|
|
||
فروغ ، مهدي. "ايران و درامنويسان بزرگ جهان ، موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران درآثار نمايشنامهنويسان معروف جهان". دوره7-9، ش89 ( اسفند48): ص2-6 ، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
اپراي "امال و
ميهمانان شبانه" از "جان
كارلومينوتي ـ
"Gian-Carlo Menotti"
و ساير آثار نمايشي از "مجوسان"( زيرنويس
مقاله قابل ملاحظه است). |
|
|
|
دكتر مهدي فروغي
رئيس دانشكده هنرهاي
دراماتيك موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي
ايران در آثار نمايشنامهنويسان معروف
جهان
رفتن شاهان مجوس از مشرق به بيتلحم به قصد زيارت و ستايش مسيح
نوزاد از جملة موضوعهايي است كه شاعران و هنرمندان و نويسندگان عالم
مسيحيت از سالها پيش مكرر آن را به شكلهاي مختلف و با عناوين گوناگون از
قبيل: « بشارت به وسيلة ستارة معجزنشان »
« L ‘ annonciation par I'etoile miraculeuse »
و
يا « نيايش مجوسان L’adoration des mages « و يا « سه پادشاه مشرق
The three kings of thd Orient « و
نظائر آن تفسير و تصوير كردهاند1. خلاصه
اينكه اين داستان از بدو انتشار به خاطر حالت
شاعرانه و مرموز و لطيفش توجه شاعران و
هنرمندان و درامنويسان را به خود جلب كرده
است. شاعر سدة نوزدهم فرانسه ( البرسمن )( Albert Samain ) (1900-
1859)
اين موضوع را در قطعهاي به اين شرح توصيف
ميكند: « كودك برهنه ، لرزان بر روي كاه در آخور
، پادشاهان مجوس را در حال
وجد و بيخودي در پائين پاي خود نميبيند»
2
علاوه برنمايشنامهاي كه درقرون وسطي در
اين مورد نوشته شده و شرح آن در صفحات
[2]
پيش
گذشت در سال 1952 نيز اپرايي توسط جيان
كارلومينوتي Gian Carlo Menotti
براي تلويزيون به زبان انگليسي نوشته شد
كه اخيرا در تهران در تالار انجمن ايران و
امريكا بروي صحنه آمد. عنوان اين اپرا «
امال
و ميمانان شبانه» Amahl and the Night Visitors
است
[3] و مربوط
است به ماجراي زندگي يك
پسر بچة مفلوج به نام
«
امال
» كه با مادرش در
كلبهاي حقير زندگي ميكند و سه پادشاه
مجوس را كه براي تقديم هدايا به مسيح
نوزاد ، عازم بيتلحم هستند به خانة خود پناه
ميدهد. مادر ستمديده و بينواي« امال» در
اثر وسوسة شيطان در صدد برميآيد كه
قسمتي از هداياي گرانبهائي را كه سه مجوس
براي تقديم به نوزاد به ارمغان ميبرند
بربايد و به فرزند مستمند و محرومش بدهد ولي
دزدياش فاش ميشود. سه مجوس كه به بينوايي
او پي ميبرند او را عفو ميكنند.« امال » از
روي سادهدلي ولي با روحي سرشار از شعف
عزيزترين وسيلة مورد حاجت خود يعني چوبهاي
زير بغلش را توسط ايشان براي نوزاد
ميفرستد. معجزهاي رخ ميدهد و امال شفا
مييابد. |
|
|
|||||
ستايش مغان – اثر لوبي ني |
نيايش مغان يا مجوسان – تابلوي نقاشي اثر روبنس |
ستايش مغان – اثر بوتي چلي |
نيايش فرزانگان – تابلوي نقاشي اثر آلبرت ادل فلدت Albert Edelfeldt |
|
«منوتي»
در مقدمة اين اپرا كه براي اطفال نوشته
توضيح ميدهد كه در ايتاليا « پاپانوئل »3
وجود ندارد و به جاي او سه پادشاه براي اطفال
خوب هديه و تعارف ميبرند. ملكيور Melchior به صورت
پيرمردي با ريش بلند و سفيد و كاسپار
Kaspar چهرة
مردي كر و ُخل وضع برايشان ظاهر
ميشود در خصوص رفتن مجوسان به بيتلحم
فيلم سينما هم ساخته شده كه يكي از آنها
چندي پيش در تهران در كليساي كاتوليكها
نشان داده شد. در سال 1891 نيز اپرائي تحت عنوان « مجوس
Le Mage «در
پنج پرده و شش تابلو توسط« ژول ماسنه » Jule Massenet
مصنف
فرانسوي تنظيم شده و اشعار آن را « ريشه پن » J. Richepin
سروده
است. موضوع اين اپرا داستان جنگ بين
ايرانيان و تورانيان در سرزمين باختر ( بلخ )
است. قسمتهائي از موسيقي اين اپرا مطلوب و
دلپذير است ولي بروي هم اين اپرا از جمله
آثار ممتاز محسوب نميشود. آنچه تا اينجا دربارة عزيمت مجوسان
به بيتلحم براي زيارت مسيح نوزاد بيان شد مقدمهاي بود براي بحث دربارة اين
موضوع كه آيا اين سه مجوس كه در انجيل متَّي شرح
داستانشان آمده و شاعران و نقَّاشان و
نمايشنامهنويسان و هنرمندان ديگر عالم
مسيحيت اين همه شعر و نمايشنامه و اپرا و
سرود و تابلوهاي نقاشي و آثار گرانبهاي
ديگر دربارة ايشان و نيايشي كه از مسيح
كردهاند از خود باقي گذاشتهاند چه
كساني و از كدام سرزمين بودهاند. چنانكه قبلا هم اشاره كرديم در
انجيل تعداد اين مجوسان معين نيست و شايد
در قرون وسطي به خاطر اينكه سه هديه در انجيل
ذكر شده يعني زر و مَّر و كندر، به اين جهت تصور
شده كه ايشان سه نفر بودهاند.
در سدة ششم ميلادي بود كه ايشان را
به اسامي سه گانه مذكور ناميدهاند4. از
اين سه اسم فقط يكي يعني « بالتازار » در
كتابهاي تاريخ و همچنين در انجيل
5 ذكر
شده و او پسر « نبو كودو نصر »
Nabuchodonosor آخرين
پادشاه كلده است6 كه هنگام لشگركشي كورش
كبير در سال 538 ق . م به آن كشور ، شكست خورد و
كشته شد. در مورد دو اسم ديگر هيچ سند موثق
تاريخي حاكي از اينكه از كجا گرفته شده
به دست نيامد. روايت ديگري كه دربارة اين سه
پادشاه نقل شده اين است كه استخوانهاي ايشان
در سده پانزدهم ميلادي از استامبول به شهر
ميلان برده شد و بعدا در كليساي شهر كولوني
مدفون گرديد و براي تجديد خاطرهاي از
ايشان هر سال جشني از طرف مسيحيان برگزار
ميشود كه آن را« اپي فاني
Epiphany «
7مينامند. كلمة مجوس مَّعرب مغ است كه به فرقهاي
از پيشوايان دين زرتشت يا مزديان اطلاق
ميشده است8. اين كلمه در زبان لاتين به صورت
« ماگوس
» Magus و
در زبان يوناني « ماگس » Magos و
درزبان فرانسه به صورت « ماژ » Mage و
در زبان انگليسي به شكل « ميِجي » درآمده است.
استرابون
Strabon 25)
ق.م.؟
= 58 ق.م : ) جغرافيدان معروف از مردم
كاپادوكيه
Coppadocia واقع
در نقاط مركزي آسياي صغير، راه و رسم پرستش
و تشريفات مذهبي ايشان را به تفصيل شرح داده
و ميگويد. كه از جملة اين تشريفات يكي نثاركردن شير و روغن و عسل بر خاك بوده است كه
هنگام خواندن
نماز
و دعا معمول ميداشتهاند9 در موقع
برگزار كردن اين مناسك پيشوايان
[5] مجوس با
پتة دستمالي كه به َسر خود ميبستند جلو دهان
خود را ميگرفتند تا نفس نامطبوع ايشان آتش
را آلوده نسازد. در تمام فرهنگها و دايرهالمعارفهاي
فرانسه و انگليسي كلمه « ماژ » Mage دانشمند
و عالم به علم نجوم و پيشواي ديني در مذهب
زرتشت نزد ايرانيان و مادها معني شده است
و نيز اين كلمه در مورد كساني بكاربرده شده
كه در علوم خّفيه و مكتوم چون سحروجادو
وارد و مسلط باشند. در قرآن كريم كلمه مجوس فقط يكبار در سورة الحج ، آيه هفدهم ، در رديف
مذهبهاي به حق آمده است. ان الذين آمنوا و الذين هادوا و
الصابئين و النصاري و المجوس والذين
اشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيمه ان
الله علي كل شئي شهيد. يعني بدان كه خداوند در روز رستاخيز
بين كساني كه ايمان آوردهاند و يهوديها و
صائبيها و نصرانيها و مجوسها و
همچنين كساني كه مشركاند تفاوت خواهدگذاشت و خداوند بر همه چيز شاهد است. آنچه اكثر علماي فقهاللغه در آن
توافق دارند اين است كه كلمة مغ در اصل فارسي و به يك فرقه مذهبي باستاني در مذهب زردشت
اطلاق ميشده است ولي در زمان تولد حضرت
مسيح اين كلمه را بيشتر در مورد ستارهشناسان بكار ميبردهاند. در امپراطوري روم اين كلمه را به امور مربوط به سحروجادو اطلاق
ميكردند ولي دربارة سه پادشاه مجوس كه براي زيارت مسيح به بيتلحم رفتند
عقيده داشتند كه ايشان با علائمي آسماني براي ستايش پادشاه يهوديان عازم آن شهر شدند. اصول عقايد مجوسها همان اصول
عقايد زردشتيها بوده يعني به قدرت بيمنتهاي اهورمزدا ، خداي بهشت يا آسمانها و
گروه كَّروبيان يا فرشتگان مقَّرب كه مظهر
پندار نيك و ابديت بودهاند و پيروزي
نهائي اهورامزدا بر اهريمن كه مظهر زشتي و
بدي در جهان است معتقد بودند10 . همچنين به
وجود ارواح طبيعت مثل آناهيتا يعني روح آب
حاصلآور و اثار Atar
يعني آتش و ميترا فرشته نور مطلق يا
خورشيد ايمان داشتند. اين افكار و عقايد
اصولي بعد در مذهب مهرپرستي داخل شد و بين
سدة اول و سوم ميلادي در امپراتوري روم
شيوع يافت ، ولي شيوع و انتشار اين مذهب
قديمي ايران در جهت مغرب با عقايد مذهبي و
مراسم ديني مردم بابل درهم آميخت و نتيجة
آن تمايل شديد به ستارهشناسي و نجوم و
همچنين ديوشناسي Demonology
و سحروجادو شد و هنگامي كه اين عقايد
از طريق بينالنهرين و ارمنستان و
كاپادوكيه و آسياي صغير به يونان و روم
رسيد در نظر عامة مردم با ستارهشناسي و
سحروجادو ارتباط يافت و به همين جهت است كه
در انجيل تعبير دانشمند Wise
men
براي ايشان بكار برده شده است.
دانشمنداني كه در انجيل متي به ايشان اشاره
ميشود واقعا ستارهشناس بودهاند و سحروجادو را نه پيروان زردشت در ايران قديم
حمايت و تشويق ميكردند و نه يهوديان قديم و
نه مسيحيان اوائل مسيحيت.
"پاورقي":
1-
در كليساي ( نتردام ) در پاريس
Notre Dane de Paris كه
از بناهاي باعظمت سدة دوازدهم ميلادي و
يكي از عجائب معماري گوتيك است، صحنهاي
از اين واقعه ، با مجسمه ، نشان داده شده؛ در
مدخل كليساي شهر ( اولم) خلاصه اينكه تصويرهاي
مختلفي از قبيل بيدار شدن سه مجوس به توسط
فرشته و ملاقات ايشان با هرود و با حركت
ايشان به سمت شهر (طرسوس) Tarse واقع
در جنوب آسياي صغير ، در دامنة جبال طوروس
Taurus ،
به صورت تابلو نقاشي ، و يا نقاشي آب رنگ بر
روي گچ ،
Fresque و
نقاشيهاي روي شيشه و همچنين به صورت
حجاريهاي بر جسته Bas
relief و حجاريهاي روي
سنگ گور، در شهرهاي مهم اروپا از جمله وين
و پيز Pise در ايتاليا و (سواسون)
Soissons
در فرانسه موجود است كه مشاهدة آنها براي
محصلين آثار هنري و علاقمندان به مباحث
فلسفي و مذهبي بينهايت مفيد است. در موزة (متروپوليتن)
Metropolitain نيويورك نيز تابلوئي با عنوان (ستايش
پادشاهان) The
Adoration of the Kings
اثر (هيه رونيموس بوش ) Hieronymus
Bosch موجود است. (الساندو بوتيچلي ) Alessandro
Botticelli (1510 – 1447
) نقاش مشهور و برگزيدة ايتاليا كه آثار
نقاشياش از مريم و وقايع مذهبي ، در جهان
معروف است نيز تابلوئي به نام (ستايش مجوسان)
L’
Adoration des Mages دارد كه در (گالري صاحب منصبان )
در شهر فلورانس نگاهداري ميشود و (روبنس) Pierre
– paul Rubens (1640 – 1577)
نقاش مشهور (فلمان ) Flamand
كه آثارش از لحاظ طرح و رنگآميزي و
قدرت و غناي تخيل در جهان مشهور است نيز
تابلويي تحت همين عنوان (ستايش مجوسان) از
خود باقي گذاشته كه در موزة (لوور) Louvre
پاريس است. تصويري از اين دو تابلو را در
اين صفحات ملاحظه ميفرمائيد. (برناردينو
لوييني) Bernardino Luini
كه از شاگردان معروف ( لئوناردو داوينچي ) Leonardo
da Vinci بوده و در نقاشي
(فرسك) Fresque
سر آمد اين طبقه از هنرمندان است نيز
تابلوئي با همين عنوان دارد كه آن هم در
موزة ( لوور ) است و از لحاظ ظرافت و طراوت و
رنگآميزي در حد كمال است. تصوير اين تابلو
نيز در اين صفحات مشاهده ميشود. نقاشان
بسيار مشهور ديگري نيز اين موضوع را تصوير
كردهاند كه ما در اينجا فهرستوار نام
چند نفر از معروفترين ايشان را ذكر ميكنيم: (آلبرت
دورر) Albdrt Durer (1528 – 1471)
نقاش معروف آلماني؛ ( رافائيل ) Rapdael (1520
– 1438)
نقاش و معمار مشهور ايتاليايي و اعجوبه
هنرمندان دورة رنسانس؛ ( پول ورونز) Paul
Veronese نقاش
مشهور ديگري از ايتاليا ؛ و (هنز مملينگ) Hans
Memling (1494 – 1435 ) نقاش بسيار تواناي فلمان Flamand ؛ و (نيكلاس پوسن) Nichola
Poussin (1665 – 1594) نقاش معروف فرانسوي ، كه آثارشان در اين
مورد به ترتيب در موزة شهرهاي فلورانس و
برلن و در سدن و مادريد و پاريس نگاهداري
ميشود. درفرانسه در شهري به نام (تروا ) Trouyes
كوچهاي به نام (سه پادشاه ) La
Rue des Trois – Rois
هست كه (گوستاو فلوبر ) Gustove
Flaubert در
رمان خود موسوم به (مكتب عشق) L
‘ Education Sentimentale در
فصل دوم از آن ياد ميكند. در سرودهاي مذهبي كه
مسيحيان هنگام عيد ميلاد مسيح ميخوانند
نيز سرودي كه زبان حال سه پادشاه مجوس است
ساخته شده كه هميشه در تشريفات اين جشن
خوانده ميشود.
2-L’
enfant nu, grelottant sur la paille des creches Ne voit plus de roi mage en extase a ses pieds 3- Papa Noel يا Le pere Noel در كشورهاي مسيحي پيرمرد سپيدموئي
است كه در شب عيد ميلاد مسيح براي كودكان
خوب هديه و تعارف ميآورد. در كشورهاي
انگليسي زبان اين موجود را (سنت نيكلاس) Saint Nicholas مينامند.
اين نام منسوب به كشيشي است از اهالي (مايرا)
Myra در
منطقه ساحلي و كوهستاني (ليشيا)
Lycia واقع در جنوب اسياي صغير. تاريخ
تولد كشيش مزبور را حوالي سال 345 ميلادي
ثبت كردهاند. اما در كشور ايتاليا سنَّت
اين است كه در شب عيد ميلاد مسيح به جاي ( پاپا
نوئل) (سنت نيكلاس) سه پادشاه مجوس براي
اطفال خوب هديه و تعارف ميبرند. 4-
مراجعه شود به دائرهالمعارف مردم
امريكا The American people
Encylopeadia 5-
تورات.كتاب دانيال
،
باب پنجم
. 6-
رجوع شود به تاريخ ايران باستان
تأليف پيرنيا جلد اول ، صفحه 383 به بعد. 7-
(
اپي فاني) كلمهايست يوناني به معني
تجلي ظهور و همان عيد (خاج شويان ) است كه
بعضي آن را عيد ظهور
Apparition نيز مينامند و اطلاق ميشود به
ظهور مسيح به افرادي كه يهودي يا نصراني
نبودهاند يعني مجوسان. در فرانسه از سال
1801 اين عيد را در نخستين روز يكشنبه بعد
از 6 ژانويه برگزار ميكنند و عوامالناس اين روز را (روز شاهان (Jour des Rois مينامند. 8-
رجوع شود به ذيل كلمة مغ و مجوس در
برهان قاطع ، چاپ دكتر معين. 9-
شايد مضمون شعر حافظ كه ميگويد: ( اگر
شراب خوري جرعهاي فشان بر خاك) اشاره
به چنين تشريفاتي باشد. 10-
رجوع كنيد به كتاب دينكرد نگارش
محمد جواد مشكور چاپ سال 1325 صفحه 129 و بعد. |