|
|
||
ملكزاده ، ملكه ( بياني ). " تاثير نقوش مهرها در تاريخ قديم ايران ". دوره 8، ش88 ( بهمن 48): ص 6-9، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه: شرحي
بر نقوش مهرها و ساير كندهكاريها كه نمايشگر
پيشرفت تمدن ، انقلابات مدني
و شهرسازي و خانهسازي و هرگونه
تحول مادي ديگري ميباشند ، جنس مهرها. |
|
|
تأثير نقوش مهرها در تاريخ قديم ايران
خانم ملك زاده بياني براي شناسايي كامل اقوام و ملتهاي
كهن و معرفت بر احوال ايشان و تدوين گذشتهها
و تاريخ آنان بايد از جلوههاي مختلف
آثاري كه از آنان بر جاي مانده است استفاده
نمود. اين مسئله وقتي امكانپذير ميگردد
كه دانشمندان و علماي متخصص در رشتههاي
فنون مختلف مطالعات كافي و جامعي نمايند
كه مورخ با استناد به نتايج تفحصات و مجموع
مطالعات انجام يافته آنان به نگارش موضوع
مورد نظر بپردازد. در مورد اقوام سرزمينهاي باستاني و مراكز بزرگ تمدن مورخان و
تذكرهنويسان آنچه را كه شاهد و ناظر بودهاند
يا توانستهاند به دست بياورند و يا از روايات و اقوال قديمتر استفاده نمودهاند
ضبط كردهاند و خدمات آنان قابل تقدير
بوده و زحمتي گران به عهده داشتهاند. گرچه ناديده نميتوان گرفت در ضمن
تاريخنويسي و شرح و احوال و كيفيت حوادث اغلب مورخان نتوانستهاند اصل
بيطرفي را
كه شرط بارز مورخ است رعايت كنند و از جاده
انصاف و حقيقتبيني دور نشوند. معهذا در
معرفي جوامع بشري و تمدن جهان قديم خدمت
شايان بكار بردهاند كه اثرات ذيقيمت
آنان روزبهروز بيشتر ظاهر ميگردد و مهمتر
جلوه ميكند. در دو قرن اخير كه دوران تحولات و
اكتشافات شگرف در كليه شئون علوم است
بسياري از مسائل غامض و پيچيده كه عقل بشري
در حل آن عاجز بود به دست علماي ذيصلاحيت و
دانشدوست كه عمري به مطالعه يا به تكميل و
تنقيح مطالعات و تحقيقات ديگران همت
گماشتند گشوده گرديد و سرانجام نتايج
سودمند آن در زمينههاي مختلف در دسترس
اهل فن قرار داده شد. از جمله اكتشافات مهمي كه صورت گرفت
خواندن خطوط مختلف دنياي قديم است كه
گشايش رمز آن قدم مؤثري به سوي دست يافتن و
حقانيت تمدن و مدنيت اقوام بوده پيشرفت در
مطالعات جغرافيائي و نژادشناسي –
تاريخ طبيعي –
معرفتالارض و اوضاع و تحولات
اقليمي ، شناسائي فلزات و تجزيه آن و زبانشناسي راه را براي باستانشناسان باز كرد و
در نتيجه كاوشهاي علمي از صورت نفنن خارج
گرديده به دست باستانشناسان بصير و مطلع
سپرده شد. لذا مورخان امروزي چون گوهرشناسان
دقيق بايستي با سليقه خاص و ديد باز در
تنظيم صفحات تاريخ بالاخص تاريخ تمدن و
جامعهشناسي از ابزار و وسائل اصلي كه
باستانشناسان در دسترس آنان قرار ميدهند
استفاده كرده با تطبيق اسناد و ديگر نوشتهها
آن را از صافي حقيقت بگذرانند آنچه را اصيل
و با سنجش و مقايسه پسنديده به نظر ميرسد
قبول نموده و در جاي خود بكار برند و ناباب
و غير اصل را بيرون ريزند و مطرود بدانند. بدينطريق تاريخنويسي زمانهاي
كهن ميتواند تا حدي مورد قبول بوده و عاري
از پيراية افسانه باشد. خوشبختانه علوم مختلف در دوران
كنوني جنبه تخصصي پيدا كرده است و هر يك از
دانشمندان عمر خود را صرف رشته مورد نظر و
مطالعه خود مينمايند. چنانكه در مورد
تاريخ و تاريخنويسي نيز چنين ميباشد و
به جاست مورخان امروزي با وجود احاطه داشتن
به كليات مسائل تاريخي و زندگي جوامع بشري
توجه مطالعات خود را به رشتهاي اختصاص
دهند و سعي دارند كه از كليه مدارك و استاد
و منابع و آثار استفاده برند تا تحقيقات
آنان مستدل و منقح باشد. در مورد تاريخ ازمنه قديم بايد تتبعات تاريخي با تحقيقات
باستانشناسي يكجا مورد توجه قرار گيرد و چنانكه گوشزد
گرديد عوامل و آثاري را كه پيوستگي و
ارتباط به زمان مربوطه پيدا ميكند از نظر
دور نداشت و از آنها استفاده نمود. براي
بررسي كامل به تاريخ ملتي لازم است تمام
زندگي آنان از لحاظ نژادي – مسكن
اصلي –
وضع اقليمي –
طرز [6] زندگي اوليه – پيشرفت تمدن
شهرنشيني و شهرسازي – وضع آداب و عادات و
مدنيت و اعتقادات مذهب و خصوصيات اجتماعي –
وضع اقتصادي و كشاورزي و هنر سرانجام كليه خصوصيات مورد مطالعه قرار گيرد ، امكان
تحقيق در اين خصوصيات وقتي انجامپذير است
كه به آثاري كه از آن مردم به جاي مانده است
دسترسي پيدا كرد. در اين صورت آثار ابتدايي ، چون
سيلكسهاي تراشيده و ابزارهاي سنگين و
استخواني و نقاشيها و كندهكاريهاي دوران
غارها و ظروف سفالين و وسائل نزئيني و جنگي
و مهرها و آلات ، و ابزار فلزي و مجسمهها و
كتيبهها و الواح منقور و اصيلي ميباشند
كه با كمك آنها ميتوان به راز زندگي جامعه
قديم پي برد و سرگذشت آنان را در مسير
حوادث ايام چنانكه بودهاند و روزگار
گذراندهاند ثبت نمود و نگاشت. از جمله
آثاري كه سهم بارزي در شناسايي بسياري از
مسائل گوناگون از ادوار كهن داشته و تحقيق
آن مجهولات بيشماري را مرتفع ميسازد ،
مهرها و آثار كندهكاري شدهاست. شايد كندهكاري اولين اثر هنري
انسان بدوي باشد كه به وسيله آن تلاش نموده
تا خواستههاي مادي و ظاهري و اميال
و محسوسات مغزي و روحي خود را به صورتي ساده و
بيپيرايه منعكس كند. انسان در دوران غارنشيني بر روي
استخوان حيوانات كه از شكار به دست ميآورده
نقوشي كنده و ابزارهائي ساخت كه به دست
آوردن اين آثار بهترين راه معرفت بر اوضاع
و احوال جامعه ابتدايي بشري است. با گذشت زمان و پيشرفت تمدن و
انقلابات مدني از قبيل شهرسازي و خانهسازي و اهلي كردن حيوانات و فعاليتهاي
زراعتي و سرانجام هرگونه تحول مادي و
معنوي را بر نقوش كندهكاريها و مهرها
ميتوان يافت. در حقيقت اين نقوش مانند آئينه زمان
همه مظاهر زندگي را منعكس ميكند. در مورد تاريخ سرزمين كهنسال ايران
نقوش و كندهكاري در دوران ماقبل تاريخ و
تاريخ يكي از منابع مهم و ذيقيمت به شمار ميآيدكه به وسيله تحقيق درباره آنان ميتوان
نهتنها نكات و جهات فعاليتهاي مردم و نحوه
زندگي و آداب و رسوم و اوضاع اجتماعي و
خصوصيات زندگي آنان را شناخت بلكه مراحل
مختلف مناسبات يا مهاجمات بين اقوام و
تأثير و نفوذ هنري هر يك بر ديگري را آشكار
ساخت. |
|
مواردي مانند خط و كتابت اصول رياضي
( اعداد و ارقام ) و تنظيم امور مالي و
محاسباتي به صورت ابتدائي –
فن كوزهگري –
نخريسي و پارچهبافي ، استفاده از معادن و
فلزات ، توجه به آبياري و درختكاري و زراعت
و شكار و ابزارآلات وسائل جنگي ،
استفاده از حيوانات و دامداري ، اصول
معماري و شهرسازي و قلاع و ابنيه مختلف
مانند انبار براي حفظ غلات و معابد و كتيبهها
و بسياري از جزئيات ديگر كه هر يك مبين وضع
اجتماعي مردمان ساكن فلات ايران از هزاره
چهارم تا تشكيل شاهنشاهي ايران در نيمه
اول هزاره قبل از ميلاد در جهت پيشرفت و
تمدن مردم ايرانزمين
[7]
مؤثر بودهاست. اين
آثار از نقاط مختلف فلات ايران در كاوشهاي
باستانشناسي به دست آمدهاست كه مهمترين
اين مراكز شوش و سيلك ( كاشان ) تپهگيان ( نهاوند )
لرستان و نواحي سرخدم - دلفان و زيويه
كردستان ميباشند. در سالهاي اخير در چغازنبيل در
حوالي زيگورات معروف عيلامي و مارليك
گيلان مهرها و آثار فلزي كندهكاري شده كه
منتسب به اوايل هزاره اول است كشف گرديده و
همچنين آثاري از هزاره سوم قبل از ميلاد بر
صخرههاي سرپل ذهاب است. گذشته از آن بر الواح آشوري نيز
نقوش ديگري كه مبين وضع شهرها و سپاهيان و
اقوام ايراني ميباشد كندهكاري شدهاست. مطالعه اين نقوش مواد كافي براي
تنظيم مسائل و موارد مختلفي كه بتواند
اوضاع و وقايع آن روزگاران را تشريح نمايد
به دست ميدهد و از پيشرفتي كه محصول هنر و
فرهنگ آن اجتماعات بشري است ما را مطلع
ميسازد. بدين ترتيب براي دست يافتن به حقيقت
تاريخ اين دوران و سير تحولات آن بايد
يكايك اين آثار مورد تفحص و سنجش و بررسي
قرار گيرد. ما در اين بحث به علت كمي وقت به طور
بسيار مختصر تنها نقوش مهرها را كه ترجمان
پارهاي از انديشهها و طرز زندگي و
پيشرفت و تكامل فرهنگ و تمدن ايرانيان در
طي قرون و اعصار بودهاست مورد مطالعه قرار
ميدهيم و از كندهكاري بر صخرهها و
همچنين كندهكاري فلزات صرف نظر ميكنيم. جنس اين مهرها از گل پخته –
سنگ مرمر –
سنگ گچ –
سنگ آهن –
انواع سنگهاي رنگين –
سنگ بلور –
قير –
سنگهاي قيمتي چون عقيق –
لاجورد –
فيروزه –
يشم –
ياقوت و فلزات مانند برنز و نقره گاهي از
طلا بودهاست. لذا ميتوان چنين استنباط نمود كه
حكاكان صنعتگر در اين مورد چون هنر جواهرسازي و تهيه زينتآلات از مواد معدني و
سنگهاي قيمتي و انواع ديگر استفاده
مينمودند و آشنائي آنان در سنگشناسي
بسيار بودهاست. براي روشن شدن بيشتر پارهاي از
مسائل مورد گفتگو چند اسلايد به نظر ميرسد.
1-
چون ابتدا درباره نقوش كندهكاري
شده بر استخوان مختصري گفته شده لذا
قطعاتي از آن به نظر ميرسد و ساير نقوش
به ترتيب قدمت بررسي ميشود.
2-
مهرهاي دوران هزاره چهارم قبل از
ميلاد كه نقوش و تزئينات آن نوعي علامتگذاري ابتدايي است كه براي مهمور كردن
كالا و مالالاجاره و يا دهانه كوزههاي
مايعات يا الواح و فرامين بهكار ميرفته. اثر بسياري از اين مهرها علاوه بر
آنكه از وضع زندگي روستايي در ابتداي
دوران شهرنشيني حكايت ميكند اسناد مالي
ميباشند كه ضمن آن علاماتي براي مشخص
ساختن موضوع مربوط به انواع كالا بكار
رفته كه آن را ميتوان ابتداي بكار بردن خط
دانست. 3 –
نقوش حيوانات به طرز مختلف بر روي مهرها كندهكاري شدهاست از قبيل رديف حيوانات اهلي كه
به طريق مختلف از آنان استفاده ميشد و انواع
حيوانات وحشي كه گاهي به صورت ساده در حال
چريدن و يا در حال مبارزه با حيوانات و
غولان و قهرمانان افسانهاي ميباشند. 4 –
بسياري از نقوش وضع حرف و صنايع چون كوزهگري
و نساجي را نشان ميدهد. 5 –
صحنههايي از زندگي روستايي شهرنشيني وضع
طبقات مردم ، آداب و سنتها ، درجات و
امتيازات چون شاه يا امير و رؤساي مذهبي و
بزرگان و مردم عادي ، طرز برخورد بين
مقامات و رسوم و تشريفات و رفتار بين طبقات
كه به طور دقيق نقر است. در اين نقوش اغلب اجرام سماوي چون
ستاره و خورشيد و مظاهر آنان در ضمن وسائل
زندگي گنجانده شدهاست. با مطالعه اين نقوش چنين به نظر ميرسد
كه مردم سادهدل آن دوران زندگي مادي را با
اصول معنوي و معتقدات باطني از يكديگر جدا
ندانسته و براي خواستههاي خود يا دور
كردن شر و بلا از خود از عناصر طبيعي مدد
گرفتهاند و در پناه آن روزگاران را خوشدل
به آخر ميرسانيدهاند. گاهي نيز مبناي اين معتقدات بر
جنگها و تهاجمات و مهاجرتهاي اقوام بر
سرزمينهاي همسايه ميباشد كه در زندگي مردم
تأثير فراوان ميگذاشته است. بسياري از اين
افسانههاي كهن كه نشانههائي از آن را
از دوره هزاره چهارم در دست داريم در
داستانهاي ملي ما باقي مانده است و
ميرساند كه مردم ايرانزمين چقدر دلبستگي
و علاقمندي به داستانهاي ملي و قديمي خود
داشتهاند و در حفظ آن كوشا بودند. 6 –
براي تاريخ كشتيراني و قديميترين نوعي كه ساخته شده و از آن استفاده
مينمودند بنابر
نقوشي كه بر مهرها است ميتوان استفاده
نمود ( كشتي مظهر زندگي در نواحي مرداب است ).
7 –
اصول معماري از ساختمان منازل و معابر تا
ساختمانهاي مورد احتياج در روستاها از
جمله آغل طويله براي جا دادن چهار پايان
–
انبارهاي علوفه و سيلو براي حفظ غلات گاهي
به طرز كاملي بر مهرها كندهكاري شدهاست. با در دست داشتن آنان ميتوان از
اصول معماري و ساختماني آگهي حاصل نمود و
به تدوين تاريخ خانهسازي از قديمترين
ايام در ايران پرداخت. ابتدا براي ساختن
[8]
محل سكني از گل و سنگ استفاده ميشد ولي با
اختراع آجر ابنيه مهم معابد و قلاع از سنگ
و آجر و ستونها و پايههاي محكم و درگاهها
و درها و پنجرهها و تزئينات ديگر چون
ستون و برآمدگي در قسمتي از بنا كه
به ساختمان زيبائي و برازندگي ميداد صورت
گرفت. در كاوشهاي شوش مهري كه متعلق به
اوائل هزاره چهارم است كشف شدهاست كه طرح
يك كلبه از ني و حصير بر آن منقوش است و اين
ابتدائيترين نوع محل سكونت بوده كه آثار
آن هنوز باقي است و در روستاها مشاهده
ميشود. از مهرهاي بسيار مهم و جالب توجه چند مهر است كه يكي چوپاني را
در حال راندن چهارپايان به سوي آغل يا طويله نشان ميدهد. ديگري خانهاي با
پنجرههاي متعدد يا دري كه دستگيره دارد و زني مقابل آن نشسته يا پنجرهها
و درها به وسيله حصير پوشانه شده كه سرما و گرما نفوذ نكند. نقوش متعددي از
معابد و انبار غلات را در حاليكه مأموري مشغول حمل كردن غله و پر كردن
سيلوها است
نشان ميدهد. از جميع اين نقوش ميتوان به طور
صحيح و يقين بدون تصور و تخيل تاريخ جامعه
كهن و وضع زندگي مردم سرزمين ما كه در طي
دوران در مقابل سختيها و شدائد مادي و
طبيعي و معنوي مقاومت ورزيده و به راز زندگي
بهتر و مرفه دست يافته و به اختراعات مهم و
اكتشافات در شئون مختلف نائل گرديده است
پرداخت. |