قهرماني، ابوالفتح. "نقش برگردانها". دوره7، ش83 (شهريور48): ص 54-55.

 

خلاصه: تاريخچه مختصري از گراورسازي درجهان و ايران ، از گراورهاي چوبي چين تا هليوگرافهاي امروزي.

نقش برگردانها

از : ابوالفتح قهرماني   

 

مختصري پيرامون گراورسازي در جهان و ايران – از گراورهاي چوبي چين تا هليوگرافهاي امروزي

 

نقش برگرداني در جهان

نخست چيني‌ها

اهميت صنعت گراورسازي را كه توأم با هنر ظريف‌كاري است – در پيشبرد مطبوعات نمي‌توان ناديده گرفت ، آن‌ دو لازم و ملزوم يكديگراند ، چه آنكه گاه خود گراور گوياي خبر و مطلب و گفتني است و نياز به نوشتن از ميان رفتن است. چيني‌ها نخستين سازندة گراور و كليشه بودند ، كه خود در كار چاپ هم قدمهاي نخستين را برداشته بودند. پيشرفت اين كار هنري نزد چيني‌ها با سرعت و قدرت فراوان صورت گرفت ، كه انگيزة آن‌را در ريزه‌كاري‌هاي ويژه و قدرت و تخيل آن مردمان بايد جستجو كرد. كليشه‌هاي چوبي نخستين كه از چينيان بجاي مانده و تصاوير و مناظري از طبيعت را در بردارد نمونه‌هاي ارزنده‌اي از پيشرفت آنان در اين راه مي‌باشد.

فنيقي‌ها ، رابط

رفت‌وبرگشت بازرگانان فنيقي – كه رابط بين آسياي دور با خاور نزديك بودند – علاوه بر خريد‌وفروش و تجارت ، اثر خاصي در انتقال آثار و ذوق و هنرهاي چيني به كشورهاي ديگر داشت و بردن اصول گراورسازي از چين به اروپا را نيز مي‌توان نتيجه اين رفت‌وآمدها دانست. از كارهاي گراور ابتدايي اروپايي‌ها ، نمونه‌هائي معدود در دست است و از آن جمله گراوري روي چوب است كه در « مالين » فرانسه بدست آمده‌است. در زير اين گراور تاريخ 1418 به چشم مي‌خورد. گراور بدست آمدة ديگر ، تصوير حضرت مريم را با چهار نفر از مقربين او نشان مي‌دهد. زمينه كار گراورسازي نخست بيشتر در مسايل مذهبي و كتب ديني بود و نقش‌برگردان‌ها غالباً از تصاوير مقدسان و پيشوايان مذهب و كليسا استفاده مي‌كردند.

وسعت سريع كار و طرز عمل

در ابتدا ، طرز عمل و ساخت گراور بسيار ابتدايي و ساده بود ، بدين‌گونه كه : گراور را روي چوب « گلابي » حك مي‌كردند. بعدها از چوب « مو » استفاده كردند. براي اين‌كار نخست روي چوب را با سفيد آب مي‌پوشاندند و عكس مورد نظر را روي سفيداب نقش مي‌كردند و سپس با دقت و حوصلة تمام به حكاكي مي‌پرداختند. در سال 1481 دو جلد كتاب – كه صفحاتش گراور شده‌بود – به چاپ رسيد و در حدود چهارده‌سال پس از آن ، يكي از نمونه‌هاي خوب و تكامل‌يافته اين صنعت – كه اكنون نيز موجود است – به دست آمد. اين نمونه ، تصويري است با نام: « تفكر » كه بدست هنرمندان رومي تهيه شده و گوياي پيشرفت اين صنعت بوده‌است.

عصر فلز و پيشرفت بيشتر

در انتهاي قرن پانزدهم گراور چوبي به فلزي تبديل شد و اين خود گام بزرگي بود در راه پيشرفت بيشتر اين صنعت و تكامل آن. در اينجا بايد از « نيكلا لورانس » ياد كرد كه به كوشش او و در اواخر قرن پانزدهم كتابي چاپ شد كه تمامي عكسهايش با مس گراور شده‌بود. كار تكامل و ترقي اين صنعت به اينجا نيز خاتمه نيافت. به ويژه هنرمندان اروپاي لاتين در اين راه كوشش بيشتري داشتند و به پيروزيهاي بيشتري رسيدند.

مرحلة تكامل

شناسايي مواد شيميائي لازم براي كار نقش‌برگداني ، راه را هموارتر و سرعت تكامل را بيشتر كرد و از اين رهگذر ميسر گرديد كه كار حك تصاوير بر روي فلزات با سرعت و دقت بيشتري انجام پذيرد. اين شناسايي از تأثير اسيد بر روي فلز آغاز شد و نخستين تجربه‌كنندة اين كار « ژزف » - ايتاليائي – بود. او ماده‌اي بنام: « بي‌توم » را در بنزين حل كرد و به روي صفحه‌اي فلزي گسترد و به‌وسيلة تأثير اسيد به روي اين ماده توانست نقش موردنظر را حكاكي كند. بعدها ژزف به موفقيت ديگري نيز دست يافت و آن اين بود كه: يكبار در ضمن عمل مشاهده كرد مادة نامبرده - [54] چون گذشته - در بنزين حل نمي‌شود. او پس از دقت فراوان علت را دريافت كه: نور در « بي‌توم » اثري خاص دارد و موجب فعل و انفعالات شيميائي مي‌گردد. تأثير نور در پاره‌اي از مواد شيميائي - كه وسيلة ژزف كشف شد -  سرآغاز تحولي بزرگ در صنايع - به‌ويژه در صنعت گراورسازي - شد. بعدها پيدايش عكاسي به پيشرفت كار گراورسازي كمك شايان كرد و بالاخره با پيشرفت علم شيمي و پيدايش « بي‌‌كرومات دوآمونيم » - كه حساس‌تر و مناسب‌تر از « بي‌توم » بود - راه تكامل هموارتر شد. در روزگاران بعد ذوق و استعداد صنعتگران هنرمند گراورساز ، به توسعه اين صنعت و هنر كمك كرد و با افزايش كار مطبوعات در جريان كار گراورسازي نيز به نسبت قابل توجهي پيش رفت.

و امروز. . .

پيشرفتهاي فراوان علمي عصر ما كار گراورسازي را نيز دگرگون كرد. به ويژه با اختراع ماشين اسيدزني سريع ، در ساخت گراور و كليشه سرعتي عجيب ظاهر شد. براي روشن شدن اهميت اين موضوع همين‌قدر بايد بگوييم كه تا قبل از اختراع اين ماشين براي ساخت يك كليشه دست كم شش ساعت وقت لازم بود ، در حاليكه امروزه در مدتي كمتر از ده دقيقه كار انجام مي‌شود. اين ماشين عجيب را نخست آمريكائي‌ها اختراع كردند و اكنون در تمام اروپا - آسيا - و كشور ژاپن آن‌را مي‌سازند و براي فروش عرضه مي‌دارند. اندكي بعد اختراعي كامل‌تر به كار گراورسازي رونق بيشتر دارد و با به‌وجود آمدن ماشين ( كليشه گراف ) - كه سازنده آن آلمانها بودند -  اين صنعت وضع ديگري به خود گرفت.

 اهميت اين ماشين جديد در آن است كه ديگر براي ساختن گراور نه به فيلم نه به اسيد و نه به هيچ داروي شيميائي ديگر نياز است. اين ماشين الكترونيكي از يك طرف تصوير مورد نظر را مي‌گيرد و از طرف ديگر توسط قلم‌هاي فولادي تصوير در روي صفحه مخصوص حك مي‌شود ، بطوري‌‌كه يك كليشه يا گراور در مدت چند دقيقه و فقط توسط فشار يك دگمه تهيه مي‌گردد. اين آخرين اختراعي است كه در زمينة فن نقش و برگرداني پديد آمده و اين ماشين قادر است انواع كليشه گراور و گراور رنگي را تهيه كند. براي بكار گرفتن اين ماشين تنها يك كارگر كارآزموده كافي است چون همه كارها توسط دستگاههاي ماشين انجام مي‌شود. امروزه اكثر مؤسسات مطبوعاتي دنيا مجهز به دستگاه كليشه گراف هستند. اما هنوز بايد اميدوار بود كه علم بشر از اين مرحله نيز پا فراتر نهد.

نقش‌برگرداني در ايران

مرحوم ميرزا عليخان رشيدي نخستين كسي بود كه فن گراورسازي را در ايران به وجود آورد. او در زمان مظفرالدين‌شاه - و با كمك مرحوم عكاس‌باشي بزرگ - به آلمان سفر كرد و در اين زمينه مطالعاتي انجام داد. اما به علت عدم استقبال مردم در آن روزگار ، چندان كه بايد از كوشش‌ها و تجربيات خود بهره نگرفت و بهره نرساند.

علاوه بر او افراد ديگري نيز بودند كه در اين زمينه اطلاعاتي داشتند ، اما بيشتر پنهاني كار مي‌كردند. در اين ميان بايد از آقاي مرتضي آذربادگان نام برد كه در راه توسعة صنعت گراورسازي در ايران كوشش فراوان كرد و خود سالها در كشورهاي يونان و ايتاليا براي كسب معلومات كوشيد. نخستين گراورسازي در ايران به سال 1301 شمسي با نام: « گراورسازي ارديبهشت » به وجود آمد. اين گراورسازي را آقاي آذربادگان با كمك آقاي اسفنديار قباد بنيان نهاد. اما اين سازمان هم به علت عدم استقبال مردم ، عمر درازي نداشت و به زودي از هم پاشيد. اما آقاي آذربادگان دست از كار نكشيد و با تأسيس گراورسازي ديگري با نام: « آذربادگان » اقدام كرد و كوشيد تا علاوه بر ادارة سازمان خود ، به تعليم و تربيت شاگردان بپردازد. در اين راه او با مطالعات وسيعي - كه از طفوليت در اين زمينه داشت -  فعاليت‌هاي فراوان كرد و امروزه بيشتر گراورسازان مشهور ايران خود را مديون قدرت و پشتكار او مي‌دانند.

از جمله. . .

. . . آقاي حبيب‌الله زانيچ‌خواه را بايد نام ببريم كه از سال 1317 كار خود را ـ پس از ده سال تعليم نزد آقاي آذربادگان - آغاز كرد. او براي توسعه و تكميل اين فن كوشش فراوان به خرج داد و به همين منظور مسافرت‌هاي متعدد به كشورهاي خارج كرد. كارهاي نقش برگرداني او در زمينه گراورهاي رنگي و مشگي معروف است. بيشتر گراورهاي رنگي ديوان‌هاي شاعران ايران را او با استادي و مهارت فوق‌العاده خود ساخته‌است از جملة ابداعات ويژة او در كار گراورسازي مي‌توانيم از ( ترام و ترم ) - كه كليشه و گراور توأمان با هم ساخته و چاپ مي‌شود - نام ببريم كه در كار مطبوعات داراي اهميت و جلوة خاصي است. براي تهية اين مطلب از مآخذ و مطالب آقاي زانيچ‌خواه استفاده شد. [55]