"جغرافياي تاريخي ورامين". دوره 8، ش 86 و87 (آذر و دي 48): ص 57-67،‌ تصوير.

 

خلاصه: شرحي بر اوضاع طبيعي ، تاريخ شهر ورامين ، معرفي بناهاي تاريخي: ‌- مسجدجامع  )قرن هشتم هجري ) شرحي بر معماري آن ، 2- برج علاءالدين ( قرن هفتم هجري ) و ساختمان اين برج ، 3- بقعه امامزاده يحيي ( قرن هشتم هجري ) شرحي بر معماري و تزئينات اين بقعه ، 4- قلعه ايرج ، 5- نارين قلعه 6- بقعه شاهزاده حسين و كاشي‌كاري‌هاي آن ، 7- مقبره سيدفتح‌الله ، 8- بقعه كوكب‌الدين ، امامزاده جعفر ، منابع مورد استفاده.

جغرافياي تاريخي ورامين

1- اوضاع طبيعي ورامين

دشت ورامين در جنوب‌شرقي تهران واقع شده و داراي بهترين اراضي كشاورزي است.

از شمال به لواسان و از جنوب به كوير و مسيله و از مغرب به غار وفشاپويه ( پشاپويه ) و از مشرق به خوار ( گرمسار ) محدود است. از سطح دريا بيش از نهصدو‌پنجاه متر ارتفاع دارد ، در شمال آن سلسله جبال البرز و قله زيباي دماوند جلوه‌گري مي‌نمايد و در جنوب و مخصوصاً جنوب‌غربي آن تپه‌هاي مرتفعي در انتهاي افق خودنمائي مي‌كند ، اراضي آن رسوبي و پرقوت است و استعداد كافي براي كشت و زرع دارد ولي در پاره‌اي از نقاط يا به واسطه وجود خاك رس1 كوره‌هاي آجرپزي جاي كشاورزي را گرفته و يا زمين‌هاي باطلاقي و شوره‌زار مزاحمتي در اين راه ايجاد كرده است.

به طور كلي آب و هواي آن معتدل خشك ( بَّري ) است ، در تابستان به واسطه وزش بادهاي محلي درجه حرارت گاهي اوقات از 40 درجه سانتيگراد تجاوز مي‌كند و از تهران گرمتر مي‌شود و در زمستان ميزان‌الحراره به چندين درجه زير صفر مي‌رسد و سوز سرماي آن به واسطه فضاي باز و آزادي كه دارد بسيار زياد است. فصل‌هاي بهار و پائيز آن ملايم و معتدل مي‌باشد.

عمران و آبادي ورامين تا حدود زيادي وابسته به رودخانه جاجرود2 است ، اين رود كه داراي دو شعبه مهم مي‌باشد از كوههاي البرز سرچشمه مي‌گيرد ، شعبه اول از كوه كلون‌بسته نزديك گرمابدر سرچشمه گرفته و از نواحي كوهستاني مي‌گذرد ،‌ شعبه دوم كه موسوم به رود تار است از درياچه تارمومج در ارتفاع 2900 متري به سوي شعبه اول سرازير مي‌گردد و پس از گذشتن از دماوند و گيليارد و حصار ، در محل يوردشاه به شعبه اول ملحق گشته و بالاخره به پارچين مي‌رسد ،‌كمي پائين‌تر از پارچين در محل كبودگنبد رودخانه جاجرود به چندين شعبه تقسيم شده و شعبات آن در تمام دشت ورامين جريان مي‌يابد. بيشتر دهات و قصبات ورامين از آب جاجرود براي كشاورزي استفاده مي‌نمايند و برخي از آنها از قديم داراي حقابه بوده‌اند كه هنوز هم از آن برخوردارند ، با اينكه آب رودخانه اثرات حياتي در امر كشاورزي ورامين دارد متأسفانه تا چندي قبل قسمت عمدة ‌آب جاجرود به هدر مي‌رفت خوشبختانه با ايجاد سد فرحناز ( لار و لتيان ) كمك زيادي در طريق كنترل [57]  آب رودخانه و گسترش اراضي فلاحتي به عمل آمده است.

طول تقريبي بخش ورامين از شمال به جنوب به 60 و عرض آن از مشرق به مغرب به 36 كيلومتر مي‌رسد. محصولات عمده ورامين عبارت ا‌ست از غلات ، صيفي‌جات ، پنبه ، ميوه‌جات.

نماي بيروني مسجد جامع ورامين

2- تاريخ شهر ورامين

ورامين تا قبل از استيلاي مغول بر ايران ناحيه كم‌اهميتي بود و شهرت چنداني نداشت و جزيي از ايالت ري ( راگا - راجس ) محسوب مي‌شد ، وجه تسميه آن معلوم نيست ، لرد كرزن گويد3 در ونديدا نام دو محل به نام راجيس‌ودازنا ذكر شده كه شايد همان ري و ورامين باشد ، آنچه از فحواي كلام مورخان و جغرافي‌نويسان پيش از ايلغار مغول مي‌توان درك كرد اين ا‌ست كه در زمان حكومت آلبويه ورامين قصبه بزرگي بوده و از نواحي فلاحتي عمده به شمار مي‌آمده است ، پس از خرابي و نابودي ري ، ورامين و اهميت زيادي يافت.

لسترنج انگليسي4 مي‌نويسد: « براي اينكه ري بيش از آن ويران مركز تومان يعني مقر تشكيلات اداري و مالي ايالت گرديد نشود غازان‌خان دستور داد عماراتي چند در آن ايجاد شود ولي باز هم ري آباد نشد زيرا اهالي آن به دو شهر ورامين و تهران كه نزديك ري بودند و مخصوصاً به ورامين كه هوايش از ري بهتر بود نقل مكان كرده بودند. »

در آغاز قرن هشتم هجري 5 ورامين آبادترين شهر ايالت ري بود.

حمدالله مستوفي قزويني در كتاب نزهه‌القلوب راجع به ورامين و ترقياتي كه نصيب آن شده اين طور مي‌نويسد: « ورامين در ماقبل ديهي بوده‌است و اكنون قصبه شده و دارالملك آن تومان گشته طولش از جزاير خالدات عزكه و [58] عرض از خط استوا  له‌كط ، در آب و هوا خوشتر از ري است و در محصول پنبه و غله و ميوه‌ها و مانند آن ، ‌اهل آنجا شيعه اثني‌عشريند و تكبّر بر طبعشان غالب بود. »

مؤلف كتاب هفت اقليم درباره ورامين مي‌نويسد: « ورامين زمان پيشين حاكم‌نشين بوده و قلعه در غايت حصانت داشته الحال بعد از تهران محلي در ري از آن شگرف‌تر نيست ، و از ميوه‌جات انگورش بر تمام ري رجحان دارد و مضافات نيك چنانچه يكي از آن مواضع خاوه 6 است كه حاصلش قريب سه‌هزار تومان است و بيشتر ارتفاعات يك من صد من مي‌شود »

در اواخر قرن هشتم و آغاز قرن نهم هجري سير قهقرائي ورامين آغاز گرديد زيرا در اين زمان تيموريان به قهر و غلبه بر ايران مسلط شده و خرابي و نابودي و كشتار را با خود به ارمغان آورده بودند! كلاويخو 7 جهانگرد معروف كه در سال 1405 ميلادي از ايران ديدن كرده است در سفرنامه خود مي‌نويسد: « ورامين شهر بزرگي است كه قسمت اعظمش خالي از سكنه شده‌است. »

جغرافي‌نويسان قرن دهم ورامين را به عنوان قريه ذكر مي‌كنند معلوم مي‌شود كه در اين دوره به‌كلي اهميت سابق را از دست داده است.

مورخين مي‌نويسند زماني كه كريمخان‌زند در حال احتضار بود آقامحمد‌خان قاجار كه در خدمت وي به‌سر مي‌برده به بهانه شكار از شيراز به سرعت خارج شد و پس از گذشتن از اصفهان و قم به ورامين رسيد و در اينجا ايلات پراكنده قاجار را جمع‌آوري كرده و تحت فرماندهي خود به استراباد برد.

مادام ديولافوآ كه به همراه شوهرش مارسل چندين‌بار در زمان سلطنت ناصر‌الدين‌شاه به ايران آمده است از ورامين ديدن كرده و شرح مبسوطي راجع به مسائل مختلف اجتماعي و اقتصادي و همچنين ابنيه و آثار تاريخي آن در سفرنامه خود ذكر كرده است كه ما به طور اختصار به ذكر برخي از آن مي‌پردازيم:

« پس از چهار ساعت راه‌پيمايي و پايمال كردن محصول مزارع و شنيدن ناملايمات از زارعين ، بام مخروطي‌شكل و گنبد مينائي مسجدي كه در ميان مزارع سر بر آورده بود از دور پديدار گرديد ، ‌اينجا دهكده ورامين است كمي بعد به آنجا رسيده و در ميان باغها كه ديوارهاي گلي داشتند8  داخل شده در اين باغها درختان ميوه از قبيل گيلاس و زرد‌آلو و گوجه و هلو ، جنگل انبوهي تشكيل مي‌دادند ، پسران كوچكي بر بالاي درختان توت كهنسال رفته و توت‌هاي سفيد و سياه را كه به درشتي تخم ‌كبوتر بود با دست چيده و مي‌خوردند دهكده ورامين در دشت پر حاصلي واقع شده اما كاروانسرايي ندارد كه بتوان در آن منزل كرد. خوشبختانه نظر به توصيه دكتر تولوزان 9 توانستيم در خانه كدخدا فرود آييم…»

در زمان انقلاب مشروطيت و باز‌گشت مجدد محمد‌عليشاه به ايران ، ‌آخرين صحنه جنگ قشون استبداد و قواي حكومت مشروطه در نزديكي ورامين اتفاق افتاد كه منجر به دستگيري ارشدالدوله فرمانده قواي محمد‌عليشاه و تير‌باران او توسط سپاهيان يپرم‌خان گشت.

هانري رنه دالماني جهانگرد فرانسوي كه در همين زمان به ايران آمده بود در كتاب خود در خصوص ورامين مي‌نويسد: « كمي بعد وارد دشت ورامين شديم در هر قدم نهر آبي بود كه از كوهستان سرازير مي‌شد به مزارع سبز و خرمي برخورديم. زارعين در مزارع مشغول كار بودند ما به تماشاي يك قرقي مشغول شديم كه در هوا پرواز مي‌كرد و ناگهان به زمين فرود آمد و مرغي را شكار كرد. دشت مانند تابلوي دورنمايي است كه گويي به دست نقاشان ژاپني با نقش‌هاي برجسته طلائي مطلوبي در زمينه سياه ساخته شده‌است ، از دور دهكده‌اي ديده مي‌شود كه در دامنه كوه واقع است و از تابش اشعه خورشيد منظره خاصي دارد…»

در زمان سلطنت رضاشاه كبير ورامين مجدداً يكي از مراكز مهم كشاورزي ايران گرديد ، تأسيس كارخانه‌هاي قندسازي و روغن‌كشي و پنبه‌پاك‌كني بر اهميت آن افزود. در سنوات اخير به واسطه اصلاحات ارضي و تشكيل شركت‌هاي تعاوني روستايي و حفر چاه‌هاي عميق و نيمه‌عميق و ايجاد و اصلاح طرق ارتباطي و  تأسيس مدارس كشاورزي و آشنايي دهقانان به اصول جديد فلاحت توسط مروجين و ايجاد دانش‌سراي عالي سپاه دانش و اقدامات ديگر وضع اين ناحيه را نسبت به سابق به‌كلي تغيير داده است.

3- بناهاي تاريخي

اكثربناهاي تاريخي ورامين متعلق به دوره مغول است ، ‌چون همانطوري‌كه قبلا ذكر شد در زمان حكومت ايلخانان بود كه ورامين جاي ري را گرفت و به سرعت روي به ترقي نهاد و بناهاي متعددي در آن ايجاد گشت كه پس از گذشت هفت قرن هنوز زيبايي و ابهت خود را به همراه دارد تعداد زيادي از اين بناها در طول زمان به واسطه بي‌توجهي مردم به‌كلي نابود شده و اكنون حتي از خرابه‌هاي آنها هم اثري به چشم نمي‌خورد. مرحوم صنيع‌الدوله در كتاب مرآت‌البلدان از دو مسجد معروف نام [59] مي‌برد كه تا هشتاد سال پيش برپا بوده و حتي بعضي از كتيبه‌هاي آن را هم ذكر كرده است متأسفانه اكنون اثري از اين دو مسجد برجاي نمانده و حتي در خرابه‌هاي آن بناهاي جديدي احداث نموده‌اند. در امام‌زاده يحياي ورامين كاشي‌هاي ذيقيمتي وجود داشته كه بنا بر قول يكي از سياحان اروپائي در دوره قاجاريه يكي از وزراء تعداد چند صندوق از همين كاشي‌ها را براي فروش به روسيه برده است! شكي نيست كه در دوره قاجاريه به واسطه اغتشاشات داخلي و بحرانهاي سياسي و اقتصادي و بي‌ميلي و بي‌علاقكي شاهان اين سلسله نه‌تنها اندك‌توجهي به اينگونه آثار گرانبها نشده بلكه در تخريب و نابودي و يا پوشاندن كاشي‌كاري‌هاي ظريف به وسيله گچ و غيره اهتمام بليغ از خود نشان داده‌اند. سياحان و باستانشناسان خارجي كه به اهميت و ارزش اينگونه آثار واقف بوده‌اند از موقعيت مناسبي كه در اختيار داشته‌اند سوء‌استفاده كرده و قسمتي از آثار عتيقه ما را به يغما برده‌اند. پروفسور آرتورپپ مي‌نويسد: « بناهاي عالي قديمي در ايران ديدم كه در ظرف دو دقيقه كه مشغول مشاهده آنها بودم آجر و يا خشتي از آن بر زمين مي‌افتاد و اين در واقع مثل قطره‌خوني بود كه از پيكر آدمي بر زمين ريزد ، در ايران بعضي از زيباترين ابنيه تاريخي دنيا را مشاهده كردم ،‌ تكليف هر فرد ايراني است كه با هر قيمتي شده نگذارد اين آثار رو به انهدام گذارده و از بين برود يكي از اموري كه باعث جاودانگي ايران گشته صنايع ظريفه آن ا‌ست وظيفه شماست كه با كمال دلسوزي آنچه را كه برجامانده است نگهداري كنيد…»

بناها و آثار تاريخي ورامين عبارت ا‌ست از: مسجد جامع - برج علاء‌الدين - امام‌زاده يحيي - قلعه ايرج - قلعه نارين - مقبره سيد شاه‌حسين - مقبره سيد فتح‌الله - مقبره كوكب‌الدين - امام‌زاده جعفر و تعداد زيادي قلعه‌هاي كوچك و بزرگ و امام‌زاده‌هاي گمنام در گوشه و كنار ورامين…

الف – مسجد جامع

مسجد‌جامع مهمترين بناي تاريخي ورامين است كه خوشبختانه قسمت اعظم آن هنوز باقي است بناي آن در ايام سلطنت سلطان‌محمد خدابنده ( اولجايتو ) آغاز شد و در عهد فرزند و جانشين وي سلطان ابوسعيد بهادر به پايان رسيد. بخشي از آن در سال 722 هجري ( 3  – 1322 ) و قسمتي ديگر در سال 726 هجري ( 6 - 1325 ) ميلادي خاتمه يافت. در سال 815 هجري ( 13 – 1412 ) ميلادي در زمان سلطنت ميرزا شاهرخ گوركاني قسمتي از اين مسجد تعمير شده‌است. مسجد‌جامع  ورامين به طرح چهار ايواني ساخته شده و سر‌در جلوي آن با كاشي و آجر قهوه‌اي كمرنگ تزيين يافته است. ساختمان مسجد شامل سردر مخروبه و طاق‌نماهاي اطراف و دو رواق شمالي و جنوبي و شبستان و ايوان و گنبد عظيم آجري و بناهاي جنبين شبستان مي‌باشد. در بالاي سر‌در مسجد كتيبه كاشي معرقي به طول 60/2 و به عرض 30/1 قرار دارد كه قسمتي از كاشيهاي فيروزفام آن از بين رفته و درست خوانا نيست. نگارنده فقط توانسته است كلماتي مانند معظم و خاقان‌الاعظم را در سطر اول و محمد‌بن‌محمد را در سطر دوم به سختي تشخيص دهد ولي مؤلف مرآت‌البلدان در حدود هشتاد سال قبل همه عبارات كتيبه را كه در آن زمان سالم مانده بود خوانده و در كتاب بدين شرح ذكر كرده است.

« ذگر القديم اولي‌بالتقديم ولي هذه‌العماره‌الجامع و ساير المنازل‌الاعلي مولي‌السلطان‌المعظم و الخاقان‌الاعظم و مالك الرقاب‌الامم و سلطان‌السلاطين‌‌العرب و العجم ابوسعيد بهادرخان خلدالله سلطانه العبدالضعيف محمدبن‌محمدبن‌منصور القوهدي تقبل‌الله لمرضاته بسعي ولده‌الخلف‌الصالح‌الحسن‌بن‌محمد سلمه‌الله تعالي و سعيد في شهور سنه 722… »

در كتاب مرآت‌البلدان ذكر شده‌است كه كتيبه به خط ثلث و به رنگ سفيد برجسته است در صورتي كه در «  كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران » به خط ثلث سياه‌رنگ در زمينه لاجوردي ياد‌آوري كرده است. نگارنده در اين مورد دقت كردم و مشاهده نمودم كه كتيبه به رنگ فيروزه‌اي و در زمينه بنفش است…

قسمت دوم مسجد شامل ده طاقنماي كوچك و يك طاق بزرگ در وسط است كه بر روي هم راهروي مسقفي را تشكيل مي‌دهند. در قسمت طاق بزرگ در خروجي شرقي مسجد قرار دارد. در اين طاقنماها هيچ‌گونه كاشي بكار نرفته و تزئينات داخلي آن فقط اختصاص به قسمت فوقاني آن دارد كه اسامي مقدسه‌الله و محمد و علي به نحو جالبي در سه سمت ديده مي‌شود. بين طاقنماهاي چهارم و پنجم در جهت جنوب مسجد كتيبه‌اي به اين شرح روي ديوار به چشم مي‌خورد « عمل علي قزويني خداش بيامرزاد » معلوم نيست اين شخص فقط در اين قسمت بناي مسجد و تزئينات آن شركت داشته و يا معمار اصلي بنا مي‌باشد..

در برخي از حواشي همين طاق‌نماها گاهي كلمه الله در وسط است و زماني نام محمد ، اين طاق‌نماها  همگي  در ضلع شرقي مسجد قرار دارند و در ضلع غربي هيچ‌گونه بنايي ديده نمي‌شود و بعضي از محققين حدس مي‌زنند كه مدرسه صفويه در اين قسمت قرار داشته است كه بعدها به‌كلي از ميان رفته 10.

قسمت سوم شامل گنبد عظيم آجري و بناهاي مجاور آن  است ارتفاع اين گنبد طبق محاسبه دانشجويان دانشكده [60] هنرهاي زيبا تا سطح زمين 5/23 متر است قطر داخل گنبد 5/10 متر و ارتفاع طاق سفلي گنبد تا كف به 25/17 متر مي‌رسد.

در كتاب مرآت‌البلدان اندازه‌هاي مختلف صحن اينطور ذكر شده‌است « صحن مقصوره مربع مستطيل و يازده ذرع‌و‌نيم طول و ده ذرع عرض آن مي‌باشد ».  

كتيبه داخل صحن به خط ثلث و از گچ است كه پس از ذكر بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم سوره يسبح‌لله است تا آيه شريفه ولايتمنونه ابداً بما قدمت ايديهم و الله عليم بالظالمين.

در كتيبه ايوان آيه كريمه يا ايهالذين آمنو اذا نودي للصلوه من يوم‌الجمعه الي لعلكم تفلحون ذكر شده‌است. قسمتي از تزئينات داخلي گنبد كه كاشي فيروزه‌رنگ بوده از بين رفته و از تزيينات خارجي ايوان هم كمتر اثري برجاي مانده است.  

طاق بزرگ مسجد جامع.

در فضاي زير گنبد محرابي است كه گچ‌بري مفصلي دارد به عقيده دكتر كريستي ويلسن 11 اين محراب در زمان [61] شاهرخ موقع تعمير مسجد ساخته شده ولي كاملا تمام نشده است.

در داخل شبستان دو لوحه از گچ ساخته شده كه خوشبختانه مطالب آن به خوبي خوانا است. در لوحه سمت راست نام ميرزا شاهرخ كه مسجد در زمان او تعمير شده ديده مي‌شود و در طرف چپ نام تعمير‌كننده آن يوسف‌خان ( البته يوسف‌خان را يوسف‌خوان نوشته‌اند ) و در تاريخ شهر محرم سنه 800 خوانده مي‌شود چون ميرزا شاهرخ در سنه 808 به سلطنت رسيده معلوم است كه بعد از 800 عدد ديگري بوده و چون با گچ ساخته بودند محو شده‌است. اداره كل باستان‌شناسي در راه تعمير و احياي اين مسجد و كشف قسمت‌هاي ناشناخته و نامرئي آن كه در زير خروارها خاك پنهان شده‌است اقداماتي انجام داده است و تاكنون موفق به پيدا كردن حوض بزرگ داخل صحن و پايه‌هاي اصلي و حوض كوچك روبه‌روي سردر اصلي شده‌است. حوض بزرگ به شكل كثيرالاضلاع هشت‌ضلعي مي‌باشد و پاشوية آن به شكل مستطيل است ، در كف حوض منفذي ديده مي‌شود كه احتمالا محل خروج بوده‌است. قسمتي از ديوارهاي غربي مسجد را از نو ساخته‌اند و در ساير قسمتها نيز كارهايي انجام شده‌است.

ضمناً محوطه مسجد به وسيله ديوار محصور شده و ورود افراد به منظور بازديد از قسمت‌هاي مختلفه آن جز با خريد بليط به مبلغ ده ريال در روزهاي عادي ممكن نيست اين اقدام واقعاً مفيد بود چون سابقاً همه مي‌توانستند هر وقت كه بخواهند وارد مسجد شوند بدون اينكه واقعاً قصد بازديد از آن را داشته باشند چه بسا جناياتي هم اتفاق مي‌افتاد.12

ب – برج علاءالدين

برج علاء‌الدين به فاصله كمي در شمال مسجد‌جامع و در ضلع جنوب‌‌شرقي ميدان اصلي ورامين قرار دارد و شامل دو قسمت است قسمت اول كه استوانه‌اي‌شكل ترك‌دار است بخش اصلي بنا را تشكيل مي‌دهد و داراي دو در بزرگ در جنوب و شمال است. در ضلع غربي همين قسمت تقريباً در ارتفاع شش متري راه‌پله‌اي تعبيه شده كه مي‌توان بدان وسيله به قسمت وسطاي برج راه يافت. آنهائي كه براي جمع‌آوردي فضولات كبوتران از اين معبر تنگ گذشته‌اند مي‌گويند كه گنبد مخروطي كوچكي روي اين قسمت را پوشانيده كه مشابه گنبد مخروطي اصلي برج است و مي‌توان آن را دور زد. در منتهي‌اليه و حد فاصل بخش استوانه‌اي و گنبد كتيبه‌اي دورادور اين قسمت قرار دارد كه به خط كوفي است و مزين به كاشي فيروزه‌اي مي‌باشد متأسفانه به علت عدم توجه و مراقبت قسمت اعظم آن مخصوصاً در سمت جنوب به‌كلي از بين رفته و بقيه هم چندان خوانا نيست.

قست دوم شامل گنبد مخروطي‌شكل بزرگي است كه ارتفاع آن به 5 متر مي‌رسد و داراي منافذي است كه پناهگاه خوبي براي پناهندگان است قسمت فوقاني مخروط به وسيله خطوط هندسي زيبايي تزيين يافته است و نوك آن معمولا آشيانه هميشگي لك‌لك‌ها مي‌باشد.

نكته مهم هنري اين بنا تزيين خارجي برج است كه با كاشي‌هاي فيروزه‌اي و شمسه‌هاي آجري ( اختلاط رنگ فيروزه ‌و لاجورد و آجري ) زينت خاصي به اين برج داده است13

تاريخ بناي برج سنه 680 قمري است14 و معلوم نيست وجه تسميه آن به علاءالدين روي چه اصلي است چون عده‌اي آن را مقبره سلطان علاء‌الدين خوارزمشاه مي‌دانند در صورتي كه در سنه فوق‌الذكر ايلخانيان بر ايران حكومت مي‌كردند و سالها از انقراظ خوارزمشاهيان مي‌گذشت در داخل برج هم كه اكنون انبار اداره آموزش و پرورش است اثري از مقبره موجود نيست تا بتوان اظهار عقيده‌اي در اين باره نمود. مردم ورامين اين بنا را برج سيد علاء‌الدين مي‌نامند و در افواه شايع است كه اين بنا را زياريان ساخته‌اند و باز گفته مي‌شود كه قرينه گنبد قابوس است و از فواصل دور به خوبي مشاهده مي‌شود و راهنماي خوبي براي كاروانيان بوده است. سبك و ساختمان برج حد واسط بين معماري زمان مغول و دوره آق‌قويونلو است.

در سفرنامه ديولافوآ تصويري از برج علاءالدين وجود دارد كه به صورت ديگري است يعني فقط قسمت استوانه‌اي رسم شده و از مخروط خبري نيست.

اين برج تاريخي كه در عداد مقابر قديمي مي‌باشد احتياج به تعميرات اساسي دارد.

ج – بقعه امامزاده يحيي

بقعه امام‌زاده يحيي در جنوب‌‌شرقي ورامين در محله كهنه گل در قبرستاني واقع شده و فاصله آن به خط مستقيم تا مسجد‌جامع بسيار كم است تاريخ بناي آن محرم سال 707 هجري قمري است و باني آن را ابومحمد ابي‌زيد ذكر كرده‌اند راه وصول به امام‌زاده كوره راه باريكي است كه از ميان مزارع گندم و صيفي‌جات مي‌گذرد. سبك معماري بنا شباهت زيادي [62] به مسجد‌جامع و برج علاء‌الدين دارد مدخل و در ورودي بقعه رو به شمال است. سياحاني كه سابقاً از امامزاده يحيي بازديد كرده‌اند شرح مبسوطي راجع به كاشيهاي شفاف و زيبا و كتيبه برجسته آن به خط ثلث و محراب در سفرنامه‌هاي خود نوشته‌اند و حتي كاشيهاي آن را بي‌نظير و بي‌همتا ذكر كرده‌اند متأسفانه اكنون جز كتيبه گچ‌بري اثري از آن همه نفايس موجود نيست.

اين بقعه داراي گنبد آجري است كه در خارج كاهگلي و در داخل فاقد كاشي است و اكنون شكافها و ترك‌هاي خطرناكي برداشته است. ديواره گنبد داراي هشت ‌دريچه مشبك است داخل صحن تقريباً مربع‌شكل و داراي چهار كُنج به صورت طاق‌نما مي‌باشد ، ‌در قسمت پائين ديواره صحن كتيبه گچ‌بري برجسته در زمينه گل و بوته ديده مي‌شود كه از محراب در ضلع جنوبي پس از ذكر بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم سوره شريفه يسبح‌لله در سراسر ديواره صحن قيد شده‌است. پائين‌تر از گچ‌بريها كاشي‌هاي بزرگ و زيبايي به كار رفته كه داراي جلاي فلزي مي‌باشد ولي چندان قدمتي ندارد15.

در قسمت جنوبي بقعه ديواره و سردر جديدي احداث كرده‌اند كه فقط به منظور نگهداري و جلو‌گيري از ريزش بنا است.

در سفرنامه مادام ديولافوآ راجع به بقعه امام‌زاده يحيي مطالبي به شرح زير مذكور است:

« امروز به ديدن امامزاده يحيي كه يكي از بناهاي خوب اين ناحيه است رفتيم اين امامزاده تنها بنائي است كه محفوظ مانده و در آن به استثناي مواقع مخصوص زيارت بسته است ، در داخل آن كاشي‌هاي بسيار عالي كه داراي انعكاس فلزي هستند به كار رفته است ، ‌قسمتي از اين كاشيها را كنده و در تهران به بهاي گزافي فروخته‌اند و به همين جهت پس از سرقت ، اشخاص بيگانه و غير‌مسلمان از دخول در اين مكان مقدس ممنوع شده‌اند به علاوه اين ممنوعيت جنبه ديگري هم دارد و آن اين است كه مقبره امام‌زادگان در نظر مسلمانان مهمتر از مساجد مي‌باشد ، خوشبختانه از ورود ما ممانعت نكردند بناي امام‌زاده‌يحيي قديمي و چندين‌بار تعمير يافته است اين بنا در قرن دوازدهم ميلادي در دوران سلطنت سلجوقيان برپا شده و در داخل آن بناي مضلع و نوك‌تيزي است كه از حيث شكل مانند گنبد اتابك نخجوان است و در دوره غزنويان ساخته شده و خوب معلوم است كه بناي تازه را با اين بناي قديمي هم‌آهنگ كرده و ساختمانهاي قديم و جديد را به هم متصل ساخته‌اند. كاشيهاي محراب كه رنگ فلزي صيقلي دارند پس از تعمير ثانوي براي تزيين در آنجا بكار برده شده و براي بكار بردن آنها مجبور شدند كه يك قسمت از تزيينات قديمي را خراب كنند. در اينجا ما به يك نكته اساسي تاريخي برمي‌خوريم كه زمان ايجاد اين كاشيهاي فلزي را به طور دقيق معين مي‌كند مي‌توانيم بگوئيم كه هيچ‌جا كاشيهائي صاف‌تر و درخشنده‌تر از كاشيهاي امام‌زاده‌ يحيي پيدا نخواهد شد، اين كاشيهاي فلزي‌رنگ سه دسته‌اند دسته اول كمي زرد رنگ است و دسته دوم رنگ فلزي برنج‌مانندي دارد و دستة سوم تيره‌تر است و مانند مس قرمز مي‌باشد. »

د – قلعه ايرج

قلعه گبري يا قلعه ايرج در شمال‌شرقي ورامين بر سر راه ورامين - جليل‌آباد البته به فاصله يك كيلومتري جاده آسفالته واقع شده‌‌است از شمال به قريه يوسف‌رضا و از جنوب به دهكده عسگر‌آباد و از سمت مشرق به دو قريه چالتاسيون و ده ماسين و از مغرب به دو دهكده پلنگ‌دره و كلاته محدود است و يكي از قلاع بزرگ ايران محسوب مي‌شود كه خوشبختانه قسمت اعظم آن از گزند حوادث مصون مانده است ارتفاع متوسط ديواره آن متجاوز از دوازده متر است و از غرب به شرق ارتفاع آن افزايش مي‌يابد. از بالاي مسجد‌جامع ورامين ديوارهاي خشتي و گلي قلعه ايرج به وضوح مشاهده مي‌شود كه دو نفر مي‌توانند در آن جاي گيرند ، بنا به اقوال مختلف كه صحت و سقم آن معلوم نيست تاكنون تعدادي ظروف زرين موسوم به هاون از حصار قلعه به‌ دست آورده‌اند.

قلعه ايرج به شكل مربع مستطيل است و با خشت و گل ساخته شده و داراي برج‌هاي دفاعي مي‌باشد كه از يكديگر قريب سي‌متر فاصله دارد به عقيده ديو‌لافوآ كه از اين قلعه بازديد كرده قلعه ايرج از نظر ساختمان و سبك آن شباهتي به ابنيه اسلامي ندارد و متعلق به دوره ساساني است و از برج و باروي شهر ري قديمتر است و محيط آن را هفت تا هشت كيلومتر نوشته است. اين قلعه چون بر سر راه كاروان‌رو قرار داشته سابقاً اهميت نظامي خاصي را دارا بوده‌است. در اطراف آن خندق عميقي بوده كه اكنون با تراكتور هموار شده و زمينهاي مزروعي را تشكيل مي‌دهد مسلماً اگر داخل اين خندق را آب مي‌انداختند دسترسي به قلعه به هيچ‌‌وجه ممكن نبود.

خشتهاي مربع‌شكلي كه در بناي اين قلعه به كار رفته و اكنون برخي از آن را بيرون مي‌آورند به طول 60 سانتي‌متر و به ضخامت 25 سانتي‌متر است و وزن بعضي از آنها به 60 كيلو‌‌گرم مي‌رسد.

در كتاب راهنماي تاريخي وزارت معارف اظهار عقيده [63] شده‌است كه برجهاي قلعه گبري ظاهراً مقارن حمله مغول ساخته شده‌‌است. براي مشروب ساختن اراضي قلعه از يك رشته قنات موسوم به آجربس استفاده مي‌كنند كه مقدار آبش در تابستان در حدود پنج سنگ و در زمستان دو سنگ مي‌باشد و ديگر شاخه كوچكي از رودخانه جاجرود وارد قلعه مي‌شود كه در زمستان و بهار آبش بسي‌سنگ و در تابستان به شانزده سنگ مي‌رسد.

برج علاءالدين ورامين  

قسمتي از ديوار داخلي امامزاده يحيي در ورامين [64]

چندين خانوار كه بيشتر از ترك‌هاي آذربايجان و اعراب كُتي مي‌باشند در پاي قلعه سكونت دارند و شغل عمده آنان دامپروري و كشاورزي است.

تا سال 1343  اراضي قلعه و اطراف آن متعلق به يكي از شاهزادگان قاجار بود و از آن تاريخ بين افراد ساكن همين قلعه و كشاورزان نواحي مجاور تقسيم شد.

ديواره‌هاي قلعه ايرج بر اثر عوامل فرسايش مرتباً از ارتفاعش كاسته مي‌شود و گاهي اوقات هم زارعين براي تقويت اراضي خود از خاكهاي پرقوت ديوار استفاده مي‌كنند و اين امر در نابودي آن تسريع خواهد كرد و شكافهاي عظيم و سوراخهاي متعدد ديوار پناهگاه خوبي براي حيوانات وحشي از قبيل كفتار و گرگ و شغال و روباه است…

ه- نارين قلعه 

در داخل شهر ورامين قلعه‌اي با ديوارهاي بلند ديده مي‌شود كه اكنون رو به ويراني است و برخي از قسمتهاي آن فاقد ديوار بوده در ميان خانه‌هاي كاهگلي و آجري شهر كمتر به چشم مي‌خورد. مردم ورامين آن را ايرج نارين مي‌نامند. مؤلف مرآت‌البلدان فاصله آن را تا مسجد‌جامع در حدود1500  قدم ذكر كرده ولي كمتر به نظر مي‌آيد. مورخان و نويسندگان قديم از اين قلعه كمتر نام برده‌اند در سفرنامه ديولافوآ راجع به اين قلعه مطالبي بدين شرح مذكور است:

« در خود دهكده ورامين ارگ خرابي است كه تا اندازه‌اي محفوظ مانده و مسلماً در طرز دفاعي قديم مفيد بوده است .»

محتمل است كه ارگ مركزي شهر و مقر حكمران ورامين همين نارين‌قلعه بوده است.

و – بقعه شاهزاده حسين

بقعه شاهزاده حسين كه اهل محل سيد‌شاه‌حسين مي‌نامند در مشرق ورامين واقع شده و تا جاده آسفالته چندان فاصله‌اي ندارد بناي آن از دو قسمت متصل به هم تشكيل شده. قسمت اول كه داراي كاشيهاي زيبايي است در جلو و قسمت دوم كه مقبره در آن قرار گرفته در عقب آن به وسيله در كوچكي به اولي مربوط است رو كاري همه بنا و گنبد ،‌ كاهگلي است و هيچ‌گونه تزييني ندارد. در ايام محرم فقط در اين بقعه مراسم مذهبي برگذار مي‌شود و در ساير مواقع در ورودي آن قفل است. وقتي وارد بقعه مي‌شويم بقاياي محراب زيبائي از كاشي معرق لاجوردي و فيروزه‌اي‌رنگ جلب نظر ما را مي‌كند البته قسمت زيادي از اين كاشيها از بين رفته و يا در شرف نابودي است. اطراف محراب را اگر هم كاشيكاري بوده با گچ و آهك پوشانيده‌اند ، ‌در بالاي محراب كتيبه‌اي بوده كه قسمتي از آن از بين رفته و بقيه هم چندان خوانا نيست و فقط اين كلمات « دخل‌المؤمنين » قابل تشخيص است.

اداره باستانشناسي هنوز توجهي به اين بنا و كاشيهاي ذيقيمت آن ننموده است. سبك معماري بنا شبيه برج علاء‌الدين و مسجد‌جامع است بنابر‌اين محتمل است كه در دوره مغول ايجاد شده باشد.

ز – مقبره سيد فتح‌الله

در شمال نارين قلعه و نزديك خيابان اصلي ورامين واقع شده و اكنون هيچ‌گونه اثري كه مؤيد قدمت آن باشد جز يك كتيبه كوچك در بنا وجود ندارد، درون صحن بقعه را با آهك سفيد كرده‌اند شايد كاشي‌هاي قديمي يا كتيبه‌اي در زير آن پنهان شده باشد كه فعلا به چشم نمي‌خورد. به هر حال همان كتيبه كوچك هم كه روي در ورودي بقعه قرار دارد كمكي به شناسائي بنا و سابقه آن نمي‌نمايد.

در مجاورت اين بقعه مسجد كهنه‌اي قرار داشت كه تا هشتاد سال قبل هنوز برپا بود و به تدريج در نتيجه عدم توجه به سرعت رو به ويراني رفت و در حدود بيست سال قبل باقي‌مانده بنا را هم مردم خراب كرده و به جاي آن مسجد جديدي ساختند . در كتاب مرآت‌البلدان راجع به اين مسجد كهنه مطالبي به اين شرح نوشته شده:

« اين مسجد مسقف بوده و حالا همان جدار باقي و سقف ريخته و قبرستان است و در يك ضلع اين مسجد مقبره سيد فتح‌الله است ، در سنه 899 هجري اين مسجد بنا شده محرابي از آثار اين مسجد باقي است و با كاشي معرق بسيار اعلي آيه شريفه و انزل في قلوب‌المؤمنين تا آخر آيه مكتوب است و در داخل محراب در سه ضلع لاالله‌ الي الله‌الملك‌الحق‌المبين محمد رسول‌الله صادق‌الامين علي ولي‌الله اميرالمؤمنين به خط ثلث كتيبه شده‌است. » [66]

ح- بقعه كوكب‌الدين

مقبره كوكب‌الدين در مجاورت خيابان اصلي ورامين واقع شده‌است تا چندي قبل اثري از كتيبه يا گچ‌بري در اين بنا به نظر نمي‌رسيد ولي به تازگي كتيبه سردر آن را از زير كاهگل و آهك بيرون آورده‌اند. در اين بقعه سه سنگ قبر قديمي و جود دارد كه اولي متعلق به دوره تسلط افاغنه بر ايران است در روي اين سنگ پس از ذكر اسامي چهارده معصوم از حاج محمد نصير نامي از مردان سرشناس ورامين در سال 1142 هجري قمري نام مي‌برد كه به دست افاغنه به قتل رسيده و آنگاه اين شعر را مي‌آورد:

بسي حسرت كه بودش بر دل و جان

به زير تيغ افغان گشته مقتول

سنگ نبشته قبر دوم كه تاريخ ذيحجه سنه 1177 هجري قمري يعني دوره سلطنت كريمخان را نشان مي‌دهد متعلق به آقا محمد ، ‌ولد محمد‌باقر است در اين سنگ اين چند بيت ذكر شده است:

فرو ريخت سرو نهال محمد

دريغا كه شد تند باد خزان

ز شوق بهشت و جمال محمد

روان مرغ روحش ز ملك بدن

به حق محمد و آل محمد

الهي مكن نااميدش ز لطف

سنگ قبر آخري سنه 1221 هجري يعني زمان فتحعليشاه قاجار را نشان مي‌دهد.

در جوار بقعه كوكب‌الدين مسجد عتيقي بود كه اكنون اثري از آن برجاي نيست و به جاي آن در سال 1344 خورشيدي دبيرستان دخترانه كوروش كبير ايجاد شده‌است.

مرحوم صنيع‌الدوله مؤلف مرآت‌البلدان راجع به اين مسجد مي‌نويسد: « مسجد ديگري هست در ورامين خراب و كتيبه‌ها به خط ثلث دارد كه خوانده نمي‌شود و در سمت ديگر سنه هفتصد‌‌و‌هفت پديدار است صحن مسجد را حالا قبرستان كرده‌اند اهل بلد گويند اينجا مقبره كوكب‌الدين است.

ط – امام‌زاده جعفر

بقعه امام‌زاده‌ جعفر تقريباً در فاصله 9 كيلومتري جنوب‌شرقي ورامين واقع شده و در مشرق قصبه معتبري به همين نام قرار گرفته است16 براي وصول به بقعه از بازار سرپوشيده اين قصبه‌آباد بايد گذشت. بناي مقبره چون بر روي دامنه تپه‌هاي مرتفعي قرار گرفته از فواصل دور گنبد عظيم دوپوشه آبي‌رنگ آن به خوبي مشاهده مي‌شود.

شالوده اصلي بنا در زمان شاه‌طهماسب صفوي ريخته شده و در دوره سلطنت شاه‌عباس كبير نسبت به تعمير و مرمت آن اقدام گشته است. قديمي‌ترين تاريخي كه در اين ساختمان موجود است تاريخ ضريح روي مرقد است كه سال 994 هجري را نشان مي‌دهد.

در قسمت ايوان و سطح فوقاني آن اشعاري به خط نستعليق سفيد بر كاشي خشت لاجوردي به نام فتحعليشاه ديده مي‌شود.

آخرين بيت اين اشعار از اين قرار است:

بنياد شد ز دارا اين بارگاه جعفر

كلك صبا رقم زد از بهر سال تاريخ

كه به حساب ابجد سال 1227 هجري است كه تاريخ تعمير بنا است.

در زمان قاجاريه ‌اين امامزاده بسيار مورد توجه بوده و يكي از زيارتگاههاي مهم محسوب مي‌شده‌است.

اكنون نيز مردم از سراسر ورامين و نواحي ديگر براي زيارت اين امام‌زاده مخصوصاً در ايام محرم و صفر مي‌شتابند.

در سفرنامه ديولافوآ راجع به اين امام‌زاده مطالبي به شرح زير مندرج است:

« امام‌زاده جعفر از نظر اهالي اهميت و احترام زيادي دارد و در سه فرسخي دهكده ورامين واقع شده امروز در ساعت 2 به قصد ديدن اين امام‌زاده حركت كرديم چون هوا روشن و صاف بود و از دور نقطه آبي‌رنگي در روي تپه‌اي پديدار شد يقين كرديم كه اين نقطه همان گنبد امام‌زاده است بنابراين از چارپادارباشي باهوش جدا شده و به تاخت‌و‌تاز پرداختيم و داخل دهكده شديم كه در وسط آن مسجدي بودكه درختان سرو بلند‌بالايي آن را احاطه كرده بودند اين درختان هم مانند همان سروهاي قبرستان اسلامبول شكوهي داشتند اصل بناي امام‌زاده از زمان شاه‌عباس است و در محل نشاط‌انگيزي واقع گرديده است ولي از نظر هنر و فنون معماري جالب توجه نيست….»

منابع

1- سفرنامه مادام ديولافوآ

2- سلسله راهنماي تاريخي وزارت معارف ( از قصر شيرين به طوس )

3- مرآت‌البلدان جلد چهارم تأليف صنيع‌الدوله

4- سفرنامه كلاويخو

5- جغرافياي تاريخي تهران و ري نوشته سرتيپ يكرنگيان

6- جغرافياي سياسي ايران تأليف مسعود كيهان

7- جغرافياي تاريخي ايران – لسترنج انگليسي

8- جهانگردي در ايران – لرد گرزن

9- جغرافياي تاريخي ايران – خانيكف

10- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران سازمان ملي حفاظت آثار باستاني

11- تاريخ صنايع ايران تأليف دكتر ج كريستي ويكسن ترجمه عبدالله فريار 1317 [67]

 

"پاورقي‌ها":

1- در اطراف قصبه قرچك سر راه تهران – ورامين .

2- مؤلف نزهه‌القلوب گويد: رودخانه جاجرود از كوه دماوند برمي‌خيزد و به ولايت دي مي‌ريزد ، ورامين جزو ري بوده و قريب چهار جوي از آن بردارند و اكثر ولايت ري را آب از آن  است و در بهار هرزه آبش در مغاره كوير منتهي شد.

3- جهانگردي در ايران .

4- جغرافياي تاريخي ايران.

5- زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده الجايتو.

6- خاوه قصبه بزرگي است در جنوب ورامين .

7- ياكلاويجو.

8- هنوز هم دارند.

9- طبيب دربار ناصرالدين شاه.

10- چندي قبل كارگراني كه از طرف اداره كل باستانشناسي در اين قسمت مشغول حفاري بودند در عمق تقريباً دو متري زمين پي ساختمان مخروبه را يافتند.

11- مؤلف كتاب تاريخ صنايع  ايران.

12- هوشنگ اميني كه از جانيان به نام بود در داخل همين مسجد مرتكب جنايت شد كه بعدها كشف گرديد.

13- نقل از كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني  ايران.

14- در كتاب تاريخ صنايع ايران تاريخ بنا سال 688 هجري مطابق با 1289 ميلادي ذكر شده است.

15- نگارنده توانسته است در داخل بنا كاشيهاي كوچكي به رنگهاي آبي سير و سفيد و ليموئي تشخيص دهد.

16- نام ديگر آن پيشوا  است.