-

 

 

سخني درباره برنامه‌هاي تحقيقات فرهنگ عامه". دوره 7، ش 83 (شهريور 48): ص 45-46.

 

خلاصه: هدف از تحقيق در احوال مردم شهر ، روستا و ايلاتي ، گروههاي تحقيقاتي و وظايف آنها در جهت شناخت زندگي توده مردم شهر و روستا و ايلات.

سخني دربارة برنامه‌هاي تحقيقاتي فرهنگ عامه

خوانندگان گرامي « هنر و مردم » ، تاكنون ضمن مطالعة مقاله‌هائي كه تحت « انتشارات ادارة فرهنگ عامه » به چاپ رسيده‌است ، با قسمتي از تحقيقات اين اداره آشنائي حاصل كرده‌اند . جمع زيادي از خوانندگان به اين رشته مقاله‌ها توجه خاصي نشان مي‌دهند. زيرا كه ضمن مطالعه آنهابا احوال هم‌ميهنان خود و خصوصيات زندگي‌شان به‌دقت آشنا مي‌شوند. بسياري از فضلا و محققان ايراني و نيز برخي دانشمندان كشورهاي ديگر هم كه « هنر و مردم » را مطالعه مي‌كنند به مقاله‌هاي تحقيقي « ادارة فرهنگ عامه » فوق‌العاده علاقمندند. به نظر مي‌رسد با چنين سابقة ذهني كه براي خوانندگان گرامي از زمينة فعاليتهاي « ادارة فرهنگ عامه » فراهم است ، وقت آن رسيده باشد كه هدف اين اداره و نحوة كار آن توجيه شود. مخصوصاً كه در سال اخير فعاليت محققان اين اداره گسترش تازه‌ئي پيدا كرده‌است. به اين سبب از « ادارة فرهنگ عامه » تقاضا شد كه به قصد معرفي بيشتر خود ، هدف و برنامه كار خود را و نحوة فعاليت محققانش را براي خوانندگان گرامي توصيف كند.

هنر و مردم

 

هدف از تحقيق در احوال مردم ، شناسائي حركت و حرارت و توانائي زندگيست. در راه اين شناسائي همة عوامل عيني و ذهني زندگي كه فرهنگ جامعه شامل آنهاست چشم‌انداز رهروان اين رهگذر است: عوامل ناشي از مقتضيات مادي و روابطي كه در تكاپوي روزمرة زندگي مردم موجود است و نيز عوامل ناشي از مقتضيات معنوي كه از روابط اخلاقي و مذهبي و سنن و علايق و هنرها و آداب و عادات منشاء مي‌گيرد. مردم ، چه در شهر و روستا و چه در ايل و كوچ ، با سلسله‌ئي ازمجموعة عوامل اعم از مادي و معنوي آميخته‌اند و در رابطة با اين مجموعه به فرهنگي مجهزند كه از نسل پيشين جامعة‌شان به آنان واگذار شده‌است . فرهنگ كه در عالم هستي فقط منحصر به انسان است به سير و سلوك مردم نظام مي‌بخشد و آنان را به سازگاري در مناسباتشان كمك مي‌كند. فرهنگ هر جامعه‌ئي در جريان عبور از نسلي به نسل بعد بارور مي‌شود و آرايش و پيرايش مي‌پذيرد و با آنچه كه از نسل جديد به آن راه مي‌يابد براي نسلهاي آتي باقي مي‌ماند. بنابراين ، فرهنگ جامعه ، عصارة همة هستي و تاريخ زندگي جامعه است و به اين سبب مي‌توان آنرا گرامي‌ترين وجه زندگي نيز دانست.

 فرهنگها در جامعه انساني متفاوتند ولي البته با هم بي‌ارتباط نبوده‌اند و اينك نيز بي‌ارتباط نيستند. مخصوصاً در اين روزگار كه مقدار مبادلات و سرعت مبادله افزون شده‌است ، روابط فرهنگي نيز فوق‌العاده افزايش يافته است. اما فرهنگ هر جامعه‌ئي به هر گوشة عالم كه برود البته مروج خصال و ويژگي‌ها و نيز طالب منافع جامعه‌ئي است كه از آنجا ريشه گرفته و در آنجا رشد كرده است. در جهان كنوني ، عنصر توليد ماشيني ، خواهان يكدستي و يكرنگي فرهنگهاست. اين عنصر از گوناگوني فرهنگها و مخصوصاً از فرهنگ ريشه‌دار و باستاني كه با عمق زندگي پيوند دارد مي‌هراسد و آن را مانع رشد و توسعة جهانگيرانة خود تلقي مي‌كند. توليد ماشيني كه به  فرهنگ ماشيني نيز مجهز شده‌است ، به سرتاسر جهان نفوذ مي‌كند و در راه اين نفوذ از همة فنون و تكنيهاي گونه‌گون كمك مي‌گيرد تا حيطة فرهنگي خود را كه ضامن منافع حياتي‌اش است توسعه دهد. ولي ببينيم اين توسعه‌طلبي اين فرهنگ با ملتهائي كه به علايق ميهني دلبستگي دارند و با تكيه به فرهنگ ميهن خود مي‌توانند به حيات ملي ادامه دهند چه خواهد كرد: نخست اينكه مي‌خواهد همة ملتها همان چيزي را بخواهند كه او مي‌خواهد. ولي چيزي كه او مي‌خواهد مطلوب ذائقة اوست و نه مطلوب ذائقة همة ملتها. پس ، براي مرحلة بعدي ، در ذائقه‌ها دخيل مي‌شود. يعني شروع مي‌كند به جسارت [45] كردن در هر آنچه كه ملت به آنها شناخته مي‌شود.

 در زبان و آدابش ، در حماسه‌هايش ، در ادبياتش ، در سير و سلوكش ، در معتقدات دينياش و در هنرها و مراسمش. . . . و خلاصه در همة شؤون زندگي‌اش جسورانه دخالت مي‌ورزد. و اين جسارتها گاهي چنان موهن است كه انگار مي‌خواهد به ملتي بگويد كه تو شعور انديشيدن نداري و بهتر است من به جاي تو برايت بينديشم و تو همان بهتر كه توليدكنندة اين چيزها باشي كه من از تو مي‌خواهم و آنچه را مصرف كني كه من به تو مي‌دهم.

 پس ، فرهنگ مهاجم با فرهنگ ملي در معارضة دائمي است. در اين معارضة ، آنكه تواناست و اصرار مي‌ورزد و پايداري مي‌كند و به سلاح دانائي مجهز مي‌شود موفق خواهد شد. و اينها همه خوشبختانه از خصائل فرهنگ ملي ماست. چيزي كه در صحنة اين معارضه نبايد از آن غفلت كنيم ، اين است كه بدانيم از چه پايگاهي با فرهنگ مهاجم در معارضه‌ايم و در اين پايگاه كدام‌يك از عوامل فرهنگ ما قوي‌ترند و كدام‌يك را مي‌توان برانگيخت و واداشت كه پايداري كند. اين همه وقتي مقدور است كه وضع موجود فرهنگ ملي خود را در عرصة زندگي به دقت بشناسيم. اين مهم ، در « وزارت فرهنگ و هنر » كه پاسدار فرهنگ ملي ايران است به « ادارة فرهنگ عامه » محول شده‌است. اين اداره براي تحقيق و بررسي فرهنگ در سطح مملكت ، محققان جوان و فعال خود را كه با انديشه‌هاي ملي و علايق ميهني تجهيز شده‌اند و رنج تحقيق را به جان‌و‌دل طالبند به كلية مناطق مملكت روانه مي‌كند. محققان اداره ، براي شناسائي هر گوشه‌ئي از زندگي هم‌ميهنان ، همة واقعيتهاي سطحي و عمقي و نيز واقعيتهاي كيفي‌وكمي موجود در آن را بررسي مي‌كنند. آنان ، زندگي مردم را با همة سنن و عواطف وعلايق فرهنگي موجود آن و با هاله‌ئي از عزت و احترام مطالعه مي‌كنند كه شايستة زندگي است. زندگي فقط ميدان عرضه وتقاضاي مواد و اشياء نيست و مردم نيز فقط پديدآورنده و مصرف‌كننده مواد و اشياء نيستند.

در اين ميدان ، روح زندگي نيز مواج است كه چون خون در رگ به زندگي حركت و حرارت و توانايي مي بخشد. به همين دليل در زندگي شناسي ، نوع شناسائي نه صرفاً ادراكي و عالمانه و حكيمانه است و نه صرفاً عاطفي و هنرمندانه يا اديبانه و شاعرانه. زندگي‌شناس ، با يك چشم سطح را مي‌بيند و با چشمي ديگر همان سطح را مي‌شكافد و به عمق مي‌رسد. او با دستي كيفيت مواد و اشياء را لمس مي‌كند و با دستي ديگر كميت همان مواد را مي‌سنجد تا سرانجام به برداشتي مي‌رسد كه هم عاطفي است و هم ادراكي. « ادارة فرهنگ عامه » براي تحقيق و بررسي فرهنگ در سطح مملكت ، با استفاده از تجارب ارزنده‌ئي كه براي محققان ورزيده‌اش در طي چند سال خدمت حاصل شده‌است ، جمعي از فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي علوم انساني را پس از تدريس و كارآموزي لازم به تحقيق و بررسي دعوت كرده‌است.

محققان اداره ، در هشت گروه سه نفري به تحقيق اشتغال ورزيده‌اند. به نحوي كه پنج‌ گروه به پنج‌ حوزة شهري و روستائي مملكت و سه گروه در سه حوزة ايلياتي سفر مي‌كنند و به گردآوري و ثبت و ضبط دقيق همة شؤون مادي و معنوي زندگي مي‌پردازند. در سال جاري ، مسائل و پديده‌ها و دقايق فرهنگي مربوط به « خوراك » و « مسكن » و « پوشاك » تحقيق مي‌شود. در كار اين تحقيق ، با وجودي كه از پيشرفته‌ترين روش‌هاي علمي استفاده مي‌شود ، ولي هيچ‌وقت مواد و موضوعهاي گردآوري‌شده بدون توجه به هيئت و شالودة كلي زندگي بررسي نخواهد شد. بعلاوه ، در هر منطقة مورد مطالعه ، يك يا چند واحد محدود اجتماعي براي تحقيق جامع و كامل برگزيده خواهد شد و دربارة آنها چنانكه تاكنون در « ادراة فرهنگ عامه » معمول بود كتابها و مقاله‌هائي انتشار خواهد يافت. اين نوع تحقيق در منطقه‌هاي مورد مطالعه به بررسي آگاهانة مواد و موضوعهائي كه از سطح همان منطقه فراهم مي‌شود كمك‌هاي شايسته‌ئي خواهد كرد.

محققان ما براي شناسائي مواد و موضوعهاي گردآوري‌شده ، هيچ‌يك آنها را منتزع از هيئت پرتحرك زندگي بررسي نمي‌كنند. ولي براي آنكه در طي چند سال همة مواد فرهنگي از سطح مملكت فراهم شود ، ناچار بايد برنامة كار در هر سال مشخص باشد تا همة حقايق موجود زندگي شناخته شود و بتواند مورد مراجعه دانشمندان و علاقمندان مسائل فرهنگي و مصلحان اجتماعي قرار گيرد. سرانجام از تحقيقات و بررسي‌هاي اين اداره براي پاسداري و تقويت فرهنگ ملي و پيشبرد مصالح اجتماعي بهره‌برداري خواهد شد.

« ادارة فرهنگ عامه » همزمان با تحقيق و بررسي فرهنگ در سطح مملكت به مطالعة متون ايراني و استخراج مواد فرهنگي از آنها نيز اشتغال ورزيده است. بررسي متون ايراني نيز داراي برنامة چند ساله‌ئي است كه به دقت تعقيب مي‌شود. مطابق اين برنامه از متون معتبر دوره‌هاي تاريخي مملكت ما موضوعهاي گوناگون فرهنگي به‌تدريج استخراج و طبقه‌بندي مي‌شود. مقصود از اين بررسي ، شناسائي سير فرهنگ ملي ما در طي ادوار تاريخ است. با اين شناسائي دقيق زمينه‌ئي محكم براي تحليل و تبئين فرهنگ ملي فراهم خواهد شد تا با آنچه كه هم‌اكنون در سطح مملكت موجود است و در زندگي روزمره مي‌گذرد تطبيق و مقايسه شود. در نتيجه از عوامل تاريخي و نيز از عوامل رشد فرهنگ ملي براي تقويت و پاسداري و بزرگداشت آن استعانت خواهد شد.

اداره فرهنگ عامه [46]