|
|
||
رجبنيا، مسعود. "درجهان فرهنگ و هنرچه ميگذرد". دوره7، ش83 (شهريور48): ص 56. |
||
|
|
||
|
خلاصه: شرحي
بر فرش ايراني سدة شانزدهم ميلادي. |
|
|
فرش ايراني سدة شانزدهم
ميلادي1
سال گذشته در كاخ ساطنتي واول در
شهر كراكو در لهستان نمايشگاهي گشايش يافت
كه در امر موزهداري در جهان بدعتي گذاشت.
اين نمايشگاه تنها شامل يك اثر هنري بسيار
پرارزش بود كه در گذشته يكپارچه بوده و
امروزه دو تكه شده و به دو موزه تعلق گرفته
است. پس از سالهاي دراز جدائي اين دو قطعه
براي كوتاه زماني به مصداق سخن مولانا: هر كسي كو دور ماند از اصل خويش
بازجويد هم طريق وصل خويش در كنار هم گذاشته شدند. اين اثر هنري پر ارج فرشي است ايراني از ربع دوم قرن شانزدهم كه نيمي از آن اينك بيش از 180 سال كه در اول و نيم ديگر در موزه هنرهاي تزييني پاريس است. اين دو قطعه را اول در كاخ واول و سپس در خانة يونسكو در پاريس در كنار هم به نمايش گذاشتند. متن اين فرش نمودار باغ بهشت است با درختان سرو و آلبالوي پوشيده از گل و ني و گلهاي گوناگون و جانوران شير و پلنگ و خرس و ميمون و گوزن و آهو كه به بهترين گونهاي نشان داده شدهاست. ضمناً ققنوس كه از جانوران افسانهاي چين است در آن بس نيكو نگاشته شدهاست. و در ميان فرش يك ترنج است چهارگوش با تزيينات فراوان با دو سر ترنج در دو سوي آن حاشيه فرش با درختان خرما و بتههاي گل و آهوان خفته و پرندگان بال گشوده آراسته شدهاست. اين فرش در سطح هنري بسيار عالي است با تصور هنرمندانة قوي و ظرافت شكلها و طراحي و هماهنگي شگفت رنگها زمينة متن به رنگ زرد طلائي است و زمينة درون ترنج و حاشيه به رنگ لعلي است. به احتمال فراوان اين فرش در اواخر سده شانزدهم در كارگاههاي شاهي تبريز كه در آن هنگام پايتخت ايران بود بافته شدهاست و يادگار دوران اوج هنر ايران به ويژه در بافت فرش در آغاز سر كار آمدن صفويان است. همه كارشناسان هنر خاور نزديك اذعان دارند به اينكه اين فرش شاهكار هنري است. تاديوزمانكوسكي كارشناس هنري بلند پايه لهستاني اين فرش را يكي از برجستهترين آثار در تاريخ هنر تزييني نهتنها ايران بلكه سراسر جهان ميداند. پروفسور پوپ در « بررسي هنر ايران » آن را « يكي از كاميابيهاي بزرگ تاريخ هنر تزييني » ميشمارد. اما دربارة سرنوشت اين فرش گمان ميرود كه پادشاهان لهستان ژان سوم يا ژان سوبيسكي در جنگي آن را به غنيمت گرفته و به گنجينة كاخ واول افزوده باشد. گروهي ديگر حدس ميزنند كه در جنگي كه در پيرامون وين در سال 1785 با عثمانيان درگرفت و در آن يكي از سرداران بزرگ لهستان هم شركت داشت به دست لهستانيان افتاده و سپس به كليساي بزرگ كاخ واول هديه شده باشد در رصد اموال اين كليسا از يك فرش « ترك » نام برده شدهاست.
اما اين فرش تا سدة نوزدهم بيگمان يكپارچه
بودهاست. آشكار نيست كه دقيقاً در چه زمان
اين كار شده باشد. نيمي از آن در 1903 به موزة
هنرهاي تزئيني پاريس هديه شد. نيمه موجود
در لهستان را آلمانيان در جنگ جهاني دوم به
غنيمت بردند. و پس از بازگشت آن را در بخش
شرقي موزة واول در جناح چپ كاخ گذاشتند. راز رنگهاي ثابت
چندي است كه كارشناسان در پي بافتن
راز ثابت رنگهاي آثار تاريخي و به ويژه رنگ
آبي آسماني در كاشيها و نقاشيها برآمدهاند. در آثار هنري كليساي ملداوي كه به سبك
بيزانس پرداخته شده بررسيها كردند و دريافتند
كه برخلاف تصور رنگهاي ثابت كهن به جز رنگ
سياه كه با كمك ذغالچوب تهيه ميشد از
مواد گياهي نبوده و از معدنيات تركيب ميشده. رنگ
آبي آسماني كه در اين كليسا به كار رفته
چيزي نيست جز كاربنات مس كه بر زمينهاي
سياه زده شدهاست. همچنين هنرمندان روماني
از تركيبي از پنير گاوي و آهك بهره ميگرفتند. “پاورقي“
1-
در
تهية مطالب اين بخش از بسياري منابع و از
جمله از خبرنامة يونسكو بهره گرفته شده
است.
يادآوري
در ص 55 شمارة 81 اين مجله مقالة «تل
ابليس» متأسفانه در زير عنوان «در جهان
فرهنگ و هنر چه ميگذرد؟» چاپ شده بود. جاي
درست عنوان اخير در ص60 شمارة بالا بوده است.
|