|
|
||
غروي ، مهدي. "حمزهنامه: بزرگترين كتاب مصور فارسي". دوره8، ش85 (آبان48): ص31-34. |
||
|
|
||
|
خلاصه: شرحي
برآغاز نقاشي مكتب هند و ايراني يكي از شاخههاي
نقاشي ايراني درعصر
جانشينان چنگيز ، ميرمصور و
ميرسيدعلي (سال 1545ميلادي) ، خواجه عبدالصمد(سال 1549ميلادي) ،
معرفي نقاشان بنام ايراني در دربار پادشاهان
هند ، معرفي كتاب مصور حمزهنامه ، روش نقاشي تصاوير آن ، وضع
كنوني حمزهنامه و صفحات نقاشي آن در اقصي
نقاط
جهان. |
|
|
حمزهنامه : بزرگترين كتاب مصور فارسي
مهدي غروي :
دكتر در تاريخ و
ايرانشناسي . معاون رايزني فرهنگي
شاهنشاهي در هندوستان (در شماره 61 و 62 ماهنامه هنر و مردم ،
مقاله محققانهاي از دانشمند ارجمند آقاي
محمد محيط طباطبائي تحتعنوان : تحليلي از
يك سند تاريخي در باده مرقع گلشن و چمن ، درج
شده بود كه حاوي مطالب و نكات جالبي در
روابط فرهنگي و ادبي ايران و هند بود ، آقاي
محيط هنگام بررسي كتابهاي خطي گرانقدري كه
از هند به ايران رسيده است ، اشارهاي به
كتاب مصور رموز حمزه يا امير حمزه (حمزهنامه ) ميكنند و در بارة آمدن آن به
ايران در دوران نادر، پس از شكست محمدشاه
مدرك جالبي را ارائه ميدهند ، كه طي آن
علاقه هر دو پادشاه به تملك اين شاهكار
جاوداني روشن ميشود و سپس در پايان اين
قسمت درباره اين كتاب چنين اظهارنظر ميكنند:
«
آيا سرنوشت اين كتاب چه شد براي من
معلوم نيست ولي با وصفي كه از حجم كتاب ميشود نبايد كلاً از بين رفته باشد و
شايد تمام يا بخشهايي از آن هنوز در محلي از هندوستان و يا خارج از هند
باشد.» اينجانب از بدو ورود به هند در صدد
بودم كه هر جا اثري از اين كتاب يافتم براي
اطلاع آن دانشمند بزرگ يادداشت كنم و به
ايران بفرستم كه در اختيار ايشان و ساير
علاقمندان به فرهنگ و هنر ايران قرار
گيرد ، ضمنا در مقاله خانم گدار در مورد
بررسي حاشيههاي مرقع گلشن اشاره به اين
كتاب شده و خانم گدار اظهار عقيده كرده است
كه ميرسيدعلي به فرمان همايون در سال 1550
(957) به نقاشي دوازده جلد تاريخ حمزه عم
پيغمبر مشغول شد1. در اين مقاله كوشش شدهاست كه با
معرفي حمزهنامه اين دو مطلب يعني عصر
تكوين حمزهنامه و وضع كنوني آن روشن شود.)
اطلاق نقاشي سبك مغول به مينيائورهاي ساخته شده در دربار پادشاهان بابري هند بايد با احتياط و ترديد كامل صورت گيرد ، اسچوكين در كتاب معروف خود2 چنين اظهار عقيده ميكند مكتب نقاشي هند- ايران در حقيقت يك شعبه از مكتب نقاشي ايراني است. و در دائرهالمعارف هنر3 در فصل خاصي هنر هند – ايران ازجمله مينياتورهاي معروف به (مغول) را مورد بحث قرار ميدهد ، اما اكنون در ميان بيشتر هنر شناسان و هنرمنداني كه با نقاشي شرقي سروكار دارند اين سبك نقاشي به سبك مغولي معروف شدهاست. براي معرفي حمزهنامه اشاره به تأسيس مكتب نقاشي هند – ايران بطور اجمال لازم است . دوران طلائي نقاشي ايران در عصر مغولان ايران ، يعني جانشينان چنگيز آغاز ميگردد ، ايلخانيان مغول در ايران بدون توجه به سختگيريهاي مقامات مذهبي بغداد ، نقاشان ايراني را تشويق كردند كه كتب فارسي را مصور سازند. دوره نخستين اعتلاي نقاش ايران عصر سلطان حسين بايقراست ، بابر و فرزندش همايون مانند پسر عموهاي ايراني شده خود ، يعني شاهزادگان تيموري كه در ايران سلطنت كردند به هنر ايراني علاقه بسيار داشتند ، دقت و توجه بابر در تدوين كتاب بابرنامه كه به راستي از لحاظ هنر توصيف كمنظير است دليل براين مدعاست مسافرت همايون به ايران و مشاهده توجه خاص شاه طهماسب به هنرمنداني كه جانشين بهزاد و همگارانش شده بودند وي را بر آن داشت كه در صورت امكان يك يا چند نفر از هنرمندان ايراني را با خود به افغانستان و هند ببرد بديهي است شاه طهماسب حاضر نبود كه مهمانش چنين كند و ميخواست كه هنرمندان در دستگاه صفوي بمانند ، اما وعدههاي همايون و بعضي سختگيريها و ناملايمات كه در آن عصر در دستگاه صفويان وجود داشت سبب شد كه دو نفر از استادان بنام هنر ايران وارد [31] دربار همايون شوند ، ميرمصور با دريافت هزار تومان پيشكش در 1545 در كابل به همايون پيوست ، ميرمصور پسر جوان و هنرمند خود ميرسيدعلي را نيز همراه برد ، قديمترين و به عبارت بهتر نخستين نقاشي سبك مغولي يا هند – ايران ، كه اكنون در دست است توسط همين ميرسيدعلي تهيه شده و اكنون در موزه بريتانيا موجود است اين تصوير قطع بزرگي دارد ( هر طرف 125 سانتيمتر ) و روي پارچه كشيده شده است و با اينكه كاملاً ايراني و صفوي است ، نقاش براي خوشامد پادشاه سعي كردهاست كه به تن شخصيتهاي موجود در تصوير لباس مغولي تيموري بابر بپوشاند4 ، چهارده سال بعد در 1549 خواجه عبدالصمد نقاش ديگر دربار صفوي نيز در كابل به خدمت همايون وارد شد ، اين دو نفر ، ميرسيدعلي و عبدالصمد به تناوب مديريت كتابخانه همايون را كه حتي در سفر نيز همراه ميبرد ، برعهده داشتند قديمترين كار عبدالصمد تصويري است كه از اكبر جوان فرزند همايون ترسيم شده ، در اين تصوير اكبر در حال تقديم يك نقاشي به پدرش همايون ديده ميشود ، اين نقاشي اكنون در كتابخانه سلطنتي گلستانن در تهران است5 همايون در سال 1555 به اتفاق اين نقاشان وارد دهلي شد.
قدر مسلم اين است كه وي
در كابل نميتوانست وسايل و مقدمات كافي
براي هنرمندان محبوب خود تهيه كند كه دست
به كار تهيه كتابهاي بزرگ چون حمزهنامه
بشوند. در دهلي نيز مدت اقامت وي و حيات وي
بسيار كم است ، زيرا همايون به تمام رشتههاي
ادبي و هنري و علمي علاقه داشت و در همان
يكسال علاوه بر تشكيل كتابخانه ، در عمارت
سه طبقهاي واقع در قلعه شرشاه دهلي
رصدخانهاي نيز در همين محل دائر كرده بود
كه هر روز مدتي از وقتش را در آن ميگذراند6.
و بنابراين نميتوان گفت كه وي توانسته
باشد تسهيلات لازم براي تهيه كتابهاي بزرگ
را در اين زمان محدود فراهم آورد. بنابراين ميتوان گفت اين مكتب
هنري در عهد همايون بوجود آمد ، اما در
زمان اكبر گسترش يافت و با خلق آثار جديد
موجوديت خود را اعلام داشت. اكبر
با نهايت علاقهاي كه پدرش همايون
داشت نتوانست شخص دانشمند و دست كم
باسوادي بشود اما به شنيدن كتابهائي كه
برايش ميخواندند علاقه فراوان داشت و با
توجه كامل به محتوي اين كتابها در طول حيات
خود به علم و دانش بشري و روابط اجتماعي
ملل بصيرت كامل يافت و تمام وسايل را با ديدي عميق و فيلسوفانه برانداز
ميكرد ، وي تمام آثار كلاسيك
ايران را كه برايش خوانده بودند ميشناخت
7 ولي در ميان تمام آثار حمزهنامه فارسي
را خيلي دوست داشت و بارها براي درباريان
خود مانند يك قصهگوي حرفهاي داستانهاي
مختلف حمزهنامه را از حفظ نقل ميكرد ، به
موجب هر سه كتاب بزرگ تاريخ عصر اكبر : آئين
اكبري ، تاريخ فرشته و مآثرالامرا تهيه
كتاب حمزهنامه در عهد اكبر و به فرمان وي
صورت گرفتهاست و در دوازده جلد و حاوي 1400
نقاشي بودهاست8 و طبق نوشته عبدالقادر
بدائيني مورخ معاصر اكبر امكان تهيه كتاب
و حتي شروع نقاشي آن در عهد همايون وجود
ندارد9. بنابراين تهيه حمزهنامه بايد در
سال 1567 آغاز و در سال 1582 بطور حتم خاتمه
يافته باشد. تهيه حمزهنامه 15 سال طول
كشيد ، تمام نقاشيهاي حمزه روي پارچه
كشيده شده و اندازه آنها 5/2×2 پا (2/76 × 96/60
سانتيمتر) بودهاست. بدائيني مينويسد كه
در سال 1582 كه سال 28 سلطنت اكبر بود ، جشن
مفصلي برپا شد و در اين مراسم مقدار زيادي
تصاوير كه روي پارچه كشيده شده بود آويخته
شد ، آنچه كه از حمزهنامه برجاي مانده نيز
داراي همين خصوصيات ميباشد. هنرشناس چك
تابورهاجك
10 درباره حمزهنامه بطور
تفصيل
[32] اظهار كرده ميگويد كه فقط دو تابلو
از حمزهنامه قبل از 1570 تكميل شده بنابراين اگر مدت تهيه كتاب را پانزده سال
بدانيم تا سال 1585 طول كشيده ، هاجك در باره
سبك نقاشي كتابهاي مصور عهد اكبر مينويسد
كه نقاشان ايراني و هندي هنگام تهيه
تصاوير دارابنامه ( لندن ) شاهنامه ( مونيخ )
و تيمورنامه ( بانكيپور ) يك دوران خلق و
پرهيز را طي كردند ، در اين دوران هنرمندان
كوشش داشتهاند كه حتيالامكان از تقليد
دو اسلوب مختلف هندي و ايراني پرهيز كنند و
اسلوب جديدي را خلق كنند ، اين دوران تا
سال 1590 طول كشيد ، بنابراين حمزهنامه را
نيز بايد محصول اين دوره دانست ، درميان
آثار جديد كه هم پس از 1590 خلق شدند و داراي
سبكي پخته و جا افتاده ميباشند شاهنامه ،
تيمورنامه ، بابرنامه ، جوامعالحكايات ، تاريخ الفي و
اكبرنامه را بايد نام برد11. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه
نقاشان عهد اكبر
12 با تهيه تصاوير حمزهنامه
و چند كتاب بزرگ ديگر دوران آزمايش و
كارآموزي را به پايان رساندند و آثاري كه پس
از اين دوره خلق شد همه را ميتوان در سلك
مكتب نقاشي هند – ايران
طبقهبندي كرد. روش نقاشيهاي حمزهنامه در صفحات
اوليه خيلي شبيه به مكتب صفوي ايران است و
بهتدريج نقاشيها خود را از زير بار اين
نفوذ و تأثير شديد رها ميسازند و
هنرمندان تحتتأثير مكتبهاي هند قرار ميگيرند.
مثلاً اگر آن نمونهاي كه بازيلگري
انتخاب كرده ( از مجموعه خانم زاره سويس : Maria
Sarre- Herman, Oscond
) و صحنة از تيراندازي مهردخت دختر
ايراني را نشان ميدهد مورد بررسي قرار
دهيم نفوذ شديد مكتب جنوب مركزي هند ( دكن )
در طرح جنگل و درختها كاملاً هويداست
ساختمانها شبيه قصر سنستيك در گواليور ( در
جنوب دهلي و آگرا ) ساخته شدهاند و مسجدي
كه در تصوير ديده ميشود شبيه مسجد
احمدآباد گجرات است و چهره يكي از دختران
مانند دختران جنوب هند تيره شده است13. و در نمونه ديگر كه تولد رسولاكرم و سقوط بتها را در همان زمان نشان ميدهد ، طرح قصرها داراي مايه كشميري است و منظره پشت صحنه كاملاً شبيه مناظر راجستان ( در غرب هند ) است.14 در خيلي از نقاشيها لباسها ، لباسهاي
عهد اكبر است و فيل و ميمون كه خاص هند ميباشند
در صحنهها آورده شدهاند ، از خصوصيات
مهم نقاشيهاي حمزهنامه وفور شخصيتها
در هر صحنه است كه نقاشان يا نقاش اصلي سعي
كردهاست كه برخلاف نقاشيهاي متداول عصر
حالات روحي مختلف شخصيتها را كاملا
مشخص سازد. وضع كنوني حمزهنامه
اكنون در سراسر جهان فقط 152 قطعه از
نقاشيهاي حمزهنامه را ميشناسيم كه در
موزهها و مجموعههاي خصوصي نگهداري ميشوند.
در سال 1912 جنرال مينف امريكائي از خواهر
احمدشاه آلبومي خريد كه با خود به امريكا
برد. محتوي اين آلبوم در 1923 در نيويورك
حراج شد و از جمله نقاشيهاي فروخته شده 25
تصوير از تصاوير حمزهنامه نيز وجود داشت
15. برزگترين مجموعه از تصاوير حمزهنامه
به موزه ملي وينه تعلق دارد كه حاوي 60
نقاشي است16. شش نقاشي از حمزهنامه در هند
نگهداري ميشود17. اكادمي هنري بهارات كالا دربنارس
دو عدد ، موزه حيدرآباد ، موزه بارودا
مجموعههاي خصوصي سر كاوس جي و ام . ا . سي ،
اردشير هر يك يك نقاشي از حمزهنامه را
مالكاند. آنچه از حمزهنامه در ممالك متحده
امريكا وجود دارد و كاتالگ شده عبارتست از
26 تصوير به شرح زير: در موزه متروپليتن نيويورك پنج
عدد. در موزه بروكلين Brooklyn
چهار عدد. در تالار هنري فرير Freer
Gallery سه
عدد. در موزه بستن و مجموعه لويس J.F
Lewis
در فيلادلفيا و يك مجموعه خصوصي ديگر
هر يك دو عدد.
در انستيتوي هنري شيكاگو ، موزه فگ
Fogg
كامبريج ، بنياد كئوركيان
نيويورك و مجموعه بيكفورد G. P. Bickford كلولند و سن مين
كندف هر يك يك عدد ، كه اغلب جزو همان
آلبوم ژنرال مينف هستند18. در موزهها و مجموعههاي خصوصي
انگلستان نيز 27 تصوير از حمزهنامه وجود
دارد. درباره كتاب حمزهنامه
بطوريكه ذكر شد خواندن و بازگو كردن
داستانهاي جالب كتاب حمزهنامه مورد
علاقه شخص اكبر بود ، ولي دانشمندان و
علماي عصر با اين كتاب چندان موافق نبودند
ابوالفضل دانشمند معروف عصر اكبر در نامهاي
كه به شاهزاده دانيال پسر اكبر و حكمران
دكن نوشته و به وي اندرز ميدهد در مورد
خواندن كتاب چنين مينويسد: …
چون از ميدان چوگان بازي بازگشت
نمايند تا يك پاس شب در غسلخانه بر مسند عزت
بنشينند و با مردم خوب صحبت دارند و خلوت
گزينند چنانكه اكثر كتابهاي تواريخ و قصص
و اخلاق مثل تيمورنامه و اسكندرنامه و
بابرنامه و همايوننامه و اكبرنامه و شاهنامه و تاريخ طبري ميرخجند و حبيبالسير و
ظفرنامه و اخلاق ناصري و جلالي و غيره در
مجلس ميخوانده باشند تا معلوم شود كه
بزرگان ما تقدم چهسان سير و سلوك نمودهاند
و چه نوع كارزار فرمودهاند چه از خواندن
اينها دل را قوتي و جگر را همتي به هم ميرسد
به خلاف ليليومجنون و خسرو شيرين و يوسف
زليخا كه در مغز خللي به هم ميرسد واز عشق
سوداي حاصل ميآيد عاشقي كار ديگر و
شمشيرزن كار ديگر …
و قصهخوانان را امر شود تا قصه
امير حمزه عرب را رضيالله تعالي عنه
ميخوانده باشند اگرچه در آن چندان صحت
نيست وليكن در اين وادي دخل كلي دارد…)19 در خاتمه بيمناسبت نيست كه چند
نسخه خطي موجود حمزهنامه را نيز در اينجا
معرفي كنيم . در كتابخانه خدابخش زير شماره
768 يك نسخه حمزهنامه به نام قصة امير حمزه
ثبت شدهاست ، ناقص بدون نام كتاب و
نويسنده ، بيشتر داستان در اين بخش از كتاب
مربوط است به ابومسلم ، نصر سيار و Midrab
shah شروع
كتاب چنين است: داستان …. رفتن
نصر سيار به طرف خراسان : فرياد ز دست فلك بي بنياد
هرگز گره بسته كس را نگشاد پايان كتاب شروع داستان چهلوسوم
است كه با اين جمله شروع ميشود: امير دلاور قلعه بغداد اسلامآباد
كردند الخ مجموع اوراق كتاب 347 است
20 . در كتابخانه رضا رامپور دو نسخه از
حمزهنامه وجود دارد: الف: شماره 3046 تحت عنوان رموز حمزه
از طبقه كتابهاي داستان و قصص فارسي در 345
صفحه به قطع وزيري ، خط نستعليق شروع :
« بسم الله الرحمن الرحيم » به رنگ
سياه كه در دو طرف آن « رب يسروتمم بالخير »
با مركب سرخ نوشته شده پس از « الحمدولله .... اين
قصهاي است مشهور در عرب و عجم ، داستان اول كشته شدن خواجه نخست از دست القش
وزير » – آخرين
داستان : داستان هفتادوسيوم آمدن پريان ….(71
و 72 ، شهادت و دفن كردن حضرت امير حمزه است
) پايان كتاب : تمت ، تمام شد كتاب امير حمزه صاحب
قرآن از تحرير في التاريخ غره شهر رجب روز
جمع سنه 1185 هجري نوشته هيبت الله الهي بيامرز اين هر سه را
مصنف نويسنده خواننده را مهر: هيبت الله
1185 ب: شماره 3046 در 571 صفحه با جدول طلاكاري شده و مركب سياه و سرخ شروع ص 1 « الجزو اول قصه امير حمزه رب
يسر….» آغاز قصه اميرالمؤمنين حمزه رضيالله عنه روايت ميكنند… در ص 2 « نيمه صفحه اول و نيمه صفحه
دوم سفيد ماندهاست شايد ميخواستهاند
آنرا جدولبندي و تزئين كنند ) پيشواي لشكر
كوه قاف و كوه البرز .. .. داستان اول چنين
روايت كردهاند كه در قرون ايران زمين در
شهر مداين پادشاهي بود كه او را قباد
شهريار گفتندي ….
آخرين داستان : هفتادوسوم شهادت
يافتن ، پايان : جنگنامه حضرت اميرحمزه رضي الله
عنه از دستخط… شيخ
الاسلام الفاروقي النهانوي وقت دو سپهر
روز شنبه در مقام ….
به موجب ارشاد بيگم صاحبه والده نواب احمد
عليخان بهادر …
به تاريخ دوم شهر ذي حجه سنه 1217
هجري .» براي بررسي نسخ ديگر حمزهنامه : ريوRieu, ii, p.761 اته Ethe, Bodl. Lib. Catalogue No. 473. Ethe India office
Lib Catalogue, Nos. 784-785 ديده شود.
خرداد
1348 دهلي نو پاورقيها
:
1-آثار ايران Athar-e Iran 1936 Yedda A. Godar 2-J. Stchoukine
هنرشناس معروف فرانسوي – كتاب وي به نام
نقاشي هندي در عصر مغول كبير La Peinture Indieen A
l'epoque de grand
Moghols 1929 Paris page 111- 112. 3-Eancyclopedia of Art تحت
عنوان Indo-
Iranian Arts. 4- بازيل گري Basil Grey
نقاشي هند ص 77 Painting of India
5-
بازيل گري نقاشي هند ص 78. 6- در اين ساختمان به نام شيرمندل كه گنبد بلندي داشت رصدخانه همايون برقرار شده بود ، يك روز عصر كه وي به اتفاق گروهي از رياضيدانان در اين جايگاه نشسته و در انتظار طلوع ستاره زهره بود ناگهان صداي اذان شنيد و چون ميخواست به موقع نماز بخواند با شتاب به پلكان آمد اما لغزيد و به شدت مجروح شد و در اثر همين جراحات وفات نمود. اكبرنامه . ص 363. 7-
از جمله كتابهاي فارسي كه
براي اكبر خواندند بايد اخلاق ناصري ،
كيمياي سعادت ، قابوسنامه ، گلستان ،
بوستان ، جام جم ، شاهنامه ، ديوان اغلب
شعرا ، تاريخها و قصص هر ملت را بايد نام
برد شرح مفصل در اكبر نامه . ج 1 . ص 271. 8- بازيلگري بدون ذكر مآخذ، تعداد
جلدهاي حمزهنامه را 17 ذكر ميكند ص 78 و
معتقد است كه تهيه آن 17 سال طول كشيد. و استوارت ولش در كتاب هنر مغولي
هند تعداد جلدهاي حمزهنامه 14 ذكر ميكند
كه در ميان سالهاي 1576 –
1561 تهيه شده و معتقد است كه 50 نقاش در تهيه
آن كار ميكردند در صورتيكه به عقيده
بازيلگري تعداد نقاشان صد نفر بود كه اكثر
هندو بودند و گاهي براي تهيه يك تصوير چند
نفر تشريك مساعي ميكردند يكي طراحي ميكرد ،
يكي رنگها را تعيين ميكرد ، يكي صورتها را
ميكشيد و ديگري نقاشيها را اصلاح مينمود. 9- عبدالقادر بدائيني مورخ
عهد اكبر ذكر ميكند كه در سال 1582 نقاشي
مهابهارات فارسي آغاز شد ، در سال 1575 تحول
روحي و فكري اكبر سبب شد كه به سنن و آئين
هندوان توجه بيشتر مبذول دارد و هنرمندان
ناچار بودند كه نقاشي حمزهنامه و
شاهنامه را هرچه زودتر تمام كنند و دست به
كار تهيه تصاوير مهابهارات فارسي شوند.
منتخب التواريخ. 10-Tubor Hojek در
Indian
Miniature چاپ
پراك اين محقق كتابي نيز درباره مينياتور
ايران تدوين كرده است. 11-
مينياتور هندي – هاجك . 12- يكي از نقاشان حمزهنامه شاعر و هنرمند دربار اكبري بنام سيد علي جدائي بود كه شانزده جلد داستان امير حمزه را نقاشي كرده و لقب نادرالملك سرافراز گرديد. همايون هم از او قدرشناسي ميكرد و وي همايون شاهي هم ناميده ميشد(طبقات اكبري جلد سوم ص 54) ،ملابدايوني او را ماني هندوستان ناميده شاعر هم بود و ديوانش را خودش ترتيب داد. نقل از ترجمه بزم تيموريه سيد صباح الدين عبدالرحمن (به زبان اردو). ترجمه عبدالقادر هشمي . ص 100
13- بازيل گري .
ص 79 مينياتور هندي . 14- بازيل گري. 15- نقاشيهاي سلطانها و
امپراتوران هند ، در مجموعههاي
امريكايي Paintings of the Sultans and Emprors
of India in American CollectionsL چاپ از لاليت كالا آكادمي دهلي نو Lalit
kala Academi از ريچارد اتينگوسن Richard
Ettinghausen
و نيز مراجعه شود به كاتالك مجموعههاي
هنري هندي در موزه بستن، آناندا
كومارسوامي Ananda
Coomarswamy
جلد ششم نقاشيهاي سبك مغول ،
چاپ 1930 . 16- بازيل گري . 17- مينياتورهاي عصر مغول Mughal
Miniatures
كريشنا داسا، لاليت كالا
آكادمي دهلي نو. 18- نقاشيهاي سلطانها و
امپراتوران هند ، در مجموعههاي امريكائي. 19- رقعات ابوالفضل . چاپ نول
كشور كانپور 1913 چاپ پنجم. 20- نقل از جلد ششم كاتالگ
مفصل كتابخانه خدابخش. |