يغمايي ، حبيب. "سخني پيرامون روش نگارش فارسي". دوره8، ش 85 ( آبان48 ): ص12-13.

 

خلاصه: درباره تغيير حروف "ط به ت" و يا تنوين به نون".

سخني پيرامون روش نگارش فارسي

حبيب يغمايي                                                                                                          

شنيدم رساله‌اي انتشار يافته در موضوع اين كه « ط » را در فارسي به « ت » بنويسند. مثلاً : طيران مرغ ديدي را بنويسند:‌ تيران مرغ ديدي. يا طه ما انزلناالقران لتشقي نوشته شود: تاها ما انزلنا…. اين رساله را بنده نديده‌ام و نخوانده‌ام و اين چه مي‌گويم نقل قول است و در ضمن پرسشي است از بنده كه آيا مي‌توان چونين تغييري در خط فارسي داد يا نه ، و پاسخ بنده اين است كه البته و البته نه. مي‌دانيم اين‌گونه كلمات عربي است ما به هيچ‌روي حق نداريم در كتابت ديگران دخالت كنيم و حروفي را به ميل خود تغيير دهيم ، اما  مي‌توانيم و حق داريم كلماتي را كه « ط » در آن است به‌كلي از زبان فارسي برداريم و مثلاً به‌جاي « طيران » ، « پرواز » را به كار بريم . اين هم عيب و اشكالي عجيب دارد و آن اين است كه رابطه و بستگي ما را با ادبيات اصيل فارسي فطع مي‌كند و مثلاً اين بيت حافظ را ديگر نخواهيم فهميد:

كه در اين دامگه حادثه چون افتادم

« طاير » گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

اما اين زيان را مي‌توان تحمل كرد ، و آن دخالت ناروا را نه.

اگر كتاب‌ها و آثاري كه از دير زمان از زبان و ادبيات ما باقي است با اهتمام و دقت زياد بررسي شود چندان لغات و اصطلاحات شيرين و اصيل مي‌توان‌يافت كه نيازي نخواهد بود كلمات عربي را بگيريم و يا املائي غير‌معمول و معقول به‌كار بريم. در همين هفت جلد ترجمه و تفسير طبري كه بنده مقابله و تصحيح كرده‌ام و به چاپ رساند‌ام لغاتي هست كه براي ترجمه تحت‌لفظي كلمات قرآن مجيد انتخاب شده ، و چون نسخه‌هايي كه از اين ترجمه بدست است متفاوت است اتفاق مي‌افتد كه براي ترجمه يك كلمه از قرآن چند كلمه فارسي در اين نسخه‌ها مي‌توان‌يافت كه هر يك از آن‌‌ها گواهي بر لهجه خاص است . اگر از اين كتاب مقدس و كتابهايي نظاير آن به‌‌دقت و با اهتمام لغات و اصطلاحات اصيل استخراج شود ، ‌ديگر نيازي نخواهد بود لغات عربي را در نوشته‌ها بكار بريم كه مجبور به تبديل « ط » به « ت » باشيم. زيرا همان‌گونه كه حق نداريم در كتابت كلمات انگليسي يا ژاپوني دخالت كنيم در كلمات عربي هم اين حق را نداريم ، و دنياي علم و ادب به ما خواهد خنديد. [12]

٭ ٭ ٭

تصور مي‌كنم در مجلة دانشگاه اصفهان يكي از استادان تنوين را هم به نون نوشته بود ، مثلاً همين كلمه را مثلن نوشته بود ، اين خود نيز از آن تغييرات بسيار نامعقول است ، شما حق نداريد كلمه‌اي از زبان ديگري را به ميل خود ، و برخلاف صاحبان آن زبان به شكلي ديگر بنويسيد. سابقاً بعضي از نويسندگان به تفنن چنين كتابتي را جايز شمرده‌اند ، ‌اما استاد دانشگاه غير از متفنن است ، او شاگرداني دارد كه به دستور او كتابت مي‌كنند و پيرواني دارد كه به راه او مي‌روند ، ‌نبايد بي‌مطالعه و بي‌دستور مرجعي صلاحيت‌دار ( چون فرهنگستان يا وزارت فرهنگ و هنر ) به چنين اقدامي دست يازد. اگر شما در زبان فارسي مجتهد و كنجكاو باشيد مي‌توانيد به‌جاي تمام كلمات تنوين‌دار ، كلمه‌اي بي‌تنوين به‌كار ببريد ، به‌جاي غفله بگوئيد به غفلت ، به‌جاي تدريجاً بگوئيد به‌تدريج يا كم‌كم و يا اندك‌اندك. و از اين قبيل كلمات منَّون كه با اندك توجهي تبديل مي‌شود.

شگفت اين است كه بعضي كلمات لطيف و شيرين فارسي را هم با تنوين تلفظ مي‌كنند و بسيار شنيده‌ام كه بسياري به‌جاي « ناگزير » و « به ناچار » ناچاراً مي‌گويند و اين نهايت كج‌ذوقي و ناداني است:« تلفوناً » و « تلگرافاً » هم از اين‌گونه است كه بايد گفت « با تلفون » يا « به وسيله تلفون » ...

خلاصه اين كه زبان فارسي ، دامنه‌اي وسيع دارد و در بسط و نيرو و بيان معاني از هيچ زبان زنده جهاني كمتر نيست. اگر نظر صاحب‌نظران طرد كلمات بيگانه است بي‌محابا و خودسرانه نبايد به اقدام و اهتمامي زيان‌بخش دست زد. مؤسسه‌اي چون فرهنگستان بايد و اعضائي كتاب خوانده و فاضل ، بيرون از تعصبات جاهلانه كه بنشينند و بحث كنند و دلايل و شواهد اقامه فرمايند و كلماتي اصيل و ملايم طبع برگزينند. گذشته از انتخاب كلمات روش كتابت و قطع و وصل تركيبات ، ‌و قواعدي در رسم خط نيز از اهم فرايض است و اين كارهاي دقيق به عهدة فرهنگستاني بارور و با نيرو است. و هرگونه عمل فردي را بايد به‌كلي مردود شناخت. [13]