ضياءپور، جليل. "آيا كلاه شياردار مشهور به پارسي خاص پارسيان است؟". دوره 8، ش86  و 87 ( آذر و دي 48 ): ص 21-30 ، تصوير.

 

خلاصه: بررسي تاريخي درباره سرپوش مادها از روي نقش‌برجسته‌ها و مهرها ، بررسي پاره‌اي از مهرهايي كه مربوط به قبل از دوره آريايي‌ها است.

آيا كلاه شيار‌دار مشهور به ( پارسي ) خاص پارسيان است؟

جليل ضياء پور       

رئيس موزه مردم شناسي  [21]

با سوابقي كه از گزارش مربوط به آريان‌ها داريم نوشته‌اند كه دو قبيلة بزرگ آريان ( مادها و پارسي‌ها ) از دشتهاي شمال ( كه اوراسي ناميده مي‌شود ) به فلات ايران وارد شده‌اند و اين فلات را به نام نژادي خود ( ايران ) ناميده‌اند.

آيا آريان‌هاي آمده به فلات ، از زمان ورود خود چه نوع كلاهي بر سر داشته‌اند؟

قديمترين نقش مهم كه مادها را نشان مي‌دهد نقش صخره‌هاي دورشاروكين ( خورساباد ) است كه آنها را پوستين بر دوش و با كفش ساق‌بلند در پا ، و نواري پيچيده بر سر ( چون شوشي‌ها ) نشان مي‌دهد. شكل (2)

بايد بپذيريم كه ( موي بند ) كسان اين نقش ( كه ديا كف در كتاب تاريخ ماد خود آنان را مادي معرفي كرده و احتمال نيز مي‌دهد كه شايد ماننائي باشند ) بهر انجام ، نمي‌تواند سرپوش [22] مناسبي براي مادهاي آمده از شمال ( كه سوز سرما آنان را كوچانده است ) باشد ، و اگر اينان مادي باشند جز اين ( موي بند ) كلاهي نيز براي خود مي‌داشته‌اند كه سر و گوش آنان را از سرما محفوظ مي‌داشت. چنانكه برخي از نقوش مادها را با كلاه ( گوشي‌دار ) نشان مي‌دهند و در تخت‌جمشيد براي مادها آن را ساخته‌اند.

2- نقش برجسته مادها بر صخره دورشاروكين از مجله شماره نهم دائره‌المعارف هنر جهاني عكسبرداري شده است.

1- يك نفر پارسي با كلاه شياردار (مرد وسط).

 

7- مهر منتسب به آكادي‌ها

6-‌ يك نفر پارسي در حال شكار.

5- يك مرد منتسب به دوره هخامنشي.

4- نقش يكي از سواران در حاشيه نقش فرش عهد هخامنشي.

3- يك سوار مادي برداشته از كتاب تاريخ ايران – سرپرسي سايكس.

[23]

12- مهر منتسب به بابل جديد- عكس از كتاب (مهرهاي مشرق).

11- مهر منتسب به دوره بابل جديد- از كتاب (مهرهاي مشرق) عكسبرداري شده است.

10- مهر منتسب به دوره سومرو آكاد- از كتاب (مهرهاي مشرق) عكسبرداري شده است.

9- مهر منتسب به دورة سومر و آكاد- از كتاب (مهرهاي مشرق) عكسبرداري شده است.

8- مهر منتسب به دورة‌آكاد- از كتاب (مهرهاي خاورميانه) عكسبرداري شده است.

[24]

علاوه بر اين قبيل سرپوش ، يك نقش منتسب به مادها ، ما را به نوعي ديگر از كلاهشان رهبري مي‌كند ‌، و آن ، نقش ُمهري است كه يك سوار مادي را در حال حملة با نيزة بلند به شيري ايستاده نشان مي‌دهد.

اين سوار،‌كلاهي بلند بر سر دارد و شكل (3) آن را نشان مي‌‌دهد.

از پارسي ( كه روي سخن در اينجا ‌با آنان است ) مدارك بهتري در دست است و چندين نقش تقريباً مشابه ، ‌آنان را با سرپوشي مناسبتر از نوار يا « موي بند » مادي‌ها نشان مي‌دهد.

نقشي كه بر حاشية ‌فرش ( يافته از پازيرك ) بافته شده‌است ، ‌سواري را نشان مي‌دهد كه طرح سرپوش آن به نظر مي‌رساند كه از جنس نرم است ، و نيز نوك‌تيز و بلند است كه بلندي آن بر روي سر به جلو تا شده‌است. (شكل 4)

نظير اين نقش را مدارك زيادي از جمله:‌ كمهري منتسب به هخامنشي نشان مي‌دهد كه در موزة بريتانيا نگاهداري مي‌شود و در كتاب موسوم به « مهرهاي آسياي غربي » انتشار داده شده‌‌است (شكل 5).

نقش اين ُمهر ، سواري را در كار تيراندازي با كمان نشان مي‌دهد. اين سوار نيز سرپوشي از نوع سرپوش سوار فرش پازيرك دارد.

ُمهر ديگري نيز ( كه منتسب به دورة هخامنشي است و در مجلد هفتم كتاب « نظري به هنرهاي ايران » پوپ داده شده‌است » يك نفر پارسي را در كار شكار گراز نشان مي‌دهد.(شكل 6)

از روي اين مدارك مي‌توان پذيرفت كه پارسي‌هاي آمده از زادگاه سرد خود ، سرپوشي بر اين زمينه‌ها كه ارائه گرديد داشته‌اند ، و از كلاه شياردار ( كه در نقوش تخت‌جمشيد براي پارسي‌ها ساخته‌اند ) مدركي كه نشان دهد قبلاً پارسي‌ها آن را داشته‌اند در دست نيست ، و اقوام دور و نزديك آريان‌ها نيز هيچ‌يك از اين كلاه بر سر ندارند و همة كلاه اقوام آريائي ( كه در شمال خراسان و مشرق و شمال‌غرب فلات ايران اطراق كرده‌اند ) كلاه يا سرپوشي از نوع سكايي دارند كه كوتاه يا بلند و گاه « گوشي‌دار » است كه مناسب بيابانهاي سرد است « چنانكه مادها نيز از نوع كلاه كوتاه سكايي داشته‌اند و در تخت‌جمشيد براي آنان ساخته‌اند » و پارت‌ها ( اشكانيان ) نيز از همين نوع استفاده مي‌كرده‌اند. ولي كلاه شياردار در شرق و شمال‌غرب فلات به نظر نرسيد كه معمول بوده باشد. برعكس در جنوب‌غرب و مغرب فلات ، كلاه شياردار ، از پيش [25] از ورود آريان‌ها معمول بوده و مدارك زيادي آن را تأييد مي‌كنند.

براي نمونه ، تعدادي از مهرهائي را كه در اين سامان فلات يافته و نگاهداري كرده‌اند در اين جا مي‌آوريم:

مُهري منتسب به ( آكَّادي‌ها ) هست كه در موزة بريتانيا نگاهداري مي‌شود و در كتاب موسوم به « مهرهاي آسياي غربي » انتشار يافته است. در اين مُهر ، ‌نفر اول سمت چپ ، كلاه شيار دارد بر سر دارد. شكل (7).

همين‌گونه كلاه را در مُهر ديگر اكادي ( كه اديث پورادا به نام « مهرهاي خاور‌ميانه »  انتشار داده ) بر سر نفر اول سمت راست عكس در شكل(8) مي‌توان ديد.

در ُمهر ديگري كه منتسب به سومر و آكاد است ، نفر اول سمت چپ عكس كلاه شياردار بر سر دارد. اين ُمهر در موزة ( لوور ) نگاهداري مي‌شود و به وسيلة « لوئي دولاپورت » در كاتالوگ موسوم به « مُهرهاي مشرق » نشر داده شده است. شكل (9).

لوئي دو لاپورت ، ُمهر ديگري را منتسب به دورة سومر و آكاد در همين كاتالوگ خود ارائه داده است كه دو نفر سمت چپ عكس كلاه شياردار بر سر دارند. اين ُمهر نيز در موزة لوور نگاهداري مي‌شود.شكل (10).

علاوه بر اين مدارك (كه به ارائه تعدادي از نمونه‌هاي فراوان كفايت شد) چند نمونة ديگر را كه به دورة بابل جديد منتسب است براي مزيد آگاهي در اين جا مي‌آوريم:

ُمهري را ( اديت پورادا ) در كتاب خود موسوم به « مهرهاي خاور ميانه» رائه داده است كه مردي را با پائين‌تنة چارپاي بالداري نشان مي‌دهد كه در كار شكار چارپاي بالداري با تير و كمان است. اين مرد كلاه شياردار بر سر دارد. شكل(11).

ُمهر ديگري كه در كاتالوگ « مهرهاي مشرق»  دولاپورت انتشار يافته ( و منتسب به دورة ‌بابل جديد است و در ميان يك پرانتز كلمة‌( ايراني ) را ذكر كرده است) مردي را در كار جنگ با دو حيوان بالدار نشان مي‌دهد و يادآور پهلوان گيل‌‌گِمش مشهور است. اين مرد كلاه شياردار بر سر دارد و پوشاكش با آنكه در تخت‌جمشيد براي ايرانيها ( پارسي‌ها ) ساخته است فرق دارد. (شكل 12).

مُهري ديگر را « اشميت » در كتاب « تخت جمشيد » ارائه داده كه نيز همين موضوع فوق را شامل است، و در اين جا پهلوان و هم شكار ( هردو ) كلاه شياردار بر سر دارند ، و لباس پهلوان نيز نظير لباس مرد شكل (12) مي‌باشد. (شكل13). [27]

16-پلاك يافته شده از زيويه. عكس از كتاب  «باستان شناسي ايران قديم نوشته  واندن برگ» .

15-نقش سر سنجاق برنزي لرستان.

14-مهر منتسب به بابل جديد.

13-مهري كه از كتاب دوم تخت جمشيد نوشته اشميت عكسبرداري شده است.

[28]

مضافاً ، مُهري منتسب به بابل جديد مردي را ايستاده نشان مي‌دهد كه نيز كلاه شياردار بر سر دارد. شكل (14).

از منطقه عرب فلات ، دو نمونة جالب در دست است كه كلاه شياردار را نشان مي‌دهند:

يكي سر سنجاق برنزي به دست آمده از لرستان است كه« گيرشمن » آن را به هفتم – هشتم قبل از ميلاد منتسب كرده است. نقش اين سر منجاق ، پهلواني را ( كه چهار بال دارد ) در كار جنگ با دو حيوان نشان مي‌دهد و از پاي هر يك از حيوان گرفته سرازير نگاه داشته است و چنين صحنه‌اي يادآور نقش پهلوان گيل‌گمش در روي پلاك برنزي يافته از اروميه مي‌باشد. چنانكه  در شكل (15) ديده مي‌شود اين پهلوان نيز كلاه شياردار بر سر دارد.

ديگري ، صحنة شكار است كه اشخاص آن ، لباس مردم مغرب فلات را پوشيده‌اند ، ‌و دو نفر سمت چپ نقش كلاه شياردار بر سر دارند. اين پلاك ، از يافته‌هاي « زيويه» كردستان است و « واندن برگ » آن را در كتاب خود « باستانشناسي ايران قديم » ارائه داده و به هفتم پيش از ميلاد منتسب كرده است. شكل (16).

يك سند ديگر ، ‌نقش برجستة سنگي مشهور به « اتوباني‌ني » واقع در سر پل ذهاب كرمانشاه است كه نفر اول رديف پايين [29] سمت راست نقش ، كلاه شياردار بر سر دارد. اين طرح را دياكونف به نقل از كتاب هرتسفلد در كتاب خود« تاريخ ماد » آورده و در زير آن « پس از اشاره به پوشاك ساكنان ماد (كه طرح آنها را نيز داده ) به مرد با كلاه شياردار اشاره نموده نوشته است: سر مردي اسير از نقش برجستة آنوباني‌ني (هزارة سوم ). » نويسندة اين مقاله خود از نزديك اين نقش را ديده و از ارتفاع بالا رفته آن را لمس نموده و در چند نوبت از آن عكس و طرح برداشته است. (شكل 17).

اگر به اوضاع كلي پوشاك مردمان و مناطق فلات و همجوار توجه كنيم و اين گفته « ريچارن فراي » را مزيد كنيم كه در كتاب خود ميراث  ايران نوشته است: « پارسي‌ها در منطقة پارس لباس خود را از مردم شكست‌خوردة ايلام گرفته‌اند » با زمينه‌ها و مداركي كه ارائه گرديد ، مي‌توان احتمال داد كه كلاه شياردار مشهور به پارسي - هخامنشي نبايد خاص پارسيان بوده باشد. [30]

17 - نقش « آنوباني‌ني  » در سر پل ذهاب