ .ق به اباليش زنديق و بي‌عقيده در حضور مأمون داده‌است. در سال 1866 مارتين هوگ M. Haug از حكومت بمبئي خواست كه فرهنگي از متن پهلوي توسط هوشنگ جي جاماسب آسا منتشر سازد و اين‌كار در 1870 پايان پذيرفت و در 1872 مجموعه‌اي در دو جلد توسط هوگ و وست و دستور هوشنگجي جاماسب‌آسا منتشر شد. در 1887 ميلادي توسط سنت بارتلمي به زبان فارسي ترجمه و منتشر گرديد4 ولي متن انتقادي با اصطلاحاتي كه بهرام انكلساريا در آن نموده ، به ضميمه يادداشتهاي مفصل و فرهنگ و ترجمه انگليسي در سال 1936 توسط هومي چاچا انجام گرفت5 .

پرسش هفتم و پاسخ آن چنين است:

« هفتمين‌بار پرسيد كه: علت كستي بستن چه باشد ، چه اگر كستي بستن كار نيكوئي باشد خران و شتران و اسباني هستند كه زودتر به بهشت روند ، چون شب و روز هفت بار تنگ به شكم بسته دارند.

مؤبد گفت: چيزي بي‌علت نيست ، چنانكه به نادانان و بدآگاهان بي‌جهت مي‌نمايد كه آگاه نيستند و كه علت چيزي را ندانند و علت چيز روشن نيست ، ليكن من به تو روشن كنم. ما چنين گوئيم كه هم‌چنان كه به دو بنياد بي‌كران معتقديم ، اين در تن خود ما هويداست. چون گويائي و شنوائي و بينائي و بويائي ، جايگاه خرد و جان و خودآگاهي و انديشه و وير (ياد حافظه) و خرد ذاتي و خرد اكتسابي ، به منزله جايگاه يزدان و امشاسپندان باشد و اينكه مردم نيمه بالا را به منزله بهشت دارند بنياد آن‌را اين سبب است ، و نيمه زيرين چون گند و جايگاه آميزش و سرگين است به منزله پناهگاه اهريمن و ديوان باشد و اگر آشكاراش دارند آنرا بنياد گيرند و بر آهوش درنگرند ، و كستي جداكننده دو كرانه تن است. از اين‌رو كستي خوانند زيرا تن را به دو قسمت جدا مي‌كند . . . . و اين مانند ديواري به ميان بوده باشد.

مأمون اميرالمؤمنين و قاضي پسنديدند و خوب داشته بسيار شادي كردند. سپس آنها به اباله گفتند: برو چو تو مجادله نمي‌تواني ، چون هر چه بيش پرسي نيكوتر و منطقي‌تر گزارش كند. اباله نابكار مانند مردم شرم‌زده ، شكسته و بسته و سرافكنده و مات شد . . . . »6

8- اندرز خسروكواتان: مشتمل بر اندرزهاي خسرو انوشيروان به درباريان و نزديكان پيش از مرگش كه مختصر و محدود بوده‌است در 380 كلمه . اين كتاب را پشوتن سنجانا همراه گنج شايگان به انگليسي ترجمه كرده و دوسال بعد توسط كازارتلي Casartelli به انگليسي ترجمه شد. كهن‌ترين نسخه‌هائي كه از اين نامه به‌ دست آمد ، نسخه‌اي است كه در سال 961 يزدگردي (1322 م) به دست مهرادان پسر كيخسرو استنساخ شده و در مجموعه‌اي از منتهاي پهلوي در 1913 در بمبئي به چاپ رسيد. جمله آن بر اين مفاد است.

« آئين و پيمان به كار داريد و به كار و قانون را دوراست ، [18] و با راستان هم‌سخن باشيد. به بهره خويش خورسند باشيد و بهره كس ديگر مبريد. از نيكان باش تا ملكوتي باشي.

 اين نيز گفته‌اند كه هر كس بايد دانستن كه از كجا بيامده‌ام؟ و چرا ايدر هستم؟ پس من باز به كجا بايد شوم؟ و از من چه خواهند؟ من اين دانم كه از نزد هرمزد خداي بيامده‌ام ، براي ستوهيدن دروغ ايدر هستم و باز پيش هرمزد خداي بايد شدن. از من اشوئي باز خواهند و عمل دانايان و آموزش خرد و يك خوي پيراسته. انوشه روان باد خسرو شاهنشاه ، پسر كواذ كه او اندرز كرد و او اين فرمان داد. ايدون (اينچنين باد). . . .»

9- زات اسپرم Zat Sparam: در قرن سوم هجري در سه قسمت تدوين شده و قريب به نوزده‌هزار كلمه پهلوي است. زات اسپرم دستور سيرجان و كرمان بوده و بين سالهاي 881 ميلادي مي‌زيسته است. برادر او منوچهر هم كتابي داشته به نام پهلوي‌نامه منوچهر ، تقريباً داراي نه‌هزار واژه پهلوي. منوچهر در اين كتاب بسياري از دستورهاي برادر را مخالف آئين دانسته و به او اعتراض مي‌نمايد و به انديشه‌هاي مترقيانه خود ، برادر را اندرز مي‌دهد. در اين كتاب درباره ديانت زرتشت ، آغاز دين ، زندگي و مرگ و غير بحث شده‌است و دو داستان مهم از كاي اوس Kai Us و سريتو Srito پهلوان دارد. وِست اين كتاب را در سال 1880 ميلادي به انگليسي ترجمه كرد و در اكسفورد منتشر شد.

10- شايست نه شايست: در آن از وظايف مذهبي و آداب و مراسم ديني و اعمال شايسته و ناشايسته و گناهان بحث شده‌است. كتاب در دو قسمت با يك ضميمه شامل 13700 كلمه مي‌باشد و در 1880 توسط وست ترجمه و چاپ گرديد.

11- ائو گمدئچا Aogemadaetcha : اصل اين نوشته به زبان اوستائي و داراي 29 بند و مجموعاً 280 كلمه بوده‌است. وست زمان تأليف آن‌را از قرن 13 ميلادي متأخرتر نمي‌داند. ترجمه‌اي از اين نوشته به زبان سانسكريت در دست است كه گيگر Geiger دانشمند آلماني در سال 1878 با چند نسخه خطي كه در دست داشته است اصلاح و با افزودن توضيحاتي بدان آن‌را چاپ كرده‌است7 در 1893 دارمستتر فرانسوي8 آن‌را به فرانسه ترجمه و منتشر ساخت. انجمن پارسيان هند متن پازندائو گمدئچا را 1909 به ضميمه چند متن ديگر به چاپ رسانيد. « ادوارد بامانجي اونسروالا » در مجموعه سلسله مقالات ايراني كه در سال 1955 به چاپ رسانيد ، متن پهلوي اين رساله را هم چاپ نمود. اين كتاب در اسفندماه 1344 توسط آقاي دكتر رحيم عفيفي استاد زبان پهلوي دانشكده ادبيات مشهد تحت عنوان « متن پهلوي پازند و ترجمه فارسي و واژه‌نامه » ترجمه و با تفسير به چاپ رسيده است.

 نويسنده محترم در پيش‌گفتار اين كتاب متذكر شده‌است كه : « در آغاز ائوگمدئچا از روان نيكوكاري بحث مي‌شود ، كه در جهان پسنديده و نيكوئي از او پذيرائي و به وسيله فرشتگان اورمزد راهنمائي مي‌شود. سپس يادآوري مي‌كند كه هر كس به اين جهان بيايد ناگزير است راه مرگ را بپيمايد پس بهتر است كاري كند كه سرنوشتش بهشت و گرومتان باشد آنگاه براي اثبات اين نظر دلايلي بيان مي‌كند و تن پر گزند را از كارهاي زشت برحذر مي‌دارد و هشدار مي‌دهد كه آدمي بي‌سبب نبايد به ديو آز و شهوت مال اين جهان دل ببندد. زيرا در روزگار فرجام جز پشيماني بهره‌اي نخواهد داشت. آدمي بايد هميشه مرگ را در پيش خود ببيند و از كارهاي زشت دوري گزيند و با انجام كار نيك توشه‌اي براي جهان ديگر بدست آورد و روان خويش را آمرزيده سازد. همه‌چيز نابود‌شدني است جز آن پاكي و پارسائي كه از نيكان سر مي‌زند و هيچ‌گاه از آنان جدا نخواهد بود. » غير از كتاب و رسالات نامبرده تعدادي رساله مذهبي ديگر موجود است كه معروفترين آنها بطور خلاصه: روايات پهلوي ، روايات همت آشوروهشتان ، پندنامه زرتشت ، ماتيكان سي‌روج (شرح سي روز) تفسير بر ونديداد پهلوي ، ماه فروردين روچ خرداد ، ماتيكان سي يوشت ، سي فرمان ، جاماسب‌نامه ، بهمن يشت ، مي‌باشد و همچنين كتابهاي ماني كه به زبان فارسي و سرياني بوده‌است مانند كتاب شاپورگان ، سفرالاسرار ، سفرالجبابره ، فرائض السماعين ، سفرالاحيا ، و فرقماطيه. [19]

“پاورقي‌ها“

       1- درباره كتابها و آثار مربوط به حكمت و فلسفه اين عصر،در گفتاري تحت عنوان «حكمت و فلسفه» در «ايران باستان» و نسبت به دانش و آثار مربوط به علم نجوم و رياضي در گفتار «دانشهاي ايراني در عصر ساساني» قبلا صحبت شده است. شماره 69 و 80 همين مجله.

        2-  ادوارد ويليام وست Edward William West ) 1824- 1905)

3- از ميان ذخاير فراوان علمي ايران كه از بين رفته بود،كتاب تاريخ مفصلي بدست آمده كه هشام ابن عبدالملك (105 û .ق مدت خلافت) دستور داد آنرا به عربي ترجمه كنند. ترجمه اين كتاب در 113 û .ق پايان پذيرفت و در آن شرح حال كليه پادشاهان ايران،قواعد سلطنت،علوم و فنون معماري بتفضيل نوشته شده و از جمله تصوير هر پادشاه كه شناسانده وضع و رنگ لباسش بود ضميمه شرح حالش كرده بودند. و مسعودي اين كتاب را در سال 303 û .ق در شهر استخر نزد يكي از بزرگان پارس ديده است.

4- Gajastak Abalish by Homi F. Chacha Bombay 1930.

5- Adrien Barthelemy Gujastak Abalish relation Dune conference theologidqe Presidee La Calif Mamoun Paris 1882.

6- كتاب گجسته اباليش شادروان صادق هدايت چاپ تهران 1318 صفحه 10 و 11

7- Aogemadaeca Ein Parsentractat in Pazeno Altbaktrisch und Sanskrit Herausgegeben ubersetzt, Erklart und Mit Glossar Versehen von wilhelm Geiger, Frlangen 1878.

8- Darmesteter: Le Zend- Avesta, V. III, P. 154- 166 Paris 1893.