نفيسي ، نوشين. "نقشهاي عاميانه ايران". دوره8 ، ش89 ( اسفند 48 ): ص 52-61 ، تصوير.

 

خلاصه: درباره تاريخچه تأسيس چاپخانه در ايران ، چاپ ( ليتوگرافي ) تصاوير كتابهايي از قبيل هزارويكشب ، مجموعه ضرب‌المثلها ، اسكندرنامه ، داستان اميرحمزه و شمايلهاي مذهبي و موش ‌و گربه عبيد  زاكاني و غيره ... بررسي اين نقوش عاميانه از ابتدا تا اواخر قرن نوزده.

نقش‌هاي عاميانة ايران

  خانم نوشين نفيسي

شادروان هانري ماسه از ايران‌شناسان نسل گذشته تنها كسي است كه علاوه بر آشنائي كامل با ادب فارسي به خلقيات و هنرهاي عاميانه ايرانيان نيز توجه بسيار داشت. كتاب اعتقاد و عادات ايرانيانCroyances et coutumes Persanes,Paris 1938  حاصل نخستين آشنائي نزديك و دلبستگي او به مردم اين سرزمين بود. پس از آن در طي نيم‌قرن كوشش و با انتشار« تمدن ايراني » و « منتخبات نظم و نثر فارسي » و ده‌ها مقاله كوتاه جهانيان را بيش از پيش با شگفتي‌هاي تمدن و ادب ايران آشنا كرد ولي هرگز از مردم بازار و روستاها نيز غافل نشد و يكي از آخرين كارهاي او در اين زمينه مقاله‌اي به عنوان: Imagerie popoulaire de I'Iran است كه در مجله آر آزياتيك جلد پنجم بخش 3 -  سال 1960 به چاپ رسيده است و ما براي معرفي بيشتر ايران‌شناس بزرگ برگردان فارسي آن را درج مي‌كنيم.

در قرن نوزدهم ميلادي در ايران براي انتشار چند روزنامه چاپخانه‌اي تأسيس كردند كه در واقع دستگاه چاپ سنگي ( ليتوگرافي ) بود تا آخرين سالهاي قرن اين روش براي چاپ روزنامه نشريات عاميانه و متن‌هاي ادبي و علمي بكار مي‌رفت . برخي از اين كتابها كه به دقت ليتو‌گرافي شده با هنرهاي عاميانه متن‌هاي ادبي و علمي بكار مي‌رفت. برخي از اين كتابها كه به دقت ليتوگرافي شده با هنرهاي عاميانه ايران بستگي دارد چه گروهي از سازندگان تصويرهاي آنها خصوصاً ميرزاحسين از خلقيات معاصران خود الهام مي‌گرفتند. براي مثال چاپ زيباي هزار‌و‌يكشب ( 1273 ) مجموعه ضرب‌المثل‌ها ( 1273 ) و اسكندرنامه منظوم ( 1274 )1 را نام مي‌برم .

اين تجددطلبي گرچه باز‌مانده كم‌وبيش روشن آنچه را كه مي‌خواهد نشان دهد رد‌نمي‌كند بلكه آنها را تأئيد نيز نمي‌كند. مشاهده واقع‌جوئي و ظرافت خطوط چهره‌هاي شاگردان و معلم و نظم مجلس كه صفحه مقدمه كتاب « تعليم نوآموزان » مصور كرده است مجالس مينياتورهاي قديمي و صحنه شاهزاده و در‌باريان را به خاطر مي‌آورد  ( نمونه - پوپ - بررسي هنر ايران نقشه 870 و 997 و مينياتورهاي كتابخانه سلطنتي ايران - يونسكو - ص 24 و 27 - ساكيسيان - مينياتورهاي ايراني تصوير  45 ) - تصويرهاي هزارويكشب واقع‌جوئي و تفنن را با هم در بردارد ، صحنه زفاف آن جامه و اثاثه زنان را به دقت نشان مي‌دهد. در صحنه جنگ سواران كه يك داستان قديمي را مصور مي‌كند سلاحهاي جنگجويان مسلمان ( تير و گرز و خود ) روح مينياتورها را زنده مي‌كند و جامه فرنگيان كه احتمالاً نقاش از ديدن تابلو يا گراور ( و يا ملاقات نمايندگان سياسي ) خارجي الهام گرفته است در برابر آن قرار دارد. اما در‌باره اسب سحرآميز كه در بالاسر لشكريان پرواز مي‌كند به مينياتوري كه حضرت محمد را سوار بر براق در حال معراج نشان مي‌دهد مي‌انديشم ( پوپ - نقش 897 ) - و همچنين كوه و ابرها نيز بي‌شباهت به آنچه كه در مينياتورهاي قديمي آمده است نمي‌باشد.

پروفسور هانري ماسه و استاد سعيد نقيسي

نسخه‌هاي خطي كتابهاي تجملي هستند كه تنها در كتابخانه‌ها نگهداري مي‌شود ولي اين كتابهاي كوچك عاميانه كه كم‌و‌بيش به چاپ سنگي شده و با  تصويرهائي مصور است و دوره‌گردان [52] به عابران عرضه مي‌كردند بسيار كم به كتابخانه‌ها راه يافته‌اند.

شمايل‌هاي مذهبي نيز در كتابخانه‌ها بسيار كمياب است. اين نقاشي‌ها را ابتدا ليتوگرافي و سپس رنگ مي‌كردند و هنگام سالگرد وفات اولاد حضرت رسول در معرض ديد سوگواران قرار مي‌دادند - مي‌دانيم كه پس از مرگ باني اسلام مسئله خلافت وي جامعه مسلمانان را تجزيه كرد. گروهي خليفه انتخابي مي‌خواستند و برخي ديگر هوادار خليفه‌اي از اولاد ( حضرت محمد ) بودند يعني اين سمت را ابتدا از آن شخص داماد وي و سپس يكي از پسران او مي‌دانستند كه همگي پايان غم‌انگيزي داشتند ولي شيعيان هوادار آنها در برابر اسلام سنتي ، شريعت و امتي ساختند كه تأثير بسزايي در سرنوشت جهان اسلام داشت. تا قرن شانزدهم ميلادي كه شيعه‌گري مذهب رسمي ايران گشت بدين‌طريق بود كه نقاشان كم‌و‌بيش نقاشي ( كه متأسفانه نمونه كار آنها به‌كلي از ميان رفته است ) مجالس شهدا را مي‌ساختند و هنگام عاشورا در برابر جمعيت قرار مي‌دادند. پس از آن چاپ سنگي شمايل سنتي علي و فرزندان او را ( خصوصاً حسين و غيره ) در دسترس مردم قرار داد. گرچه عقايد مذهبي راشد بر اساس متن‌هاي قابل بحث تصوير‌سازي را ملعون كرده است.

ولي در‌باره نقش‌سازي غيرمذهبي مداركي در مجموعه كتابهاي كوچكي كه بر حسب موضوع آنها را مي‌توان به چند گروه تقسيم كرد ديده مي‌شود: ماجراهاي قهرماني خيالي ( زرير و خزاي 1266 ) - ( خسرو ديوزاد 1273 ) - ( داستانهاي رستم چاپ 1273 ) - داستانهاي اخلاقي ( زاهد‌و‌لوطي چاپ 1275 ) - داستانهاي فكاهي ( جولاء و نجار چاپ 1275 ) - ( خاله سوسكه سليم جواهري و چهار درويش بي‌تاريخ چاپ) - داستانهاي عاشقانه ( ورقا و گلشاه - 1282و غيره ) داستان حيوانات ( موش و گربه - 1298 ) - حكايت روباه ( 1301 ) - ( گرگ و روباه بدون تاريخ ) بر اين گروه نوعي ادبيات كه در اروپاي قرون وسطي مرسوم بوده و در ايران هميشه رواج داشته است نيز بايد افزود مناظره كه در طي آن دو حيوان يا دو چيز ( پرچم و پرده كمان و چوب چوگان و غيره ) در حال رقابت در آمده و هر يك به زبان كم‌و‌بيش شاعرانه امتيازات خود را مي‌شمارد - جزوه كوچكي به نام كاسه و قليان ( چاپ 1300 ) از اين گروه است - در اين جزوه تصويرهاي فراواني از اين دو شيئي است .

با بررسي چند نمونه مشخص اين جزوه‌ها به حسب تاريخ بايد چند نقشي از آنها به خاطر سپرد - قديمترين اين كتابها [53] زرير و خزاي و يك تصوير آن سواران را نشان مي‌دهد كه خود به سر دارند و به گرز و شمشير مسلحند و در طرف ديگر شمايل ( حضرت محمد ) سوار بر يراق است كه به طرف آسمان مي‌رود - پيغمبر نيز بنابر قراردادهاي هنرمندان شيعه نقاب بر چهره دارد جزوه جالبي است چه در آن تقليد ناشيانه ( و احتمالاً همراه با نفوذ اروپائي در طراحي ) مينياتورهاي قديم ديده مي‌شود و اين تقليد در نقش‌هاي عاميانه كم‌كم از ميان مي‌رود جزوه رستم‌نامه شرح ماجراهاي قهرماني ايران نيز در دست است كه ربع قرن پس از جزوه فوق مي‌آيد 1292 داراي تصويرهائي مشابه ولي از نظر فني و ابداع ضعيفتر از جزوه قبلي است. [54]

 

3 - هزارو‌يكشب

 2- هزارويكشب

1- تعليم نو‌آموزان

از جمله تصويرهاي آن مجلس جنگجويانست مردان پيراهن بلند و شلوار و چكمه در بر و كلاه‌خود به سر دارند در ميان آنان رستم مجهز به گرز معروف خود كه سر گاو دارد نيز ديده مي‌شود واقعه جالبي است كه در آن پيغمبري نقاب‌پوش و چند ديو وحشتناك نيز شركت دارند - شبيه اين مجلس جنگ در جزوه‌هاي ديگري چون ورقا و گلشاه ‌(1283) و يك چاپ عاميانه اشعار مكتبي ( ليلي و مجنون ) و داستان حيدربيگ نيز آمده است. در جزوه آخر ، سواران بدوي لباس و سلاح ايراني در بردارند.

 

 6- سليم جواهري

 5- ديوها و انسان‌ها هزارو‌يكشب

 4- اسب سحر آميز هزارويكشب

درباره نقش ديو به نظر مي‌رسد كه ايرانيان از زمانهاي خيلي قديم يعني آن هنگام كه مذهب باستاني آنها ، جهان سفلي را محل شيطان و ارواح خبيثه مي‌دانست هر‌ گونه تفنني را براي ابداع نقش اين موجودات كم‌و‌بيش ديومانند آزاد دانسته‌اند: برخي به شكل حيوانات خيالي ( براي مثال جنگ ميان انسان و ديوان - هزارو‌‌يكشب ) پاره‌اي ديگر به هيئت ملائك ( در تصويرهاي سليم جواهري به شكل موجود غول‌آساي نيم‌حيوان و نيمه‌انسان است و يكنوع پولي فم 2 كه انسان او را كور كرده [55] است ) گاهگاهي به صورت ابليس شاخدار ابلق است ( مقايسه كنيد با گروه ديو و حيوانات خيالي كه شوشتر در كتاب مينياتورهاي ايراني اسلامي - جلد 2 - نقشه‌هاي 92 - 172 و 197 آورده است ).

 8- چهار درويش

 7- سليم جواهري

گروه ديگر ديوهائي كه در بر ديوار حمام‌ها نقش مي‌كردند تا ارواح خبيثه‌اي را كه در اين اماكن گرم و تاريك رفت‌و‌آمد مي‌كردند بهراساند - ( هانري ماسه اعتقاد و عادات ايرانيان ص 352 و شماره3 ) ولي مي‌توان اژدهاي بالداري كه كتاب چهار درويش را زينت كرده است ، تقليد ناشيانه يك مجلس نقاشي شاهنامه فردوسي دانست كه زد‌‌و‌خورد انسان و غول را نشان مي‌دهد - بالاخره گروه ديوهائي كه هيئت انسان را دارند در جزوه اسكندرنامه ديده مي‌شود - مؤلف داستان منظوم ناشناس [56] است و در واقع افسانه تغيير مكان داده پرسه3 است به هيئت يك جنگجوي عرب در آمده است ( مانند تصوير هزارو‌يكشب ) و يك آنرومد 4 كه جامه رقاصان ايراني را در قرن نوزدهم در بر دارد آزاد مي‌كند - شيوه ساختن قطعه سنگ‌ها ‌بي‌شباهت به برخي از مينياتورها نيست ( نمونه پوپ نقشه 857 ب 869 897 و ساكيسيان تصوير 127 و چوكين نقاشيهاي ايراني بورژ 1936 ص 107 شماره يك و نقشه D III . . به اين گروه نقش زنان زيباي بالدار « پريان » را نيز بايد افزود و در ايران نيز همان نقش فرشته‌هاي غربي را به عهده دارند ( هانري ماسه اعتقاد و عادات ايرانيان - ص 354 ) يك نسخه داستان خسرو و ديوزاد (1274) تصويرهاي متعدد ماهرانه و بكري دارد.

 

 11- خسرو ديوازاد

 10- خسرو ديوزاد

 9 - اسكندرنامه

در سر لوح آن كه رقم علي ديده مي‌شود نقش شتري كه بدن او را چهار زن مي‌سازد و به‌ طرز شگفتي يكديگر را در بر گرفته‌اند يكي از آنها كه بالدار است مانند پريان تاج بر سر داشته و گرز معروف رستم با سر گاو را نيز بر دوش دارد. در برگ آخر كتاب تصوير يك نسناس است كه با تيرو كمان دم [57] خودش را كه سر اژدهاي بالدار است نشان مي‌گيرد. اين سرلوح مانند ساير نقش‌هاي مشابه ظاهراً از بازگشت به شيوه‌هاي هند و ايراني و يا نمونه‌هاي ايراني مقدم آن حاصل شده‌ است: براي اينكه به اين تركيب‌هاي بدن زنانه بهتر پي ببريم ( طرح تزئيني دو قلو خاتمه اسكندرنامه ) به مقاله ژانين اوبوايه ( آرآسياتيك جلد 2 بخش 4 سال 1955 متن و خصوصاً تصويرهاي ص260 265 و همچنين نقش فيل در كتاب « بلوشه » ، ‌تذهيب نسخه‌هاي خطي كتابخانه ملي پاريس چاپ پاريس 1926 ص 114) بايد مراجعه كنيم - اما نقش نسناس كه سر زن و بدن پلنگ دارد ( تصوير 11 ) بي‌شك از يك مينياتور صور افلاك اقتباس شده است. نگاه كنيد به نقش كماندار كه دم او با سر روباه است ( كونل مينياتورسازي در شرق مسلمان . نقشه ‌ 34) و مخلوق ديگري كه دم او به شكل سر‌ غول است ( پوپ نقشه 853 ) نقش پلنگ كه بالا‌تنه انسان دارد بر روي ظرف‌هاي سفالين مينائي ( رنه گروسه - تمدن‌هاي خاور زمين ص 315 314 ) و همچنين مينياتورها ( پوپ - نقشه‌هاي 657 658 660 ) قبلاً نيز آمده است.

 

 14- حمام كلثوم ننه

 13- هزارو‌يكشب زبيده

 12- اسكندرنامه

نقش زن كه در طرح تزئيني دوقلو ( تصوير 12 ) آمده است مسئله برهنه‌سازي را پيش مي‌آورد محققا‌ً در مينياتورهاي ايران برهنه كامل به ندرت نمايان شده است براي مثال : آدم‌و‌حوا ( پوپ نقشه 823 ) شناگران ( نقشه 815 ) -  آب‌تني ساكيسيان تصوير (89) و همچنين آب‌تني چينيان ( در كتاب عجايب‌المخلوقات چاپ پاريس 1944 نقشه‌هاي 14 و 15 ) را ذكر مي‌كنيم به طور كلي مردان لااقل يك لنگ در بر دارند حتي مجنون در بيابان ( مينياتورهاي كتابخانه سلطنتي يونسكو ص 24 27 ساكيسيان تصوير 79 ) و يا صحنه حمام ( نمونه‌هاي متعددي در دست است ).

خسرو نيز هنگامي كه شيرين را در حال آب‌تني غافلگير مي‌كند بدن شيرين نيمه‌پوشيده است مبهم نشان داده شده ( پوپ نقشه 899 ) فقط در يك نقاشي قرن هجدهم شيوه رضا‌عباسي است كه بدن زن به خوبي نشان داده شده ران و ساقهاي او را يك روپوش رها شده بسيار شفاف پوشانده است ( كونا - نقشه 88 ) . در شباهت اين مينياتور با يك تصوير هزارو‌يكشب جاي بحث نيست - در اين تصوير زبيده به جاي شيرين است و در برابر چشمان خليفه  به طهارت مشغول است. نشان دادن واضح بدن و تنظيم‌هاي همانندي است. فقط در چاپ سنگي روپوش را حذف كرده‌اند. اين زنان برهنه بسيار متوسط - در يك نسخه مصور كلثوم ننه نيز آمده‌اند: صحنه سه زن در حمام. تنها مزيت اين ليتوگرافي فقط قصد حيقت‌جوئي آن است و اين دو تصوير تقريباً ميان نقش‌هاي زنان قرن نوزدهم استثنائي است - حتي رقاصان و بند‌بازان اين زنان نيز بدنشان در جامه‌هاي چين‌دار منظمي محسوس است يك تصوير ليتوگرافي هزارو‌يكشب [58] شاهد اين مدعا است - تنها مزيت اين تصوير ارزش مستند آن است. صحنه از داخل خانه (‌تصوير 16) كه در كتاب كلثوم ننه آمده است نيز از نظر رئاليسم و تاريخ لباس گرانبها است.

ارزش مستند تنها برتري جزوه‌هاي كوچك عاميانه‌اي است كه جديدترند و ارزش هنري كمتري دارند. در اين جزوه‌ها جامه‌هاي ( ‌شهري و دهاتي ) به درستي نشان داده شده در حدي كه در آثار جدي و فشرده‌تر نيز نمي‌توان يافت از آن جمله داستان عشقي ورقا و گلشاه است (1282) كه تصويرهاي بسيار دارد يك مجلس آن شاه بر تخت نشسته و سه وزير او كه قباهاي ترمه خاص دربار آن زمان را در بردارند نشان مي‌دهد. در اين جزوه نقش جواني نيز هست كه قباي بلند كه جلوي آن روي هم آمده د‌ر بر دارد و با كمر‌بند پهني نگاهداشته مي‌شود و كلاه بلند كه ته آن سه گوش است بر سر دارد تصوير سنگين زنان كه لباس كوچه در بر دارند و شانه‌هاي خود را در شال بلندي پوشانده‌اند و شلوارهاي چين‌دار به پا دارند نيز ديده مي‌شود و شبيه آن در جزوه نصايح اطفال چاپ 1300 ديده مي‌شود و در اينجا يكي از زنان دوك‌ريسي مي‌كند.

 

 17- خاله سوسكه

 16- ورقا و گلشاه

 15- هزارو يكشب

در داستان چهار درويش نيز خود را در قباي رقه و زنان را بسته در لباسهايشان مي‌بينيم ولي در اينجا به جاي شال چادر سياهي روي سرشان انداخته‌اند. در جزوه خاله سوسكه كه به خط و چاپ بهتري است چند صحنه اخلاقي با ظرافت ديد خاصي طرح كرده‌اند قهرمان داستان كه همان شلوار پرچين را [59] در ‌بر دارد خود را در چادر سياهي پوشانده است و بر چهره‌اش روبنده بلندي دارد كه تا زانو مي‌رسد و تنها دو سوراخ مقابل چشمانش است وارد دكان قصابي مي‌شود در آنجا گوسفندان با دنبه‌هاي ضخيم آويخته‌اند. پس از آن نزد نانوا مي‌رود كه توتك‌هاي مختلفي پخته و روي پيشخوان گسترده است - در تاريخ حيدر‌بيگ تنوع نقش‌ها جبران عدم مهارت در طراحي و چاپ آن را مي‌كند:‌ زنان زيبا در جامه ‌خانه كه عبارت است از شلوارهاي پرچين و پيراهن كوتاه بي‌حجاب سر‌گرم بزك هستند. زنان جزوه توبه نصوح (1299) نيم‌برهنه در حال استحمام هستند - ارزش جزوه دزد و قاضي (1298) در آن است كه صحنه‌هائي از زندگي دهقانان را نشان مي‌دهد. برخي از آنان قبا و شلوار كوتاه و بند جوراب در بر دارند و برخي ديگر سرداري و شلوار بند و ملاها نيز با قباي بلند و عمامه بزرگ نشان داده شده‌اند- نظير اين صحنه‌هاي روستائي در مجموعه داستاني به‌نام هفت‌كتاب نيز آمده است. در اينجا وضع دهقاني به دنبال گوسفندانش ، آهنگر در كارگاهش ، به دقت مشاهده شده دو صحنه زيباي مراسم مذهبي كه در نهايت سادگي بسيار گويا است و سبب شگرفي خاص اين جزوه است يكي از آنها عيسي [60] را در حال تفكر بر روي يك جمجمه و برابر تابوت باز نشان مي‌دهد و ديگري ملائكه‌اي است كه دست ابراهيم را مي‌گيرد تا پسرش را قرباني نكند و بره را به او نشان مي‌دهد(تصوير 18).

 

 20- داستان روباه

 19- موش و گربه

 18- قرباني كردن ابراهيم

در جزوه به نام « سر گياهان معطر » جنبه ديگري از تصوير‌سازي ارائه شده است - اين جزوه شرح منظوم گلها است (1300) . طرحهاي زيباي گلها نفوذ اروپا را نشان مي‌دهد و شايد مجموع آن از كارهاي غربي اقتباس شده باشد.

در اين نقش‌سازي حيوانات سهم محدودي دارند - اگر اهميت داستانهاي حيوانات در ايران را در نظر آوريم علاوه بر اينكه طراحان ايراني استعدادي از سبك و شگرفي ساختن صورت اشخاص نشان داده‌اند در مورد حيوانات كار آنها بچگانه بوده است سه جزوه كوچك اين مدعا را ثابت مي‌كند: در دو نسخه (1297 و 1300) اشعار موش و گربه عبيد‌زاكاني بزرگترين شاعر هجو‌گوي قرن پانزدهم ميلادي ايران موش به دربار مي‌نشيند و سپس بر اسب خود سوار شده و به جنگ مي‌رود - موشان شيپور مي‌نوازند و آذوقه‌اي را كه روي سرشان حمل مي‌كنند به گربه نشان مي‌دهند - در نسخه چاپ (1300) اشعار مكتبي مجنون را در بيابان در حالي كه ددان به دور او گرد آمده‌اند نشان مي‌دهد. عدم مهارت در تصوير‌سازي در جزوه « داستان‌ روباه » بيشتر به چشم مي‌آيد.

تمام اين جزوه‌ها از نيمه دوم سده نوزدهم و در زمان ناصرالدين شاه است. و همه در كارگاههاي تهران چاپ سنگي شده است از بررسي آنها نتيجه مي‌شود كه گرچه اين تصوير‌سازي با انتشارات مهمي آغاز شد كه تنها به طور غيرمستقيم هنر عاميانه را نشان مي‌دهد ، ولي هرگز موفق به ايجاد يك شيوه مشخص نشد و به زودي راه انحطاط در پيش گرفت. در اواخر قرن نوزدهم دوران آن به كلي بسر رسيد ، مگر آنكه چند تصويري را كه در چند سالنامه و روزنامه‌هاي فكاهي منتشر شده به آنها پيوست داد.

( نگاه كنيد ساكيسيان كاريكاتور در هنر گرافيك ايران  بورليگتن ماگازين ژوئيه و اوت 1936 و سالنامه پاريس ) و يا تصويرهاي كتابهاي درس مثلاً نخستين دوره فرائد‌الادب در آن چند تصوير اروپائي كه از ميان آنها يك نقش Bertill  كه سابقاً در كتابهاي مادام سگور Segur  منتشر شده گنجانده‌اند.

اين نقش‌سازي مختصر را چاپخانه نجات داد ( سياه و سفيد و رنگي ) كه در ربع آخر قرن اقدام به تأسيس آن كردند.

نقش‌سازي دوباره به صورت شمايل‌هاي رنگي بزرگ ظاهر شد. تك تصوير‌هاي خاندان حضرت محمد ، امام‌هاي شيعه با چهره‌هاي نجيب و خصوصيات سامي ، گرچه با فن غربي تهيه شده است ولي بي‌شباهت به سنت‌هاي تأييد شده مينياتورهاي قرن هشتم به بعد نيست ( نمونه پوپ- نقشه 825) - گروه ديگري از آنها معجزات و مصائب ائمه را نشان مي‌دهد - گروه ديگر كمپوزيسون وسيع‌تر داشته مثلاً جنگ كربلا را مجسم مي‌سازد كه در آن تصادم سوران احتضار مجروحين و زنان غمگين مجموع متأثركننده‌اي را تشكيل مي‌دهد ، يا با سبكي كه به هنر عاميانه نزديكتراست مانند تابلو  مصائب قتل حسين پس از وقايع كربلا اين دو تصوير بسيار توصيفي است تابلو اول بسيار شبيه نقاشيهاي ديواري امامزاده زيد اصفهان است ( قرن نهم هجري و نگاه كنيد به مقاله يداگدارد در آثار ايران سال 1937 ، ص 46 345 ) سلاحهاي جنگجويان و خود نوك‌تيز و زره آنها شبيه تصوير3 از هزارويكشب است. در مجلس دوم نيز همين سلاحها و وسائل به چشم مي‌خورد به علاوه يادآورد مصائب جهنمي كه نويسنده كتاب ارتك ويراژ ، حكايت در‌باره سفر به ماوراء آورده مي‌باشد - اين دو تصوير از هزاران شاهدي است كه نشان مي‌دهد نبوغ و استعداد ايراني ، مضمون و الهامات خود را پيوسته تجديد و متنوع‌تر كرده است. [61]

"پاورقي‌ها":

      1- مترجم چون دسترسي به اصل اين جزوه‌ها نداشت عنوان و تاريخ آنها را معادل آنچه پروفسور ماسه به فرانسه و سنه ميلادي آورده انتخاب كرده است.

         2-  نگاه كنيد به   A. Christensen, Ersai sur la demonologie Iraniene.  

            Polypheme پسر نپتون است كه اوليس چشم او را كور كرد.

         3-  Persee  قهرمان يوناني پسر ژوپيتر بعد از ماجراهائي پادشاه ترنتت مي‌شود.

         4-  دختر پادشاه حبشه كه براي نشان دادن خشم اژدها وي را به جلوي اژدها مي‌بندند، ولي پرسه سوار بر اسب بالدار ميرسد و اژدها را كشته و دختر را نجات مي‌دهد.