فرامين موجود در موزه جلفا". دوره 7،‌ ش 84 (مهر 48): ص 14-19، تصوير.

خلاصه: باهمكاري لئون ، ميناسيان رئيس موزه ارامنه اصفهان معرفي شانزده فرمان موجود در موزه جلفا كه توسط شهرياران ايراني براي رفاه ارامنه و گزندهايي كه بر آنها وارد مي‌آمد صادر شده و يا شايد دلايل ديگري داشته ، اين فرامين متعلق به قرن دهم تا قرن دوازدهم است.

 .شاه‌عباس دوم طي فرماني كه به سال 1052 هجري قمري صادر شد يك دست لباس و عباي زربفت به خواجه شفراز ( شاه فراز ) عطا كرد

 

فرامين موجود در موزة جلفا

با همكاري ل. ميناسيان رئيس موزه ارامنه جلفاي اصفهان [14]

موزه ارامنه – در جلفاي اصفهان – يكي از جلوه‌گاههاي ارزشمند تاريخ ايران و گنجينه هنر و فرهنگ ارمني است. آثار و يادبودهائي كه در اين موزه قديمي نگهداري مي‌شود ، نه ‌تنها از ديدگاه باستان‌شناسي و هنر و استتيك ، جالب و گرانقدر است ، بل تقدير « ارامنه » را در سير تاريخي طولاني بازگو مي‌كند – و اين به ‌ويژه از آن جهت كه سرنوشت ارامنه با بخشي از تاريخ و فرهنگ ايران پيوندي عميق دارد ، در خور توجه است. روشن‌ترين تصوير قوم ارمني در طي نسلها ، در فرمان‌هائي كه توسط شهرياران ايران براي رفاه ارامنه و رفع گزندهائي كه بر آنها وارد مي‌آيد ، صادر شده ، منعكس است. اين فرامين صرف‌نظر از اينكه ارزش تاريخي دارند ، اسناد دقيق و اصيلي هستند كه از روزگاران پيشين حكايت مي‌كنند و حكايت آنها تاريخچه تفسيري قرون است كه بر كشور ما و بر ارامنه ساكن آن گذشته – و نيز يك آئينه بي‌غبار وضع اجتماعي ، مذهبي و رواني ملت ما در گذشته‌هاي دور و نزديك است.

فرامين مذكور بيشتر به خط شكسته نوشته شده‌اند و در عين موزوني خواندن متون آنها به دشواري امكان‌پذير است. حواشي اغلب آنها با طرحهاي زيبا – و گاه مينياتور‌گونه – زينت يافته و اين به اسناد تاريخي مزبور ارزشي هنري بخشيده است.

آگاهي از انگيزه صدور هر يك از اين فرامين بي‌آشنائي به تاريخ ارامنه مهاجر ايران گرچه دشوار است ، ليكن هر يك از فرامين در تحليل وقايع و بازگوئي بخشي از سرنوشت ارامنه خود بهترين برگه است. پيش از پرداختن به چگونگي اين فرامين ، نگاهي – اگر چه به اجمال – به موزه جلفا و نيز تاريخ سياسي – اجتماعي ارامنه ايران بي‌ضرورت نيست.

٭٭٭

شاه‌عباس پادشاه نامي صفوي به سال 1603 پس از فتح جلفاي آذربايجان راهي « ايروان » شد و اين شهر پرآوازه ارمني‌نشين را محاصره كرد. ايروان در آن هنگام در معرض هجوم گاه‌وبيگاه عثمانيها بود و ارامنه در دل كمترين دوستي نسبت به تركان احساس نمي‌كردند. چنين بود كه با آغوش گشاده سپاه ايران را پذيرفتند و حكمران ايروان بشقابهاي انباشته از طلا به رسم هديه براي شاه‌عباس فرستاد. اندكي پس از فتح ايروان به دست قواي ايران « سينان پاشا » سردار معروف عثماني با 200‌هزار جنگجو عازم ايروان شد و شاه‌عباس كه سپاه كافي و تجهيزات ضروري يك جنگ بزرگ را همراه نداشت تصميم به عقب‌نشيني گرفت و به وقت عقب‌نشيني فرمان كوچ ارامنه را به ‌سوي ايران صادر كرد. او مي‌خواست با اين تمهيد آباديهائي را كه در سر راه سپاه دشمن بود ، از [15] آباداني و سكنه خالي كند تا عثمانيها براي تأمين آذوقه نيازمنديهايشان به مضيقه بيفتند.

 بدين‌سان ارامنه از جلفاي آذربايجان و ايروان به‌سوي ايران سرازير شدند و در جلفاي اصفهان اقامت گزيدند. محيط مذهبي و تعصبات شديد ، گروهي را عليه مهمانان ارمني‌شان برانگيخت. آزار و غارت ارامنه آغاز شد و خشونت و نفرت از هر سو آنها را در برگرفت.

نادرشاه به سال 1156 طي فرمان به همة مأموران دولتي دستور داد بي‌جهت تجار ارمني را نيازارند.

فرمان شاه‌سليمان به سال 1079 هجري قمري حكومت‌هاي فريدن ، لنجان و چهار‌محال موظف مي‌كرد كه در امور مذهبي ارامنه دخالت نكنند.

شاه‌عباس كه علاقه بسيار به ارامنه داشت و در اجراي كليه آداب و مراسم مذهبي و ملي به آنها آزادي كامل داده بود – در اين موقعيت تيره با صدور يك فرمان پرخاشجو به ياري ارامنه شتافت. متن فرمان به اين شرح است:

« حكم جهان مطاع شد آنكه وزارت رفعت‌پناه شمس‌الوزاره و الرفعه ميرزا محمد وزير دارالسلطنه اصفهان بداند كه عرضه داشتي كه در ينولادر باب جنگ جماعت ارامنه جولاه و مردم ماربانان نوشته‌بود رسيد و مضامين آن معلوم گرديد بارك‌الله روي ايشان سفيد في‌الواقع قاعده مهمان نگاه‌داشتن همين باشد جمعي كه بجهته خاطر ما از وطن چندين‌هزار‌ساله خود جلا شده باشد و خروار خروار زر و ابريشم را گذاشته به خانه شما آمده باشند گنجايش دارد كه بجهته چند خربزه و چند‌من انگور و كلوزه با ايشان جنگ كنيد در جولاه خانه بود كه دوهزار تومان خرج آن كرده بودند آنرا خراب نموده كوچ خود را بر دوش بدانجا آمده‌اند با ايشان اين عمل مي‌بايد كرد بسيار بسيار بد كرده‌ايد از تو بغايت الغايت عجيب بوده كه قتل مردم ماربانان نكرده ‌است ايشان را از مردم مورچه‌خورت پنداشتند كه با مهمانان بد برمي‌خوردند آن بر سر ايشان آورديم كه ديدي به همه حال خاطر جوئي مردم جولاه نموده نوعي نماي كه تسلي و راضي شوند و در اين زمستان از صاحابان باغ پلاسان يا ماربانان ايشان را جا دهيد آنچه ملك ما بوده باشد ايشان را جا دهيد و تتمه كه بماند خانهاي رعيت را كرايه كرده بجهته ايشان جا تعيين نماي كه انشالله تعالي درآينده بجهته خود خانه سازند مي‌بايد كه جمعي كه با ايشان نزاع كرده‌اند تنبيه بليغ نماي في شهر ربيع‌الثاني 1014».

در زمان شاه‌عباس وضع ارامنه تثبيت شده و رضايتبخش بود. به هنگام سلطنت شاه‌صفي و شاه‌عباس دوم نيز اين رفاه وآزادي به گونه‌اي نسبي پايدار ماند ، ولي از اواخر عهد صفويه بر اثر نفوذ فوق‌العاده علماي روحاني در دربار سلاطين ، آسايش و امنيت ارامنه به مخاطره افتاد – و بعد در دوره استيلاي افغانها سخت مورد تعدي و تجاوز قرار گرفتند. « هانري رنه دالماني » سياح فرانسوي كه به سال 1907 ميلادي (1324 هجري) به اصفهان سفر كرد ، در سياحتنامه خود نوشته است:

« در آخرين روزهاي غروب آفتاب شوكت صفويه – به [16] ويژه در عهد شاه‌سلطان‌حسين و پس از هجوم افاغنه ، روزگار ارامنه طاقت‌فرسا و پرعذاب شد . . . و سرانجام از اواخر دوره نادرشاه و به سال 1747 (1159 هجري)  جلاي وطن اختيار كرده ، به نقاط ديگري مخصوصاً هندوستان مسافرت كردند. »

« شاردن » جهانگرد معروف فرانسوي در نيمه دوم قرن 17 ميلادي جمعيت ارامنه جلف را 30‌هزار نوشته ‌است ، در حالي‌كه كاهش تدريجي آنها تعدادشان را اينك به حدود 12‌هزار نفر ( در جلفا و آباديهاي اطراف ) رسانده است . . .

٭٭٭

در موزه جلفا در حال حاضر 700 جلد كتاب خطي و بيش از 450 قطعه اشياء گونه‌گون مانند: تصاوير و فرامين پادشاهان ، عتيقه‌ها و تابلوهاي نقاشي نگهداري مي‌شود. كتب خطي موزه در قرون 10 تا 19 ميلادي نوشته شده كه 30 جلد آنها از پوست و بيشترينشان از كاغذ است. قديمي‌ترين كتاب خطي موزه « شطره 422 » است كه در قرن 19 ميلادي روي پوست نوشته‌شده. . . اكثر كتابها تورات ، انجيل و قوانين مذهبي است. بعضي تاريخ پزشكي ، دستور زبان و يا در زمينه‌هاي متنوع ديگر است. يك جلد قرآن خطي به زبان ارمني كه در قرن 18 نوشته‌شده در اين مجموعه جاي نفيسي را به خود اختصاص داده ‌است.

تصوير شاه‌‌عباس و فتحعلي‌شاه و تابلوهائي از شاه‌دخت‌ها و شاهزادگان قاجار كه به ‌وسيله هنرمندان چيني ترسيم شده ، تصوير بزرگي از ناصرالدين‌شاه ، طرحي از حضرت ابراهيم كه در قرن 17 به ‌وسيله « رامبراند » خلق شده ، تابلوي نفيس « مريم » از يك نقاش سرشناس قرن 17 ايتاليا ، تابلوي 5 متري « دفن مسيح در شب » اثر آنيبال كاراستي نقاش قرن 16 – و نيز فرمان‌هائي از شاهان ايران ، برجسته‌ترين آثار موزه ارامنه جلفاست . . .

٭٭٭

پاره‌اي از فرامين موزه:

1- شاه‌طهماسب – 972 هجري قمري:

اين فرمان هنگامي صادر شد كه اخذ ماليات از املاك ارامنه به ميزان طاقت‌فرسائي رسيده بود. شاه‌طهماسب فرمان داد تا از دريافت ماليات « تلعا » كه مربوط به املاك ارامنه ساكن ناحيه نخجوان بود ، خودداري شود:

فرمان شاه‌طهماسب 23 در 54 سانتيمتر و در 17 سطر است كه 5 سطر در حاشيه نوشته‌شده – سه مهر بر اين فرمان نقش بسته كه يكي در بالاي فرمان و دو ديگر در پائين قرار گرفته‌است.

2- شاه‌حمزه – 993 هجري. ق. (1585 ميلادي)

ارامنه مردمي صنعتگر و هنرور بودند. شاه‌حمزه طي فرمان خويش به كدخدايان جلفاي قديم تأكيد مي‌كند كه براي [17] ساختن شمشير مرصع سلطنتي وجوه كافي در اختيار سيمون كه يك صنعتگر ارمني بود قرار دهند. اين فرمان 12 در 17 سانتيمتر – دو‌سطر‌ و ‌نيم و داراي يك مهر است.

مسئله فشار طاقت‌فرسا به ارامنه كار را به جائي رساند كه شاه‌سلطان‌حسين خواب‌زده را نيز به فكر صدور فرماني در رفع تعدي انداخت. او به سال 1119 فرماني صادر كرد درباره « منع اخذ ماليات از عموم كليساهاي ارامنه ».

3- شاه‌عباس كبير – 1014 هجري. ق. ( 1606 ميلادي ) اين فرمان ( كه متن آن در بالا آمد ) 21 در 35 سانتيمتر و در 9 سطر است كه مهر ويژه شاه بر آن منقوش است.

4- شاه‌عباس كبير – 1028 هجري. ق. ( 1618 ميلادي ) اين فرمان 7 سطري براي تحكيم و تثبيت موقعيت مهاجران ارمني صادر شد ، به ‌هنگامي كه وضع اسكان آنها دچار نابساماني بود. شاه‌عباس در اين فرمان درباره عطاي زمينهاي ساحلي در جنوب زاينده‌رود به ارامنه و ثبت اين اراضي در دفاتر دولتي به نام آنها دستور مي‌دهد. فرمان شاه‌عباس 21 در 36 سانتيمتر است كه مهري بر صدر آن منقوش شده.

5- شاه‌صفي – 1038 هجري. ق. ( 1629 ميلادي ) توجهات مستمر شاه‌عباس هنوز نتوانسته‌بود موقعيت اجتماعي ارامنه جلفا را مستحكم كند. گاه‌وبيگاه آنها مورد تجاوز قرار مي‌گرفتند و خانه‌هايشان تصاحب مي‌شد. شاه‌صفي در فرماني به اندازه 5/22*5/32 كه هفت‌سطر است تصريح مي‌كند كه خانه‌هائي كه در زمينهاي واگذار شده به ارامنه ساخته شده به خود آنها تعلق دارد. مهر شاهي در صدر اين فرمان نقش بسته است.

6- شاه‌صفي – 1039 هجري. ق. ( 1630 ميلادي ) فرمان 16 در 5/27 سانتيمتر و 6 سطر است. مهر شاهي در بالاي آن نقش بسته. مضمون فرمان پيرامون فروختن زر و سيم به دولت است كه تجار ارامنه از خارج كشور وارد مي‌كردند.

7- شاه‌صفي 1041 هجري. ق. ( 1631 ميلادي ) اين فرمان 20 در 5/46 سانتيمتر و در 10 سطر است. فرمان براي جلوگيري از تصرف اموال تجار ارمني در خارج از كشور توسط بيگانگان صادر شده‌است.

8- شاه‌صفي – 1043 هجري. ق. ( 1633  ميلادي ) امنيت موقتي كه بر اثر توجه پادشاهان صفوي در جلفا براي ارامنه فراهم آمده بود ، در خارج از حوزه اصفهان هنوز از طرف مردم و حتي مقامات دولتي پذيرفته نشده بود ، از جمله راه‌دارها از تجار ارمني به عناوين گونه‌گون اخاذي مي‌كردند. فرمان شاه‌صفي براي موقوف‌شدن اخذ اضافه‌حقوق گمركي از تجار ارمني صادر شد. اين فرمان 15 سطر و به اندازه 5/19 در 51 سانتيمتر است. سه سطر سياق و يك مهر در پائين فرمان نقش بسته و با طراحي و خطاطي ظريف و چشمگيري زينت يافته ‌است.

شاه‌صفي در چهارمين فرمان خود كه به سال 1043 هجري صادر شد دستور داد كه « از تجار ارامنه اضافه‌حقوق گمركي مطالبه نشود ».

9- شاه‌عباس دوم – 1052 هجري. قمري ( 1642 ميلادي ) اندازه 15×5/26 سانتيمتر – و در هفت سطر است. مضمون آن از عطاي يك دست لباس و عباي زربفت به خواجه [18] سرفراز ( شاه فراز ) حكايت مي‌كند.

10- شاه‌سليمان – 1079 هجري. ق. ( 1668 ميلادي ) كوچ داد در اجراي كليه مراسم و آداب مذهبي به آنها آزادي كامل داد – اما به ‌زودي فرامين صريح شاه بزرگ صفوي به فراموشي سپرده شد و مداخلات حكمرانان محلي در امور مذهبي ارامنه آغاز شد. شاه‌سليمان براي منع اين مداخلات در فرمان خويش به حكومتهاي لنجان ، فريدن و چارمحال دستورات اكيد مي‌دهد. اين فرمان 20 در 5/33 سانتيمتر و شامل 8 سطر و يك مهر است و به‌طرز زيبائي تزئين شده‌است.

11- شاه‌سلطان‌حسين 1119. هجري. ق ( 1707 ميلادي ) اندازه فرمان 27×45 سانتيمتر و در 13 سطر است مضمون آن درباره منع اخذ ماليات از كليساهاي ارامنه در جلفا و فريدن است . . .

12- نادرشاه – 1154. هجري. ق ( 1741 ميلادي ) ارامنه تا آن هنگام مجاز نبودند اختلافات خود را در دادگستري مستقيماً مطرح كنند. بازرگانان جلفا براي تسريع داوري عدالت در كار خويش ( در مواقع ضروري ) از شاه درخواست كرده ‌بودند پرونده اختلافاتشان در دادگستري بدون واسطه دنبال شود. نادرشاه طي فرماني كه 5/24 در 5/26 سانتيمتر است با درخواست ارامنه موافقت كرده ‌است.

13- نادرشاه – 1155 – هجري. ق. ( 1742 ميلادي ) تأثير فرمان شاه‌صفي براي منع دريافت اضافه حقوق مستمري از تجار ارامنه دوام چنداني نيافت. عدم حسن‌تفاهم با مهاجران ارمني به صورت سختگيري و فشار مردم و مأموران دولتي نسبت به آنان تظاهر مي‌كرد. بازرگانان ارمني ناگزير توسط كلانتر هاكوپ از نادرشاه درخواست كردند اخذ اضافه حقوق گمركي را از تجار ارمني منع كند و شاه طي فرماني به راه‌دارها در اين‌باره دستورات قاطعي داد.

دومين فرمان شاه‌عباس كبير كه به سال 1028 هجري ق. صادر شد مربوط بود به « عطاي زمينهاي ساحلي جنوب زاينده‌رود به ارامنه و دستور ثبت آنها به دفاتر دولتي ».

فرمان نادرشاه 21 در 40 سانتيمتر و 3 سطر است كه مهر سلطنتي در بالاي آن نقش بسته است.

14- نادرشاه 1156 – هجري. ق ( 1743 ميلادي ) از طرف تجار جلفا از شاه دادخواهي شده‌بود كه مأموران دولت كالاهائي را كه آنان ندارند ، مطالبه مي‌كنند و مأموران ارمني را وامي‌دارند تا اين كالاها را به بهاي گزاف از ديگران بخرند و به قيمت ارزان به آنها بفروشند. نادرشاه طي فرماني كه 3 سطر و در 5/15×23 سانتيمتر بود تأكيد كرد كه تجار ارامنه را آزار ندهند و تنها كالاهائي را از آنها بخواهند كه داشته باشند.

15- كريم‌خان‌زند – 1166 هجري. ق. ( 1752 ميلادي ). آزار ارامنه بار ديگر به اوج رسيده‌بود. ماموران دولتي از آنها به عناوين مختلف پول مي‌گرفتند. كشتزارهايشان غارت مي‌شد و علاوه بر اين حقوق سنگيني به خاطر كشت گندم از آنان مي‌گرفتند. ارامنه امنيت نداشتند. خانه‌هايشان مدام مورد تفتيش قرار مي‌گرفت و به اشياء لوكس و مايملكشان دستبرد زده مي‌شد. اين وضع را فرامين كريم‌خان و عليمردان‌خان تغيير داد. كريم‌خان در فرمان خود كه 28 در 49 سانتيمتر و در 6 سطر است براي جلوگيري از آزار ارامنه دستور مي‌دهد و تأكيد مي‌كند كه اين قوم مورد توجه او هستند.

16- عليمردان‌خان - 1194 – هجري. ق. ( 1780 ميلادي ) اين فرمان 22×31 سانتيمتر و در سه سطر است. مضمون آن در منبع تفتيش منازل ارامنه جلفا و شكنجه آنها براي اخذ گندم مي‌باشد. [19]